جمعه 10 اسفند 1403 - 00:11

کد خبر 823748

پنج‌شنبه 09 اسفند 1403 - 20:47:51


برای آغاز تنش‌زدایی با اروپا امروز بهتر از فرداست


شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

عبدالرحمن فتح‌الهی| به دنبال سخنان دیروز (چهارشنبه) محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، دال بر اینکه آژانس انرژی اتمی به دلیل فشار‌های سه کشور اروپایی، اعلام کرده گزارش جامعی را در نوبت بعدی تهیه می‌کند، به وضوح مشخص است که کشورهای اروپایی (آلمان، فرانسه و انگلستان) با فشار به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تهیه گزارشی جامع درباره وضعیت هسته‌ای ایران به دنبال تغییر فضای سیاسی در قبال تهران هستند. این در حالی است که دوشنبه این هفته، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از تلاش برای تعامل با تهران خبر داد و طی سخنانی تأکید کرد این اتحادیه به‌ دنبال ارائه ابتکارهای جدید و پیشنهادهای ملموس برای تعیین مسیر تعامل با ایران است. این تحولات متناقض نشان‌دهنده وضعیت پیچیده و چندلایه روابط ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و ایالات متحده است. از یک طرف ایران بر تعهدات خود به برجام و نظارت آژانس تأکید دارد و در تلاش است‌ با کشورهای اروپایی وارد گفت‌وگوهای سازنده شود، اما از سوی دیگر، فشارهای سیاسی، به‌ویژه از سوی آمریکا، باعث پیچیدگی و تنش بیشتر در این روابط می‌شود. احتمال فعال‌شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها علیه ایران به عنوان یک ابزار فشار، تهدیدی برای منافع ایران است.

بنابراین اکنون این سؤال مهم وجود دارد که سیاست خارجی اروپایی‌ها در قبال جمهوری اسلامی ایران و مشخصا پرونده فعالیت‌های هسته‌ای، چگونه سیاستی است؟ خصوصا آنکه به دنبال شکاف بین قاره سبز و ایالات متحده آمریکا این تصور به وجود آمده بود که تهران به یک فرصت برای از سرگیری روابط با اروپا دست پیدا کرده است. ولی به نظر می‌رسد‌ اکنون شاهد یک وضعیت مبهم و در عین حال متناقض از سوی اروپا هستیم که از یک سو با فشار به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به دنبال تهیه گزارش جامعی از پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران در نشست فصلی شورای حکام هستند و از سوی دیگر، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از لزوم تعامل با تهران می‌گوید. حال این تناقض چه معنایی می‌دهد و چه مسیری را در مناسبات بین تهران و اروپا رقم خواهد زد، سؤالی است که پاسخش را در گفت‌وگو با ابوالقاسم دلفی پی گرفته‌ایم. آنچه در ادامه می‌خوانید ماحصل گپ‌و‌گفت با سفیر اسبق ایران در فرانسه، صربستان، بلژیک، کلمبیا و شیلی است.
 
‌جناب دلفی، از تناقض مواضع عملی و اعلامی اروپایی‌ها در‌خصوص ایران و پرونده هسته‌ای کشورمان شروع کنیم. چرا از یک سو کایا کالاس، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بر لزوم تعامل با تهران می‌گوید و در سوی دیگر، دیروز چهارشنبه محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، از فشار تروئیکای اروپایی برای تهیه گزارش جامع توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در‌خصوص پرونده هسته‌ای ایران خبر می‌دهد. این ابهام چه معنایی می‌دهد؟

اتفاقا به نظر من اروپایی‌ها مبهم عمل نکرده و نمی‌کنند، بلکه روشن و شفاف در برابر ایران حرکت می‌کنند‌... .

‌ یعنی شما منکر تناقضات در گفته‌ها و اقدامات اروپایی‌ها هستید؟

هیچ تناقضی وجود ندارد. اگر تناقضی هم مطرح باشد متوجه سیاست خارجی ایران است.

‌ چطور؟

واقع امر این است که سیاست خارجی ما، به خصوص بعد از تجاوز روسیه به خاک اوکراین، در قبال اروپایی‌ها و در یک چارچوب کلان‌تر در قبال غرب، آن‌طورکه باید روشن و شفاف نبوده است.

‌ برخلاف آنچه گفتید، دوشنبه این هفته شاهد دور جدید مذاکرات توسط عباس عراقچی با اروپایی‌ها در ژنو بودیم که کاظم غریب‌آبادی آن را مثبت ارزیابی کرد.

کدام مذاکره! صرف موضع‌گیری مثبت، اعلام آمادگی برای مذاکره با اروپا و برخی نشست و دیدارها به معنای اتخاذ رویکرد جدی و عملی برای تنش‌زدایی با اروپا نیست. با وجود چند دور دیدار، هنوز گامی در‌باره ورود به بحث‌های محتوایی برداشته نشده است. حتی مقامات امور خارجه توصیه می‌کنند که در توصیف دیدارهای ژنو از عبارت «مذاکره» استفاده نشود. این به معنای تنش‌زدایی با اروپاست؟‌ کما‌اینکه در طول جنگ اوکراین هم تهران از یک سو هرگونه ادعا و اتهام درخصوص حمایت از روسیه و ارسال تجهیزات و تسلیحات را منکر شد و همواره خود را به عنوان یک میانجی‌ برای پایان‌دادن به این جنگ نشان داد.

به هر حال جنگ اوکراین به شکل عملی امنیت و تمامیت ارضی اروپا را تحت‌الشعاع قرار داد و این علاوه‌بر آثار و تبعات مخرب اقتصادی، تجاری، انرژی و سایر موضوعات مربوط به این اتحادیه است. طبیعتا اروپا هم‌اکنون نمی‌تواند با چند دیدار وزیر امور خارجه ایران و معاونانش به این باور برسد که تهران به دنبال تنش‌زدایی عملی است.

از طرف دیگر نباید فضای متفاوت در اروپا بعد از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید را هم فراموش کرد. تقریبا طی 40 روز گذشته دونالد ترامپ، هم روی مسائل داخلی اروپایی‌ها فشارهایی جدی وارد کرده و هم به دنبال آن است که سیاست خارجی اتحادیه اروپا را در همه موضوعات مبتنی‌بر اهداف و منافع ایالات متحده تعریف کند. اخیرا کنگره آمریکا به دنبال فشار بر اروپایی‌ها برای فعال‌کردن مکانیسم ماشه علیه ایران است تا علاوه‌بر ایجاد اجماع جهانی، به نحوی تحریم‌ها و فشار حداکثری دونالد ترامپ در قبال تهران توجیه شود و دیگر کشورها هم به آن بپیوندند. در چنین شرایطی که دونالد ترامپ با فشار حداکثری به دنبال آن است که تهران از موضع ضعف وارد مذاکرات با واشنگتن شود تا توافقی مطابق با خواسته او‌ محقق شود، طبیعتا هرگونه انعطاف یا چراغ سبز از سوی اروپایی‌ها برای ایران با حساسیت آمریکا مواجه خواهد شد و چون قاره سبز نمی‌خواهد شکاف فعلی بین اروپا و آمریکا در‌خصوص جنگ اوکراین بیشتر از این شود، یقینا همراهی، همسویی و حمایت خود را از سیاست‌های ضدایرانی ترامپ خواهد داشت.

‌ پس به باورتان آن‌گونه که برخی معتقد بودند گسل کنونی بین دو سوی آتلانتیک (اروپا و آمریکا) به معنای فرصت برای ایران نیست؟

به‌هیچ‌عنوان. هیچ‌وقت این گسل به معنای فرصت نبوده است. اروپا قطعا بین ایران و آمریکا، ایران را انتخاب نمی‌کند. در این موضوع شک نداشته باشید.

‌ چرا؟

پاسخ کامل روشن است. سطح روابط تجاری، اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، نظامی، تسلیحاتی و‌... بین اروپا و آمریکا اساسا اجازه نمی‌دهد که قاره سبز جز مسیر حمایت از سیاست‌های ایالات متحده آمریکا تصمیم دیگری اتخاذ کند. به همین دلیل بود که من از همان روزها و هفته‌های ابتدایی دولت چهاردهم و در گفت‌وگو با شخص شما و روزنامه «شرق» تأکید فراوان داشتم که باید محوریت کار سیاست خارجی این دولت و عباس عراقچی بر تنش‌زدایی با اروپا اختصاص پیدا کند که به هر دلیلی نشد و شرایط کنونی نتیجه آن است. اتفاقا در شرایط کنونی که اختلافات بین اروپا و آمریکا بیشتر شده است، دو طرف سعی خواهند کرد‌ روی نقاط اشتراکی و فصول مشترک حرکت کنند تا به نحوی این اختلافات و گسل‌ها را کنترل و مدیریت کنند. در چنین فضایی خصوصا اروپایی‌ها روی نحوه تعامل یا تقابل با ایران و رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران سعی خواهند کرد در مسیر و ریل‌گذاری آمریکایی‌ها حرکت کنند. در حال حاضر یک اشتراک نظر بین اروپا، آمریکا و آژانس دال بر این وجود دارد که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند‌... .

‌ همین‌جا توقف کنیم. خب اینکه بهانه است، ایران بارها اعلام کرده قصد دستیابی به سلاح هسته‌ای ندارد، اما به آژانس اشاره کردید. رفتار رافائل گروسی و آژانس را هم چگونه می‌بینید؟ یعنی همان‌گونه که عنوان کردید ‌اروپا بین ایران و آمریکا قطعا ایران را انتخاب نمی‌کند، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم جانب تهران را نخواهد گرفت‌؟

هر‌چه‌ هست، قبل‌تر هم اشاره کردم و باز می‌گویم اکنون یک فصل مشترک وجود دارد بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آمریکا و اروپایی‌ها که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. سطح بالای غنی‌سازی و ابعاد پرونده هسته‌ای به این نگرانی مشترک سه طرف دامن زده است. یعنی دایره اشتراک نظر و به تبعش دایره اشتراک عمل بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آمریکا و اروپایی‌ها بیشتر خواهد شد. از طرف دیگر حتی وقتی پرونده هسته‌ای ایران هم ابعاد نگران‌کننده‌ای برای این سه طرف (اروپا، آمریکا و آژانس) ندارد، باز هم چون نوع مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران، «سیاسی» است، نه «فنی» طبیعتا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مسیر مد نظر آمریکایی‌ها و دونالد ترامپ عمل می‌کنند. لذا همان‌گونه که اروپا بین ایران و آمریکا، ایران را انتخاب نمی‌کند. نمی‌توان از نهادی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم این انتظار را داشته باشیم که بخواهد طرف ایران را بگیرد. چون بخواهیم یا نخواهیم، منطق قدرت در روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل حاکم است و اکنون قدرت با غرب است، حتی اگر این قدرت اخلاقی و حقوقی نباشد.

‌‌ با توجه به این حرف‌های‌تان، شما هم به نحوی بر فعال‌شدن مکانیسم ماشه از سوی اروپایی‌ها اذعان دارید؟

من تقریبا فعال‌شدن مکانیسم ماشه را قطعی می‌دانم.

‌ به چه دلیل؟

چون با توجه به همان اشتراک نظر بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایالات متحده آمریکا و اروپایی‌ها که به‌ویژه بعد از اینکه دونالد ترامپ روی کار آمده، این اشتراک نظر و اشتراک عمل پررنگ‌تر شده است، قطعا نحوه مدیریت و حل‌وفصل پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران در یکی از این دو سمت خواهد بود؛ یا باید قبل از اکتبر ۲۰۲۵ (مهرماه ۱۴۰۴) و پیش از انقضای قطع‌نامه ۲۲۳۱ به‌عنوان ضامن اجرائی برجام، مذاکرات جدید و توافق جدیدی برای جایگزینی با برجام به دست آید یا اینکه پیش از این تاریخ باید با فعال‌شدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطع‌نامه‌ها، غربی‌ها مانع از این شوند که پرونده هسته‌ای ایران از دستور کار شورای امنیت و سازمان ملل خارج شود و چون در فاصله حدود هفت‌ماهه تا مهرماه ۱۴۰۴ بعید است مذاکراتی جدی بین ایران و اروپا شکل بگیرد، از هم‌اکنون احتمال دارد تروئیکای اروپایی عضو برجام، گام‌هایی برای فعال‌‌کردن مکانیسم ماشه بردارند.

‌ به‌ویژه آنکه این پروسه به یک بازه زمانی ۶۰‌روزه نیاز دارد تا عملیاتی شود... 

بله و اتفاقا پیرو نکته شما در بهترین حالت، ایران نه هفت ماه بلکه نهایتا پنج ماه فرصت دارد و چون عباس عراقچی هم در آخرین اظهارنظر خود در نشست خبری مشترک با سرگئی لاوروف صراحتا عنوان کرده است که مذاکرات با شرایط کنونی و تحت فشار، از جانب ایران انجام نمی‌شود، اروپا بدیهی می‌داند که در این فاصله چند‌ماهه تا اکتبر ۲۰۲۵، مذاکره و توافق جدید حاصل نخواهد شد.

‌ و به باور شما، ایران چه برنامه یا راه برون‌رفتی از این مسئله دارد؟ می‌تواند با اقداماتی نظیر حضور رافائل گروسی در تهران یا مذاکرات جدی‌تر با اروپا این پروسه را به تأخیر بیندازد؟

به‌هیچ‌عنوان، چون از یک سو اقداماتی مانند دعوت از گروسی و مذاکرات و توافقات بین ایران و آژانس چندین بار در آستانه نشست فصلی شورای حکام از جانب تهران عملیاتی شده است و دیگر کارکرد سابق را ندارد. الان هم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و هم طرف غربی به این نوع سیاست‌ها و رفتارهای ایران در آستانه نشست‌های فصلی شورای حکام واقف‌اند. پس حتی اگر دعوتی هم صورت بگیرد که نخواهد گرفت، اتفاقی را رقم نخواهد زد و دوم آنکه فاصله زمانی کوتاه چند‌ماهه تا انقضای قطع‌نامه ۲۲۳۱ چنان انقباض زمانی را شکل داده که غربی‌ها راه‌حل در دسترس برای کنترل فعالیت‌های هسته‌ای ایران را فعال‌کردن مکانیسم ماشه می‌دانند.

‌ پس باید پرسید چرا غرب چنین تصوری دارد؟

چون به باور غربی‌ها اگر قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، ذیل فعال‌شدن مکانیسم ماشه بازگردد و در کنار آن کارزار فشار حداکثری دونالد ترامپ هم اعمال شود که این کار چند هفته است که شروع شده، سینرژی این دو اتفاق باعث خواهد شد که تهران در ضعیف‌ترین حالت ممکن و با حداقل درخواست‌ها و انتظارات پای میز مذاکره با غرب حاضر شود و در نهایت توافق جامع از پرونده هسته‌ای تا موشکی و منطقه‌ای را خواهد پذیرفت. در‌صورتی‌که اکنون اروپا و آمریکا اگر بخواهند مذاکراتی با ایران انجام دهند، فرصت لازم تا مهر سال آینده وجود ندارد و اینکه ایران در این شرایط به مذاکره‌ای جز پرونده هسته‌ای و جز با طرف اروپایی تن نخواهد داد. اما بعد از فعال‌شدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطع‌نامه‌ها به موازات اعمال کمپین فشار حداکثری دونالد ترامپ، دیگر غرب نگران انقضای قطع‌نامه ۲۲۳۱ برجام و خروج فعالیت‌های هسته‌ای ایران از دستور کار سازمان ملل و شورای امنیت نخواهد بود.

آن زمان غرب بدون هیچ‌گونه انقباض زمانی و بدون هیچ‌گونه محدودیت زمانی منتظر تأثیر سینرژی کمپین فشار حداکثری و بازگشت قطع‌نامه‌های شورای امنیت بر ایران خواهد بود تا مذاکرات جامع با هدف تحقق توافق جامع بر تهران تحمیل شود. به همین دلیل است که من از همان روزهای ابتدایی دولت چهاردهم مدام بر تلاش‌های جدی و عملی برای تنش‌زدایی با اروپا تأکید کردم که به این نقطه نرسیم. ما الان در نقطه‌ای هستیم که یا ایران دوباره به ذیل فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل بازمی‌گردد یا باید شروط، خواسته‌ها و مطالبات غرب را بپذیرد. ما پیش‌تر می‌توانستیم به این نقطه نرسیم.

‌ ولی گفته شده بود که احتمالا روس‌ها می‌توانند میانجی بین ایران و غرب و مشخصا دولت ترامپ باشند که به این نقطه نرسیم یا حداقل تنش به نقطه کنترل‌ناپذیر و مدیریت‌نشدنی یا نقطه برگشت‌ناپذیر نرسد تا بتوانیم فرصت کافی برای مذاکره را فراهم کرده و به نحوی شرایط و فضای لازم... .

اتفاقا نکته اینجاست که سفر سرگئی لاوروف درست در میانه تنش اروپا و آمریکا، به‌هیچ‌عنوان پالس مثبتی برای اروپایی‌ها از جانب تهران نبود. اینکه عباس عراقچی هم در نشست مشترک خبری با همتای روس خود صراحتا عنوان می‌کند که ما در مذاکرات با غرب و در پرونده هسته‌ای مواضعی مبتنی و هماهنگ با روس‌ها و چینی‌ها اتخاذ می‌کنیم، نشان می‌دهد که کماکان در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد و فرقی بین دولت پزشکیان و رئیسی و بین امیرعبداللهیان و عراقچی نیست.

‌ به‌عنوان یک دیپلمات باسابقه که به همه زیر‌و‌بم‌های سیاست خارجی ایران اشراف دارید، غیر از این تصور داشتید؟

بله، من انتظار تغییر راهبردهای سیاست خارجی را ندارم؛ اینکه بدیهی است، اما حداقلش این بود که تفاوتی بین عملکرد و تاکتیک‌های سیاست خارجی می‌دیدیم. باید تفاوت در نحوه تصمیم‌گیری، موضع‌گیری و تحرکات دیپلماتیک عراقچی با مرحوم امیرعبداللهیان را می‌دیدیم. واقعا اکنون چه تفاوتی بین دیپلماسی دولت سیزدهم و چهاردهم وجود دارد؟ چه تفاوتی بین وزرای امور خارجه دولت سابق و دولت فعلی است؟ ما می‌توانستیم دست‌کم جبهه غرب را آن‌قدر حساس نکنیم. چرا فکر می‌کنیم که روسیه می‌تواند برای ما کاری بکند؟

چرا فکر می‌کنیم که روسیه باید برای ما کاری بکند؟ تاریخ این کشور در دو سده اخیر نشان داده است که روس‌ها به‌هیچ‌عنوان قابل اطمینان نیستند و نمی‌توان در پرونده‌های حساس و در بزنگاه‌ها روی آنها حساب جدی باز کرد. اتفاقا اگر می‌بینید سرگئی لاوروف به ایران سفر کرده، قطعا به دنبال کنترل و مدیریت تهران و با هدف استفاده از موقعیت ایران در مذاکرات با دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ اوکراین است؛ روسیه تجاوز به خاک اوکراین را شروع کرد و ایران را شریک جرم خود نشان داد و به همان اندازه برای ما چالش و بحران و تحریم آفرید. اکنون پوتین با دونالد ترامپ مذاکره می‌کند و این جنگ را متناسب با اهداف خود به پایان می‌رساند، بدون آنکه برای تهران و منافعش اهمیت قائل باشد. در شرایطی که فصل احیای روابط آمریکا و روسیه شروع شده، یقین بدانید که تازه تبعات و مشکلات سیاست خارجی ایران به دلیل اقدامات و تصمیمات اشتباه در حواشی جنگ اوکراین و حمایت از روس‌ها خود را نشان خواهد داد. باید اذعان کرد که ما به واسطه جنگ اوکراین از چند ناحیه ضربه خوردیم؛ اروپا را دشمن خود کردیم و در سردترین و حتی یخ‌زده‌ترین حالت ممکن مناسبات با اروپا قرار داریم. تحریم‌های گسترده‌ای علیه برنامه موشکی و نظامی و دفاعی ما به دلیل این جنگ (اوکراین) بر کشور تحمیل شد و از سوی دیگر روسیه هم توانست در این جنگ به منافعش برسد؛ یعنی ایران در جنگی که به او کوچک‌ترین ارتباطی نداشت، چند بار ضربه خورده است.

‌ اگرچه به نبود راهکار مناسب اشاره داشتید، اما تهران برای کنترل و مدیریت حداقلی این شرایط چه کاری باید بکند؟

متأسفانه ما با کُندی در تنش‌زدایی با اروپا عمل کرده‌ایم. قرار بود دوشنبه این هفته، شورای وزیران خارجه اتحادیه اروپا درباره ایران با برگزاری نشستی، سیاست خود را اتخاذ کرده و تصمیم‌گیری لازم را داشته باشند که به دلیل سفر امانوئل مکرون به آمریکا این نشست به تأخیر افتاده است، بنابراین اگر می‌خواهیم بحران از این عمیق‌تر نشود، باید در کمترین زمان ممکن به سمت مذاکرات عملی برویم. تکرار می‌کنم که مذاکره عملی، نه دیدار و گفت‌وگو و تماس تلفنی یا نوشته‌های توییتری. باید با حضور فیزیکی در اروپا و آغاز مذاکرات، پنجره روابط را باز کنیم... .

‌ منظورتان از کمترین زمان ممکن، دقیقا چه زمانی است؟

همین امروز پنجشنبه بهتر از فردا جمعه است.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط