دوشنبه 28 بهمن 1404 - 13:35

کد خبر 159846

شنبه 21 مرداد 1402 - 14:59:00


اختلاف در جبهه اصلاحات


صبح نو/متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

انتخابات اخیر هیأت رئیسه جبهه اصلاحات، صحنه‌ای دیگر از اختلافات ظاهرا پرنا‌شدنی حزب کارگزاران سازندگی با بقیه اصلاح‌طلبان خاصه جریان تحریم‌طلب مستقر در کرسی‌های تصمیم‌گیر جبهه اصلاحات را به منصه ظهور گذاشت. همچنان‌که مجله «آگاهی نو» در شماره جدید خود و در گزارشی کم سابقه به تندی از ریاست آذر منصوری بر جبهه اصلاحات انتقاد و آن را برخلاف اصول دموکراتیک توصیف کرده است.


پیروزی آذرمنصوری در انتخابات تک نامزدی!
چندی پیش با رأی مجمع عمومی جبهه اصلاحات، آذر منصوری به‌عنوان رئیس این جبهه و بدرالسادات مفیدی به‌عنوان دبیر جبهه، محسن آرمین به‌عنوان نایب‌‌رئیس اول، طاهره نقی‌ئی به‌عنوان نایب‌‌رئیس دوم و جواد امام به‌عنوان سخنگوی این جبهه انتخاب شدند. انتخاباتی که شکاف‌ها در این جبهه را تشدید و آتش اختلافات زیر خاکستر را روشن کرد. انتخاباتی که مجله «آگاهی نو» که توسط محمد قوچانی مدیریت می‌شود و نزدیک به طیف میانه‌رو اصلاح‌طلبان و کارگزاران است، در حملات تندی، ریاست منصوری را با تسخیر لانه جاسوسی توسط چپ‌های جوان مقایسه کرده است.
برخلاف انتظارها که همگان گمان می‌کردند بهزاد نبوی بار دیگر بر جایگاه ریاست جبهه اصلاحات بنشیند، این آذر منصوری بود که رئیس جبهه اصلاحات شد. چهره‌ای که به اتخاذ مواضع خلاف منطق سیاست‌ورزی آشتی‌جویانه شهره است. «آگاهی نو» در این زمینه نوشته است: «... برای تسخیر جبهه اصلاحات نیازی به بالا رفتن از دیوار نبود و می‌شد با کلید وارد آن شد.» این شاید تندترین انتقاد درونی اصلاح‌طلبان به ریاست آذر منصوری باشد که شبه انتصاب و تسخیر توصیف شد و از ابراهیم اصغرزاده، محسن امین‌زاده و محسن میردامادی به‌عنوان چهره‌های پشت پرده هر دو تسخیر نام برده شد. این نشریه نوشته است؛ کسانی که روزی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آنجا را تسخیر کردند، امروز نیز درصدد تسخیر جبهه اصلاحات و کرسی‌های تصمیم‌گیر آن برای تعمیم مواضع خود به کل جریان هستند. البته «آگاهی نو» اعتقاد دارد بهزاد نبوی و حسین مرعشی، شبیه بازرگان و یزدی در زمان تسخیر لانه جاسوسی هستند؛ همچنان‌که یزدی و بازرگان نتوانستند جلوی حلقه لانه را در ماجرای تسخیر سفارت بگیرند، بهزاد و مرعشی هم نمی‌توانند جلوی تندروی‌های امروز این حلقه را بگیرند.
در ادامه این مطلب شیوه انتخابات هم به تندی زیر سوال برده شده: «... بدین ترتیب در انتخاباتی غیررقابتی و درون‌گروهی با ساختاری مهندسی‌شده و در رایزنی با رهبر جبهه اصلاحات، تک نامزدی به نام آذر منصوری به ریاست جبهه اصلاحات رسید.»

کودتای تندروها برای مصادره کل جبهه
 این مطب، آذر منصوری را مهره اتحاد ملتی‌ها و طیف چپ دانسته و برای خود او شخصیت و هویت مستقلی قائل نشده است و مدعی است که به خاطر ماجرای مهسا و برای جنبه تبلیغاتی آن، یک زن را به‌عنوان رئیس جبهه انتخاب کرده و در این میان بهزاد نبوی را قربانی کردند؛ چراکه در اعتراضات 1401 هم تعادل خود را حفظ کرد و هم به سمت پوپولیسم چپ نرفت و گفت که ما اصلاح‌طلبان نباید زیر نظام دینامیت بگذاریم؛ ازاین‌رو از سوی طیف رادیکال حذف شد. از سوی دیگر به‌زعم گروه حامی منصوری، اصلاح‌طلبان باید با انتخاب یک زن، ناآرامی‌های اخیر در کشور را پاسخ بگویند و با گرایش به فردی با مواضع رادیکال، ادعای جامعه‌محوری خود را به واقعیت بدل کنند. 
ریاست منصوری بر جبهه اصلاحات که هم‌زمان دبیرکلی یکی از رادیکال‌ترین احزاب اصلاح‌طلب؛ یعنی «اتحاد ملت» را نیز به عهده دارد، تازه آغاز راه کودتای اصلاح‌طلبان تندرو برای مصادره کل جبهه بود. پس از ریاست منصوری، محسن آرمین، نائب رئیس اول، طاهره نقی‌ئی، نائب رئیس دوم، جواد امام، سخنگو و بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات شدند. هر چهار چهره مزبور جزو افرادی از اصلاح‌طلبان هستند که رویکردهای تند به عرصه سیاست دارند، با انتخابات سر آشتی ندارند و به‌اصطلاح در عداد تحریم‌طلبان جای دارند.
سلطه تحریم‌طلب‌ها بر جبهه اصلاحات در شرایطی است که ایشان با بحران اعتبار در بدنه اجتماعی خود مواجه‌اند و پیش و بیش از تعیین تکلیف ترکیب رهبران خود، باید فکری به حال ریزش شدید هواداران خود کنند. این سلطه در حالی رقم خورده که طی دو سال گذشته، طیف نیروهای نسبتا عمل‌گرا ن ظیر نبوی و مرعشی در رأس جبهه اصلاحات بودند و سعی داشتند لزوم حضور و مشارکت را در میان اصلاح‌طلبان جا بیندازند.

امین‌زاده کارگردان پشت پرده جبهه
گزارش «آگاهی نو نیز» مدعی شده است که وقتی بهزاد نبوی با حضور منصوری در هیأت رئیسه مخالفت می‌کند، امین‌زاده که کارگردان پشت پرده جبهه است به بهزاد نبوی نامه می‌نویسد و او را به محافظه‌کاری و سازش‌کاری متهم می‌سازد. این نامه را باید مقدمه‌ای بر کودتای اتحاد ملتی‌ها علیه نبوی دانست که در نهایت با ریاست منصوری به سرانجام رسید.
در گزارش البته حلقه لانه با بلشویک‌ها شبیه‌سازی شده‌اند که کنایه‌ای است به تندرو و رادیکال بودن این گروه.
این انتقادها در میانه پیش ثبت‌نام انتخابات مجلس که مناقشه‌انگیز شده را باید به‌عنوان بخشی از واقعیت اصلاح‌طلبان در زمینه شکاف میان طیف راست اصلاحات و اعتدالیون که آگاهی نو آنها را نمایندگی می‌کند، دانست. طیفی که به دنبال پرش از چپ‌روهای اصلاحات و تحریم‌طلبان است.

تلاش رادیکال‌ها برای خلوص‌سازی در جبهه اصلاحات
همچنین در بخش دیگر گزارش «آگاهی نو»، به تلاش‌ها برای خلوص‌سازی در جریان اصلاحات اشاره شده که طیفی بعد از ماجرای مهسا امینی می‌خواستند شعارهای آن را مصادره کنند و تاکتیک‌شان این بود که باید به سمت خلوص‌سازی رفت و این جریان را از طیف‌های راست و معتدل، پاک‌سازی کرد و این جبهه را یکدست کرد.

این در حالی است که کارگزاران برای خود وزنه سنگی در جبهه اصلاحات قائل است و حتی پیروزی آن را در مقاطع مخالفت سیاسی نتیجه کنشگری خود می‌داند. همچنان‌که پیش از این محمد قوچانی، سردبیر روزنامه سازندگی و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در یادداشتی با عنوان «عبور از خاتمی یا دعوت از خاتمی» با اشاره به نقش بی‌بدیل کارگزاران سازندگی در پیروزی چپ‌ها در انتخابات 76 نوشته بود: «کارگزاران سازندگی ایران به شهادت تاریخ اولین تشکیلاتی بود که به آقای سید محمد خاتمی پیشنهاد بازگشت به سیاست [پس از استعفا از وزارت و برای نامزدی در مجلس پنجم] را داد تا بر یأس و ناامیدی اجتماعی در جناح چپ غلبه کند و باز به شهادت تاریخ [که بخشی از آن در خاطرات آقای هاشمی از سال‌های ۷۵ و ۷۶ و نیز روایت‌های آقای خاتمی از آن دوران آمده است] بدون حمایت کارگزاران، امکان پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوم خرداد حداقل در سپهر سیاسی کشور وجود نداشت.
در این گزارش همچنین آمده است که گویا محمد خاتمی، مولاوردی را هم معرفی کرده، اما همان اول توسط شورای مرکزی مخالفت می‌شود و حتی این گزینه را به رأی نمی‌گذارند. مولاوردی نیز ترجیح می‌دهد کنار بکشد و وارد این دعوا نشود. شورای 15 نفره با این استدلال که مولاوردی 2 سال است که وارد جبهه شده نامزدی او را برای ریاست رد کردند. در این میان هرچند برخی از احزاب میانه‌روی اصلاح‌طلب گزینه مطلوبشان امابا نظر منفی اعضای حقیقی جبهه اصلاحات، مشخصا فخرالسادات محتشمی‌پور مواجه می‌شوند که مخالفت تاجزاده با او از سوی همسر وی به گوش اعضا می‌رسد.

مخالفت دیگر احزاب اصلاحاب با دیکتاتوری دموکراتیک اتحادی‌ها
البته شکاف در جبهه اصلاحات تنها مختص به اختلاف کارگزاران با مشارکتی‌ها نیست و در این گزارش، پرده از اختلاف و اعتراض دیگر احزاب این جریان از انتخابات آذر منصوری برداشته است.
در بخشی دیگر از این مطلب روایت شده، ریاست آذر منصوری نوعی دیکتاتوری دموکراتیک بود و بعد تایید می‌کند که در واقع انتخاب نبود، بلکه انتصاب بود و خبر می‌دهند گرامی‌مقدم می‌خواست کاندیدا شود، اما هیاهو کردند صدا به صدا نرسد و حلقه لانه از منصوری حمایت کردند، اتفاقی که مورد اعتراض دیگر شخصیت‌ها نیز قرار گرفت و «الیاس حضرتی، دبیرکل حزب اعتماد ملی از جلسه خارج شد و گفت از این پس فقط در سطح نماینده در جبهه مشارکت می‌کند. شهاب طباطبایی، دبیرکل حزب ندای ایرانیان هم قصد ترک جلسه را داشت که جلوی این کار گرفته شد؛ اما احتمالا این حزب هم در سطحی پایین‌تر از دبیرکل در جبهه شرکت کند. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران هم که قبل از این به‌عنوان شخصیت حقیقی از سوی سید محمد خاتمی در جلسات شرکت می‌کرد، ترجیح داد نه در جمع 15 نفر سناتور انتصابی که به‌عنوان شخصیت حقوقی خود در این دوره حاضر شود تا بتواند به‌جای خودش، نماینده‌اش را به جلسه بفرستد و این کار را در جلسه رأی‌گیری هم کرد.»

ائتلاف واحد در جبهه اصلاحات، دور از دسترس
این اظهارات نشان از وجود یک شکاف عمیق در بین جبهه اصلاحات دارد که بعید نیست در انتخابات مجلس نیز بروز پیدا کرده و مانع از تشکیل یک ائتلاف واحد شود. امری که در انتخاب 98 نیز صورت نگرفت و کارگزاران به‌تنهایی لیستی را منتشر کرد که سران اصلاحات از آن حمایت نکرد و نهایتا به شکست انجامید. موضوعی که به صراحت توسط آگاهی نو بیان می‌شود.


مصادره خاتمی توسط اتحادملت
البته «آگاهی نو» به مصادره خاتمی توسط یک طیف خاص در جریان اصلاحات نیز انتقاد می کند و به او توصیه کرده است که خود را منحصر و محدود در یک حزب سیاسی نکند. در واقع این مطلب اعتراف می‌کند که خاتمی تحت تاثیر این حزب است و تندروها می‌توانند بر تصمیم خاتمی و یا عدم اعلام مواضع حقیقی او تاثیرگذار باشند. 

اپورتونیسم اتحاد ملت
در بخش دیگر مطلب «آگاهی نو» به انتخابات مجلس یازدهم اشاره شده که خاتمی، مرعشی و کارگزاران را برای انتخابات مجلس یازدهم تشویق می‌کند؛ اما همین طیف تندرو تأکید می‌کنند که اگر کارگزاران به اسم اصلاحات لیست ندهد، از آنان حمایت می‌کنیم؛ اما همین طیف در شورای شهر لیست کامل داد و امضای خاتمی را زیر لیست قرار داد؛ چراکه ترکیب آن فهرست انتخاباتی همه اتحاد ملتی بودند و این تمامیت‌خواه بودن این طیف رادیکال را نشان می‌دهد همچنان‌که آگاهی نو با اشاره به این ماجرا، اتحاد ملت را به اپورتونیسم و منفعت‌طلبی متهم کرده و در تشریح این ماجرا می‌نویسد: «سید محمد خاتمی به تشویق سید حسین مرعشی برای شرکت کارگزاران در انتخابات مجلس یازدهم پرداخته بود و یک چهره دیگر اصلاح‌طلب گفته بود اگر کارگزاران به نام اصلاح‌طلبان فهرست ندهند، از آنان حمایت می‌کنند. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ درحالی‌که اصلاح‌طلبانی مانند مهدی کروبی، بهزاد نبوی، محمدجواد ظریف و عبدالکریم سروش به‌صراحت از عبدالناصر همتی حمایت می‌کردند و خاتمی نیز از مردم می‌خواست همت کنند و رأی دهند، بانویی به نام آذر منصوری رودرروی دیگر اصلاح‌طلبان از جمله کارگزاران ایستاد و با تفاوت یک رأی، مانع حمایت جبهه اصلاحات از همتی شد. گرچه ممکن است این اقدام را تلاش برای تحریم انتخابات بدانیم؛ اما در کمال تعجب همین جریان معتقد به تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری نه‌تنها برای شورای شهر تهران فهرست داد، بلکه نام و امضای سید محمد خاتمی را به‌صراحت خرج آن شورا کرد؛ چراکه مطمئن بود اکثریت کرسی‌های آن شورا در اختیار حزب اتحاد ملت خواهد بود. همچنان‌که در شورای شهر قبل از آن چنین بود. البته اگر به‌جای همتی که سابقه کارگزارانی داشت، یک چهره چپ مانند مصطفی معین، نامزد ریاست‌جمهوری بود، این جریان به تحریم انتخابات ۱۴۰۰ دست نمی‌زد، چنانکه وقتی رهبر اصلاح‌طلبان با خشم از خرج کردن اعتبارش در انتخابات ۱۴۰۰ از یکی از سیاسیون اصلاح‌طلب گله کرد، او بلافاصله میزان آرای مصطفی معین در انتخابات ۱۳۸۴ را به یادش آورد که شکست جبهه مشارکت بود. در واقع پشت‌پرده این رادیکالیسم چپ نوعی اپورتونیسم قرار داشت.»

پیشنهاد اتحاد برای کابینه همتی
در بخش دیگر این مجله به منفعت طلبی اتحاد ملت اشاره شده و نوشته است: «مثلاً در انتخابات ۱۴۰۰ گفتند دیگر به نامزد اجاره‌ای رأی نمی‌دهیم، با وجود این وقتی همتی در قدم اول درخشید، نماینده خود را به ستاد او فرستادند؛ اما هنگامی که در مذاکره رهبر اصلاح‌طلبان با همتی متوجه شدند که نمی‌توانند برای کابینه احتمالی کرسی‌های زیادی داشته باشند و مثلاً محمدرضا جلایی‌پور را به وزارت فرهنگ و محمد ستاری فر را به ریاست سازمان برنامه ‌وبودجه و محسن مهرعلیزاده را به معاونت اول ریاست‌جمهوری برسانند، سعی کردند همتی را تخریب کنند و او را مهره حاکمیت برای رقابت بخوانند.»

بحران اعتبار رادیکال‌ها در بدنه
تغییرات اخیر در جبهه اصلاحات نشان می‌دهد که قاطبه اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات مجلس، تغییری در رویکردهای تحریمی و انحصاری خود ایجاد نکرده‌اند و همچنان بر مشارکت مشروط، تأکید دارند. تغییر و تحول اخیر در جبهه اصلاحات پس از آن انجام شد که سعید حجاریان از متفکرین تندروی موسوم به اصلاح‌طلب طی گفت‌وگویی، برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات شرط و شروط گذاشت و در اظهارنظری شاذ و بی‌مبنا، استعفای دولت را شرطی اساسی برای مشارکت اصلاحات ذکر کرد. این اظهارنظر در حالی بود که علی‌القاعده یک جریان سیاسی برای کنشگری باید حدود، ثغور و چارچوب حاکمیت را بپذیرد و بر اساس هنجارها و ارزش‌های موجود، دست به اقدام بزند و عکس این ماجرا؛ یعنی تمکین حاکمیت از خواست جریانات سیاسی، مضحک و بی‌اساس می‌نماید. سلطه تحریم‌طلب‌ها بر جبهه اصلاحات در شرایطی است که ایشان با بحران اعتبار در بدنه اجتماعی خود مواجه‌اند و پیش و بیش از تعیین تکلیف ترکیب رهبران خود، باید فکری به حال ریزش شدید هواداران خود کنند.
همچنان‌که در دو انتخابات گذشته نیز علی‌رغم دستور تحریم؛ اما جمعی از اصلاح‌طلبان به تشویق بهزاد نبوی از کاندیداتوری عبدالناصر همتی در انتخابات 1400 حمایت کردند . در انتخابات مجلس یازدهم نیز طیف عمل‌گرای این جریان، لیستی مجزا به سرلیستی مجید انصاری دادند که شاید شکست اصلاح‌طلبان در هر دو انتخابات، موجب قدرت گرفتن رادیکال‌ها بر آنها و تفوق نهایی اخیر آنها در ترکیب اخیر هیأت رئیسه جبهه شده است.

دوگانه کارگزاران و اتحاد ملت عمیق‌تر می‌شود
عقب‌گرد اصلاح‌طلبان از رویکردهای منطقی و حرکت به سمت رویکردهای رادیکال، در شرایطی است که امسال انتخابات مجلس در پیش است و انتخاب منصوری بی‌گمان می‌تواند شکاف میان مشارکت‌طلبان و تحریم‌طلبان را تعمیق بخشد. بی‌شک با سلطه افرادی نظیر منصوری، آرمین، جواد امام و امین‌زاده، کار بر عمل‌گرایان سخت خواهد شد و رویکرد ائتلاف و وحدت با سایر نیروهای نزدیک به گفتمان اصلاحات (راست میانه) جای خود را به رادیکالیسم امثال تاج‌زاده خواهد داد. موضوعی که شکاف در جبهه را عمیق‌تر خواهد ساخت. همچنان‌که در بخشی دیگر از بی‌عملی و عدم تأثیرگذاری کارگزاران در جبهه اصلاحات انتقاد می‌کند و این خبر را می‌دهد که قطعا فراکسیونی در برابر فراکسیون حاکم بر جبهه اصلاحات به وجود می‌آید که خود را در دوگانه کارگزاران و اتحاد ملت نشان خواهد داد.
 
 



پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط