جمعه 30 مرداد 1405 - 01:44

کد خبر 1007546

چهارشنبه 28 اسفند 1404 - 12:09:50


وینی را عصبانی نکنید!


ورزش ۳/وینیسیوس جونیور بار دیگر به روزهای اوج برگشته و انتقام دلچسبی را در ورزشگاه اتحاد از منچسترسیتی گرفت.
 
همه چیز در یک جمله خلاصه می‌شود: «این وینیسیوس، همان وینیسیوس من است». نمونه‌ای از جمله‌ای که نیاز به هیچ زمینه‌ای ندارد و تمام موضوع را خلاصه می‌کند. و این در حالی است که در منچستر دقت این بازیکن در تمام کنندگی چندان درخشان نبود اما برای این که دوباره ترسناک شود، به آن هم نیاز نداشته است و همین در واقع حتی ترسناک‌تر هم هست.
او دوباره ولتاژ همان برق فلج‌کننده را بازگردانده است، دی ان ای فوتبالیستی که مثل چکش بادی است: می‌رود، می‌رود، می‌رود و دوباره می‌رود. کسی که حرفی برای آدم باقی نمی‌گذارد و درباره‌اش حرف‌ها به راه می‌افتد. او دوباره خودش شده است و در این تحول، آربلوا مسئولیت زیادی دارد. احیای وینیسیوس یکی از مدال‌های او خواهد بود، فارغ از این که فصل چگونه به پایان برسد و این واقعیتی قطعی است.
او بهتر و بهتر شده است. در ۳۴ بازی با ژابی آلونسو فقط هفت گل زد. در کل جام جهانی باشگاه‌ها تنها یک گل (مقابل سالزبورگ)، سپس پنج گل در لالیگا و یک گل در سوپرجام اسپانیا (مقابل بارسلونا، در روز قبل از ضربه نهایی). میانگین وینیسیوس در آن دوره ۰٫۲۰ گل در هر بازی بود، عددی بسیار ناچیز برای فوتبالیستی که قرار است در سطح ستاره‌های بزرگ باشد.
اما با آربلوا دوباره شروع به یافتن خود کرد. ترکیبی از اعتماد و مسئولیت بیشتر (بدون امباپه، او مسئولیت بیشتری بر عهده گرفته است) باعث ایجاد جرقه در فوتبالیستی شد که در دفاع‌های حریف صدای شکستن و شکاف ایجاد می‌کند. ۹ گل در ۱۶ بازی که در واقع اگر غیبتش مقابل والنسیا به دلیل محرومیت را حساب نکنیم، می‌توانست ۱۵ بازی باشد. میانگین در این مدت: ۰٫۵۶ گل در هر بازی.
رشد تدریجی
قدم به قدم. آخرین گام در منچستر بود که از نظر تمام‌کنندگی کاملاً دقیق نبود و خودش هم این را می‌داند. چون اولین کسی بود که در راهروهای اتحاد شوخی کرد: «خیلی موقعیت‌ها را از دست دادم! اما امروز به آن‌ همه گل نیاز نداشتیم!»
اما این که در شبی که دو گل زده لحنش نسبت به خودش انتقادی باشد، نشان‌دهنده توانایی او در خلق موقعیت‌ها است و حتی می‌توانست سه گل باشد اما یکی از گل‌ها به دلیل آفساید واضح مردود اعلام شد. او بوی خون را حس کرده بود.
وینیسیوس منچستر را در حالی ترک کرد که بیشترین شوت را زده بود (هفت)، بیشترین شوت در چارچوب را داشت (سه)، و همچنین ۹۰ درصد دقت پاس در یک‌ سوم پایانی زمین ثبت کرده بود. از همین جا دو گل به دست آمد. اولی با پذیرفتن مسئولیت زدن پنالتی، با وجود سایه اشتباه در بازی رفت. او روی چمن گفت: «امروز دوباره به والورده گفتم اگر می‌خواهد خودش بزند… اما گفت نه و تمام اعتمادش را به من منتقل کرد که این همان کاری است که باید به عنوان کاپیتان انجام دهد.»
توپ وارد دروازه شد و در جشن گل، به سکوت دعوت کردن همان سکویی که فصل گذشته به او بنر تندی درباره توپ طلا اختصاص داده بود... عصبانی کردن وینیسیوس معمولاً کار عاقلانه‌ای نیست. در نیمه دوم، گل دوم: ضربه داخل پای چپ، روی پاس طلایی شوامنی. ظریف و شیک. ناک‌اوت سیتی که مقابل آن چهار گل زده و پنج پاس گل داده است.
نسخه موفق
واقعیت این است که آربلوا با شور زیادی روی او حساب کرده است. وینیسیوس در پنج بازی اولش تنها یک گل زد. مقابل آلباسته، لوانته، ویارئال و بنفیکا هیچ. شبی که به نظر می‌رسید همه چیز در حال فروپاشی است. و با این حال، او همچنان کاملاً غیرقابل‌ بحث باقی ماند. نه تنها در ترکیب اصلی، بلکه با بازی کامل ۹۰ دقیقه‌ای.
تا این که در مرحله حذفی‌ای که بسیاری یا شاید همه، رئال مادرید را از پیش حذف‌ شده می‌دانستند، تعیین‌کننده شد. پاس گل در بازی رفت مقابل سیتی و دبل در بازی برگشت. وینیسیوس بازگشته است. او دوباره می‌رقصد. فرمول کار این بوده: آزاد گذاشتنش و حمایت از او. اکنون دوباره زوج او با امباپه دیده می‌شود اما در این مسیر با براهیم (چهار بازی) و گونزالو گارسیا (دو بازی) هم زوج شده است.
با نشان دادن رهبری و تطبیق‌پذیری. عطش. اما بیش از همه: برق. این اصل ماجراست. حتی در شب‌هایی که دقت ضرباتش کاملاً تنظیم نیست، او می‌رود، می‌رود، می‌رود و دوباره می‌رود. مصمم و پیگیر. با همان دی ان ای خاموش‌ نشدنی که دارد. چیزی که هوادارانش را شیفته می‌کند. خلاصه این که او برگشته است. چامارتین می‌خواند: «این وینیسیوس، همان وینیسیوس من است.»


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط