سه‌شنبه 29 بهمن 1404 - 02:49

کد خبر 146656

سه‌شنبه 10 مرداد 1402 - 10:08:14


سرمقاله همدلی/ بخش آب نیازمند گفتمان تابوشکن


همدلی/ « بخش آب نیازمند گفتمان تابوشکن » عنوان سرمقاله روزنامه همدلی نوشته مهدی میرزایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:


بُعد حیاتی مقوله‌ی آب در ایران، حساسیت ویژه‌ای به آن بخشیده که هرگونه اقدامات جزءنگر، سودمحور و افراطی، اثراتِ عمیقی بر پیکره‌ی جوامع، محیط، اقتصاد، امنیت و غیره خواهد گذاشت. 
مهدی میرزایی-‌ بُعد حیاتی مقوله‌ی آب در ایران، حساسیت ویژه‌ای به آن بخشیده که هرگونه اقدامات جزءنگر، سودمحور و افراطی، اثراتِ عمیقی بر پیکره‌ی جوامع، محیط، اقتصاد، امنیت و غیره خواهد گذاشت. در سال‌های اخیر با ظهور پدیده‌های ناهنجاری مانند ریزگرد، فرونشست، خشک یا شور شدن منابع آب سطحی و زیرزمینی، تبعاتی نظیر مهاجرت جوامع، تنش‌های اجتماعی، افول رفاه اقتصادی، ناامنی روانی و آسیب‌های بهداشتی، با خود همراه داشته که حجم زیادی از مطالبات را بر روی دولت آوار نموده است. امری که نتیجه دولتی شدن مقوله‌ی منابع آب در سده‌ی اخیر و سازه‌های دولت ساخته‌ای که غالباً واجد کل‌نگری نسبت به محیط و انسان نبوده و بدون پیش‌بینی واقعی ارزیابی اثرات بوده است. 
هرچند در سال‌های اخیر توجه به پیامدسنجی ابعاد زیست‌محیطی و اجتماعی و ... جزو الزامات طرح‌های آبی‌خاکی قرار گرفته است، ولکن پیش از این ضوابط، بی‌توجهی به دانش و تجربیات بومی و تمرکز سطحی بر فن‌سالاریِ صرف، نوعی از زیاده‌روی و افراط را رقم زده است. حال همان تفکر، بجای قبول مسئولیت و اقدامات بهبودبخش، همه تقصیر را گردن تغییر اقلیم می‌اندازد تا زمینه‌ی منافع جدیدی با مفهوم تغییر اقلیم و نظایر آن را فراهم آورد. امروز کجایند آنها که نتایج اقدامات فانتزی خود را در قالب ستاد فلان و کمیته بهمان برای دریاچه ارومیه و تالاب‌ها و ریزگردها را تشریح نمایند و در بوته ارزیابی قرار دهند. در صورتی که حقیقت این نیست و تغییر اقلیم تنها عامل بخشی از ناهنجاری کنونی است. زمانی، سدهای متنوع، پمپاژهای متعدد و خطوط انتقال مکررِ آب، عامل شهرت بر برخی و ثروت برای دیگران و حتی بعضاً نقمت برای برخی جوامع بوده است ولی به مرور زمان ظهور پیامدهای منفی برخی از طرح‌ها، همه را در لاک سکوت، فرافکنی و کمیته‌سازی فرو برده است. مسأله این است که یکسویه‌نگری و مطلق‌اندیشی در قبال طرح‌های آبی‌خاکی راه را بر منافع ملی سد نموده است. به‌عبارتی نمی‌توان در مورد سد و دیگر سازه‌های آبی، یک نگاه یک سویه داشت که همه سدها مضّر می‌باشند، یا همه کارآمد و حَسَب نیاز احداث شده‌اند. باید اذعان نمود که برخی از سازه‌های آبی، عامل حیات‌بخش برای شهرهای کشورمان بویژه کلانشهرها بوده‌اند، ولکن در غالب مواردی هم مسبب مناقشات مردمی، کاهش نزولات جوی، اختلال در رژیم کمی‌کیفی آبی رودخانه‌ها، آبخوان‌ها و تالاب‌ها، بهم خوردن زنجیره تولید محلی و منطقه‌ای و بسیار بیشتر شده‌اند. حال طبق قاعده «جلوی ضرر را هر وقت بگیری، مفعت است» مدیریت آب کشور باید با دوباره ارزیابیِ تأسیسات آبی (سدها، ایستگاه‌های پمپاژ، شبکه‌های آبیاری و ...) جرأت اقدام بخود بدهد و تأسیسات مضر را از دور خارج نماید. باید گفتمانی در دستگاه‌های ذی‌ربط بوجود آید که تابوی «هر چه ساختیم تا ابد باید توجیه کنیم» را بشکند و سازه‌هایی که در حال بروز اثرات منفی مستمر برای محیط، جامعه، اقتصاد و ... می‌باشند را متروک نماییم و آب را به حال خود رها کنیم. به‌هرحال، هر زمانی هم باشد(که دور نیست)، مسئولان باید پاسخگوی احداث ده‌ها یا بیشتر سد بر روی آبریز دریاچه ارومیه و ایجاد بهره‌برداران جدید باشند و جبران مافات نمایند. جبران مافاتی که فقط با عزم خروج تعدادی از این سدها از مدار مهار آب که ذی‌نفع اولویت‌دار آن دریاچه ارومیه است، رخ حواهد داد. گفتمانی که از این مورد آغاز می‌گردد و می‎تواند با توسعه و بالندگی تبدیل به مکتبی فکری برای مدیریتی نوین منابع آب در اقلیم خشک و کم‌آبی مانند ایران تبدیل گردد.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط