جمعه 30 مرداد 1405 - 01:58

کد خبر 1007717

چهارشنبه 28 اسفند 1404 - 22:12:00


لج‌بازی آسمان با ملانصرالدین!  


آخرین خبر/ مدتی بود ملانصرالدین مدام بدشانسی می‌آورد و هربار که رخت و لباسش را می‌شست بلافاصله آسمان ابری می‌شد و باران می‌بارید. روزی که هوا حسابی آفتابی بود و هیچ ابری در آسمان دیده نمی‌شد خیلی کلافه به بقالی رفت تا صابون بخرد، اما باز هم نگران بود باز باران ببارد؛ فروشنده که او را دید گفت: «خوش آمدی، چه می‌خواهی»؟ مُلا گفت: «آن را بده». 
فروشنده با تعجب پرسید: «برنج یا روغن»؟ ملا به صابون اشاره کرد و گفت: «آن را بده»! فروشنده گفت: «آها، صابون می‌خواهی»؟ ملا عصبانی شد و گفت: «آرام و گرنه آسمان می‌شنود و ابری می‌شود».


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط