چهارشنبه 07 اسفند 1404 - 12:18

کد خبر 241832

پنج‌شنبه 27 مهر 1402 - 10:25:00


غزه: استالینگرادِ اسرائیل


دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

«زوران کوسواچ» در گزارش ۱۸اکتبر برای الجزیره نوشت که بمباران بیمارستان المعمدانی در غزه خشم بسیاری را در اقصی نقاط جهان برانگیخت. طرف فلسطینی بر این باور است که این رویداد فقط از عهده اسرائیل برمی‌آید که با بمب‌های هوشمند خود از جنگنده‌های اسرائیلی پرتاب کرده است. با این حال، اسرائیل به روال معمول توپ را به زمین فلسطینی‌ها انداخت. این گزارشگر بر این باور است که تنها با بررسی بازمانده‌های آن بمب می‌توان به یک نتیجه‌گیری روشن از حمله دست یافت. با این حال، پیش از این حمله هم شواهد روزافزونی وجود داشت که اسرائیل دست به حملاتی «فراتر از حد انتظار» زده است. یک نشانه این پرسش است که چه چیزی باعث شد اسرائیل از فلسطینی‌ها بخواهد به جنوب غزه بروند؟ کوسواچ معتقد است که از منظر نظامی درباره این درخواست اسرائیل می‌توان حداقل دو پاسخ احتمالی داد.

احتمال اول: اولین احتمال می‌تواند تمایل به ایجاد چنان هرج و مرجی در جاده‌های نوار غزه باشد که حرکت نیروهای حماس را دشوار یا تقریبا غیرممکن سازد. این منطق از تفکر نظامی کلاسیک پیروی می‌کند که بارها در جنگ‌های مختلف اثبات شده است. اما این یک جنگ کلاسیک با دو طرف برابر نیست و نیروهای حماس هم یک تشکیلات نظامی کلاسیک نیستند. هر رویکرد اسرائیلی که آن را به رسمیت نشناسد، نمی‌تواند موفقیت حتی محدود را تضمین کند. در طول سال‌های محاصره این منطقه توسط اسرائیل، نیروهای حماس تونل‌هایی شبکه‌ای مانند در زیر نوار غزه حفر کرده‌اند. به دلایل نظامی آشکار، وجود آنها یک راز نظامی فلسطینی بود که به‌شدت محافظت می‌شد و حتی زمانی که دیگر نمی‌توان حضور آنها را انکار کرد، تنها مبهم‌ترین اطلاعات اجازه یافت به بیرون درز کند. بنابراین آنها هنوز در هاله‌ای از رمز و راز هستند.

به نظر می‌رسد که روش حفر گذرگاه‌ها در زیرزمین ابتدا با نیاز به غلبه بر اشغال سرزمینی توسط اسرائیل آغاز شد که تا سال۲۰۰۵ ادامه داشت. اولین گمانه‌زنی‌ها مبنی بر اینکه فلسطینیان غزه ممکن است کالاها، تجهیزات نظامی و کالاهای کلاسیک قاچاق را قاچاق کنند در دهه۱۹۹۰ ظاهر شد زمانی که نوار هنوز تحت کنترل سیاسی فتح بود. در ابتدا تصور می‌شد که آن تونل‌ها بسیار ابتدایی هستند، به اندازه‌ای که از زیر حصارهای مرزی با مصر با ورودی‌هایی در دو طرف که توسط خانه‌ها پنهان شده بود، عبور کنند. آنها چند صد متر کشیده شده‌اند و آن‌قدر کوچک هستند که مردم برای استفاده از آنها مجبور بودند خم شوند. هر کس که از تونل سارایوو بازدید کرده باشد، سازه‌ای که ارتش بوسنی و هرزگوین در اواسط سال۱۹۹۳ با عجله حفر کرد تا محاصره شهر را تسکین دهد، می‌تواند تصور کند که تونل‌های اولیه مصر-غزه چه شکلی بودند: یک لوله باریک و تنگ که با دست حفر شده بود، با سقف کم ارتفاع که توسط تیرها پا بر جا نگه داشته شده است. با گذشت زمان، تونل‌های مرزی به ابزار بسیار موثری برای قاچاق کالا به غزه تبدیل شدند. این شبکه در داخل خاک فلسطین نیز گسترش یافت و امکان جابه‌جایی آزادانه را به غیرنظامیان کنجکاو که می‌توانستند مخبران دشمن و تجهیزات نظارتی اسرائیل از ماهواره‌ها، هواپیماها و هلی‌کوپترها گرفته تا پهپادهای بدون خلبان باشند، می‌دهد. در این فرآیند حفارها مهارت بالایی پیدا کردند و کیفیت تاسیسات زیرزمینی را بهبود بخشیدند.

ویدئوهای حماس که در هفته گذشته منتشر شد، تونل‌هایی با اندازه و پیچیدگی شگفت‌انگیز را نشان می‌دهد که از عناصر بتنی پیش‌ساخته مناسب، بلند و به اندازه کافی عریض ساخته شده‌اند تا نه تنها ارتفاع ایستاده و عرض کافی برای عبور مبارزان با سرعت بالا، بلکه فضای کافی برای حرکت را فراهم کنند و در عین حال به‌عنوان یک انبار محافظت‌شده برای اسلحه و مهمات، از جمله موشک، عمل می‌کند. وسعت و محل دقیق تونل‌ها مشخص نیست؛ اما شکی نیست که این شبکه گسترده است و امکان جابه‌جایی موثر نیروها و مهمات در زیرزمین را فراهم می‌کند. برای تمام اهداف عملی، نیروهای نسبتا کوچک رزمی حماس می‌توانند از یک درگیری به درگیری دیگر از طریق تونل‌ها- هم در عملیات دفاعی و هم در عملیات تهاجمی- مجددا مستقر شوند. بنابراین، اگر دستور اسرائیل برای خروج مردم شمال غزه با هدف کاهش سرعت استقرار نیروهای حماس بود، این یک برداشت نادرست از واقعیت زمینی - یا بهتر بگوییم زیرزمینی - است.

احتمال دوم: دومین خط فکری احتمالی فرماندهان نظامی اسرائیل برای دستور تخلیه می‌تواند تمایل به خالی کردن منطقه از غیرنظامیان و ساده‌تر و آسان‌تر کردن تهاجم باشد. در تئوری، منطق درستی در این مورد وجود دارد: اگر اکثر غیرنظامیان تخلیه شوند، مهاجمان می‌توانند فرض کنند هر کسی که هنوز روی زمین حضور دارد یک مبارز و در نتیجه یک هدف نظامی قانونی است. حتی اگر همه غیر مبارزان از دستور تخلیه پیروی کنند و به‌طور معجزه‌آسایی موفق به ترک مناطق شمالی شوند، حمله زمینی اسرائیل با وجود مزیت نامتناسب آنها در پیاده نظام آموزش‌دیده، مسلح و مجهز و کنترل کامل بدون چالش بر هوا و تسلط در تجهیزات پیشرفته نسل آخر روی آنها به هیچ وجه راهگشا نخواهد بود.

یک اصل نظامی قدیمی می‌گوید که یک فرمانده تنها زمانی می‌تواند قلمرو را تصاحب کند که چکمه‌های سربازان خودش در هر گوشه و در مرکز آن منطقه روی زمین باشد. یک زمین متراکم شهری پر از آوار که در آن ساختمان‌ها قبلا تا حد زیادی توسط بمباران هوایی و آتش توپخانه تخریب شده یا آسیب دیده‌اند، احتمالا سخت‌ترین و چالش‌برانگیزترین نوع زمین برای پیشروی نظامی است. وقتی به دنبال یک سابقه می‌گردیم، استالینگراد به ذهن متبادر می‌شود. ارتش آلمان با وجود آموزش بهتر و تجربه نظامی و برتری فنی گسترده، ۸ماه برای تصرف شهر ویران‌شده تلاش کرد تا با عزم و فداکاری مدافعان شوروی بر آنها غلبه کند.

«اندرو میتروویکا» ستون‌نیس الجزیره هم در یادداشتی مورخ ۱۴اکتبر نوشت، فاجعه‌ای که من و شما در غزه شاهد آن هستیم، یک نسل‌کشی وحشتناک است. این یک «هجوم» نیست. این یک «تهاجم» نیست. این حتی یک «جنگ» نیست. این یک نسل‌کشی است. صحنه‌ها و صداهای آخرالزمانی در غزه گواه این است که ارتش اشغالگر قصد دستیابی به هدف اصلی خود را دارد: نابودی آنچه از یک قطعه زمین از هم گسیخته باقی مانده و کشتار بی‌رویه کودکان، زنان و مردان بی‌پناه و خسته. طی دهه‌ها، مجموعه‌ای از دولت‌های اسرائیلی مصون و نیروهای نیابتی‌ مفیدشان - شبه‌نظامیان شهرک‌نشین- نسل‌کشی فزاینده‌ای را به راه انداخته‌اند. بنیامین نتانیاهو همراه با وزرای نژادپرست کابینه خود برای مدت طولانی و ناامیدکننده‌ای درصدد از میان بردن نوار غزه بود. این نقشه هیولایی به اندازه شخصیت نتانیاهو واضح است: کار غزه را با پاک‌سازی تمام کنید. این یهودیان غیرقابل تحمل دوباره فلسطینی‌ها را به‌عنوان «مهاجمان شیطانی» معرفی می‌کنند و در عین حال از اسرائیلی‌ها به‌عنوان «قدیس‌های طلبکار» تمجید می‌کنند.

«غسان الکهلوت» هم در یادداشت دیگری برای الجزیره نوشت، عملیات بی‌سابقه ۷اکتبر پیامدهای عمیقی هم برای اسرائیلی‌ها و هم برای فلسطینی‌ها داشت. به‌عنوان یک فلسطینی که در محدوده یک اردوگاه آوارگان در نوار غزه بزرگ شده است، معتقدم که اکنون در نقطه عطفی در مبارزه خود قرار داریم. عملیات طوفان الاقصی که برخاسته از انگیزه غریزی برای بقای مردمی است که ده‌ها سال در معرض تحقیر و بدرفتاری ناعادلانه و غیرانسانی قرار گرفته‌اند، بار دیگر ثابت کرد که اسرائیل نمی‌تواند فلسطین را محو کند و به مبارزات عدالت‌خواهانه مردم فلسطین برای آزادی پایان دهد. همچنین قدرت فزاینده و تدبیر غافلگیرکننده مقاومت فلسطین را نشان داد. اگرچه جزئیات آن هنوز به‌طور کامل فاش نشده است، اما این عملیات نشان داد که فلسطینی‌ها به‌رغم مواجهه با چیزی جز ظلم، پاک‌سازی قومی، محاصره و قتل عام سال‌ها، همچنان می‌توانند با استفاده از منابع اندکی که در اختیار دارند، در مقابل اسرائیل بایستند. این عملیات گواهی است بر تحول قابل توجهی که مقاومت فلسطین طی سه دهه گذشته داشته است، از گروه‌های کوچک و غیرسازمان‌دهی که کوکتل‌ مولوتوف‌های اولیه را در اردوگاه‌های آوارگان پرتاب می‌کردند تا جنگجویان مسلح پاراگلایدر سوار به سمت اسرائیل و موشک‌هایی که به «گنبد آهنین» نفوذ کرده‌اند.


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط