چهارشنبه 30 بهمن 1404 - 13:20

کد خبر 196065

یک‌شنبه 19 شهریور 1402 - 16:55:00


راهبرد مناسب برای حفاظت از مسیر اروپایی


اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

 یوسف مولایی، استاد روابط بین‌الملل معتقد است جنگ روسیه با اوکراین باعث دوری این کشور از تحولات مرتبط با قره‌باغ و ابتکار عمل ترکیه و جمهوری آذربایجان در منطقه شده است. او در عین حال از نقش ویژه ایران در کاهش تنش‌های در منطقه سخن می‌گوید و از ضرورت اتخاذ راهبردی معقول برای استیفای منافع ایران صحبت می‌کند. به اعتقاد این استاد دانشگاه، ایران با هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان نزدیکی تاریخی، مذهبی و اقلیمی دارد و این تشابهات باعث اتخاذ برخی رویکردهای متناقض در برخی دوره‌ها شده است.

دور تازه‌ای از تنش‌ها در منطقه قره‌باغ آغاز شده است. سفر مقامات نظامی و سیاسی کشورهای اثرگذار در میانه این تنش هم فزونی گرفته است. بازیگران اصلی در معادله قره‌باغ چه کشورهایی هستند؟

غیر از ارمنستان و آذربایجان بازیگران اصلی در موضوع قره‌باغ، روسیه و ترکیه هستند. با توجه به اینکه روسیه درگیر نبرد در اوکراین است، انرژی کافی برای ورود به رحان قره‌باغ را ندارد. امریکا هم مشکلات خاص خود را دارد و نمی‌تواند حضور فیزیکی در منطقه داشته باشد و به نفع ارمنستان وارد عمل شود. بنابراین تنها بازیگر باقیمانده در منطقه ترکیه است که هم منافع قابل توجهی در ائتلاف و هماهنگی با آذربایجان و هم انگیزه، نیرو امکانات کافی در منطقه دارد. بنابراین بعید است که بازیگری خارج از منطقه بتواند در این معادله ورود کرده و تغییرات بنیادینی ایجاد کند.

اما اخیرا ارمنستان و امریکا نزدیکی فراوانی به هم پیدا کرده و مانورهای مشترکی برگزار کرده‌اند. آیا این دلیلی بر ورود امریکا در این مناقشه نیست؟

حتی اگر امریکا به ارمنستان نزدیک هم شده باشد در موضوع قره‌باغ نمی‌تواند در شمایل یک متغیر مهم ایفای نقش کند. مخصوصا اینکه ترکیه هم عضو ناتو است و امریکایی‌ها به این راحتی با یک عضو ناتو درگیر نمی‌شوند. من فکر می‌کنم نهایتا ترکیه حرف اول را در این بحران و در برنامه‌های مرتبط با گذرگاه زنگزور می‌زند و ایران باید راهبرد مناسبی برای استیفای منافع خود پیدا کند.

نحوه بازیگری ایران در این مناقشه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا ایران مبتنی بر منافعش عمل کرده است؟

ایران از زمانی که جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر مناقشه قره‌باغ توافقی انجام داده و مناطقی بین خودشان تقسیم کردند، نتوانست بازیگری مناسبی برای تعریف و تثبیت منافع خود داشته باشد. به خصوص زمانی که درباره گذرگاه زنگزور برای پیوستن آذربایجان به نخجوان تصمیم‌گیری شد، تصمیمات مناسبی از سوی ایران اتخاذ نشد. ایران می‌توانست با هماهنگی روسیه که در آن زمانی منافع مشترکی با ایران داشت، برنامه‌های خود را تثبیت سازد. در شرایط فعلی ایران باید دیپلماسی چندجانبه‌ای را به کار بگیرد تا از طریق حسن همجواری با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه منافع خودش را تامین کرده و توسعه تجارت ایران از مسیر ارمنستان را حفظ کند. این امر نیاز به اتخاذ یک دیپلماسی قوی دارد. نباید فراموش کرد، در منطقه یارگیری‌های متعددی صورت گرفته است. اما ایران هنوز نتوانسته طرف قوی و کارآمدی را به عنوان شریک در اختیار بگیرد. نه ارمنستان واجد توانایی لازم است و نه روسیه به دلیل مشکلاتش در اوکراین میلی به همراهی با ایران دارد. این در حالی است که جمهوری آذربایجان و ترکیه در کنار هم بوده و بسیار مصمم هستند که برنامه خود را پیاده‌سازی کنند. نقشه راه منسجمی هم تدارک دیده‌اند و باید اعتراف کرد که قدرت بازیگری بالایی هم دارند. در این میان ایران فاقد اهرم فشار اثرگذار برای تغییر نقشه راه جمهوری آذربایجان و ترکیه است. البته این روند می‌تواند با تصمیم‌سازی‌های درست و معقول تغییر کند.

برخی تحلیلگران معتقدند تناقضاتی در نظام موضع‌گیری‌های ایران در خصوص قره‌باغ وجود دارد. از یک طرف به دلیل اینکه اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان (و شیعه) هستند؛ ایران در نبرد دوم قره‌باغ، رسما از حاکمیت جمهوری آذربایجان در قره‌باغ دفاع کرد. از سوی دیگر مرز ایران با ارمنستان هم یک مرز تاریخی است که ارتباط ایران با غرب را شکل می‌دهد. این تناقضات ایدئولوژیک و راهبردی تا چه اندازه در عدم استیفای منافع ملی حداکثری ایران نقش داشته است؟

من نمی‌توانم از واژه تناقض برای تفسیر این موضوع استفاده کنم. شاید بتوان گفت، عدم آگاهی کافی دولت به پیچیدگی‌های موجود در اختلاف بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان باعث این موضوع است. حمایت تلویحی از جمهوری آذربایجان در زمان نبرد دوم قره‌باغ از سوی تمام نهادهای بین‌المللی صورت گرفت. این موضوع تقریبا اجماع جهانی بود. ایران هم با این موج همراه شد. ضمن اینکه به دلیل نزدیکی‌های قومی و تمدنی در ایران احساساتی به نفع دولت جمهوری آذربایجان وجود داشت. در عین حال ایران مناسبات سیاسی بسیار سطح بالایی هم با ارمنستان داشته و دارد. در واقع ایران فراموش کرد که این تقابل میان دو کشور نهایتا ممکن است منافع ملی ایران را تحت‌الشعاع قرار دهد. موضوع آن است که جمهوری آذربایجان دشمنی خاصی با ایران ندارد، بلکه برای ایجاد ارتباط زمینی میان قره‌باغ و نخجوان به دنبال استیفای منافع خود است. برای جمهوری آذربایجان ایجاد این ارتباطات زمینی اولویت استراتژیک است . ترکیه هم به هر دلیلی این روند را به نفع خود دانسته و از آن حمایت کرد. برای ایران بسیار سخت بود که بتواند میان این دو همسایه خود تعادل ایجاد کند یا امکانی را فراهم سازد که جلوی این توافق را بگیرد یا اینکه حق و حقوق خود را از این گذرگاه تاریخی استیفا کند. خواه ناخواه در توافق میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر گذرگاه زنگزور و تسلط کامل آذربایجان بر این گذرگاه، منافع ایران تامین نشد و نتوانست جلوی وقوع این شرایط را بگیرد. در یک کلام ایران، یگانه بازیگر قدرتمند منطقه در این موضوع نبود و شرکای اثرگذاری را نداشت. ضمن اینکه در آن زمان ایران تنش‌هایی با سایر همسایگان خود مانند عربستان و... داشت.

اگر ایران همه ظرفیت‌های خود را برای استیفای این منافع به کار می‌گرفت، آیا باز هم نمی‌توانست دست بالا را داشته باشد؟

فراموش نکنید، ایران بخشی از توان خود را در یمن، سوریه، عراق و... متمرکز کرده بود. در آن برهه مساله قره‌باغ برای ایران در اولویت بالایی قرار نداشت و انرژی و منابع قدرت لازم برای دفاع از منافع خود در این منطقه استراتژیک بسیج نکرده بود. ایران بیشتر حواس و انرژی و ظرفیت خود را صرف جنوب ایران، غرب ایران، بخشی از سوریه، عراق و... کرده بود و برای این حوزه راهبردی برنامه جامعی نداشت. این روند باعث شد ایران نتواند منافع مورد نظر خود را در منطقه استیفا کند.

نهایتا آیا باید منتظر نبرد سوم قره‌باغ باشیم یا نه؟

همواره در مناطقی که تنش وجود دارد و دو کشور در آن اختلافات جدی دارند، استعداد آغاز درگیری‌ها هم وجود دارد. به خصوص ارمنستان که احساس شکست در نبرد دوم قره‌باغ را دارد، همواره به دنبال جبران آن شکست است. از طرفی هم جمهوری آذربایجان با کمک ترکیه به دنبال تثبیت موقعیت خود در منطقه است. ترکیه هم به دنبال ارتقای نقش خود در شمایل یک بازیگر است.اما برای اینکه نبرد جدیدی واقع شود باید توازن نیروها از حد فعلی بالاتر رود یا ارمنستان به اندازه‌ای قوی‌تر شود که برای جبران وارد تنش میدانی شود یا آذربایجان دچار افول و ضعف شود تا احتمال تنازع بیشتر و ارمنستان برای برهم زدن نقشه ژئوپلیتیک وارد عمل شود. به‌طور کلی در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که پتانسیل درگیری وجود دارد، چراکه تنش هست، اختلاف وجود دارد و احساس شکست در میان یک سوی این معادله موج می‌زند. این احساس مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند زمینه درگیری‌ها را در منطقه فراهم کند.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط