پنج‌شنبه 01 اسفند 1404 - 03:03

کد خبر 112118

یک‌شنبه 11 تیر 1402 - 17:10:00


چالش دموکراسی اقتدارگرا


صبح نو/متن پیش رو در «صبح نو» منتشر شده و انتشارش در «آخرین خبر» به معنای تایید آن نیست

روح‌الله فرقانی| فرانسه که چند روزی است شاهد بازگشت دوباره اعتراضات به خیابان‌های خود است، در حالی دچار دومینوی بحران شده است که از این کشور به‌عنوان مهد دموکراسی در اروپا و غرب یاد می‌شود. چندی پیش پلیس فرانسه با کشتن نوجوان مهاجر در حومه پاریس، خشم مردم این کشور را برانگیخته است و هزاران نفر از معترضان در روزهای اخیر با حضور در خیابان‌ها، انزجار خود را از سیاست‌های دولت مکرون ابراز کرده‌اند. در این دور از درگیری‌ها که بی‌سابقه و خشن‌ترین آن توصیف شده است، صدها پلیس زخمی و ۹۰۰ نفر از معترضان بازداشت شده‌اند که کاخ الیزه را نسبت به تداوم اعتراضات نگران کرده است. فرانسه که خود را مهد تمدن و سردمدار دفاع از حقوق بشر در جهان می‌داند، در سال‌های اخیر به طور مداوم با موج خشونت‌های پلیس علیه معترضان مواجه بوده است، موضوعی که نشان می‌دهد نقض حقوق انسان‌ها و بی‌عدالتی به ‌رویه معمول در این کشور تبدیل شده است و نشان از شکاف طبقاتی و شکل‌گیری جنبش‌های مختلف در این کشور از قاره سبز دارد.
اعتراضات علیه خشونت‌های پلیس در حالی است که در سال‌های اخیر، اعتراضات گسترده‌ای علیه سیاست‌های دولت مکرون ایجاد شده است. اعتراضات موسوم به جنبش «جلیقه‌زردها» که در نوامبر ۲۰۱۸ در واکنش به گرانی سوخت شروع شد، جرقه اعتراضات سراسری علیه دولت مکرون را کلید زد که تا یک سال به طور هفتگی ادامه داشت. سال گذشته نیز طرح دولت مکرون برای افزایش سن بازنشستگی از ۶۲ سال به ۶۴، اعتراضات گسترده‌ای را در سراسر این کشور رقم زد و از بهمن‌ماه تا فروردین، کم و بیش تداوم داشت. در اعتراضات ماه‌های اخیر درباره طرح اصلاح قانون بازنشستگی، در فروردین‌ماه گذشته بیش از سه میلیون نفر در شهرهای مختلف فرانسه به خیابان‌ها آمدند. در آن اعتراضات، صدها نفر از معترضان زخمی و دستگیر، همچنین صدها نفر از نیروهای امنیتی زخمی شدند.
ایوبی: جنبش‌های فرانسه به دلیل نبود سندیکاها و حذف احزاب سیاسی کوچک است
حجت‌الله ایوبی، کارشناس مسائل فرانسه در گفت‌وگو با «صبح نو» با اشاره به ریشه تضاد طبقاتی در فرانسه، عنوان کرد: «چندین سال است که در فرانسه همه نویسندگان، محققان و جامعه‌شناسان فرانسوی به این جمع‌بندی و باور رسیده‌اند که فرانسه با یک بحران جدی روبه‌رو شده است که این بحران می‌تواند به تمام کشورهای اروپایی برسد. یک بخشی از آن بحران به نظام دموکراسی فرانسوی می‌رسد که نظام دموکراسی متفاوتی نسبت به کشورهای دیگر دارند، نظامی دموکراسی که با محوریت قوه مجریه و با اقتدار رئیس‌جمهور در این کشور حاکم است.»
نویسنده کتاب سیاست و حکومت در فرانسه با اشاره به اینکه فرانسه یک کشور اقتدارگرای دموکراتیک است، تصریح کرد: «نظامی که پس از انقلاب فرانسه پی‌ریزی شد، به این صورت بود که اول مجلس همه‌کاره بود، بعد ناپلئون و پادشاهان دیگر، با سیاست‌هایی که ژنرال دو گل پی‌ریزی کرد، به این‌گونه تغییر یافت که قوه مجریه و شخص رئیس‌جمهور همه‌کاره امور کشور باشد؛ یعنی یک کشور اقتدارگرای دموکراتیک.» وی با اشاره به بحران‌های ادامه‌دار در فرانسه، افزود: «بعضی‌ها اسمش را گذاشتند نظام دیکتاتوری جمهوریت، البته، نظام نمایندگی هم در این کشور دنبال شد، به این معنا که مردم اختیاراتشان را به نمایندگان‌شان در پارلمان بدهند و آنها هم اختیارات و دسترسی را به دولت دادند. از اینجا است که آنها به مرور دچار بحران هستند و مردم احساس می‌کنند در این نظام دیده نمی‌شوند. مردم فکر می‌کنند نظام فرانسه، نظام نخبه‌ها، سیاستمداران و نظام شخص رئیس‌جمهور به‌عنوان یک فرد اقتدارگرای همه‌کاره است.» این کارشناس امور فرانسه با اشاره به اینکه نظام نمایندگی و دموکراسی نمایندگی در فرانسه در جای خودش دچار بحران است، ادامه داد: «بحران‌های اجتماعی و سیاسی، سالیان سال است که در فرانسه وجود دارد، شاید نماد این بحران، جنبش جلیقه‌زردها بود، اگر شیوع ویروس کرونا نبود، شاید این جنبش ادامه می‌یافت و معلوم نبود چه سرنوشتی داشت. خیلی‌ها، آن را جنبش نامرئی‌ها نامیدند؛ چراکه احزاب کوچک در آن حضور ندارند یا دیده نمی‌شوند و یا حذف می‌شوند.»
نویسنده کتاب احزاب سیاسی در فرانسه با بیان اینکه با ورود به قرن ۲۱، این جنبش‌ها در فرانسه و اروپا عوض شده است، گفت: «اکنون از قرن بیستم عبور کرده‌ایم و وارد قرن ۲۱ شده‌ایم و جنبش‌های مختلف سیاسی و جنبش‌های طبقاتی زیادی در این کشور شکل گرفته‌اند، جنبش طبقه کارگر یکی از این‌گونه نماینده جنبش‌ها است که مطالبات‌شان گروهی و جمعی بود، ولی خوب با ورود به قرن ۲۱، این جنبش‌ها عوض شده است و دیگر چیزی به نام طبقات وجود ندارد. طبقه کارگر همیشه رفتارش برای سیاسیون قابل‌پیش‌بینی بود، آنها دارای افرادی سیاسی هستند که این‌ها را نمایندگی می‌کردند، اکنون این افراد یا نمایندگان دیگر وجود ندارند.»
وی ادامه داد: «به خاطر نبود چنین سندیکاها یا احزاب بود که مردم به حزب دست راستی افراطی رأی می‌دهند که اکنون دچار بحران‌های عجیبی می‌شوند. بحران‌های اخیر فرانسه و سندیکاهای آنها، منحصر به فرانسه نیست، یک زمانی کارگران یا دیگر احزاب در تحولات جامعه نقش داشتند و رهبران احزاب سیاسی این موضوعات را قابل مذاکره می‌دیدند و مردم آنها را به‌عنوان نماینده خود می‌دانستند؛ اما درصدی از کارکنان و کارگران عضو سندیکاها بودند، امروز اعضای سندیکاها به کمتر از پنج درصد در فرانسه رسیده است و دیگر کارمندان سندیکاها را نماینده خودشان نمی‌دانند و بحران مشارکت کانالیزه است.» وی ادامه داد: «خیلی بحران مهمی است؛ چراکه رفتار مردم غیرقابل پیش‌بینی است، نماد آن، تبدیل به جنبش امروز می‌شود. می‌بینیم که چگونه در جنبش جلیقه‌زردها، نمایندگان سیاسی را نپذیرفتند، احزاب زیادی تلاش کردند وارد این جنبش شوند و گفت‌وگو داشته باشند، ولی نپذیرفتند؛ چراکه لیدری نداشتند، احزاب فراوانی تلاش کردند وارد این‌ها شوند؛ اما نپذیرفتند، این ماهیت جنبش‌های امروزی در فرانسه است.» این کارشناس مسائل فرانسه با بیان اینکه اقتدار رئیس‌جمهور مورد پذیرش مردم فرانسه نیست، تصریح کرد: «با نگاهی به جنبش‌های مختلف فرانسه می‌توان دریافت که این نوع جنبش‌ها و اعتراضات در قرن ۲۱ از جنبش‌های گذشته و حتی از جنبش گروهی فاصله گرفته است و اقتدار رئیس‌جمهور یا تلاش‌های سیاسی نمایندگان‌شان، دیگر مورد پذیرش مردم نیست. نظام تمرکزگرای فرانسه همه را در عرصه‌های مختلف دچار بحران کرده است، اگرچه تلاش می‌کنند مشکل سایر کشورها را حل کنند؛ اما خودشان در بحران فرو رفته‌اند.» ایوبی در پاسخ به نحوه برخورد دولت‌ها در فرانسه با تضادهای طبقاتی، گفت: «از زمان سارکوزی در فرانسه، رئیس‌جمهور را نماد خود می‌دانند. به نظر من بعد از دوگل یا ژاک شیراک که در قد و قامت یک رئیس‌جمهور ظاهر شدند، دیگر رئیس‌جمهور مقتدری در فرانسه ندیده‌ایم. بیشتر آدم‌هایی آمده‌اند که یک دوره‌ای هستند و خودشان را دچار بحران ساخته‌اند. امانوئل مکرون هم تفاوتی با آنها ندارد و مشکلات نامحبوبی خودش را دارد.»  وی ادامه داد: «شانس مکرون این بود که چپ و راست سنتی ضعیف شدند و نقطه مقابل هم افراطی‌ها بودند، مردم از دست اینکه افراطی‌ها به مکرون رأی دادند و سندیکایی هم نداشتند، دچار یک سردرگمی شدند. به نظر من مردم دنبال جمهوری ششم در فرانسه هستند که با جنبش پنجم (شارل دوگل) متفاوت است؛ اما خیلی‌ها معتقدند که فرانسه این تغییر را نمی‌فهمد و آن را باور ندارد. سال‌های زیادی از ۱۹۵۸ می‌گذرد که جمهوری پنجم فرانسه شکل گرفت؛ اما رخدادهایی که در فرانسه اتفاق می‌افتد، نشانگر آن است که گویی شبحی بر فراز این کشور به پرواز درآمده و جمهوری ششم را نوید می‌دهد. رخدادها و اتفاقات چند سال اخیر نشان می‌دهد که این کشور به سمت جمهوری ششم پیش می‌رود.»
وی در پاسخ به این‌که چرا حاشیه شهرهای بزرگ در فرانسه، نقطه آشوب دو دهه گذشته بوده است، یادآور شد: «شکاف بیشتر جامعه بین حاشیه و نقاط پاریس وجود دارد، مهاجرین فراوان و کارگرانی که دچار بحران هستند. آنها از شهرها رانده شدند و به صورت یک بمب ساعتی هستند که هر لحظه ممکن است منفجر شوند. فاصله طبقاتی در فرانسه خیلی زیاد شده و خیلی از آنها از جهت مالی باید قسط‌های مختلف زندگی را بدهند تا مگر زندگی ساده خود را اداره کنند. خیلی‌ها در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند و این اختلاف طبقاتی می‌رود که این‌گونه جنبش‌ها و اعتراضاتی را رقم زند که در سال‌های اخیر در فرانسه شاهد آن هستیم.»



پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط