پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 17:20

کد خبر 1006649

سه‌شنبه 27 اسفند 1404 - 10:12:44


سرمقاله وطن امروز/ چرا این جنگ، مسیر پیشرفت ایران را هموارتر می‌کند؟


وطن امروز/ «چرا این جنگ، مسیر پیشرفت ایران را هموارتر می‌کند؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم مهدی اشعری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

تاریخ ملت‌ها مملو از مقاطعی است که اراده‌های بزرگ، مسیر آینده را برای همیشه تغییر می‌دهد. نبردی که این روزها میان ایران و محور آمریکایی-صهیونی در جریان است، اگرچه هنوز به پایان نرسیده و تقابل اراده‌ها همچنان ادامه دارد، اما تا همین جای کار نیز معادلات بنیادین منطقه و جهان را دستخوش تغییری بی‌بازگشت کرده است. برای درک اینکه چرا این رویارویی تاریخی، مسیر پیشرفت ایران را هموارتر از گذشته خواهد کرد، باید نگاهی به ریشه‌های این منازعه و موانع پیشرفت ایران در دهه‌های اخیر بیندازیم.

استقلال سیاسی تا محاصره اقتصادی؛ ریشه‌های یک تقابل تاریخی

سال ۱۳۵۷، جهان با دیواری نامرئی به ۲ بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود. اراده‌ مستقلی خارج از تصمیمات واشنگتن و مسکو معنا نداشت و توسعه‌یافتگی نیز تنها در قالب وابستگی به یکی از این ۲ قطب تعریف می‌شد. در چنین فضایی، ملت ایران یک انتخاب بنیادین و شجاعانه کرد: «نه شرقی، نه غربی». اما چرا این شعار، دقیقاً معادل انتخاب مسیر «پیشرفت و توسعه واقعی» بود؟
واقعیت آن است که قرار گرفتن در هر یک از این ۲ بلوک، به معنای پذیرش نقشی حاشیه‌ای در پازل ابرقدرت‌ها بود. پیشرفتی که بلوک شرق یا غرب به کشورهای اقمار خود دیکته می‌کردند، توسعه‌ای وابسته، کاریکاتوری و در راستای تأمین منافع مرکز (آمریکا یا شوروی) بود. ایران نمی‌توانست هم‌زمان برده‌ راهبردی یک ابرقدرت باشد و به پیشرفت پایدار، درون‌زا و متناسب با هویت خود فکر کند. ملت ایران دریافت پیش‌نیاز قطعی هرگونه پیشرفت و شکوفایی، داشتن استقلال سیاسی و اراده‌ ملی است؛ و این یعنی خروج از نظمی که حق پیشرفت مستقل را از کشورها سلب می‌کرد.
۲ ابرقدرت که اراده‌ سوم را برنمی‌تافتند، در ائتلافی بی‌سابقه جنگی ۸ ساله - البته غیرمستقیم - را بر ایران تحمیل کردند. ایران با ایستادگی تاریخی خود، آنها را از تهاجم منصرف کرد. چند سال بعد، اتحاد جماهیر شوروی در رقابت‌ جنگ سرد با آمریکا دچار فروپاشی شد، اما آنچه در تاریخ ثبت شد، بقای ایرانِ مستقل و عبور آن از عصر دوقطبی بود.
با ورود جهان به دوران تک‌قطبی به رهبری آمریکا، ایران که حاضر نبود در این نظم جدید هضم شود، هدف شدیدترین فشارهای همه‌جانبه قرار گرفت. آمریکا پس از ناکامی در تهاجمات نظامی و فرهنگی، به جنگ تمام‌عیار اقتصادی روی آورد. هدف از طراحی بی‌سابقه‌ترین تحریم‌های تاریخ، فلج کردن ماشین اقتصاد و ایجاد فروپاشی از درون بود. منطق این فشار روشن بود: رشد شتابان اقتصادی نیازمند تولید فزاینده است و بزرگ‌ترین مانع بر سر راه تولید در جهان امروز، برای کشوری که توانمندی‌های فنی قابل توجهی دارد، نبود «بازار فروش» است. تحریم‌ها با ایجاد موانع پیچیده بانکی، حمل‌ونقل و بیمه، عملاً صادرات و فروش محصولات ایرانی در بازارهای جهانی را بسیار دشوار و پرهزینه کرد. به عبارت دقیق‌تر، تحریم‌های ظالمانه با منزوی کردن اقتصاد ایران، گلوگاه رشد آن را هدف گرفتند، سال‌ها به عنوان بزرگ‌ترین سد راه توسعه عمل کردند و هزینه‌های گزافی بر معیشت و پیشرفت کشور تحمیل نمودند.
با وجود تمام این فشارها، حرکت ایران متوقف نشد. تحولات منطقه، بویژه پس از عملیات طوفان‌الاقصی و به چالش کشیده شدن هیمنه رژیم صهیونیستی، در حال تغییر موازنه قدرت به نفع محور مقاومت بود. این تحولات، آمریکا را به این جمع‌بندی رساند که ابزار تحریم به‌ تنهایی برای متوقف کردن ایران کافی نیست و برای جلوگیری از شکل‌گیری یک نظم منطقه‌ای جدید، باید کار را با یک ضربه نظامی قاطع یکسره کند. بر همین اساس، جنگ نظامی مستقیم علیه ایران را شروع کرد.

جنگ مستقیم؛ شکست محاسباتی آمریکا در میدان نبرد

طرح آمریکا در این جنگ بر ۲ پایه استوار بود: نخست، حذف رأس سیاسی کشور با این پیش‌فرض که نظام تصمیم‌گیری ایران فلج و دچار فروپاشی خواهد شد؛ دوم، انهدام مراکز کلیدی نظامی و انتظامی برای زمینه‌سازی یک شورش داخلی گسترده و تکمیل طرح از درون.
اما هر ۲ پایه این طرح با شکستی راهبردی مواجه شد. برخلاف تصور دشمن، فرآیند تصمیم‌گیری در ایران مختل نشد و نشان داد عقلانیت راهبردی حاکم بر کشور، متکی به یک شخص نبوده و در تاروپود نظام سیاسی و اجتماعی آن نهفته است. از سوی دیگر، مردم نه‌ تنها با طرح شورش همراهی نکردند؛ بلکه با حضور آگاهانه در صحنه، هرگونه زمینه برای اغتشاش و سوءاستفاده دشمن را از بین بردند و انسجام ملی را به نمایش گذاشتند. نهایتاً نیز، توانمندی‌های نظامی ایران بسیار فراتر از برآوردهای اطلاعاتی غرب به اثبات رسید و نیروهای مسلح توانستند با قاطعیت، معادله نبرد را به نفع یک برتری واضح برای خود تغییر دهند.

دستاوردهای راهبردی؛ گذار از موانع تاریخی پیشرفت

نبرد حاضر که امروز در جریان است، با وجود تمام سختی‌هایش، افق‌های جدیدی را پیش روی ایران گشوده و دستاوردهای راهبردی مشخصی خواهد داشت که مسیر توسعه را هموار می‌کند.

۱. ابطال اسطوره شکست‌ناپذیری ارتش آمریکا و پایان هژمونی نظامی آن

دهه‌ها، سایه سنگین «گزینه‌های نظامی روی میز» به عنوان اصلی‌ترین اهرم باج‌گیری غرب از کشورهای مستقل عمل می‌کرد. اما در جریان درگیری‌های اخیر، برای اولین بار پس از جنگ دوم جهانی، کشوری توانست بطور مستقیم منافع آمریکا و متحد اصلی‌اش - که هر ۲ از قدرت‌های هسته‌ای جهان محسوب می‌شوند - را در هم بکوبد و آنها را وادار به انفعال کند. این رویداد، هژمونی نظامی آمریکا را که ستون فقرات نظم تک‌قطبی بود، در هم خواهد شکست. وقتی ماشین جنگی غرب نتواند اراده خود را با زور اسلحه تحمیل کند، بزرگ‌ترین ابزار ارعاب و توقف مسیر پیشرفت کشور از کار می‌افتد. علاوه بر این، این جنگ به کشورهای منطقه ثابت کرد تکیه بر قدرت نظامی آمریکا نه‌ تنها برای آنها امنیت تولید نمی‌کند، بلکه ذاتاً امنیت‌زداست؛ ادراکی که بدون شک اراده و رویکرد این کشورها را پس از این جنگ، دستخوش تغییرات جدی خواهد کرد.

۲. ارتقای تاریخی اعتماد به‌ نفس ملی؛ زیربنای قطعی توسعه

پیشرفت، بیش از آنکه نیازمند جاده، کارخانه و سرمایه باشد، نیازمند «خودباوری» است. هیچ ملتی با احساس حقارت و ضعف، به پیشرفت دست نیافته. این ایستادگی موفقیت‌آمیز در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران، اعتماد به‌ نفس ملت را به سطحی تاریخی ارتقا داد. در این کارزار سخت، برای مردم به اثبات رسید ساختار نظام به‌ درستی کار می‌کند و حرکت و عقلانیت راهبردی کشور، قائم به اشخاص نیست. جامعه‌ای که می‌بیند می‌تواند در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌ مادی جهان مقاومت کند و ابتکار عمل را به دست بگیرد، به این باور عمیق می‌رسد که توانایی غلبه بر چالش‌های پیچیده‌ اقتصادی را نیز دارد. ارتقای اعتماد به نفس ملی، موتور محرک توسعه در سال‌های پیش رو خواهد بود.

۳. تثبیت قدرت مستقل ایران و شکست طرح تحریم‌های ظالمانه

جهان امروز متوجه شده است با یک قدرت مستقل، ریشه‌دار و غیر قابل‌ حذف روبه‌روست. اگرچه این نبرد هنوز در جریان است، اما روند تحولات نشان می‌دهد در پایان این تقابل، سلطه آمریکا بر منطقه غرب آسیا از بین خواهد رفت. معنای مستقیم و اقتصادیِ پایان سلطه آمریکا در منطقه، «شکست طرح تحریم‌های ظالمانه» است. تحریم‌هایی که اصلی‌ترین مانع توسعه کشور در سالیان گذشته بوده‌اند، تنها در سایه هژمونی آمریکا کارآیی داشتند. با فروپاشی این تسلط و شکل‌گیری بلوک‌های جدید قدرت در جهان، ابزار تحریم عملاً کارکرد خود را از دست خواهد داد.

مسیر پیش رو: خروج از انزوای اقتصادی و جهش منطقه‌ای

جهان امروز دیگر تک‌قطبی نیست؛ در این جهانِ در حال گذار، ایران در حال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت برتر منطقه‌ای است.
اکنون که نظم منطقه با اراده‌ مقاومت به نفع ایران در حال تغییر است، زمان آن فرارسیده اقتصاد ایران از انزوای تحمیلی خارج شود. با تغییر موازنه قدرت، کشورهای منطقه و قدرت‌های نوظهور جهانی با اطمینان بیش‌تری به‌ سوی همکاری راهبردی با تهران حرکت خواهند کرد. مسیر پیشرفت ما دیگر در گرو جلب رضایت پایتخت‌های غربی نیست؛ بلکه از مسیر رشد شتابان اقتصادی با استفاده از ظرفیت‌های عظیم بازارهای منطقه‌ای، تقویت زیرساخت‌های ترانزیتی و ایجاد یک بلوک قدرتمند منطقه‌ای در اقتصاد جهانی می‌گذرد. نبرد جاری - هرچند پرهزینه و نفس‌گیر - اما در حال برداشتن صخره‌های بزرگی است که مدت‌ها راه پیشرفت ایران را مسدود کرده بودند.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط