یک‌شنبه 04 اسفند 1404 - 07:45

کد خبر 223195

چهارشنبه 12 مهر 1402 - 08:15:33


سرمقاله اعتماد/ سادگی در عالم واقعی و مجازی


اعتماد/ « سادگی در عالم واقعی و مجازی » عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد نوشته ابوالفضل نجیب است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

در آخرین باری که فردوس کاویانی را با فیلم ساکن خانه چوبی حسینعلی لیالستانی بر پرده سینما دیدیم و از آخرین باری که او را در مجموعه تلویزیونی هفت‌سین یدالله صمدی در سال 1391 در قالب تلویزیون دیدیم بیش از یک دهه می‌گذرد. بازیگری نه چندان مشهور که اما به یمن بازی‌های درخشان او در دل و دشنه جعفری جوزانی و بانوی مهرجویی و سگ‌کشی بهرام بیضایی برای سینماروهای حرفه‌ای نام خود را در زمره بازیگران صاحب سبک و در حافظه تاریخی سینما ثبت کرد. او که بازیگری در سینما را از سال 1349 و با بازی در فیلم تجاوز حمید مصداقی آغاز کرد، طی چهار دهه حضور مستمر در سینما و تئاتر و تلویزیون همواره با گزینه‌کاری و اغلب در آثار برجسته سینمایی و سریال‌های تلویزیونی کارنامه قابل قبول و درخوری از خود به جا گذاشت. بررسی کارنامه کاویانی در این مختصر نمی‌گنجد، اما مایلم به مهم‌ترین ویژگی بازی‌های کاویانی و حداقل تا آنجا که آثار سینمایی ایشان را دیده اشاره کنم. آنچه در بازیگری به شناسه یا خصوصیت تعبیر می‌کنیم، رابطه مستقیمی با شخصیت بازیگر دارد. منظورم مجموعه مختصات فیزیکی، روحی، روانشناسی، اخلاقی و... است. این مختصات فردی و شخصیتی رابطه و تاثیر مستقیمی در انتخاب بازیگر برای ایفای نقش دارد. بسیاری از بازیگران برجسته سینما با همین مختصات فردی در حافظه جمعی ما تثبیت و به اسطوره‌های بازیگری تبدیل شدند. این مختصات گاه چنان برجستگی دارند که بازیگر را در نقش تثبیت و به کلیشه تبدیل می‌کند. اینکه بازیگران اینچنین در نهایت قادر به کلیشه‌زدایی باشند یا نباشند چندان اهمیتی ندارد. اهمیت موضوع در این است که بازیگرانی اینچنین تا چه اندازه قادر به تنوع‌بخشی قابلیت‌هایی باشند که با پوست و گوشت و روح و روان بازیگر عجین شده و خروج از آن به هر دلیل توفیق چندانی برای آنها حاصل نمی‌کند. کاویانی تا آنجا که به فهم من از نمونه‌های بازیگری او در سینما و سریال‌های تلویزیونی برمی‌گردد، اغلب نقش‌های او با شخصیت‌های ساده و بدوی و بیگانه با پیچیدگی‌های زمانه خودش گره خورده است. درخشش او اغلب در ارایه نقش‌های اینچنین به ظاهر ساده است. به یک معنی کاویانی در اغلب نقش‌ها خود واقعی‌اش را بازی می‌کرد. 
شاید به همین دلیل او را در کمتر نقش متفاوتی که در تقابل یا در تضاد با شخصیت واقعی او باشیم، مشاهده نکردیم. شاید تنها نقش متفاوت که البته آن را هم می‌توان به نوعی بازی در بازی تعبیر کرد، به نقش رزیشن در فیلم سگ‌کشی بهرام بیضایی مربوط می‌شود که در نوع خود یکی از بهترین بازی‌های کاویانی را رقم زد. از این زاویه شاید بتوان نوع بازی‌های او را به سهل و ممتنع تعبیر کرد. سادگی که در گذر و گذار از پیچیدگی حاصل می‌شود. شاید به همین دلیل او به بازیگر مهجوری تبدیل شد که در نقطه تلاقی شهرت و گمنامی متوقف شد. این وضعیت بیش از هر چیز محصول و برآیند شخصیت واقعی کاویانی بود. به جهان ذهنی و فردیت نهادینه‌شده‌ای معطوف است که کمتر انعطاف‌پذیر است. اینکه چنین روحیه‌ای در تضاد و تقابل با فلسفه بازیگری است، تردیدی نیست. اما در نظر داشته باشیم او از این زاویه به نوعی و همواره با شخصیت وجودی و حقیقی و شخصیت مجازی‌اش به تمام معنی در یگانگی و وحدت بود. مهجوریت خودخواسته او در جهان واقعی بخشی از این سلوک فردی و شخصیتی او بود. به همین دلیل کمتر دیده شد، در عین حال که یکی از پرکارترین بازیگران برجامانده از نسل طلایی بازیگران تئاتر بود که از اواخر دهه 40 به سینما آمدند. نکته قابل تامل و تاسف بی‌مهری و بی‌اعتنایی به او طی یک دهه انزوا و خانه‌نشینی بود و مهم‌تر سلوک و سکوت او در قبال بی‌مهری‌ها و بی‌خبری جامعه هنری از او. کاویانی هرچه بود، بخشی از شخصیت بازیگری و اجتماعی‌اش مرهون جهان‌بینی و نوعیت نگرش او به جهان و فلسفه وجودی انسان بود. روحش شاد و نام و یادش گرامی باد.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط