پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 18:15

کد خبر 1002796

پنج‌شنبه 22 اسفند 1404 - 09:48:00


شروع راند دوم جنگ از روز دوازدهم


فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

سیدمهدی طالبی| ایران جنگ اصلی را از بامداد روز دوازدهم آغاز کرده است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در نخستین دقایق روز گذشته (چهارشنبه 20 اسفند 1404، 11 مارس 2026)، توییتی تهدیدآمیز خطاب به صهیونیست‌ها منتشر کرد و در انتهای آن نوشت: «ما تازه شروع کرده‌ایم». همزمان با این تهدید، موج سی‌وهفتم عملیات وعده صادق-4 آغاز شد که در آن نیروهای مسلح ایران اعلام کردند این حمله به عنوان طولانی‌ترین و سهمگین‌ترین حمله در طول جنگ، 3 ساعت علیه سرزمین‌های اشغالی به طول خواهد انجامید. 


شبکه آمریکایی ای‌بی‌سی‌نیوز در این باره گزارش کرد این حمله «شدیدترین و سنگین‌ترین عملیات» در طول جنگ بوده است. وجه تمایز موج سی‌وهفتم نسبت به موج‌های پیشین، استفاده گسترده از موشک‌های سنگین در تمام نوبت‌ها و در تعداد بالا بود. اجرای این موج، یک شگفتانه بود؛ درحالی‌که آمریکا فکر می‌کرد با حملات خود به شهرهای موشکی باعث کاهش توانایی موشکی ایران شده و این بمباران‌ها توانایی تهران برای اجرای حملات سنگین در بازه‌های کوتاه را از بین برده است، شلیک تعداد بالای موشک در مدتی کوتاه و با اعلام قبلی، ضربه‌ای به این دیدگاه بود. 

شکست جنگ ضربتی
جنگ ضربتی و کوتاه‌مدت، سیاست اصلی صهیونیست‌ها بوده و در سال‌های اخیر آمریکا نیز به آن رسیده بود؛ بااین‌حال وقوع عملیات فلسطینی 7 اکتبر این سیاست را تا حدی در میان صهیونیست‌ها تغییر داد. آنچه این تغییر را امکان‌پذیر کرد، تضعیف جدی گروه‌های فلسطینی در غزه با حملات سنگین بود. در لبنان این تضعیف با عملیات پیجری و ترور تیم‌های فرماندهی صورت گرفت تا جنگ گرچه طولانی اما از نظر ضرباتی که صهیونیست‌ها می‌بینند، کم‌شدت شود. تل‌آویو به تدریج و در مجموع طی جنگ با غزه و لبنان تلفات گسترده‌ای دید، اما کم‌شدت بودن جنگ‌ها به صهیونیست‌ها اجازه داد تا تلفات و خسارات را هضم کنند. 
روزهای اول تا یازدهم جنگ، با وجود امیدواری دشمن به سرنگونی نظام سیاسی ایران، دوره شکست جنگ ضربتی در تحقق اهداف بود و از روز دوازدهم به بعد، دوره شکست در دفع تهاجم و واردآمدن ضربات سنگین بر پیکره قوای آمریکایی - صهیونیستی است. در 11 روز اول، ایران توان خود را صرف خنثی‌سازی توطئه‌های داخلی برای در اختیار گرفتن خیابان و فعال‌سازی هسته‌های مسلح و ضربه به رادارها و تأسیسات اصلی نظامی آمریکا در منطقه کرد و علیه رژیم صهیونیستی، بر تخلیه موشک‌های رهگیر، آژیر مداوم و آسیب گزینشی به تأسیسات خاص متمرکز بود. حالا اما مرحله‌ جدیدی شروع شده است؛ زیرا پدافند دشمن با تخلیه رهگیرها، آسیب به رادارها و نابودی حلقه‌های اصلی ارتباطات ماهواره‌ای، بی‌دفاع شده و زمان انهدام دشمن است. این مرحله تسلیحات ویژه خود را طلب می‌کند که موشک‌های سنگین، از جمله موشک خرمشهر-4 یکی از اجزای اساسی آن است. 

چهار نیرو و سه جغرافیای درگیری ایران با دشمن
هریک از قوای ایران، بر اساس وظایف ابلاغی، اهداف خاصی را مورد حمله قرار می‌دهد. در فاز تهاجمی، پنج نیروی هوافضا، دریایی، زمینی و قدس سپاه به همراه نیروی زمینی ارتش که به تسلیحات موشکی و پهپادی مسلحند، وظایف اصلی را برعهده گرفته‌اند. از نظر شدت، در روزهای نخست به نظر می‌رسید بار اصلی حملات بر عهده نیروی دریایی سپاه باشد. به‌مرور و با ازرده‌خارج شدن پایگاه‌های آمریکا و تضعیف پدافندی، نیروی هوافضا در حال افزایش فعالیت‌های خود است. گرچه شاخه‌های چندگانه نیروهای مسلح در جنگ حضور دارند، اما از نظر جغرافیا، هر کدام بر یک منطقه خاص متمرکز شده‌اند. از این منظر جغرافیای جنگ به چهار محل اصلی تقسیم می‌گردد؛ خلیج‌فارس، اقلیم کردستان عراق، مرکز و جنوب عراق و چهارمین حوزه فلسطین اشغالی و اردن. بر اساس یک تقسیم‌بندی، خلیج‌فارس محل عملیات نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ در این راستا نیروی دریایی سپاه علاوه بر موشک‌های بالستیک و کروز و پهپادهای انتحاری ضدکشتی دارای نمونه‌های کوتاه‌برد زمین‌به‌زمین است تا بتواند پایگاه‌های آمریکا در محیط خلیج‌فارس را هدف بگیرد. این مسئله طی جنگ باعث شده تاکنون این نیروی دریایی سپاه باشد که در تقابل با قوای اصلی آمریکا قرار گیرد. به طور خلاصه، نیروی دریایی وظیفه عمل در خلیج‌فارس را برعهده داشته است. نیروی زمینی سپاه، وظیفه هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا در اقلیم کردستان عراق را برعهده دارد؛ این پایگاه‌ها از نظر هماهنگی ورود هواگردها از طریق مرزهای غربی، جنگال و شنود، رهگیری موشک‌های ایران، حضور گروه‌های تروریستی و کماندوهای آمریکایی دارای اهمیت است. نیروی زمینی سپاه برای همین امر، دارای سلاح‌های زمین‌به‌زمین برای هدف‌گیری محیط اقلیم کردستان عراق است. وظیفه نیروی قدس سپاه انهدام تجهیزات و اختلال در عملکرد نیروهای آمریکایی در مرکز و جنوب عراق است که این اقدام از طریق گروه‌های مقاومت عراقی صورت می‌گیرد. نیروی هوافضا بر اردن و سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های دوردست آمریکا در منطقه، مانند پایگاه‌های آمریکا در عمق خاک عربستان متمرکز است؛ گرچه عربستان در دایره نیروی دریایی سپاه قرار دارد. از نظر تفاوت سلاح، موشک‌های پیشرفته و سنگین زمین‌به‌زمین، در اختیار نیروی هوافضاست. نیروی دریایی و زمینی سپاه، بیشتر با استفاده از سلاح‌های تهاجمی سبک‌تر، انهدام اهدافی مانند رادارها، تجهیزات الکترونیک، تأسیسات روزمینی و مواردی ازاین‌دست را مورد اصابت قرار می‌دهند. 
 اهداف دوردست و مستحکم در هر جای منطقه، چه در خلیج‌فارس و چه در اقلیم کردستان، در دایره وظایف نیروی هوافضا قرار می‌گیرند.
 ارتش در این میان، بیشتر با قوای پهپادی حاضر است. یگان‌های پهپادی نیروی زمینی ارتش که شامل پهپادهای انتحاری دوربرد می‌شود، به اهداف دوردست حمله می‌کنند؛ مانند جنگ 12 روزه که این نیرو به سمت سرزمین‌های اشغالی پرتاب می‌کرد. بر این اساس، اگر نیروی هوافضای سپاه موشک‌ها را علیه سرزمین‌های اشغالی شلیک می‌کند، حملات پهپادی برعهده نیروی زمینی ارتش است. به‌طورکلی، در سرزمین‌های اشغالی، نیروی هوافضا موشک شلیک می‌کند، مأموریت نیروی زمینی ارتش پرتاب پهپاد است و سپاه قدس، از طریق مقاومت لبنان ضمن پرتاب راکت و موشک، عملیات‌های زمینی نیز انجام می‌دهد. 

کلاهک‌های بارشی و باز کردن مسیر موشک‌های لبنان
برای رهگیری موشک‌های بالستیک میان‌برد با بردی بیش از هزار کیلومتر، در بالاترین لایه سامانه‌های تاد و پیکان-3 و در لایه میانی سامانه‌های پاتریوت و فلاخن داوود توسط رژیم صهیونیستی استفاده می‌شوند و گنبدآهنین در پایین‌ترین و آخرین لایه، کمترین اثر را دارد. ️گنبدآهنین با برد کم، به طور تخصصی برای رهگیری پرتابه‌های کوتاه‌برد و کم‌سرعت مانند راکت‌ و پهپاد توسعه‌یافته است؛ این سامانه حتی برای رهگیری گلوله توپخانه و خمپاره به کار می‌رود. استفاده از کلاهک‌های بارشی توسط ایران که طی آن کلاهک اصلی به ده‌ها ریزکلاهک تقسیم می‌شود، با مجبور کردن صهیونیست‌ها به رهگیری ریزکلاهک‌ها، باعث فشار شدید به ذخایر موشک‌های رهگیر تامیر می‌شود که در گنبدآهنین وجود دارند. با تضعیف ذخایر موشک‌های رهگیر گنبدآهنین، راه برای مؤثر شدن راکت‌ها و موشک‌های زمین‌به‌زمین کوتاه‌برد حزب‌الله لبنان باز می‌شود و این یکی از دلایل مهم استفاده از کلاهک‌های بارشی توسط ایران است. ️این امر دلایل دیگری نیز دارد؛ از جمله مدیریت ذخایر موشکی برای نبرد بلندمدت و آسیب به محیط گسترده‌تر اما باز کردن راه حزب‌الله نیز یک هدف مهم است.

خلاقیت
ایران نیروی در عرصه نیست برخلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی که نیروی در عرصه بوده و زایندگی میدانی ندارند. آن‌ها با سرباز و تجهیزات وارد میدان می‌شوند و هرچه از آن‌ها کم شود، به معنای ضعیف‌تر شدنشان است. ایران اما وضعیت متفاوتی دارد. این مسئله در جنگ تحمیلی اثبات شد. در دو سال ابتدایی جنگ تحمیلی، ایران نیروی در عرصه به‌حساب می‌آمد که قدرتش را سربازان، تانک‌ها و جنگنده‌ها تعیین می‌کردند. ارتش ایران به دلیل مسائلی که کشور با آن‌ها مواجه شده بود، انسجام کافی نداشتند و از طرفی در طول دو سال جنگ، سلاح‌های خود را در شرایطی از دست می‌دادند که جایگزینی برای آن‌ها وجود نداشت. در مقابل، عراق نه‌تنها با تحریم دست‌وپنجه نرم نمی‌کرد که سیل سلاح به‌سوی آن سرازیر بود. پس از مدتی برتری زمینی و هوایی تجهیزات نظامی ایران از بین رفته و این برتری در اختیار عراق قرار گرفت، اما درست از همین نقطه به بعد، پیروزی‌های بزرگ تهران و شکست‌های خارق‌العاده صدام شروع شدند. ایران با راه‌اندازی سپاه و پیگیری جنگ نامتقارن و تزریق مدام خلاقیت و غافلگیری‌ها به میدان نبرد امان دشمن را برید. در پایان جنگ دشمن دارای 60 لشکر تا بن‌دندان مسلح بود، درحالی‌که ایران از نظر تعداد تانک و جنگنده در ضعیف‌ترین موقعیت خود بود. بااین‌وجود، ایران حتی آخرین موج از عملیات‌های صدام را برای تصرف مناطق مرزی شکست داد. 
 
 
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط