چهارشنبه 07 اسفند 1404 - 09:30

کد خبر 241531

چهارشنبه 26 مهر 1402 - 19:05:00


آینده مناسبات تهران و غرب زیر رادیکال جنگ غزه


اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

قاسم محبعلی : جنگ غزه برای مناسبات ایران و غرب هم فرصت است و هم تهدید

در بحبوحه تداوم و افزایش گستره جنگ حماس و اسراییل، قطب‌بندی میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز ابعاد جدی‌تر به خود گرفته است. امریکا و قریب به اتفاق کشورهای اروپایی با اتخاذ موضعی حمایتی در کنار اسراییل قرار گرفته‌اند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، در مقام مهم‌ترین حامی حماس و نیروهای مقاومت ظاهر شده است. به روایتی ایران و غرب به نسبت جنگ غزه در دو جبهه مخالف قرار گرفته‌اند. 

وضعیت اخیر در شرایطی است که در دو ماه گذشته توافق شفاهی ایران و امریکا برای تبادل زندانیان و آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران در کره جنوبی، امیدها را برای گشایش‌های بیشتر در مسیر تنش‌زدایی تهران با غرب افزایش داده بود. اکنون مساله مهم برای افکار عمومی این است که مواضع متفاوت ایران و غرب در قبال غزه چه تاثیری بر مناسبات دو طرف برجای می‌گذارد؟ آیا جنگ حماس و اسراییل که احتمال گسترش ابعاد آن نیز وجود دارد، چشم‌انداز هر گونه صلح و تنش‌زدایی ایران با غرب را مسدود می‌کند؟ یا در روایتی متفاوت، این جنگ می‌تواند به تعامل و تفاهم بیشتر میان ایران با امریکا و اروپا منجر شود؟ 
مجموع این پرسش‌ها در شرایطی مطرح می‌شوند که امروز، چهارشنبه (18 اکتبر / 26 مهر) طبق مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد و بر اساس برجام، محدودیت‌های اعمال‌ شده در خصوص فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالیستیک ایران منقضی خواهند شد. با توجه به مواضع چند ماه اخیر امریکا و اروپا مبنی بر تلاش برای تمدید تحریم‌ها در این زمینه، به نظر می‌رسد سطحی دیگر از اصطکاک در مناسبات ایران با غربی‌ها قابل پیش‌بینی است. یعنی هم مساله پایان تحریم‌های مربوط به موشک‌های بالستیک و هم جنگ غزه، چالش‌های جدید در مناسبات تهران با امریکا و اروپا خواهد بود. با این تفاسیر، «اعتماد» در راستای پرداختن به ابعاد این چالش‌های جدید در روابط ایران و غرب با قاسم محبعلی، مدیرکل سابق خاورمیانه وزارت امور خارجه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی و حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل سیاست خارجی و استاد دانشگاه گفت‌وگو داشته است. 

محبعلی: جنگ غزه برای مناسبات ایران و غرب می‌تواند هم فرصت باشد و هم تهدید
قاسم محبعلی، در بخش ابتدایی اظهارات خود در ارتباط با تاثیر جنگ غزه بر مناسبات ایران و غرب گفت: «هر رخداد یا بحرانی حاوی فرصت‌ها و تهدیداتی برای تمامی بازیگران است. اینکه چگونه این بحران مدیریت و مورد بهره‌برداری قرار بگیرد از اهمیتی ویژه برخوردار است. هم برای منافع ملی ایران و هم برای مردم فلسطین که تحت تهاجم و تجاوز اسراییل هستند، بسیج بازیگران دولتی و غیردولتی برای پایان دادن به فاجعه انسانی در حال وقوع در غزه اهمیت زیادی دارد. اگر مدیریت پایان فاجعه به درستی صورت بگیرد، ممکن است به مناسبات ایران با غرب کمک کند. اینکه تا چه اندازه دیپلماسی تهران این هنر و توانایی را داشته باشد، در صحنه میدانی زمینه پایان بحران را فراهم کند، حتی می‌تواند امتیازاتی را در روابط با غرب به همراه داشته باشد. در سوی مقابل این روایت، گسترش جنگ و کشیده شدن میدان جنگ به ایران به صورت خواسته یا ناخواسته می‌تواند همراه با تهدیداتی جدی در مناسبات تهران با غرب باشد. در این حالت جنگ تنها بین اسراییل و فلسطین یا ایران و اسراییل نیست، بلکه جنگ می‌تواند دامنه‌ای منطقه‌ای و حتی جهانی داشته باشد.»
وی افزود: «اکنون افکار عمومی جهانی به دو قسمت تقسیم شده است. قسمت بزرگ و اکثریت حامی مردم مظلوم فلسطین و قسمت محدودتر حامی اسراییل هستند. همان‌گونه که این شکاف در سطح خیابان‌های شهرهای مختلف در اروپا و امریکا میان عامه مردم مشاهده می‌شود، در سیاست و سطح بین‌المللی نیز بازنمود پیدا می‌کند و به شکل روزافزون در حال افزایش است. در این بین نکته مهم این است که ایران نقش خود را به خوبی ایفا و به سلامت از این بحران عبور کند. به‌گونه‌ای که هم بتواند منافع ملی را حفظ و هم یاری‌رسان به فلسطینی‌ها در نجات از یک وضعیت فاجعه‌بار باشد.»
مدیرکل سابق خاورمیانه وزارت امور خارجه، در بخشی دیگر از اظهارات خود تاکید کرد: «بر این باور هستم که تمامی طرف‌های جنگ اعم از حامیان و جبهه مقابل اسراییل، نسبت به هزینه‌ها و تبعات جنگ واقف هستند. باید توجه داشت که در ابتدای امر این تل‌آویو بود که خود را قربانی معرفی می‌کرد، اما حالا این اسراییل و حامیانش هستند که باید جنگ را به نحوی مدیریت کنند و خاتمه دهند که منجر به ایجاد نوعی ثبات باشد. پیروزی در درگیری چندان اهمیت ندارد؛ بلکه این موفقیت در صحنه بعد از جنگ است که اهمیت دارد. اگر فاجعه انسانی در غزه رخ بدهد، تبعات آن دامنگیر همه خواهد شد. خشونت‌های نهفته در شرایط بعد از جنگ، تهدیدی برای همه است. نمی‌شود که بخشی از جهان سرکوب و تحقیر شود و بخش دیگر به صرف استفاده از قوه قهریه خود را در امان ببیند. تهدیدات خشونت‌های بعد از جنگ، حتی بیش از همه متوجه امریکا و اروپا خواهد بود. در صورت وقوع فاجعه انسانی، هیچ اسراییلی در جهان و هیچ غربی‌ای در منطقه امنیت نخواهد داشت. بنابراین مدیریت صحنه بسیار اهمیت دارد. ایران در این زمینه می‌تواند نقشی بسیار مهم داشته باشد. اینکه جنگ متوقف شود و ریشه‌های خشونت خشکانده شوند، بسیار اهمیت دارد. تنها راه تحقق این هدف نیز این است که پذیرفته شود، فلسطینی‌ها هم حق دارند، وطن خود را داشته باشند؛ وطنی آزاد، مستقل و دارای حق حاکمیت ملی. اگر منطقه به سلامت از یک فاجعه بزرگ انسانی و خشونت بی‌سرانجام نجات پیدا کند، همه منتفع خواهند شد. در این بین مساله مهم این است که شاید غربی‌ها نیز حاضر به پرداخت این هزینه نباشند، لذا ایران می‌تواند نقش سازنده‌ای داشته باشد.»
سفیر سابق ایران در مالزی و یونان در بخش پایانی اظهارات خود تاکید کرد: «ما باید یک سیاست همه‌جانبه و متناسب با منافع و امنیت ملی داشته باشیم. ما باید با همه کشورها و بازیگران در سطح منطقه و جهان ارتباط متناسب داشته باشیم. ارتباط متناسب بدین معنا نیست که با همه ارتباط یکسان داشته باشیم. وجود مناسبات دیپلماتیک و گفت‌وگو با همه طرف‌ها در دنیای امروز یک ضرورت تاریخی است. ما به یک رابطه همه‌شمول و همه‌جانبه با همه طرف‌ها نیاز داریم. ما باید سطوح روابط را بر اساس سه قاعده همکاری، رقابت و منازعه تعیین کنیم. با کشورهایی که نزدیکی و منافع مشترک داریم باید همکاری صورت بگیرد. با بازیگرانی که رقیب هستند باید رقابت صورت بگیرد و در عرصه تنازع مدیریت هوشمند صورت بگیرد. یعنی در زمان‌هایی که درگیری نظامی ضروری است باید با قدرت وارد شد و زمان‌هایی که ضرورت مقابله سخت وجود ندارد، فضا را به سمت رقابت تنزل داد. مجموع این روند نیازمند یک دیپلماسی متوازن و همه‌جانبه است.»

بهشتی‌پور: تنش‌های ایران و غرب بنیادی‌تر از موضوع جنگ غزه است
حسن بهشتی‌پور، در ارتباط با تاثیرات احتمالی جنگ غزه بر مناسبات ایران و غرب اظهار داشت: «در ارتباط با اروپا باید توجه داشت که ممکن است جنگ حماس و اسراییل در تشدید تنش‌ها نقش داشته باشد، اما ریشه اصلی اختلافات میان دو طرف را ‌باید به اختلافات دو طرف از سال گذشته با محوریت مسائل حقوق بشری مربوط به اعتراضات داخلی در ایران ارجاع داد. اتفاقات سال گذشته، روندی را به وجود آورد که حتی دو طرف در سطح مدیرکل نیز به سختی با یکدیگر ارتباط می‌گیرند. اصل بحث روابط ایران با اتحادیه اروپا و انگلستان، عمدتا در ارتباط با مسائل حقوق‌ بشری و در مرحله دوم برجام است. بنابراین می‌توان گفت، شاید جنگ غزه عمق بیشتری به اختلافات بدهد، اما زمینه اصلی تنش از قبل وجود داشته است.»
وی در ادامه در ارتباط با تاثیر جنگ غزه بر مناسبات ایران با امریکا تاکید کرد: «گشایش اخیر ایران و امریکا برای تبادل زندانیان و آزادسازی دارایی‌های مسدود شده، حاصل دو سال مذاکرات فشرده بود که به صورت نانوشته و با وساطت عمان و قطر به سرانجام رسید. این توافق به معنای حل ریشه‌ای مشکلات میان طرفین در زمینه برجام و پرونده هسته‌ای نبود. امریکا به شکل سنتی و در وضعیت جاری، اسراییل را متحد استراتژیک خود می‌داند و منتها باید توجه داشت که جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا با بنیامین نتانیاهو اختلافاتی جدی دارد. بایدن باور عمیقی به ایده دو کشوری برای حل بحران دارد، اما نتانیاهو از اساس، هیچ‌گونه حقی برای فلسطینی‌ها قائل نیست. با این وجود بایدن در سخنرانی خود قاطعانه از ضرورت نابودی حزب‌الله و حماس سخن می‌راند. این بدین معناست که از قبل اختلاف موضع عمیقی میان امریکا و ایران وجود داشته و دارد.»
این کارشناس مسائل سیاست خارجی در بخش دیگری از اظهارات خود تصریح کرد: «باید توجه داشت اختلافات میان ایران و امریکا منوط به تنها مساله فلسطین نیست. این مساله، تنها یکی از محورهای اختلاف دو طرف است. حتی سفر اخیر حسین امیرعبداللهیان و آنتونی بلینکن به منطقه را نمی‌توان به عنوان محوری برای تنش میان طرفین در نظر گرفت. هر دو طرف در پی آن بودند که با متحدان خود در منطقه پیرامون جنگ غزه رایزنی داشته باشند. امریکا با تمام توان در قالب ارسال تجهیزات و ارسال ناو هواپیمابر به مدیترانه از اسراییل حمایت می‌کند. بالطبع ایران نیز از گروه‌های مقاومت حمایت به عمل می‌آورد. اینکه چنین پنداشته شود، مساله فلسطین به ایران ارتباطی ندارد، تفسیری کاملا اشتباه است. تحولات منطقه بر اساس فهم صحیح نظام بین‌الملل و قواعد قدرت، برای تهران باید اهمیت داشته باشد. در نهایت امر باید گفت مساله تنش میان ایران و امریکا، چندان متاثر از مساله فلسطین و جنگ غزه نیست. اینکه ایران در این بحران مداخله نکند، به هیچ عنوان زمینه‌ساز تنش‌زدایی میان دو کشور نیست. حل مسائل میان دو کشور نیازمند گفت‌وگوهای عمیق و بنیادی است.»
بهشتی‌پور در ادامه با اشاره به اینکه منطقی‌ترین تصمیم در مقطع کنونی این است که هماهنگی‌های لازم برای گروه‌های مقاومت صورت بگیرد، افزود: «برای حل تنش‌های میان ایران و غرب راه‌حل این است که یک‌بار با اندیشمندان و تحلیلگران ایران نشستی صورت بگیرد و بررسی شود که در چه زمینه‌هایی امکان تنش‌زدایی با قدرت‌های غربی وجود دارد. باید مشخص شود در چه حوزه‌هایی امکان سازش وجود دارد و در چه حوزه‌هایی مدیریت تنش لازم است. اینکه چنین پنداشته شود که ارتباط با گروه‌های مقاومت و حمایت از فلسطین عامل تنش با غرب خواهد بود، به هیچ عنوان تفسیر درستی نیست و نتیجه عدم شناخت محیط بین‌الملل است.» 


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط