یک‌شنبه 25 مرداد 1405 - 09:37

کد خبر 237237

یک‌شنبه 23 مهر 1402 - 16:45:00


۹ کتاب داریوش مهرجویی؛ از «خرابات مغان» تا ترجمه‌ی «جهان هولوگرافیک»


مجله دیجی کالا/ ساعاتی قبل خبر تلخ و هولناک قتل داریوش مهرجویی و همسرش منتشر شد. مرحوم مهرجویی کارگردان برجسته‌ که همراه با مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی جریان جدیدی در سینمای ایران به وجود آورند یکی از علاقه‌مندان ادبیات بود. او که فیلم‌نامه‌های «گاو»، «پری»، «مهمان مامان»، «لیلا»، «سارا» و «درخت گلابی» را از قصه‌های ایرانی و خارجی اقتباس کرده در ماه آخر پاییز سال ۱۳۱۸ در خانواده‌‌ای فرودست به دنیا آمد. از پانزده سالگی به موسیقی علاقه‌مند شد و مدت کوتاهی در کلاس آموزش موسیقی آقای زندی شرکت کرد. کنار پدرش که موسیقی ایرانی را خوب می‌شناخت سنتور نواخت. بعدها با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و قطعاتی برای پیانو نوشت. اما مثل باقی هم‎‌سن و سال‌هایش در هفده سالگی عاشق سینما شد و اکثر ساعات روز را مشغول فیلم ‌دیدن بود. بعد از پایان دوران دبیرستان برای تحصیل به آمریکا رفت و در مدرسه‌ی سینمای دانشگاه کالیفرنیا مشغول تحصیل شد. مدتی بعد آن را رها کرد و در رشته‌ی فلسفه فارغ‌التحصیل شد. حضور در کلاس‌های ژان رنوار استاد مسلم سینما راه و رسم رفتار با بازیگر را به او آموخت. یک سال بعد از پایان تحصیل سردبیر مجله‌ی معتبر پاریس‌ریویو در لس‌آنجلس شد و بعد به تهران بازگشت و اولین فیلم‌اش «الماس ۳۳» را ساخت. او در همه‌ی سال‌های فیلم‌سازی، قصه نوشته و ترجمه کرده بود. در این مطلب قصد داریم ۹ کتاب او را معرفی کنیم.

۱- دو خاطره: سفرنامه‌ی پاریس، عوج کلاب 
این کتاب از دو سفرنامه تشکیل شده است. سفرنامه‌ی اول که تلفیقی از واقعیت و خیال است، ماجرای سفر نویسنده به پاریس را در میان سال‌های ۶۰ تا ۶۴ شمسی روایت می‌کند. شخصیت‌ها واقعی نیستند یا از نام‌های مستعار برای معرفی‌شان استفاده شده است. این سفرنامه شخصی و بازگو کننده‌ی تاثیر انقلاب ایران بر سرنوشت هنرمندان و روشفکران است.
سفرنامه‌ی دوم، عوج کلاب، سفر نویسنده به دبی را روایت می‌کند. مهرجویی که از بی‌عدالتی حاکم بر این شهر امارات متحده‌ عربی کلافه شده، قصه‌ی شوخ‌وشنگل و تراژیک واپس‌گرایی و بوروکراسی ناکارآمد کشورهای عربی حوزه‌ی خلیج‌فارس و رهایی از آن را نوشته که به راحتی می‌تواند به فیلم‌نامه تبدیل شود.

۲- آن رسید لعنتی 
آن‌چه در این کتاب روایت می‌شود، سردرگمی و کلاف بازنشدنی مشکلات انسان‌ها در زندگی شهری است. نوعی نقد ریشه‌ای بر بوروکراسی و اضطراب زندگی مدرن. با این‌که داستان در شهر تهران می‌گذرد، اما رویدادهای آن می‌تواند در هر شهر بزرگ و مدرن دیگری رخ‌ دهد. در لابه‌لای داستان با انسان‌های مختلفی برخورد می‌کنیم که همه غرق در مشکلات خودشان هستند. همه می‌خواهند به هم کمک کنند اما هیچ یک توان حل مشکلات‌شان را هم ندارند. قصه سه راوی دانای کل، بهزاد جاوید و همسرش دارد. بهزاد جاوید راوی اصلی است و داستان مقطع خاصی از زندگی‌اش را برای ما تعریف می‌کند. در کل داستان نگاه سینمایی نویسنده موج می‌زند.

۳- در خرابات مغان 

در این رمان رابطه‌ی عاشقانه‌ی پسری ایرانی و دختری ایتالیایی روایت می‌شود که اتفاقات و مشکلات زیادی را از سر می‌گذرانند.  محمود – راوی – ۲۲ ساله در شهر فلادلفیا آمریکا زندگی می‌کند. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی مدیریت بازرگانی با هم‌دانشگاهی‌اش ماتیلدا ازدواج کرده و صاحب دختری به نام مارینا هستند. محمود به دلیل نداشتن شغلی که دوست داشته باشد مجبور شده با اکراه در کازینویی که پدر همسرش معرفی کرده بیست و دو سال کار کند. بعد از ماجرای یازده سپتامبر سال ۲۰۰۰ و ویران شدن برج‌های تجارت جهانی نیویورک او را با وجود سابقه‌ی سودرسانی زیاد به کازینو اخراج می‌کنند. محمود سعی می‌کند کار دیگری پیدا کند ولی نمی‌تواند. مدیر کازینو به او پیشنهاد می‌کند در ظاهر مسیحی شود، نام و ظاهرش را عوض کند و یک بار دیگر در کلیسیا با همسرش ازدواج کند. محمود می‌رنجد. از خانه بیرون می‌زند. بعد از ۶۰۰ کیلومتر رانندگی کردن تصادف می‌کند و در خانه‌ی فردی که نمی‌شناسد بستری می‌شود. با امام جماعت مسجد محل سکونت‌اش، شیخ بصیر، مشورت می‌کند. او موافق تقیه کردن و مسیحی شدن‌اش است.  محمود که به گفته راوی علاقه بسیاری به نماز خواندن، روزه گرفتن و انجام کارهای حلال و دوری از حرام دارد، به مرتبه‌ای می‌رسد که به راحتی می‌تواند قاتلان و سارقان را تشخیص دهد. اف بی آی استخدام‌اش می‌کند اما با او مثل زندانی رفتار می‌کند. حتی اجازه‌ی تماس با خانواده‌اش را ندارد و…

۴- به خاطر یک فیلم بلند لعنتی 
این رمان روایت صریح و بازیگوش جوان بیست و سه ساله‌‌ی اهل تهرانی است که تلاش می‌کند فیلم بسازد تا دردش را در قالب هنری بیان کند اما از دو سال پیش مجوز کارگردانی‌اش باطل شده است. قصه که ساختاری غیرخطی دارد و به شکل تداعی خاطرات روایت شده، سرشار از اظهار نظرهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی در قالب غرولندهای قهرمان داستان بعد از عبور از هزارتو‌ی اخذ مجوز، راضی کردن تهیه‌کننده و … است. سلیم مستوفی با عالم و آدم و بدتر از همه با خودش درگیر است. او هامونی است که فقط دغدغه‌ی فلسفه و عرفان ندارد. از دست جامعه و فرهنگ رایج آن عاصی است و به دنبال هویت دیگری می‌گردد. هویت ایرانی برای شخصیت اصلی رمان مایه‌ی غرور نیست و یادآوری عظمت گذشته دردی را دوا نمی کند. او از دورویی، تعارف‌های دروغین، فضیلت یافتن زرنگی و خلاف‌کاری، آبروداری ظاهری، پررویی و وقاحت بیزار است.

۵- سفر به سرزمین فرشتگان 
اکثر مردم آرزو دارند در سرزمین فرشتگان زندگی کنند. نویسنده با اطلاع از این موضوع تله‌ای  برای مخاطب پهن می‌کند که در خط اصلی داستان ادامه دارد و قهرمان‌ها را مدام فریب می‌دهد. در واقع نویسنده به ما تلنگر می‌زند تا بگوید: ما آدم‌های شرقی که شاید در طول زندگی، هزاران دوز و کلک می‌بافیم و کلاغ را رنگ نموده و به نرخ طوطی می‌فروشیم یا با شنیدن یک حرف رکیک از کوره در می‌رویم و آسمان را بر سر طرف خراب می‌کنیم همیشه بازنده‌ی آدم‌های غربی بوده‌ایم. رمان قرار است قهرمان‌هایش را از زندگی تلخ و جهنمی به نقطه‌ی ایده‌آل در آن سوی اقیانوس‌ها به شهر لس‌آنجلس، جایی که تصور می‌شود بهشت است، ببرد. قصه با نگرانی‌ها و دغدغه‌های راوی شروع می‌شود. زندگی کسری آریا و همسرش سیما بعد از دریافت ایمیل که از طرف شرکتی معتبر ارسال شده و خبر می‌دهد که در قرعه‌کشی هشت میلیون دلار برنده شده‌اند دگرگون می‌شود.
۶- برزخ ژوری 
بهمن راد کارگردان  مشهور و باسابقه‌ی ایرانی، به عنوان عضو هیات ژوری یک جشنواره‌ی سینمایی، عازم سفر به شهری ساحلی در اروپاست. او در آغاز سفر متوجه می‌شود که توموری در مغزش هست که خوش‌خیم و بدخیم بودنش معلوم نیست. این خبر باعث می‌شود که او خود را در حال مرگ ببیند و سراسر سفر برایش به کابوسی طولانی تبدیل شود. کلنجار رفتن با اندیشه‌ی مرگ و بیماری لاعلاجی که هر آن پایان زندگی شخصیت اصلی و راوی قصه را یادآوری می‌کند، در کانون «برزخ ژوری» جا دارد، اما از آن‌جا که راوی قصه فیلمساز است و علاوه بر این فلسفه خوانده، طبیعی است که این اندیشه‌ها آمیخته به خاطرات سینمایی و هنری و تاملات فلسفی هستند. این تاملات فلسفی ظاهرا بسیار طبیعی هستند و علاوه بر آن از جنس اندیشه‌هایی کاملاً هضم شده و روشن و ساده‌اند که خواننده‌ی متوسط کتاب هم می‌فهمد. مثلا راوی بعد از اولین دیدارش با رئیس فستیوال احساس می‌کند او را جایی دیده است و آخر متوجه می‌شود که او شبیه دریدا است. رمان راحت و بالذت خوانده می‌شود. طنز تلخی در کتاب موج می‌زند که از جذابیت‌های آن است.

۷- کودک مدفون و غرب واقعی 
سام شپرد بازیگر، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان که در ۷۴ سالگی درگذشت یکی از مهم‌ترین نامیشنامه‌نویسان تاریخ ادبیات نمایشی جهان بود. آثار درخشان او مثل «کودک مدفون»، «غرب حقیقی»، «نفرین طبقه گرسنه»، «خدای دوزخ»، «وقتی دنیا سبز بود» و… صدها بار در تماشاخانه‌های جهان اجرا شد و او را به یکی از درام‌نویسان محبوب تبدل کرد. او از نسل درام‌نویسانی بود که واقعیتی خاص و موقعیتی منحصربه‌فرد را به زبانی دراماتیک، جهانی می‌کردند. چیزی شبیه به ایبسن، استریندبرگ، ویلیامز، اونیل، میلر و… که همه با وفاداری کامل به دو امر متناقض یعنی واقعیت و درام، درباره‌ی مهم‌ترین لحظات زندگی داستان‌پردازی کردند. «کودک مدفون» نمایشنامه‌ای است که در سال ۱۹۷۸ نوشته شد و یک سال بعد جایزه‌ی پولیتزر را نصیب نویسنده‌اش کرد. این نمایشنامه‌ی سه پرده‌ای مقطعی از زندگی خانواده‌ای از هم پاشیده و یوران را روایت می‌کند. «غرب واقعی» هم یکی از نمایشنامه‌های معروف شپرد است که آن را در سال ۱۹۸۰ نوشت. مادر خانواده که برای تعطیلات به آلاسکا سفر کرده، آستین را در خانه گذاشته تا مواظب گیاه‌هایش باشد و در عین حال روی فیلم‌نامه‌اش کار کند. آستین ظاهری آراسته دارد، دانشگاه رفته، منظم است و ماشین و خانه و زن و بچه‌اش، نمادهایی از زندگی موفق‌اش هستند. لی، برادر بزرگتر که سر و وضع آشفته‌ای دارد و کم‌سواد است بعد از سال‌ها زندگی در بیابان به خانه‌ی مادر آمده تا سری به خانه‌های اطراف بزند و دزدی کند. سول کیمر از تهیه‌کنندگان هالیوود، فیلم‌نامه‌ی آستین را می‌پسندد و با لی آشنا می‌شود. در آن مقطع، اتفاق دیگری می‌افتد و…

۸- جهان هولوگرافیک 
«جهان هولوگرافیک» نوشته‌ی مایکل تالبوت که اثری پیچیده درباره‌ی یکی از ناشناخته‌ترین و غامض‌ترین مباحث هستی و نظریه‌ای برای توضیح توانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم است را داریوش شایگان در سفر آمریکا کشف کرد و بعد از مطالعه و لذت بردن از نظریات نویسنده‌ی فیزیکدان اثر آن را برای ترجمه به داریوش مهرجویی سپرد.
همه جهان آن چیزی نیست که به چشم ما می‌آید، چون رازهایی در خلقت هست که همچنان ناشناخته مانده و شواهد فراوانی برای اثبات آن در این کتاب آمده است. به بیان دیگر، «جهان هولوگرافیک» آن جهانی است که هر قطعه‌ی کوچک و هر ذره‌ی آن قطعه، تمام ویژگی‌های و اطلاعات کل را در بر دارد و این به‌واقع خصلت مغز ماست که ساختاری هولوگرافیک دارد و خاطره و درد و تجربه و برخی چیزهایی دیگر را نه تنها در مغز که در هر ذره‌ی کوچک آن نیز نگه می‌دارد و نیز همین خصلت کلی این جهان ماست که جهانی هولوگرافیک است. در این کتاب، اتفاقا بخشی هم هست که از علما و عرفای ایران و از شهرهای خیالی -مثالیِ جابلقا، جابلسا و غیره سخن می‌گوید و این‌که چگونه این حکیمان بزرگ به رازِ آن جهان یا واقعیت دیگر یعنی نظم مستتر پی برده و گاه در صورِ خیال و بینش اساطیری خود یا در خواب‌ها و خیال‌هایشان آن‌ها را به‌وضوح می‌دیده‌اند.

۹- درس و آوازخوان طاس 
اوژن یونسکو نویسنده و نمایشنامه‌نویس سمبل تئاتر آوانگارد فرانسه بود. او پیش از نمایشنامه‌نویسی برای مجله‌ها و روزنامه‌های رومانیایی شعر و نقد می‌نوشت. او اولین نمایشنامه‌‌اش را در چهل‌سالگی نوشت. نمایشنامه‌های «درس»، «قاتل» و «کرکدن» از جمله مهم‌ترین نمایشنامه‌های او است. یونسکو در سال ۱۹۷۰ به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد، در ۱۹۶۴ نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. نمایشنامه‌ی «آوازخوان طاس» با خانواده‌ی اسمیت شروع می‌شود که در اتاق نشیمن نشسته‌اند و درباره‌ی همه چیز و هیچ چیز صحبت می‌کنند. خانم اسمیت، تمام اتفاقاتی که در عصری به خصوص به وقوع پیوست را برای شوهرش تعریف می‌کند؛ گرچه شوهرش همان عصر به همراه خود او در آن مکان حضور داشت. سپس، آن‌ها درباره‌ی خانواده‌ای صحبت می‌کنند که همه‌ی اعضایش بابی واتسون نام دارند و به نظر می‌رسد که خانواده‌ی اسمیت از لحظه‌ای به لحظه‌ی دیگر فراموش می‌کنند که شخص به‌خصوصی به نام بابی واتسون زنده است یا مرده.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط