جمعه 30 مرداد 1405 - 02:41

کد خبر 1007898

چهارشنبه 28 اسفند 1404 - 20:06:05


لارنس ویلکرسون: نیروی نظامی آمریکا روی کاغذ هم از ایران شکست می‌خورد


فارس/ رئیس دفتر کالین پاول در وزارت خارجه آمریکا در توضیحاتی مشروح تأکید می‌کند پیاده‌نظام آمریکا، در سایه تمام تجهیزات و امکانات پیشرفته کنونی، حتی به لحاظ نظری و روی کاغذ نیز در برابر اراده و توان نظامی ایران شکست خواهد خورد.

لارنس ویلکرسون، رئیس سابق دفتر کالین پاول، وزیر خارجه پیشین آمریکا و یکی از افسران باسابقه در طراحی راهبردهای پیاده‌نظام آمریکایی توضیح می‌دهد حتی در «سناریوهای بازی جنگ» که دو دهه پیش برای ارزیابی درگیری میان آمریکا و ایران طراحی شد، قوای نظامی آمریکا هیچ شانسی در برابر ایران نداشت و در تمام سناریوهای ممکن، شکست خورد.

عملیات زمینی علیه ایران، حتی روی کاغذ به یک فاجعه عظیم ختم می‌شوداز نگاه سرهنگ لارنس ویلکرسون، ایده اعزام نیروی زمینی آمریکا به ایران گزینه‌ای واقع‌بینانه نیست، زیرا جغرافیا، وسعت سرزمینی ایران و توان دفاعی این کشور چنین عملیاتی را از همان ابتدا به یک رویداد فاجعه‌بار تبدیل می‌کند. او تصریح می‌کند که اگر هم بخواهیم صرفاً در سطح نظری به یک نقطه برای پیاده‌سازی نیرو فکر کنیم، شاید فقط جزیره خارک از منظر راهبردی اهمیت داشته باشد، چون برای صنعت نفت ایران حیاتی است و آب‌های عمیق اطراف آن امکان پهلوگیری هم‌زمان نفتکش‌های بسیار بزرگ را فراهم می‌کند.

با این حال، حتی در همین سناریوی محدود نیز او تأکید می‌کند که آمریکا تنها شاید بتواند چند تفنگدار دریایی را در آنجا پیاده کند، اما در هر نقطه دیگر، نیروهای اعزامی عملاً نابود خواهند شد. به تعبیر او، هر تلاش برای ورود زمینی به خاک ایران به‌سرعت با تلفات بسیار سنگین همراه می‌شود و امکان حفظ مواضع به دست‌آمده نیز وجود نخواهد داشت.
 
ویلکرسون در ادامه توضیح می‌دهد هرگونه عملیات زمینی علیه ایران به معنای ورود به جنگی به‌مراتب بزرگ‌تر از عراق و افغانستان و پرهزینه‌تر و طولانی‌تر از آن‌ها خواهد بود؛ جنگی که می‌تواند تریلیون‌ها دلار هزینه بر آمریکا تحمیل کند و حتی واشنگتن را به سمت بسیج عمومی، سربازگیری اجباری و تجهیز همه‌جانبه کشور سوق دهد.

از نظر او، آمریکا نه اراده سیاسی چنین جنگی را دارد و نه مردم آمریکا آن را تحمل خواهند کرد. به همین دلیل، اعزام نیروی زمینی به مثابه استیصال و اعتراف به شکست است؛ مسیری که اگر طی شود، نه فقط هزاران نظامی آمریکایی را به کام مرگ می‌فرستد، بلکه می‌تواند ریاست‌جمهوری ترامپ را نیز زودتر از موعد به پایان برساند.

ارتش آمریکا در «سناریوهای بازی جنگ» نیز مغلوب ایران شده استویلکرسون برای توضیح برتری دفاعی ایران به یک تجربه مهم از «سناریوی بازی جنگ» (War Games) نظامی آمریکا اشاره می‌کند که در آن، سناریوی درگیری با ایران شبیه‌سازی شده بود. به گفته او، این تمرین که تحت هدایت ژنرال ون رایپر انجام شد، در همان دور اول به شکست سنگین نیروهای آمریکایی انجامید و حتی پس از فشار فرماندهان برای تکرار آن، نتیجه تغییری نکرد و آمریکا دوباره شکست خورد.
نکته کلیدی در تحلیل او این است که این شکست‌ها مربوط به بیش از دو دهه قبل است، یعنی زمانی که ایران هنوز به سطح فعلی از توانمندی‌های موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن نرسیده بود. از این رو، ویلکرسون نتیجه می‌گیرد که اگر در آن زمان با امکانات محدودتر ایران، چنین نتیجه‌ای حاصل شده، امروز با پیشرفت قابل‌توجه در دقت، برد و تنوع ابزارهای تهاجمی و دفاعی ایران، هرگونه درگیری مستقیم برای آمریکا به‌مراتب پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که ایران توانسته با ترکیب فناوری بومی، تاکتیک‌های نامتقارن و هدف‌گیری دقیق، یک محیط عملیاتی ایجاد کند که در آن برتری سنتی نظامی آمریکا به‌شدت تضعیف می‌شود.

ناکارآمدی زیرساخت صنعت دفاعی آمریکا در برابر قدرت سخت ایراناز نگاه ویلکرسون، یکی از نقاط ضعف کلیدی آمریکا در این جنگ نه در خط مقدم، بلکه در پشت‌صحنه صنعتی و زنجیره تأمین آن نهفته است؛ او اشاره می‌کند که ایران توانسته چندین رادار بسیار گران‌قیمت و حیاتی آمریکا و متحدانش را منهدم کند و این مسئله به‌طور جدی توان آگاهی میدان نبرد (situational awareness) را مختل کرده است. اما نکته مهم‌تر اینجاست که آمریکا حتی در صورت نیاز فوری، قادر به جایگزینی سریع این سامانه‌ها نیست، زیرا تولید آنها به مواد حیاتی مانند عناصر نادر وابسته است که بخش عمده زنجیره تأمین و پالایش آنها در اختیار چین قرار دارد.
به بیان دیگر، آمریکا درگیر پارادوکسی شده که برای ادامه جنگ و بازسازی توان دفاعی خود، به رقیب اصلی‌اش یعنی چین وابسته است. ویلکرسون این وضعیت را نشانه‌ای از فرسایش ظرفیت صنعتی-نظامی آمریکا می‌داند؛ ظرفیتی که دیگر مانند گذشته توان تولید سریع، انبوه و جایگزینی تجهیزات پیشرفته در شرایط جنگی را ندارد و همین امر باعث می‌شود ضربات دقیق ایران نه‌تنها در لحظه مؤثر باشند، بلکه در بلندمدت نیز شکاف‌های عمیق‌تری در توان دفاعی آمریکا ایجاد کنند.

تشدید فرسایش ساختار نظامی آمریکا در این جنگاز نگاه ویلکرسون، مشکل آمریکا صرفاً در یک یا دو حوزه خاص نیست، بلکه با نوعی «فرسودگی ساختاری» در توان نظامی مواجه است که نسبت به دوران اوج خود در جنگ اول خلیج فارس به‌وضوح تضعیف شده است. او توضیح می‌دهد که اگرچه برخی فناوری‌ها پیشرفته‌تر شده‌اند، اما این پیشرفت‌ها با کاهش کارایی عملیاتی همراه بوده؛ به‌عنوان مثال، جنگنده‌هایی مانند F-35 با وجود پیچیدگی بالا، به ساعات طولانی تعمیر و نگهداری نیاز دارند و در بسیاری موارد حتی در وضعیت «آمادگی کامل رزمی» نیز قرار ندارند.

علاوه بر این، وابستگی شدید به سیستم‌های پیچیده و شبکه‌ای باعث شده که در صورت اختلال در اجزای کلیدی مانند رادارها یا لینک‌های ارتباطی، کارایی کل سامانه کاهش یابد. از نظر او، این شکاف میان «تصویر فناوری‌محور از قدرت» و «واقعیت آمادگی میدانی» موجب شده که آمریکا در اجرای عملیات دقیق و مؤثر با محدودیت مواجه شود و نتواند در میدان نبرد برتری را از آن خود کند.
باز کردن تنگه هرمز با هیچ ابزار نظامی ممکن نیستاز نگاه ویلکرسون، باز کردن تنگه هرمز با زور نظامی یکی از پیچیده‌ترین و پرریسک‌ترین مأموریت‌هایی است که حتی در شرایط برتری مطلق آمریکا نیز به‌سختی انجام می‌شد. او معتقد است در شرایط کنونی، با افزایش چشمگیر توان ایران در حوزه موشک‌های بالستیک، موشک‌های ضدکشتی و جنگ نامتقارن دریایی، هرگونه تلاش برای تأمین امنیت کامل این گذرگاه حیاتی با چالش‌های بسیار بزرگ‌تری روبه‌روست.

به‌ویژه عرض محدود کانال‌های عبور، نزدیکی به سواحل ایران و امکان هدف‌گیری از خشکی، این تنگه را به یک «گلوگاه آسیب‌پذیر» برای نیروهای آمریکایی تبدیل کرده است. در نتیجه، ویلکرسون تأکید می‌کند که در هر حالتی، عبور از تنگه هرمز تا زمانی که ایران اراده انسداد آن را داشته باشد، غیرممکن خواهد بود.


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط