پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 18:05

کد خبر 1003048

پنج‌شنبه 22 اسفند 1404 - 10:57:24


سرمقاله فرهیختگان/ حسبی الله


فرهیختگان/ «حسبی الله» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم کبری آسوپار است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

روز گذشته و در سالروز شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مردم تهران برای وداع با فرماندهان شهید جنگ رمضان، باز هم خیابان‌ها را جولانگاه ایستادگی خود کردند. خیابان‌هایی را که ترامپ در جنگ 12 روزه تهدید کرده بود که تخلیه شوند و در جنگ رمضان خواب آشفته آشوب برای آن‌ها دیده بود، محملی شد برای آنکه مردم بگویند غرب همچنان آن‌ها را نشناخته است.

مردم ما، مردم آن‌ها
شهروندان صهیونیست این روز‌ها و شب‌ها مدام در مسیر خانه و پناهگاه هراسان می‌دوند. یکی از آن‌ها در توصیف این وضعیت در شبکه ایکس نوشته بود که «مثل اردک در میدان تیر» این سو و آن سو می‌دویم. بخشی هم هراسان در صفوف متعدد مسافران در فرودگاه بن گورین دنبال آن هستند که وطن جعلی و دزدی را ترک کنند. ملت ساختگی، در سرزمینی غصبی با دولتی جعلی. 
مردم ایران هم در خیابان هستند، اما نه برای فرار، بلکه برای ایستادن؛ و از قضا برای اعلام فرار نکردن. برای آن‌هایی که نخواستند مردم ایران را و باور آن‌ها به دفاع از وطن را ببینند، این ملت هیچ راهی ندید جز آنکه هر شب در خیابان باشد و زیر پرچم ایران شعار بدهد، سینه بزند، از نیرو‌های مسلح خود دفاع کند، پای خونخواهی رهبر شهید بایستد و با رهبر جدید بیعت کند. ایران برای ایرانیان یک وطن ساختگی نیست، تاریخ تمدنی چند هزارساله است.

شهدای ما، کشته‌های آن‌ها
هر قدر اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند آمار کشتگان خود را سانسور کنند و تابوت‌های کشتگان خود را پنهانی به محل تدفین ببرند، ایران به مردم خود آمار دقیق می‌دهد و شهادت فرماندهان و مقامات خود را پنهان نمی‌کند و با افتخار و در جمع مردم وفادار خود آن‌ها را تشییع می‌کند. در دنیای آمریکا و اسرائیل مرگ یک فرمانده پایان ماجراست؛ او تمام شده است و البته این تمام شدن، در مسیر قابل افتخاری هم روی نداده است که قابل بیان باشد، این تفاوت اصلی کشتگان آن‌ها و شهدای ماست. شهدای ما برای دفاع از وطن در برابر تجاوز دشمن شهید شده‌اند و کشته‌های آن‌ها برای تجاوز و دست‌درازی به کشور‌های دیگر و مردم دیگر. کشته‌های آن‌ها روح نیستی و پوچی را به دل جامعه تزریق می‌کنند، برای همین هم پنهان می‌شوند. کسی را برای تجاوز به کشوری دیگر و گرفتن جان انسان‌های بی‌گناه و ضربه سیاسی و اقتصادی به آن کشور، در هزاران کیلومتر دورتر از کشور خود فرستاده‌اند و او کشته شده است. روشن است که اعلام مرگ او چه گردی از ناامیدی بر مردم کشور متجاوز می‌ریزد، این‌سو فرماندهان و سربازان ایرانی برای دفاع از کشور و ملت و دین خود می‌جنگند و اگر هم کشته شوند، این را سعادتی اخروی می‌دانند که خداوند متعال جان آن‌ها را -که در هر حال باید روزی از آن‌ها می‌گرفته- در مسیر دفاع از دین خود و دفاع از مظلومان گرفته است. روشن است که این دیدگاه و این باور چگونه روح امید را در جامعه مضاعف می‌کند و حقانیت یک ملت مظلوم و مقتدر را به تصویر می‌کشد. این است که شهدای ما زندگی می‌دهند و کشتگان آن‌ها زندگی می‌گیرند.

سرداران شهید
سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح بود از بعد از شهادت سرلشکر باقری در جنگ 12 روزه. او را شاید بتوان فرماندهی مظلوم دانست از این جهت که مردم او را کمتر می‌شناختند و بیشتر پس از آنکه به ریاست ستاد کل منصوب شد، نامش بر سر زبان‌ها افتاد. او پیش از آن فرمانده کل ارتش بود. شهید موسوی دانش‌آموخته دانشگاه افسری نیروی زمینی ارتش بود و مدرک دکترای دفاعی از دانشگاه دفاع ملی داشت. او در عملیات‌های مختلف در دفاع مقدس 8 ساله مقابل ارتش رژیم بعث حضور داشت و از جانبازان جنگ تحمیلی محسوب می‌شود. 
سرلشکر محمد پاکپور پس از شهادت سرلشکر حسین سلامی در جنگ 12 روزه به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب شد. او تا قبل از این به مدت 16 سال فرماندهی نیروی زمینی سپاه را بر عهده داشت. او دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد جغرافیا از دانشگاه تهران و دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس بود. او نیز در طول جنگ 8 ساله در جبهه حضور داشت و یگان‌های رزمی را فرماندهی می‌کرد. 
دریاسالار علی شمخانی، خود ‌زاده سرزمین مقاومت خوزستان قهرمان است. فعالیت سیاسی را از دهه پنجاه شروع کرد و به دلیل مبارزات مخفی علیه رژیم پهلوی توسط ساواک بازداشت شد. زندان البته برای او نقطه قوت فعالیت‌هایش شد، چون در آنجا با محسن رضایی و غلامعلی رشید آشنا شد و ضمن تشکیل گروه منصورون، فعالیت علیه پهلوی را جدی‌تر دنبال کرد. 
شمخانی علاوه بر طی دوره دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) و نیز دانشگاه عالی دفاع ملی (استراتژیک نظامی) دارای دانشنامه مهندسی کشاورزی از دانشگاه جندی‌شاپور و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت از همین دانشگاه بود. 
او در دوره‌ای وزیر دفاع بود و سال‌ها هم دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده رهبری در این شورا بود. ترور او در جنگ ۱۲ روزه ناموفق بود؛ اما سرانجام در حمله آمریکا و اسرائیل به بیت رهبری به شهادت رسید. 
علاوه بر این سه فرمانده، شهید امیر سرلشکر عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح، سردار شهید محمد شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرماندهی معظم کل قوا، سردار دره باغی، سردار علی تاجیک، سردار داود عسگری، سردار حسینی مطلق، سردار بابائیان و سردار هلالی روز گذشته تشییع شدند.

خانواده‌های شهید
تشییع روز گذشته علاوه بر فرماندهان شهید، پیکر‌های چند خانواده شهید را هم با خود داشت. از جمله دیروز در تهران خانواده سردار شهید داود عسگری همراه با او تشییع شدند و یک خودروی مراسم تشییع به این خانواده اختصاص داشت. همسرش، دو پسرش، دخترش و سه نوه او همگی با هم و در کنار پدر، از سوی مردم تهران به سوی بهشت بدرقه شدند. زهرا عسگری، دختر او، فعال حامی مقاومت و فلسطین و عضو فعال کارگروه‌های دبیرخانه فلسطین مجلس بود که همراه با سه فرزندش شهید شد. زینب سادات ۲ ماهه و خواهر سه ساله‌اش محدثه سادات از شهدای دیگر تشییع دیروز بودند که در حمله موشکی به خانه‌شان در تهران شهید شده بودند. در میان شهدا، نوجوانان شهیدی هم بودند که تابوت آن‌ها روی دست مردم و با اشک و شعار‌های خونخواهانه مردم تشییع شدند. 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط