جمعه 30 مرداد 1405 - 01:26

کد خبر 1007684

چهارشنبه 28 اسفند 1404 - 21:35:00


دُرّ یتیم خلیج‌فارس زیر آتش


اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

مهدی خاکی‌فیروز| حدود بیست سال پیش در سفری به خارگ، به دعوت میزبان پا به آب‌های درخشان ساحل خارگ گذاشتم. اما بدون دمپایی و پایم روی یک طوطی‌ دریایی رفت. کف پایم رنده‌رنده شد از این تماس. درست مثل قلبم که رنده‌رنده شد وقتی چند روز پیش، خبر و عکس‌های حمله اخیر به تاسیسات دفاعی جزیره را دیدم. 


این روزها که اخبار جنگ دوباره نام این جزیره را در صدر خبرها قرار داده است، شاید زمان مناسبی باشد که نگاهی دوباره به تاریخ این خشکی کوچک، اما سرنوشت‌ساز در خلیج‌فارس بیندازیم. جزیره‌ای که در نگاه نخست چند کیلومتر سنگ و خاک در میان آب به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های زیرینش تاریخ، سیاست، اقتصاد و خاطرات بسیاری از نسل‌های ایرانی نهفته است.


خارگ در حدود پنجاه کیلومتری ساحل بوشهر قرار دارد. جزیره‌ای کشیده با صخره‌های آهکی و ارتفاعی که آن را از بسیاری از جزایر خلیج‌فارس متمایز می‌کند. همین ارتفاع طبیعی باعث شده است که از دیرباز به عنوان نقطه‌ای مناسب برای پهلو گرفتن کشتی‌ها و توقف دریانوردان شناخته شود. آثار باستانی کشف‌ شده در خارگ نشان می‌دهد که این جزیره دست‌کم از روزگار باستان، محل رفت‌وآمد بازرگانان بوده است. در بخش‌هایی از جزیره گورهای سنگی عجیبی دیده می‌شود که برخی پژوهشگران آنها را به دوره سلوکی و هلنیستی نسبت می‌دهند. گورهایی که به شیوه‌ای متفاوت در دل سنگ تراشیده شده‌اند و هنوز هم برای باستان‌شناسان پرسش‌برانگیزند.


از شگفتی‌های تاریخی خارگ وجود بقایای یک کلیسای کهن است که به مسیحیان نسطوری نسبت داده می‌شود. این کلیسا که احتمالا در سده‌های نخستین اسلامی فعال بوده، نشان می‌دهد که خارگ زمانی در شبکه بزرگ بازرگانی خلیج‌فارس و میان‌رودان جایگاهی مهم داشته است. شبکه‌ای که در آن بازرگانان، راهبان، ملوانان و مسافران از فرهنگ‌ها و سرزمین‌های گوناگون رفت‌وآمد می‌کردند. خارگ برای قرن‌های متمادی، چهارراه فرهنگ و تجارت منطقه بوده است.


در قرن هجدهم میلادی، رقابت قدرت‌های اروپایی برای کنترل تجارت منطقه به خارگ هم رسید. کمپانی هند شرقی هلند در این جزیره استقرار یافت و قلعه‌ای ساخت که بقایای آن هنوز باقی است. حضور هلندی‌ها چندان طولانی نبود، اما همان دوره کوتاه نیز نشان می‌دهد که خارگ چه اندازه در معادلات دریایی خلیج‌فارس اهمیت داشته است.


تحول بزرگ جزیره در اوایل دهه 1340 رخ داد. زمانی که ایران تصمیم گرفت پایانه اصلی صادرات نفت خود را در خارگ ایجاد کند. مخازن عظیم، اسکله‌های بارگیری و خطوط لوله یکی پس از دیگری ساخته شدند و جزیره به مهم‌ترین گره در شبکه صادرات نفت ایران تبدیل شد. از آن زمان به بعد، زندگی در خارگ با ریتم صنعت نفت تنظیم شد. با شیفت‌های کاری، صدای پمپ‌ها، آمدوشد نفتکش‌ها و شعله‌هایی که روزها و شب‌ها از مشعل‌ها بالا می‌روند.


جلال آل‌احمد در همان دهه چهل خورشیدی به خارگ سفر کرد و در سفرنامه مشهور خود «جزیره خارک، دُرّ یتیم خلیج‌فارس» تصویری زنده از آن روزهای جزیره ارایه داد. او با نثر خاص خود از فضای کار در پایانه نفتی، از زندگی کارکنان و از تضاد میان طبیعت بکر جزیره و صنعت عظیم نفت نوشت. در نگاه او، خارگ جایی بود که در آن هم درختان کهنسال لور سایه می‌انداختند و هم سازه‌های فلزی غول‌آسا که نفت را ذخیره و راهی نفتکش‌ها می‌کنند.


گویی ناف خارگ را با نفت بریده‌اند. 10 سال قبل از تبدیل آن به جزیره صادرات نفت و دوره‌ای دیگر از تاریخ معاصر ایران، نقشی متفاوت نیز پیدا کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت وقت برخی فعالان سیاسی و اعضای جبهه ملی و حزب توده را به این جزیره تبعید کرد. یکی از کسانی که خاطرات آن دوره را نوشته، محمدحسین کشاورز بود. او در کتابی با عنوان «خاطرات تبعید به خارک» روزهای تبعید، زندگی روزمره تبعیدیان، انزوای جزیره و مواجهه آنان با محیط متفاوت خارگ را روایت کرده است. این خاطرات تصویری انسانی از جزیره ارایه می‌دهد. جزیره‌ای که برای عده‌ای محل کار و زندگی برای عده‌ای دیگر محل تبعید بود.


اما شاید مهم‌ترین و سخت‌ترین آزمون خارگ در سال‌های جنگ ایران و عراق رقم خورد. رژیم بعثی صدام به خوبی می‌دانست که این جزیره شریان حیاتی اقتصاد ایران است. از همان سال‌های نخست جنگ، خارگ صدها بار هدف حمله هواپیماها و موشک‌های عراقی قرار گرفت. اسکله‌ها، مخازن و تاسیسات بارها آسیب دیدند. با این حال کارکنان صنعت نفت در خارگ، داستانی از پایداری کم‌نظیر نوشتند. مهندسان، تکنیسین‌ها و کارگرانی که بسیاری از آنان جوان بودند، در شرایطی کار می‌کردند که هر لحظه احتمال حمله وجود داشت. گروه‌های عملیاتی بلافاصله پس از هر حمله برای تعمیر خطوط لوله، بازسازی اسکله‌ها و آماده‌سازی تاسیسات وارد عمل می‌شدند. تلاش آنان باعث شد صادرات نفت ایران در طول جنگ ادامه پیدا کند. واقعیتی که بعدها به یکی از نمونه‌های مهم مقاومت اقتصادی در زمان جنگ تبدیل شد.


با وجود همه این تحولات تاریخی و صنعتی، خارگ همچنان چهره‌ای طبیعی و خاص نیز دارد. درختان لور که برخی از آنها بسیار کهنسالند، از ویژگی‌های شاخص جزیره‌اند و سایه گسترده‌شان در گرمای شدید تابستان پناهگاهی ارزشمند است. در میان این درختان، پرندگان بسیاری زندگی می‌کنند و کلاغ‌ها تقریبا در همه جای جزیره دیده می‌شوند. حضوری دایمی که بخشی از سیمای خارگ شده است.


از سوی دیگر، آهوهایی که سال‌ها پیش به جزیره آورده شدند در بخش‌هایی از خارگ تکثیر شده‌اند و اکنون به یکی از جلوه‌های زیستی آن تبدیل شده‌اند. دیدن آهو در نزدیکی تاسیسات نفتی یا در حاشیه جاده‌های جزیره، تصویری است که کمتر جایی در جهان می‌توان یافت.


همه این روایت‌ها نشان می‌دهد که خارگ تنها یک پایانه نفتی نیست. این جزیره در طول زمان نقش‌های گوناگونی بر عهده داشته است. بندری باستانی، پایگاهی تجاری، محل رقابت قدرت‌های استعماری، تبعیدگاه سیاسی، مرکز صادرات نفت و صحنه مقاومت در سال‌های جنگ.


شاید به همین دلیل است که نام خارگ برای بسیاری از ایرانیان فقط نام یک نقطه روی نقشه نیست. این جزیره با تاریخ و خاطره و کار و رنج انسان‌های بسیاری گره خورده است؛ جزیره‌ای که در آن هم ردپای تمدن‌های کهن دیده می‌شود و هم نشانه‌های زندگی صنعتی امروز. در میان آب‌های خلیج‌فارس، خارگ همچنان ایستاده است. جزیره‌ای که سرگذشتش با تاریخ معاصر ایران در هم تنیده شده است. خارگ پاره تن ایران است. زیبا، مقاوم و تمدن‌ساز.
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط