سه‌شنبه 06 اسفند 1404 - 13:31

کد خبر 236958

یک‌شنبه 23 مهر 1402 - 21:14:00


من خیلی میفهمم و می‌توانم در مورد همه چیز صحبت کنم؛ توهمی به نام «همه‌چیز‌دانی»


آخرین خبر/ قدیم‌ها به کسی که به تمام علوم مسلط بود و عالم کل بود و برای هر سوالی جوابی داشت و در رابطه با همه چیز اظهار نظر می‌کرد دانای کل یا علامه و امثالهم می‌گفتند اما در حال حاضر کسی را که در مورد همه چیز اظهار نظر می‌کند و برای هر سوالی جواب دارد بیشتر به دید یک انسان با مشکلات روانی و یا فردی با اطلاعات و شخصیت سطحی می‌نگرند.

در زندگی همیشه موضوعاتی وجود دارد که در موردشان آگاهی نداریم و بیشتر مواقع با صراحت می‌توانیم بگوییم که آنها را نمی‌شناسیم، مثل بسیاری از علوم مدرن یا تخصصی و همچنین رشته های دانشگاهی و آکادمیک. مسائل بسیار زیادی در لحظه لحظه زندگی‌مان وجود دارد که باوجود این‌که حقیقتا آنها را نمی‌شناسیم، فکر می‌کنیم بخوبی از آنها آگاهی داریم. به عبارت دیگر نمی‌دانیم که نمی‌دانیم و دچار توهم آگاهی و دانش هستیم. گاهی طوری رفتار می‌کنیم که گویی همه جا بوده و همه چیز را شناخته‌ایم و کوله‌باری از تجربه با خود داریم. هرجا مشکلی هست، حتما برایش راه‌حلی داریم. اگر کسی سوالی می‌پرسد، بلافاصله پاسخی در آستین داریم. به باورها و اعتقادات خود چنان چسبیده‌ایم که هیچ عقیده تازه‌ای را نمی‌شنویم و هیچ‌کس کلمه «نمی‌دانم» را از ما نمی‌شنود. راستی چرا ما انسان‌ها گاهی اوقات گرفتار چنین شخصیتی می‌شویم و تصور می‌کنیم همه چیز را می‌دانیم و هرچه ما می‌گوییم درست است؟

اعتراف به اینکه «نمیدانم» شاید یکی از بزرگترین مشکلات و چالشهای قرن حاضر باشد. این مهم وقتی بیشتر نمود پیدا می‌کند که فردی مسئول و به ظاهر کارشناس در مورد همه چیز اظهار فضل می‌کند. بنابراین شما از یکی از رایج‌ترین مصیبت‌های امروز جهان رنج می‌برید که نام آن «سندروم پاسخگویی»، «سندروم داشتن پاسخی برای همه چیز» و یا «سندورم اظهار نظر» است. حتما شما هم در محل زندگی و محل کار و محل تحصیل و غیره به این موارد برخورد کرده‌اید که شخص یا اشخاصی که هیچگونه علمی درباره موضوع خاص ندارند راجع به آن نظر می‌دهند و مباحثه و بعضا مجادله می‌کنند. «سندروم داشتن پاسخی برای همه چیز» مصیبتی است که از تحصیلات بالا، حساسیت نشان دادن بیش از حد به جزئیات، وسواس زیاد و چرخیدن و کار زیاد با اینترنت به وجود می‌آید. این مشکل مثل آفت، حتی  دامنگیر افرادی است که دانش فنی بالا و تخصصی دارند اما به واسطه دانش بالا در یک رشته به خود اجازه می‌دهند که در سایر حوزه ها ورود کرده و اظهار نظر کنند. «سندروم پاسخگویی» یک اعتیاد وحشتناک است که با مسائل کوچک آغاز می‌شود اما بلافاصله بعد از شروع این جریان این آفت مثل بیماری دامنگیر شما می‌شود و از آن پس شما متقاعد می‌شوید که می‌توانید درباره هرآنچیزی که اندک اطلاعاتی دارید به صورت تک محور و بدون مطالعه نظر دهید.
بنابر تحقیقات روان‌شناسان دانشگاه ییل، معلوم شده است که اینترنت بیش از پیش به منبع اصلی اطلاعات مردم تبدیل شده و افراد با وجود دانش واقعی اندک، با جستجو در اینترنت، تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و از این فضای مجازی برای تائید باورها و دانسته‌هایشان استفاده می‌کنند. از طرفی روان‌شناسان معتقدند حس دانستن، ویژگی ضروری مغز انسان است و نبود چنین حسی موجب می‌شود انسان برای یادگیری انگیزه‌ای نداشته باشد و در این زمینه کوچک‌ترین تلاشی هم نکند. اما باید یاد بگیرید که به درست بودن باورها و دانسته‌هایتان صددرصد اطمینان نکنید. به طور مثال به موضوعی فکر کنید که شما به درست بودن آن اطمینان داشته‌اید اما فردی دیگر درباره آن موضوع با شما مخالف بوده است. پس می‌توان نتیجه گرفت که احتمالا یکی از شما در اشتباهید. اما هر دوی شما نسبت به درست بودن عقیده‌تان پافشاری می‌کنید.

در مغز مسیرهای عصبی خاصی وجود دارد که موجب می‌شود ما انسان‌ها موضوعات مختلف را به روش‌های خاص خود تحلیل کنیم و از آنجا که مسائل را با روش همیشگی خود بررسی می‌کنیم، ممکن است فکر کنیم حق با ماست و احساس کنیم بهتر از دیگران می‌دانیم و وقتی بین این مسیرهای عصبی ارتباط برقرار می‌شود، از کار انداختن آنها بسیار مشکل است. از طرفی مغز بر اثر سیستم دوپامین مزولیمبیک ـ سیستم پاداش‌دهی مغز ـ همیشه احساس می‌کند همه چیز را می‌داند. هر زمان از فعالیتی لذت می‌بریم، سیستم پاداش‌دهی مغزمان فعال می‌شود. درست مانند افرادی که از مواد اعتیادآور استفاده می‌کنند. در حقیقت بین اصرار به همه‌چیز‌دانی ما و اعتیاد به مواد مخدر شباهت‌هایی وجود دارد. در دو حالت سیستم پاداش‌دهی مغز و در نتیجه لذت بردن فعال می‌شود. همین مورد فیزیولوژیک باعثث می‌شود که مغز تمایل بیشتری به مداخله در سایر مباحث و موضوعات داشته باشد چراکه از این طریق پاداش دریافت می‌کند. حال اگر بخواهیم از دید روانشناختی به این موضوع نگاه کنیم معمولا این افراد دچار نوعی از خودشیفتگی هستند و فکر می‌کنند نظرات مخصوصی دارند و در هر بحثی درست می‌گویند. همچنین اگر از دیدگاه تفکر انتقادی به این موضوع نگاه شود کسانی که برای هر سوالی پاسخی دارند، شکلی از ساده‌لوحی در رفتارشان دیده می‌شود. این افراد به سادگی فکر می‌کنند برای هر سوالی جوابی در آستین دارند.این نوعی از فقر تفکر انتقادی است که نمی‌تواند تفاوت میان مسائل را بدرستی تشخیص بدهید.
دکتر نقدی روانشناس و روان‌درمانگر می‌گوید، سندروم پاسخگویی را می توان به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای افرادی دانست که برایشان پدیدارشدن در دنیای واقعی و بیرون آمدن از محل گرم و راحتی که اطلاعات بسیار تخصصی برای آن ها وجود دارد سخت است. شما در دنیای واقعی همه چیز را در مورد مکانیسم های زیربنایی فرهنگ، اقتصاد و اهمیتشان نمی دانید. با این حال اعتراف به آن برایتان سخت است چون تخصص شما متوقف می شود و حس عدم قطعیت پا می گیرد. چطور می توان با آن برخورد کرد؟ «نمی دانم». درباره این کلمه خوب فکر کنید و آن را به خاطر بسپارید. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید این کلمه را با خود در آینه تمرین کنید. روزی چندین بار با خود تکرار کنید «نمی دانم». تیغ مناسب برای اصلاح چیست؟ نمی دانم. دلیل تاریخی اینکه چرا پارلمان یونان آشفته است چیست؟ نمی دانم. نمی دانم یا هیچ ایده ای ندارم. هیچ کس نمی داند، شما هم نمی دانید پس لطفا دهان خود را ببندید. هر چقدر شما به جای داشتن پاسخ برای همه چیز درباره آن سوال بپرسید زودتر به یک نابغه تبدیل می شوید.
امام علی نیز در حکمت 85 نهج البلاغه اینطور می‌گوید که «کسی که از گفتن نمی دانم روی گردان است،به هلاکت و نابودی می رسد.»

 حال چه کنیم که گرفتار سندرم همه‌چیز‌دانی نشویم؟
1- یادگیری
2- داشتن ویژگی فراشناختی
3- بیزاری از تردید
4- نگرانی از نظر دیگران

  اگر با کسی که چنین خصوصیتی دارد مواجه شدید، این موارد را رعایت کنید
1- دلسوزی کنید
2- دست از نبرد بردارید
3- می‌توانید او را هدایت کنید
4- مستدل صحبت کنید
5- شوخ‌طبعی‌تان را حفظ کنید
6- سوال‌های کاوشگرانه بپرسید

خبرنگار: حمیدرضا عراقی


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط