پنج‌شنبه 01 اسفند 1404 - 16:56

کد خبر 101239

پنج‌شنبه 01 تیر 1402 - 17:45:00


تناقض‌ها واقع‌گرایی نیست، عافیت‌طلبی جناحی است


هم میهن/متن پیش رو در «هم میهن» منتشر شده و انتشارش در «آخرین خبر» به معنای تایید آن نیست

تناقض در رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها در بازه‌های زمانی مختلف از سوی چهره‌های ثابت، یکی از رویکردهای عجیب در فضای سیاسی است. چنین تزلزل و عدم ثبات دیدگاهی در دو بازه خارج از قدرت و درون قدرت بودن؛ شک و شبهه ارجحیت نگاه جناحی و جریانی بر منافع ملی را به میان می‌آورد. آیا باید پیگیر این تناقضات مسئولان باشیم؟ هم‌میهن در این زمینه گفت‌وگویی با حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده ادوار مجلس و رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس دهم انجام داده است که در ادامه می‌آید.

رئیس دولت در گفت‌وگوی زنده خود اعلام کرد که «به‌رغم اختلافات فراوان هیچ زمانی عربستان را دشمن خود تصور نکردیم»، این در حالی است که پیش از این رئیسی در سال 94 گفته بود، «آل‌سعود ... است و ایران نیازی به ارتباط با عربستان ندارد.» علت این تناقض‌های گفتاری و رفتاری چیست؟
صحبت‌هایی که آقای رئیسی الان بیان می‌کنند به‌عنوان رئیس‌جمهور است. طیف حاکم در مجلس و دولت کنونی، تا زمانی که خارج از حوزه مسئولیت رسمی بودند، نوع نگاه‌شان از نوع نگاه به شدت آرمانی بود، اما وقتی که وارد عرصه سیاسی شدند فهمیدند که با شعار نمی‌توان مملکت را اداره کرد. فلذا به سمت واقع‌گرایی حرکت کردند. من همیشه عرض کرده‌ام که باید از روی زمین آمدن دولت استقبال کرد، آمدند با واقعیات عرصه سیاسی و اقتصادی مواجه شدند که به‌جای اینکه مانع تنش شوند، نباید به تنش دامن بزنند. فلذا تاریخ انقضای مواضعی که قبلاً مطرح کرده بودند، در برخورد با واقعیات سپری شد که اولین‌اش در سطح کلان‌تر بود که مربوط به موضعی بود که پیش از این مبنی بر اداره ایران بدون نیاز به اقتصاد خارجی داشتند. ما الان می‌بینیم امتیازاتی که این دولت برای تنش‌زدایی می‌دهد، خیلی بیشتر از امتیازاتی است که دولت‌های گذشته داده‌اند. به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توان کشور را بدون اقتصاد خارجی و رفع تنگناهای بین‌المللی اداره کرد. در موضوع عربستان نیز، همینطور است، بخشی از افرادی که از دیوار سفارت بالا رفتند و بخشی از افرادی که آنها را برای بالا رفتن از دیوار سفارت تحریک کردند، الان در این دولت صاحب پست و جایگاه هستند و یا از حامیان دولت به شمار می‌روند. حتی در ازای پرچمی که زیر آن سینه می‌زدند که عکس شهید سلیمانی بود، در ازای بی‌حرمتی به آن هم سکوت کردند. تا یک جایی این موضوع قابل درک است، تا جایی که واقع‌گرایی در خدمت منافع ملی باشد، می‌توان آن را درک کرد، اما وقتی در خدمت عافیت‌طلبی جناحی قرار بگیرد، خطرناک خواهد شد. به همین دلیل، با همان سرعتی که از دیوار سفارت بالا رفتند، با همان سرعت از سمت دیگر دیوار پایین افتادند. بی‌حرمتی‌ای که در نشست مطبوعاتی وزرای خارجه ایران و عربستان صورت گرفت، با آن چیزی که تحت عنوان میدان برای اصول انقلابی مطرح است، در هر دولتی صورت گرفته بود حتماً الان مملکت توسط همین جریانات افراطی به آشوب کشیده شده بود. اما الان می‌بینیم که حتی عذرخواهی هم وجود ندارد و ماجرا را توجیه می‌کنند.

سوال دیگری که ایجاد شده این است که چرا اصلاً به روی خودشان نمی‌آورند که عملکرد گذشته خودشان باعث ایجاد مشکلات در کشور شده بود؟
اصل حاکم در مدیریت سیاسی، ثبات، پایداری و پرهیز از استانداردهای دوگانه و تناقض است. براساس همین اصل، من همان زمان هم گفتم و باز هم می‌گویم، افرادی که به سفارت انگستان و عربستان حمله کردند، باید مجازات بشوند و خودشان باید غرامت بدهند و الان هم حتماً باید موضوع رسوایی که در نشست خبری وزرای خارجه ایران و عربستان رخ داد، تحت پیگرد قرار بگیرد که ببینیم چه افرادی عامل این قضیه بودند. به‌ویژه اینکه توئیت منتسب به وزارت خارجه عربستان یک توئیت تحقیرآمیز بود که طرف عربستانی اینطور مطرح کرده بود که ما سالن نشست خبری را تغییر دادیم، زیرا نخواستیم زیر دو عکس این رویداد رسانه‌ای شکل بگیرد؛ این موضوعات باید مورد بررسی قرار بگیرد، اگر بررسی شود در آینده کشور دچار نوسان بین افراط و تفریط نخواهد شد. من اعتقاد دارم، یکسری اتفاق‌هایی که امروز بین ایران و عربستان می‌افتد و دست‌پایین سیاست‌مداران ایران در قبال عربستان در شرایط کنونی روی دیگر افراطی‌گری 7 سال قبل است، عده‌ای هستند که الان دارای جایگاه مدیریتی هستند و پیشتر آمدند یکی از سیاه‌ترین دوران مناسبات دیپلماتیک ایران را با حمله به سفارت عربستان شکل دادند. نتیجه این شد که بعد از 7 سال، دولتی که افراد افراطی منتسب به همین دولت هستند، الان به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که در ارتباط با عربستان محکوم به دست‌پایین‌تر شده‌اند، زیرا الان فکر می‌کنند در راستای منافع کشور است.

از نگاه شما فردی که در حال حاضر در جایگاه مدیریتی قرار دارد، چقدر در قبال عملکرد گذشته خود پیش از رسیدن به این جایگاه، مسئولیت دارد و چقدر باید در برابر عملکرد گذشته‌اش پاسخگو باشد؟ اصولاً تأثیرگذاری مسائل داخلی کشور بر سیاست خارجی چیست؟
همزمان با مسائل دیپلماسی بین ایران و عربستان، یک نمونه پخته‌تری بین آمریکا و چین داشتیم. چین و آمریکا که هم در راهبرد امنیت ملی و هم در برنامه‌های بلندمدت توسعه، یکدیگر را به‌عنوان مهم‌ترین رقیب حال و آینده معرفی کرده‌اند، اما مشاهده کردیم وقتی که دیدند این چالش به ضرر دو طرف است، سفر بلینکن به چین صورت گرفت و در بالاترین سطح هم رئیس‌جمهور چین واقع‌گرایانه آمد و گفت که باید منافع مشترک را گسترش داد. یعنی سعی کردند مانع گسترش بحران شوند. من معتقدم که باید از گذشته و مناسباتی که در جهان امروز شکل می‌گیرد، درس گرفت. در جهان امروز، دو قدرت بزرگ جهان به‌گونه‌ای واقع‌گرایانه سعی دارند مانع گسترش بحران شوند، اما در کشور ما می‌بینیم منافع ملی گرفتار نوعی افراط و تفریط است. درست در زمانی که دولت گذشته سعی داشت به سمت تنش‌زدایی حرکت کند، گروه‌های خودسر سعی می‌کردند این تنش‌ها را گسترش دهند و دولت وقت را متهم به خیانت و پشت کردن به آرمان‌ها کنند، اما الان در شرایطی که می‌بینیم حتی به مؤلفه‌های ارزشی کشور توهین می‌شود، عملاً آن جریانات خودسر نه‌تنها ساکت هستند، بلکه دنبال توجیه شرایط هستند؛ اتفاقی که در موضوع تغییر سالن نشست خبری افتاد، اتفاقی بود که در قاموس سیاسی جریانات حامی این دولت نمی‌گنجید، اما ما دیدیم که به فاصله چند ساعت از آن رسوایی سالن وزارت خارجه، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ای را تحت عنوان «تلاش وزارت خارجه جمهوری اسلامی برای طرح شکایت از تروریست‌های آمریکایی که شهید سلیمانی را شهید کرده‌اند» پخش کرد و همان افرادی که مسئول رسوایی بودند، مصاحبه‌هایشان پخش شد و گفتند که ما دنبال خونخواهی شهید سلیمانی در محاکم بین‌المللی هستیم و این موضوع را پیگیری می‌کنیم. این‌ها تناقض است و لذا این تناقض‌ها منجر به افراط و تفریط می‌شود. این افراط و تفریط فقط در موضوع عربستان نیست، در موضوع انگلستان هم بوده است، در موضوع حیاتی هسته‌ای هم به منافع ملی ما آسیب زد. من معتقدم اگر نگاه جناحی در موضوع هسته‌ای حاکم نمی‌شد، الان کشور ما برگ برنده را در دیپلماسی هسته‌ای داشت و این همه آسیب به کشور وارد نمی‌شد، اما همین نگاه جناحی باعث شد که متأسفانه در شرایط خاص، منافع ملی هدر برود.

به نگاه جناحی اشاره داشتید. بعد از اینکه خبر تغییر سالن نشست خبری منتشر شد، یک‌سری رسانه‌های مدافع دولت اینطور عنوان کردند که انتشار یک توئیت از سوی خبرنگاری اصلاح‌طلب باعث شده این اتفاق رخ دهد. چقدر عاقلانه‌ است که یک توئیت باعث شود این مورد صورت گیرد؟
واقعیت ماجرا این است که متأسفانه در سیاست خارجی ما علت اصلی حاکمیت رفتارهای جناحی، این است که یک مدیریت فراجناحی در برخی مسائل سیاست خارجی حاکم نمی‌شود. برای مثال، همین حالا درحالی‌که ما سفارت را بازگشایی کردیم، عربستان هنوز سفارت را بازگشایی نکرده است. اینکه عربستان آمده و یک طبقه از هتل اسپیناس‌پلاس را اجاره کرده است، همین هم نشان‌دهنده عدم رعایت شأن برابر در شکل‌گیری سفارت‌های دو طرف است. درحالی‌که اگر کلیت قضیه را نگاه کنیم، عربستان هم در مذاکره با ایران دست پایین‌تری را داشت، زیرا در موضوع یمن دچار نوعی شکست شده بود. در قبال آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که دیگر نمی‌توانند روی پشتوانه آمریکا حساب باز کنند. ولی در روند شکل‌گیری، عربستان از یک موضع برتر سعی دارد که روند شکل‌گیری مناسبات را شکل دهد. اما در ایران ما می‌بینیم که وقتی پای منافع جناحی پیش می‌آید، حتی یک گروه خودسر قدرتش از رئیس‌جمهور مخالفش هم بیشتر می‌شود. ما دیدیم در زمان برخی رئیس‌جمهورهای گذشته، برخی گروه‌های خودسر در خراب کردن، توان‌شان بیشتر از تلاش رئیس‌جمهور برای جلوگیری از تخریب بود. من یکی از افرادی هستم که تنش‌زدایی با عربستان را یکی از اقدامات سازنده می‌دانم و تحمیل تنش را خیانت افراطیون ایران و عربستان می‌دانم، ولی معتقدم اتفاقی که الان افتاد و اجازه توهین آشکار داده شد، نشان‌دهنده این است که طرف‌های خارجی ایران به این نتیجه می‌رسند که همان جریاناتی که با آن سرعت از دیوار سفارت عربستان بالا رفتند، به همان سرعت هم از آن طرف دیوار سفارت عربستان پایین خواهند افتاد. من هیچ‌یک از افراد افراطی در گذشته و تفریطی حال را، نماینده منافع ملی ایران نمی‌دانم اما متأسفانه برخورد جناحی باعث می‌شود هم بالا رفتن از دیوار سفارت و هم موضوع سالن نشست خبری، توجیه شود. من معتقدم دولت آقای روحانی قدرت خودش را درک نکرد، لذا دولتش در خیلی موارد مقابل جریانات خودسر سست عمل کرد. رئیس شورای عالی امنیت ملی باید تصمیم‌گیرنده قاطع باشد.

اصولاً علت اینکه بعضاً گفته می‌شود برای مصلحت کشور نسبت به گذشته سکوت شده است، چیست؟
دلیل به این برمی‌گردد که این خودسری از دل عرصه مدیریت سیاسی کشور خارج شده است. شما می‌بینید کسانی که از سفارت بالا رفتند و به کشور خسارت زدند، بخشی از آنها صاحب جایگاه شدند. در دولت گذشته، علت دو روی سکه بود. یک روی سکه دولت آقای روحانی بود که نتوانستند از اختیارات خود استفاده کنند و یک روی دیگر گروه‌های خودسری بودند که در توهین به افراد و اقدام علیه منافع ملی نوعی صیانت دارند. ما فقط امیدواریم که در آینده با این مسائل روبه‌رو نباشیم. تنها چیزی که باید آرزو کرد این است که باید از این اتفاقات درس گرفت. ما در آینده تا جایی که می‌توانیم به کسانی که منافع ملی را در گرداب افراط و تفریط آلوده کردند، نباید به آنها پاداش داد، بلکه باید مورد مؤاخذه قرار بگیرند. همان‌هایی که 7 سال قبل از دیوار سفارت بالا رفتند و همان‌هایی که هفته پیش از آن طرف دیوار پایین افتادند، اینها منافع ملی را زمین زدند. من اعتقاد دارم همه اینها باید مؤاخذه شوند. من همان زمان هم گفتم نباید از بیت‌المال تاوان حمله افراطیون به سفارت عربستان و انگلیس داده شود، بلکه خود افراطیون باید تاوان دهند. الان هم من معتقدم افرادی که رسوایی اخیر را شکل دادند، حتماً باید درباره آنها روشنگری شود و پاسخگو باشند. نکته جالب برای من این است، مجلسی که اسم انقلابی روی خودش گذاشته هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرده است، این موضوع قابل تأمل است. من معتقدم هر دولت و شخصی که دنبال توسعه در داخل و تنش‌زدایی در خارج است، قطعیتی ندارد که راهش را درست ‌برود، ولی افرادی که نسبت به توسعه در داخل بی‌تفاوت هستند و در خارج دنبال تنش‌زایی هستند، حتما راه را اشتباه می‌روند. من از رفتارهای تنش‌زدا دفاع می‌کنم، اما اعتقاد دارم دوستانی که بیش از حد شعار انقلابی‌گری داده‌اند، مراقب باشند اگر از آن سمت بام پایین بیفتند، آسیب‌شان به منافع ملی خواهد رسید.

*فرهاد فخرآبادی



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط