سه‌شنبه 29 بهمن 1404 - 15:52

کد خبر 186753

شنبه 11 شهریور 1402 - 18:48:25


تحقق کابوس غرب در آفریقا


وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

حنیف غفاری| بورکینافاسو، مالی، نیجر و حالا گابن به نقاط آشکارساز شکست راهبرد استعمارگرانه غرب، بویژه فرانسه در آفریقا تبدیل شده‌اند. فارغ از ماهیت کودتاهای انجام شده در کشورهای مذکور، اکنون ذهن مقامات غربی روی معضل کلان‌تری متمرکز است: تغییر فرامتن‌ها در آفریقا! در ماورای بیانیه‌های پرزرق و برقی که کاخ سفید، خانه شماره 10 داونینگ استریت و کاخ الیزه تهیه و تنظیم می‌کنند، نگرانی نانوشته اما ملموس بزرگ‌تری وجود دارد که معطوف به تغییر محیط و قواعد بازی غرب در آفریقاست. در دوران استعمار فرانو، بازیگران غربی بدون تغییر ماهیت بازی سلطه‌طلبانه و مداخله‌گرانه خود، صرفا قواعد استعمارگری خود را تغییر داده و به آن رنگ و لعاب جدیدی بخشیده بودند اما تحولات اخیر جاری در آفریقا، زمین بازی غرب (و نه قواعد بازی آن) را مورد هجمه قرار داده است. 
گذار از غرب، تبدیل به فرامتن و زیرساختی شده که قطعا قدرت مانور آمریکا، انگلیس و فرانسه در کشورهای گوناگون آفریقایی را شدیدا محدود می‌کند. در چنین شرایطی دیگر چپاول ثروت‌های ملی متعلق به گابن و نیجر مانند اورانیوم، نفت، منگنز و الوار توسط غرب نمی‌تواند تبدیل به یک روند سیستماتیک و مستمر شود. سوال اصلی شهروندان گابنی این است: چرا با وجود جمعیت اندک و 2 میلیون و 200 هزار نفری این کشور و تمرکز منابع غنی، شاهد فقر و عقب‌ماندگی دائمی در کشورشان هستند. کاخ‌های سفید و الیزه تلاش کرده‌اند  در دوران استعمار فرانو، پذیرش فقر و عقب‌ماندگی در آفریقا را به مثابه گزاره‌ای اجتناب‌ناپذیر در افکار عمومی کشورهای این قاره تثبیت کنند، به گونه‌ای که گویا کشورها باید بین نابودی کامل و بازی در زمین یک بازیگر غربی، یک گزینه را انتخاب کنند و انتخاب سومی در این معادله وجود ندارد! 
آنچه بیشتر از تحولات سیاسی اخیر گابن، نیجر، مالی و بورکینافاسو منجر به نگرانی فرانسوی‌ها شده، آمادگی افکار عمومی آفریقا جهت پذیرش تحولات جدید و زدودن ردپای استعمارگران نوین از قاره سیاه است. مردم این کشورها پرچم فرانسه و هر نمادی که به این کشور استعمارگر مربوط است را با خشمی که چند قرن فروخورده شده، به آتش می‌کشند و علنا نفرت‌شان را از پاریس به تمام دنیا مخابره می‌کنند. حتی اگر به واسطه اقدام نظامی اعضای ناتو یا اِکواس(جامعه اقتصادی کشورهای آفریقایی)، آثار کودتا در این کشورها از بین برود، فرامتنی که در آفریقا بر اساس گذار از غرب شکل گرفته، هر روز پررنگ‌تر خواهد شد. تحولات اخیر آفریقا نشان می‌دهد فعالیت اتاق‌های فکر و سیاست‌گذاری عمومی غرب درباره الیناسیون و از خودبیگانگی اجتماعی شهروندان کشورهای گوناگون آفریقا - که پذیرش استعمارگری نوین یکی از مصادیق آن محسوب می‌شود - با ناکامی معناداری مواجه شده است. حتی برخی شهروندان کشورهایی که در آنها کودتا رخ داده، در عین دغدغه‌مندی نسبت به عواقب کودتا در کشور خود، نسبت به مواضعی که انعکاس‌دهنده نگرانی غرب نسبت به تحولات آنهاست، احساس غرور می‌کنند. در چنین شرایطی، حتی مخالفت با کودتا در برخی کشورهای آفریقایی، به معنای موافقت با استمرار سلطه ملموس فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها بر آنها نیست. 
گذار از غرب، مدت‌هاست در آفریقا آغاز شده. از ابتدای هزاره سوم و با تاثیرپذیری بسیاری از ملت‌های آفریقایی از الگوهای سنتی و نوین استعمارزدایی فرانو در آمریکای لاتین، این روند در قاره سیاه نیز تشدید شد. بنابراین تغییر فرامتن بازی غرب در آفریقا و وحشت شدید آمریکا و اروپایی‌ها از این روند، محصول یک اتفاق یا کودتا نیست، بلکه خروجی یک روند است که معطوف به زمان حال نیز نخواهد بود. تحولات اخیر در کشورهای نیجر، گابن، مالی و بورکینافاسو، قطعا در آینده‌پژوهی غرب نسبت به آفریقا تاثیرگذار بوده و بسیاری از الگوها و ثوابت راهبردی آن را به صورت ناخواسته و اجباری تغییر خواهد داد. 
در این میان، آمریکا به همراه 2 شریک غربی خود - فرانسه و انگلیس - در صدد تزریق بحران‌های دامنه‌دار امنیتی به آفریقا با هدف احیای فرامتن از بین رفته و مدنظر خود در این قاره خواهند بود. احتمال تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی وابسته به غرب مانند الشباب، داعش و بوکوحرام محصول همین رویکرد واشنگتن و متحدان آن خواهد بود. با این حال، حتی پمپاژ حداکثری بحران‌ها و خشونت‌های فراگیر در کشورهای آفریقایی توسط سازمان‌های نظامی و امنیتی  چپاولگران و دشمنان آفریقا، منجر به توقف روند غرب‌ستیزی شکل گرفته و تثبیت شده در این حوزه جغرافیایی و استراتژیک نخواهد شد. آمریکا، انگلیس و فرانسه، چه بخواهند بپذیرند یا خیر، کابوس آنها در آفریقا تحقق یافته است.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط