جمعه 09 اسفند 1404 - 12:43

کد خبر 256956

دوشنبه 08 آبان 1402 - 23:10:00


از «بعلبک» لبنان تا ساختمان «جردن» تهران


اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

فرماندهی که نقشی برجسته در ایجاد «حزب‌الله» ‌لبنان دارد

محمدحسن نجمی| سردار 66 ساله سپاه روز گذشته پس از گمانه‌زنی‌های زیاد، سرانجام به ریاست بنیاد مستضعفان منصوب شد. سردار حسین دهقان باید به جای رفتن به سواحل مکران، مهیای رفتن به ساختمان این بنیاد در خیابان «جردن» تهران شود.

دهقان مانند سایر وزرای دفاع، چهره جناحی و سوءگیری سیاسی ندارد و از همین رو می‌تواند هم جانشین وزیر دفاع در دولت خاتمی باشد، هم رییس بنیاد شهید در دولت احمدی‌نژاد، هم وزیر دفاع در دولت روحانی و هم نماینده ویژه رییس‌جمهوری و دبیر شورای توسعه سواحل مکران در دولت رییسی؛ هم می‌تواند بابت برجام مورد تقدیر حسن روحانی قرار بگیرد و هم در انتخابات ریاست‌جمهوری به نفع ابراهیم رییسی انصراف دهد.

اصالتش به استان اصفهان و روستای «پوده» از توابع شهرضا برمی‌گردد. او در جوانی به عضویت سپاه درآمد؛ در سال‌های جنگ عراق با ایران، جبهه‌ها و در همان سال‌ها سوریه و لبنان را هم از نزدیک دیده؛ البته نه برای سیاحت یا سیاست، بلکه برای آموزش نیروهای سوری و لبنانی جهت مقابله با رژیم اسراییل. او یکی از موثرین افراد در تشکیل «حزب‌الله» لبنان است.

مدرک دانشگاهی دهقان دکترای مدیریت از دانشگاه تهران است و درجه نظامی‌اش سرتیپ تمام.

برخی او را جزو دانشجویان خط امام می‌دانند که سفارت امریکا را اشغال کردند؛ اما روایاتی که خودش دارد بیشتر این موضوع را تداعی می‌کند که با آنها تنها ارتباط داشته و بعد از واقعه به آنها سر می‌زده؛ خرداد ۹۵ او در گفت‌وگو با دفاع‌پرس می‌گوید: «در جریان تسخیر لانه جاسوسی نیز با دانشجویان پیرو خط امام بودم، اما داخل لانه نرفتم. البته قرار هم نبود که دانشجویان بروند در لانه بمانند، بلکه قرار بود به عنوان یک حرکت اعتراضی تجمعی در روبه‌روی سفارت داشته باشند و وارد شوند...من تا پایان و آن وقتی که جاسوسان امریکایی آزاد شدند با دانشجویان پیرو خط امام ارتباط داشتم.»

در همین رابطه در گفت‌وگویی دیگر و در برنامه تلویزیونی شناسنامه هم گفته: «آن موقع من در سپاه بودم و در عین اینکه دانشجو بودم در دانشگاه نبودم. البته با دوستانم در ارتباط بودیم روزی که قرار بود لانه را اشغال بکنند، جمعه بود و من نماز جمعه بودم. داشتیم می‌آمدیم که بچه‌ها گفتند ما می‌رویم آنجا وارد شویم. گفتم ما در سپاه هوای‌تان را داریم... من خودم روز اول برای اشغال لانه نبودم.» او در پاسخ به این سوال که «یعنی شما بعد از تسخیر به دانشجو‌ها اضافه شدید؟»، گفت که «نه من از قبل بودم و بچه‌ها هم از دوستان خود ما بودند. آن روزی که از دیوار بالا رفتند و در را باز کردند من آن روز سپاه بودم. اما بعدا دایم سرکشی می‌کردیم و نماینده می‌بردیم.» البته ۱۳ آبان ۱۳۵۸ یعنی روزی که سفارت امریکا در تهران به اشغال دانشجویان درآمد، یکشنبه بوده و احتمالا منظور دهقان روزهای پس از واقعه باید باشد.

فرماندهی سپاه تهران در ناآرامی‌های سال ۶۰ و ۶۱

خودش می‌گوید ورودش به سپاه به صورت عادی بوده و ناگهان از بدو ورود فرمانده نشده. او درباره ورودش به سپاه پاسداران در برنامه تلویزیونی شناسنامه گفته: «به عنوان پاسدار عادی وارد سپاه شدم؛ از نگهبانی انتظامات شروع کردیم و بعد رفتیم به واحد پذیرش بعد از آن نیز مسوول شدم. فرماندهی من این‌طور نبود از گرد راه رسیده بنده را بگذارند آنجا. به‌طور طبیعی این اتفاق افتاد آن موقع مجموعه‌هایی بود که افراد را برای صلاحیت‌های فرماندهی یا معاونت‌ها بررسی می‌کرد و شانس ما خورد بشویم فرمانده.» دهقان در جای دیگری هم می‌گوید: «من در تهران دانشجو بودم که با تشکیل سپاه به عضویت این نهاد درآمدم.» سپاه پاسداران در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ با فرمان امام خمینی(ره) رسما تشکیل شد.

او پس از طی کردن این مراحل، فرمانده سپاه منطقه تهران شد؛ آن زمان تهران وضعیت آرامی نداشت؛ پس از وقایع خرداد ۶۰ و عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) وارد فاز مسلحانه شدند و وضعیت برخی شهرها از جمله تهران ناآرام بود. به گفته خودش در گفت‌وگو با دفاع‌پرس، در بحث‌های امنیتی سال ۶۰، «فرمانده سپاه تهران بوده».

فرماندهی در آن سوی مرزها

حدود ۲ هفته پس از بیرون راندن ارتش عراق از خرمشهر و آزادسازی این شهر، اسراییل به جنوب لبنان حمله کرد و تا بیروت پیشروی کرد. گروهی از رزمندگان ایرانی یگان ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) و یگانی از ارتش، به قصد مبارزه با اسراییل به سوریه و لبنان رفتند. از سوی دیگر ایران قصد داشت تا عملیات رمضان را انجام دهد و برای دست بالا داشتن در جنگ با ورود به خاک عراق نخستین گام را بردارد؛ امام خمینی (ره) پس از این قضیه، دستور دادند تا رزمندگانی که به خارج از مرزها رفته بودند سریعا به کشور بازگردند؛ چراکه جنگ با عراق و در مرزهای ایران اولویت بالاتری داشت. اما با موافقت امام، تعدادی از سپاهیان در لبنان ماندند تا به نیروهای لبنانی آموزش دهند.

حسین دهقان بعد از بازگشت این نیروها به لبنان رفت و چند سالی در آنجا ماندگار شد؛ از او به عنوان نخستین فرمانده سپاه پاسداران در لبنان یاد می‌شود ولی خودش در گفت‌وگو با دفاع‌پرس این روایت را قبول ندارد: «اولین فرمانده نیروهای سپاه در لبنان احمد متوسلیان بود که ربوده شد. سپس منصور کوچک‌محسنی و کنعانی‌مقدم فرمانده شدند. یک روز بنده را خواستند و گفتند شما به لبنان می‌روید؟ بنده هم پذیرفتم.»

او در مصاحبه با شماره 49 نشریه «یاران» که آذر ماه ۱۳۸۸ منتشر شد، در پاسخ به این سوال که «واقعیت دارد که حضور سپاه در لبنان به دعوت رهبران جامعه شیعیان بوده است؟»، می‌گوید: «در حقیقت بر اساس توافقی که بین مقام‌های جمهوری اسلامی ایران و سوریه انجام شد، نیروهای سپاه و ارتش به آنجا اعزام (شدند) و استقرار یافتند. در آن مرحله امام موسی صدر ناپدید شده بود و جنبش امل نیز حضور فعال نداشت تا به‌طور مثال فضای مناسب را به وجود بیاورد و سپاه توسط یک مقام رسمی لبنان دعوت بشود. دولت لبنان هم با این موضوع تفاهم کامل نداشت. بقیه جریان‌های سیاسی لبنانی هم به نوعی اختیار دعوت از سپاه را نداشتند. بنابراین عزیمت به لبنان یک بحث بود و استقرار در آن کشور بحث دیگری بود. استقرار به صورت طبیعی انجام شد، یعنی با استقبال و همراهی مردم لبنان همراه بود.»

آن زمان هنوز تشکیلاتی به نام «حزب‌الله لبنان» وجود نداشت؛ ولی تشکل‌های شیعی بودند که رابطه معنوی و فکری با انقلاب اسلامی ایران داشتند: «سپاه یک مرکز آموزشی راه انداخته بود در خود لبنان که به آنها آموزش داده می‌شد و در عین حال تسلیح هم می‌شدند که بتوانند عملیات انجام دهند. بعد که آنجا توفیق خدمت پیدا کردم در اولین گام تلاش کردم یک نوع وحدت و یکپارچگی در مجموعه‌های وابسته یا در ارتباط با جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا بتوانیم یک آهنگی در عمل را به وجود بیاوریم و توان موجود در آنجا را در جهت مقابله با اشغال اسراییل به کار بگیریم. ذهنیت شکل‌گیری حزب‌الله و تشکل حزب‌الله از همین جا شروع شد. با تمامی سران و مسوولان سیاسی که در راس این گروه‌ها بودند، تک‌تک نشستیم، صحبت کردیم و ضرورت اینکه باید ید واحده بود و کسانی که رهبری امام را پذیرفتند خودشان را در ادامه‌ انقلاب اسلامی ببینند و در تشکل واحدی خودشان را منسجم کنند و کار را جلو ببرند.»

دهقان را می‌توان یکی از نقش‌آفرینان اصلی در تشکیل حزب‌الله دانست. او در گفت‌وگویی که با شماره 11 نشریه شاهد یاران به تاریخ مهر ماه ۱۳۸۵ داشت، گفته: «آن موقع تلاش شد که تک‌تک جریان‌ها قانع شوند که تحت پوشش جریان واحدی بیایند و بپذیرند که اگر جمع شوند قدرت و تاثیر بیشتری خواهند داشت...از جمله کسانی که در این زمینه، فعال بودند و من شخصا گفت‌وگوهای زیادی با آنها داشتم، شهید سید عباس (موسوی) بود و آقا سید حسن (نصرالله) . البته افرادی چون سید ابراهیم الامین و سایرین هم بودند.»

او روایتی دارد از چگونگی نام گرفتن «حزب‌الله»: «به شهید موسوی می‌گفتیم شما بروید و در سخنرانی‌های‌تان اسم حزب‌الله که برگرفته از عبارت قرآنی «فان حزب‌الله هم الغابون» است را تکرار کنید. سپس تشکلی ایجاد و مرامنامه‌ای نوشته شد و پرچم و آرم حزب‌الله طراحی و ساخته شد.»

همین صحبت‌ها و نقش‌آفرینی‌های دهقان در تشکیل حزب‌الله لبنان باعث شد تا او دوستی و رفاقت عمیقی با افراد شاخص در حزب‌الله پیدا کند. شهید «سید عباس موسوی»، دومین دبیرکل حزب‌الله که سال ۱۹۹۲ توسط اسراییل ترور شد؛ شهید «عماد مغنیه» از فرماندهان ارشد حزب‌الله که سال ۲۰۰۷ توسط اسراییل ترور شد و «سید حسن نصرالله»، دبیرکل سوم و فعلی حزب‌الله.

مرکز آموزشی که دهقان از آن صحبت کرده، پادگانی به نام امام علی(ع) در دره بقاع در منطقه بعلبک لبنان است که پیش از آن نامش پادگان شیخ عبدالله بوده.

او درباره حضور نیروهای سپاه در لبنان به نشریه «شاهد یاران» می‌گوید: «سپاهیان ایرانی که به لبنان رفتند، نیروهای اشغالگر نبودند، بلکه میهمانانی بودند که به کمک مردم لبنان شتافته بودند. خود مردم لبنان برای رویارویی با اشغالگران به حضور و کمک سپاه نیاز داشتند. سپاه برای استقرار در لبنان و آغار حرکت، از طرف مردم با هیچ مشکلی مواجه نبود. هیچ‌ وقت ندیدیم که مردم لبنان نسبت به حضور سپاه و نیروهای ایرانی عکس‌العمل منفی داشته باشند...سپاه با این هدف در لبنان حضور پیدا کرده بود که بتواند به مردم لبنان و شیعیان برای دفاع از هویت و موجودیت خودشان کمک کند. بنابراین حضور سپاه طبیعی جلوه می‌کرد.»

اساسنامه حزب‌الله لبنان زیرنظر فرمانده ایرانی

مرامنامه، اساسنامه و راهبردهای حزب‌الله لبنان زیرنظر حسین دهقان نوشته شد که الان هم استخوان‌بندی این موارد همانی است که بود البته غیر از برخی اصلاحات. او در این رابطه می‌گوید: «معمولا احزاب و تشکل‌ها اساسنامه و راهبردی می‌نویسند. آن موقع کسی نبود که بخواهد این کار‌ها را بکند؛ من اسم همه را نمی‌برم، آقای سید حسن نصرالله یکی از کسانی بود که از ایشان خواهش کردم مسوولیت این کار را بپذیرد. ایشان با دو تا از بچه‌های ایرانی و دو تا از بچه‌های لبنانی این کار را کردند. یک جایی را گرفته بودیم به قول خودشان یک غرفه‌ای؛ گفتم ظرف یک مدت زمانی باید این را تحویل من بدهید. ما هم خیلی به زبان عربی مسلط نبودیم، اینها عربی می‌نوشتند و من باید اصلاح می‌کردم خودش داستانی بود. بالاخره اساسنامه‌ حزب‌الله و راهبرد‌ها را نوشتیم و تشکل حزب‌الله را هم سازماندهی کردیم.»

مهم‌ترین اتفاقی که همزمان با حضور دهقان در لبنان افتاد، حمله انتحاری به پایگاه نیروهای امریکایی و فرانسوی در بیروت بود؛ نیروهایی که به عنوان «نیروهای حافظ صلح» پس از جنگ‌های داخلی لبنان در بیروت حضور داشتند. یکم آبان ۱۳۶۲ دو کامیون حاوی چندین تن تی.ان.تی در عملیات‌های جداگانه و تقریبا همزمان به پایگاه تفنگداران نیروی دریایی امریکا و نیروهای فرانسوی حمله کردند که طی آن حدود ۲۴۰ سرباز امریکایی و ۶۰ سرباز فرانسوی کشته شدند. ایران همواره هرگونه دخالت در این حملات را رد کرده ولی امریکایی‌ها مصرانه مدعی هستند که ایران هم در این موضوع دخیل بوده است تا جایی که وقتی ۱۳ آبان «حسین دهقان» هم بین ۹ شخصیت ایرانی بود که از سوی امریکا تحریم شدند و به گفته وزارت خزانه‌داری این کشور، در موضوع انفجار مقر تفنگداران امریکایی در بیروت در سال ۱۹۸۳ در این تحریم‌ها دخیل بوده است.

بازگشت به تهران

دهقان نهایتا سال ۱۳۶۳ عزم بازگشت به کشور را کرد؛ هاشمی‌رفسنجانی در یادداشت‌های روزانه سال ۱۳۶۳ خود در خلال خاطرات ۲۲ فروردین نوشته: «ساعت ده، آقای دهقان فرمانده سپاه پاسداران در لبنان آمد. وضع لبنان را خوب تشریح کرد؛ مدعی است، کارها را روی روالی انداخته که در آینده، خود لبنانی‏ها خودکفا شوند. سعی در پیدا کردنِ جانشین دارد. در مورد شورای لبنان و لزوم ارتباط بیشتر با شورای عالی دفاع و تقویت آقای [علی‌اکبر]محتشمی [پور] مطالب خوبی داشت.»

او همان سال کار را به فرماندهان دیگر سپرد و دوباره فرمانده سپاه تهران شد: «عصر، آقایان [محسن]رضایی و [محسن]رفیق‏دوست آمدند و آقای دهقان را به عنوان فرمانده سپاه منطقه یک تهران معرفی کردند.» (خاطرات هاشمی‌رفسنجانی- ۱۷ آبان ۱۳۶۳)

اما این‌ بار قرارگاه ثارالله سپاه هم تشکیل شده بود که او فرماندهی آن را هم برعهده گرفت: «در تهران سپاه تهران بزرگ داشتیم که من فرمانده آن بودم. یک سپاه منطقه تهران هم داشتیم که تهران و شهرهای اطراف آن مانند کرج و ورامین شامل می‌شد. فرمانده سپاه منطقه ۱۰ تهران حاج داود کریمی بود...یک زمانی بحث پیش آمد که نیروهای عملیاتی در مناطق عملیاتی‌اند و استان‌ها و مناطق سپاه پشتیبان مادی و نیرویی آنها هستند. لذا مطرح شد تا فرماندهان لشکرها، فرماندهان سپاه‌های مناطق بشوند تا پشتیبانی‌ها ملموس‌تر شود. بعدتر قرارگاه‌های پنج‌گانه شکل گرفت که هر قرارگاه مناطق و یگان‌های آن را تحت پوشش داشت، لذا فرماندهی قرارگاه ثارالله علاوه بر مسوولیت سپاه‌های نواحی و شهری، فرماندهی یگان‌های عملیاتی تهران را هم برعهده داشت.» به گفته دهقان، یگان‌های عملیاتی زیرنظر او «لشکر ۲۷محمدرسول‌الله(ص)، ۱۰ سیدالشهدا(ع)، ۶۳ خاتم، ۲۸ رمضان، ۱۱۰ و چند یگان دیگر به اضافه سپاه سقز و بانه» بودند.

فرماندهی کوتاه‌مدت در نیروی هوایی سپاه

او تا سال ۶۵ همین سمت‌ها را داشت تا اینکه قائم‌مقام نیروی هوایی سپاه پاسداران شد. او نفر دوم نیرویی بود که «موسی رفان» فرماندهی آن را بر عهده داشت؛ «موسی رفان»، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه بود که از او به عنوان نخستین فرمانده این نیرو نام می‌برند. او مهندس برق است و پس از دوران جنگ در بخش غیرنظامی فعالیت کرد؛ مانند مدیرعاملی «مپنا».

دهقان در همان زمان هم که در سوریه بود نیم‌نگاهی هم به موشک داشت: «یک زمانی بنا بر این شد که وارد فضای موشکی شویم. تعدادی از دوستان متولی این امر شدند آن موقع سردار شهید مقدم بود، سردار حاجی‌زاده که الان فرمانده نیروی هوافضای سپاه هستند، آقای موسوی که جانشین ایشان هستند. این مجموعه با تعدادی دیگر از دوستان شدند هسته‌ اولیه‌ای که بحث موشکی را راه‌اندازی کنند. آن موقع موشک نداشتیم و بحثی بود که در آینده بسازیم و اینکه بخواهیم بخریم. آن موقع سوری‌ها هم موشک‌های کوتاه‌برد و هم اسکاد داشتند.یک تیم هم آمدند در سوریه که آموزش ببینند. من هم به عنوان فرمانده در خدمت دوستان بودم.»

سال ۱۳۶۹ و پس از پایان جنگ، موسی رفان، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه از کارش استعفا داد و از سوی مقام رهبری استعفای رفان پذیرفته شد. دهقان در حکمی به تاریخ ۴ اردیبهشت ۶۹ به سمت فرماندهی این نیرو منصوب شد؛ در حکم دهقان آمده بود: «با ایجاد انتظامات‌ شایسته‌، موجبات‌ شکوفایی‌ آن‌ نیرو را در چارچوب‌ ماموریت‌های‌ آن‌ فراهم‌ ساخته‌ و آن‌ را برای‌ دفاع‌ از میهن‌ اسلامی‌ مجهز نمایید.» اما این حکم تا ۲۸ دی ماه ۱۳۷۰ معتبر بود؛ در این تاریخ تیمسار سرتیپ «محمدحسین جلالی» که از نیروهای ارتش بود، به سپاه منتقل و به فرماندهی نیروی هوایی سپاه منصوب شد.

پس از دوره ۲۲ ماهه فرماندهی دهقان بر نیروی هوایی سپاه، او از سال ۷۱ به عنوان جانشین رییس ستاد مشترک سپاه مشغول به فعالیت بود تا ۱۰ دی ماه ۱۳۷۵ که سردار حسین نجات به این سمت منصوب شد. پس از این دوره برای دوره کوتاهی مسوولیت بنیاد تعاون سپاه را برعهده گرفت.

وزیر شدن رفیق و جانشین شدن در وزارت دفاع

با روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی، علی شمخانی از فرماندهان سپاه، وزیر دفاع شد؛ دهقان که با وزیر دفاع جدید رفاقت نزدیکی داشت همراه شمخانی به وزارت دفاع رفت و جانشین وزیر دفاع شد؛ تا سال ۸۲. در این مدت حوادثی نظیر ۱۸ تیر رخ داد و به تبع آن، تعدادی از فرماندهان سپاه نامه‌ای خطاب به رییس‌جمهوری نوشتند؛ آنها در پایان نامه‌شان خطاب به خاتمی آوردند: «جناب آقای رییس‌جمهور، اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید، فردا آنقدر دیر و غیرقابل جبران است که قابل تصور نیست. در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرتعالی اعلام می‌داریم کاسه صبرمان به پایان رسیده و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم.» پای این نامه امضای ۲۴ فرمانده ارشد سپاه به چشم می‌خورد که در این بین نام دهقان نبود و او این نامه را امضا نکرده بود.

دهقان سال 1393 درباره رفتنش به وزارت دفاع می‌گوید: «ما که یک تیپ بچه‌های اولیه‌ سپاه رفاقت‌هایی از آغاز تاسیس سپاه داریم؛ آقای شمخانی تشریف بردند نیروی دریایی پیشنهاد داشتند من آنجا جانشین‌شان شوم. آمدند اینجا (وزارت دفاع) گفت چون می‌شناسیم و رفیق بودیم، دیدگاه‌های‌مان به هم خیلی نزدیک است و به‌طور طبیعی همکار هستیم؛ من، آقای رضایی و آقای شمخانی رفیق هستیم.»

از سال ۸۲ دیگر سمت رسمی در وزارت دفاع نداشت و سال‌های ۸۲ و ۸۳ را به عنوان مشاور وزیر دفاع مشغول فعالیت بود.

معاون رییس‌جمهوری در دو دولت

دهقان در سال ۸۳ با حکم سید محمد خاتمی به عنوان معاون رییس‌جمهوری و رییس بنیاد شهید وارد هیات دولت شد. او این سمت را تا سال ۸۸ یعنی پایان دولت اول احمدی‌نژاد بر عهده داشت. دوران ریاست بنیاد شهید توسط دهقان و دوران شهرداری تهران از سوی محمود احمدی‌نژاد برای حدود یک‌سال همپوشانی داشت؛ از این رو آنها با هم دیدارهایی داشته‌اند و سابقه آشنایی آنها به آن دوران بازمی‌گردد: «من بنیاد بودم، دو هفته یک‌بار با ایشان (احمدی‌نژاد) در شهرداری برای مسائل ایثارگران جلسه داشتیم. امریکا به عراق حمله کرده بود. ما با هم جلسه داشتیم؛ گفت آقای دهقان تو فکر می‌کنی چرا امریکا آمده و عراق را گرفته؟ گفتم آقای دکتر شما تحلیل‌تان را بفرمایید. گفت امریکایی‌ها چون می‌دانند مقر حکومت امام‌زمان (عج) در بغداد خواهد بود، آمده‌اند آنجا را گرفته‌اند که مانع ظهور شوند. گفتم آقای احمدی‌نژاد حضرت مأذون به ظهور نیستند، اگر بودند، می‌آمدند. امریکا می‌تواند مانع اراده خداوند هم بشود؛ نمی‌تواند. این گذشت؛ ایشان انتخاب شد.»

دهقان در گفت‌وگو با سالنامه مجله مثلث در سال 1397، از نحوه انتخابش و ادامه کار در سمت ریاست بنیاد شهید در دولت اول احمدی‌نژاد هم می‌گوید: «در همین محل مجلس قدیم مستقر بودند. ما روی همان برنامه‌های دوشنبه با ایشان دوباره قرارمان برقرار بود. با آقای بوربور که معاون من بود، رفتیم. (یکی از عناصر اصلی ستاد آقای احمدی‌نژاد هم آقای بوربور بود.) آنجا من یک گزارش از بنیاد شهید به ایشان دادم که این کار را کردیم، این کار را می‌خواهیم بکنیم، این کار را می‌خواستیم ادامه دهیم؛ شما ممکن است مرا به عنوان همکار به کار نگیرید. شما رییس‌جمهور این کشور هستی و اگر قرار باشد من به عنوان یک خادم مردم رفتگری اتاق شما را بکنم، حتما خواهم کرد. ایشان خیلی تعریف کرد که ما از شما بهتر چه کسی را بیاوریم و برو کارت را انجام بده و از این حرف‌ها.»

روایت رفاقت با میرحسین موسوی

دهقان به روایت خودش در جریان اتفاقات سال ۸۸ ایفای نقش کرده است؛ خودش در همان مصاحبه می‌گوید با «میرحسین موسوی» رفاقت طولانی داشته و این مهندسِ معمار، معماری گلزار شهدا را مجانی انجام داده است: «ما رفاقت طولانی با آقای موسوی داشتیم، حتی در زمانی که من بنیاد شهید بودم، بخشی از کار معماری گلزارهای شهدا را ایشان (میرحسین موسوی) انجام می‌داد. یک تیم که در شهرداری تهران بود، بخش‌های مختلف دانشگاه علم و صنعت و جریان‌های معماری بیرونی هم بودند. به عنوان مشاور و تایید‌کننده نهایی کار همه ایشان (میرحسین موسوی) را پذیرفته بودند. خودشان (میرحسین موسوی) برای ما کار می‌کردند، هیچ‌ وقت هم وجهی از ما نگرفت.»

وقتی میرحسین برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اعلام نامزدی کرد، دهقان می‌گوید که به او پیام داده که نیاید؛ احمدی‌نژاد انتخاب خواهد شد: «وقتی که آقای موسوی کاندیدا شدند، من به ایشان پیام دادم که هیچ دلیلی برای آمدن وجود ندارد. الان وضع مملکت معلوم است، آقای احمدی‌نژاد انتخاب خواهد شد، احمدی‌نژاد اداره خواهد کرد و مخالفتی هم با این موضوع وجود ندارد؛ حالا شما می‌خواهید بیایید چه‌ کار؟... در دوره مبارزات انتخاباتی از اسفند هم من به‌طور مطلق هیچ ارتباطی با ایشان نداشتم، با دیگران هم نداشتم. در دولت کار می‌کردیم‌.» (گفت‌وگو با سالنامه مجله مثلث- ۱۳۹۷)

جلسات با میرحسین و پیشنهاد به او

به روایت دهقان، او پس از انتخابات ۸۸ زمانی که اعتراضات موسوی و کروبی را به نتایج انتخابات می‌بیند، چند جلسه به دیدار میرحسین موسوی می‌رود و با او صحبت می‌کند: «من قبل از آن خطبه معروف حضرت آقا با آقای موسوی دو یا سه جلسه داشتیم. بحث مفصلی با ایشان کردم. گفتم شما با آن پیچیدگی سیاسی‌ای که ما انتظار داشتیم و آن فهمی ‌که از مسائل امنیت ملی و امنیت داخلی داشتیم، با آن انتظاری که داشتیم که شما همواره دنبال این بودی که بخواهی خدمتگزار باشی، انتظار نداشتیم که بخواهی بیایی. حالا آمدی، ماجرا به اینجا کشیده، اگر حتی به ‌فرض حق با شماست، حتی اگر بگوییم به ‌فرض حق مطلق با شماست، اما نظام آمده این وضعیت را اعلام کرده است. شما می‌خواهی در درون همین نظام کار کنی، فارغ از حدود قوانین که نمی‌شود.»

او می‌گوید که با میرحسین صحبت کرده تا نامه‌ای به رهبری بنویسد و موارد شکایتش را بگوید و از رهبری بخواهد تا قوه قضاییه را مکلف به رسیدگی به موارد شکایتش کند؛ به گفته دهقان، میرحسین این موضوع را قبول کرد ولی گویا بعدا انجام نداده است، چون دهقان می‌گوید اگر موسوی پیشنهاد من را قبول می‌کرد همه مسائل تمام می‌شد.

سمت‌هایش بعد از سال ۸۸

حسین دهقان در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد از دولت او رفت و مورد توجه منتقدان احمدی‌نژاد قرار گرفت و آنها نگذاشتند دهقان بدون سمت بماند؛ او در سال ۸۸ به مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی رفت. رییس این مرکز از سوی مقام رهبری منصوب می‌شود و طبق حکم ایشان از سال ۸۴ تا ۹۲ ریاست آن بر عهده علی شمخانی بود؛ رفیقِ شفیق دهقان که وقتی دید او از دولت جدا شده، دوست قدیمی‌اش را به این مرکز آورد و سمت «جانشین رییس و دبیرکل مرکز مطالعات راهبردی دفاعی» را به او داد؛ او از سال ۸۸ تا ۸۹ در این سمت مشغول به کار بود. شهریور ۸۸ هم علی لاریجانی رییس مجلس هشتم، طی حکمی دهقان را به سمت مشاور خود منصوب کرد. پس از سمتش در مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی، رفیق دیگرش یعنی محسن رضایی که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، او را پیش خودش برد و رییس و دبیر کمیسیون سیاسی- دفاعی و امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

دوباره در دولت

دهقان در همین سمت‌ها مشغول بود تا اینکه انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ برگزار شد و حسن روحانی پیروز این انتخابات شد؛ روحانی و دهقان یکدیگر را از زمان جنگ می‌شناختند و همین منجر به انتخاب او به عنوان گزینه وزارت دفاع برای دولت یازدهم شد. او در برنامه تلویزیونی «دستخط» در سال 1397 گفته: «با آقای رییس‌جمهور (روحانی) از ابتدای جنگ کار می‌کردیم و همکاری داشتیم، با ایشان نسبت به مسائل دفاعی و امنیتی اشتراک نظر داریم؛ به این معنا که تقویت نیروهای مسلح و بنیه دفاعی کشور یک اصل است. اگر جایی بحثی مطرح می‌شد بحث محدودیت منابع بود که به‌طور طبیعی برای همه وجود داشت.»

در مجالس شورای اسلامی یک رسم و سنت نانوشته‌ای وجود دارد که وقتی وزرای دفاع و اطلاعات برای رای اعتماد معرفی می‌شوند، سعی می‌شود که کمترین مخالفتی با آنها شود و همین‌طور کمترین سوالات در مجلس هم به این دو وزیر اختصاص دارد. شاید این عدم مخالفت‌ها بنا بر این موضوع باشد که وزرای دفاع، اطلاعات و امور خارجه با هماهنگی رهبری انتخاب و معرفی می‌شوند.

شاهد این ادعا هم مطلبی است که به تاریخ 6 مرداد 1396، از سوی وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شد: «رویه ثابت در همه دولت‌ها، هماهنگی با رهبری در انتخاب وزیران دفاع، امور خارجه و اطلاعات بوده است و این هم، حسب تکالیفی است که در قانون اساسی برای رهبری در امور سیاست خارجی و دفاعی- امنیتی تعیین شده است.» بر همین اساس دهقان هم وقتی در مجلس نهم برای کسب رای اعتماد رفت، بدون اینکه مخالفتی با او صورت بگیرد، با رای بالایی به وزارت رسید.

نقش‌آفرینی در مذاکرات برجام

در دوران وزارت دفاع دهقان، مهم‌ترین اتفاق دیپلماسی دولت روحانی رخ داد؛ مذاکرات ایران با گروه 1+5 نتیجه داد و منجر به برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شد. دهقان در طول حضورش در کابینه و بعد از آن، از دولت بدگویی نکرد و بعضا حمایت هم کرد. حسین دهقان به عنوان وزیر دفاع و وزارتخانه‌اش هم در کنار سایر تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران در به ثمر رسیدن برجام نقش موثری داشت. رییس‌جمهوری وقت در مراسمی که ۱۹ بهمن ۹۴ برگزار شد، به حسین دهقان نشان درجه یک شجاعت اهدا کرد و گفت: «در ادامه روند مذاکرات به جایی رسیدیم که نیاز بود وزیر دفاع و کارشناسان این وزارتخانه به صحنه بیایند و تهمت ناروایی که صهیونیست‌ها نسبت به ملت ما زده بودند، زدوده و گره PMD حل و فصل شود، لذا در این راه دکتر دهقان با همه یاران‌شان شجاعانه به صحنه آمدند.»

رفتن از دولت

او اما با شروع دولت دوازدهم از کابینه کنار گذاشته شد و درباره کنار رفتنش از وزارت دفاع این‌گونه گفته: «از قدیم ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «صلاح مملکت خویش خسروان دانند» به هر حال آقای روحانی به عنوان رییس‌جمهور باید همکاران خود را متناسب با سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در این دوره دارند، انتخاب می‌کردند. حق انتخاب هم با ایشان بود که فرد دیگری را انتخاب کردند.»

دهقان را تقریبا می‌توان در زمره مدافعان برجام برشمرد؛ او در گفت‌وگوی تلویزیونی خود از برجام دفاع می‌کند: «اولا برجام چیز جدیدی به معنای محدودیت‌ها یا ممنوعیت‌ها نیست؛ برجام یک فرآیندی درباره صرف برنامه هسته‌ای ماست. یعنی هیچ بحث غیرهسته‌ای در برجام وجود ندارد. دوم اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ تمامی قطعنامه‌های قبلی را تا ۱۹۲۹ فقط در بعد هسته‌ای ملغی می‌کند؛ این را به یاد داشته باشید. پس اساسا موضوع برجام پرونده هسته‌ای است، هیچ چیز دیگری نیست. نه موشکی و نه حقوق بشر است. ولیکن اینکه برجام موجب محدودیت شده است باید گفت یک جا چنین است و آنجا این است که اقلام با استفاده دوگانه این محدودیت را داریم که باید سیکل کمیته خرید را طی کند. گفته شده باید اطمینان حاصل شود که اگر در محل غیرنظامی به‌ کار گرفته می‌شود ردش تا محل استفاده کاملا به تایید رسد و دیده شود.»

او در زمانی که از دولت یازدهم بابت بالا بودن میانگین سنی انتقاد می‌شد از همکارانش دفاع کرد و کم‌تحرک بودن دولت را رد کرده بود: «من کمتر همکاری را می‌دانم از خود آقای روحانی تا بقیه که در شبانه‌روز کمتر از چهارده ساعت کار بکنند من خودم معمولا پنج می‌آیم هشت و نه شب و ده شب می‌روم بیشتر از ۱7-۱8 ساعت نمی‌شود کار کرد بقیه هم همین‌طور هستند.»

مشاور رهبری در حوزه صنایع دفاعی

پس از کنار رفتن از دولت دوم روحانی، در حکمی به تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ از سوی مقام رهبری، دهقان به سمت «مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح» منصوب شد. در حکم او آمده است: «رصد مستمر تحقیقات علمی و تحول فناوری‌های دفاعی و ارایه پیشنهاد در دستیابی به ارتقا و توسعه قابلیت‌ها مورد انتظار می‌باشد.»

دهقان پس از ترور محسن فخری‌زاده که از مدیران ارشد وزارت دفاع بود و هفتم آذر 1399 رخ داد، در توییت‌هایی او را «دوست و برادر دیرینه‌اش» خواند و نوشت که «همچون صاعقه بر سر قاتلان این شهید مظلوم فرود خواهیم آمد و از کرده خود پشیمان‌شان خواهیم کرد.»

حسین دهقان پس از اینکه از دولت رفت همچنان مورد توجه رسانه‌ها بود و جسته و گریخته از احتمال ورودش به انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ صحبت می‌کرد. پس از مدتی این جسته و گریخته‌ها رسمی شد و او اعلام کرد که می‌خواهد هشتمین رییس‌جمهوری در سیزدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری شود. اما پیش از اعلام نتایج تایید صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان، حسین دهقان اعلام کرد که به نفع «ابراهیم رییسی» کناره‌گیری می‌کند.

او کناره گرفت و اردیبهشت 1401، با حکم رییسی به سمت نماینده ویژه رییس‌جمهوری و دبیر شورای توسعه سواحل مکران منصوب شد. او در این مدت اظهاراتی هم درباره توسعه مکران داشته که بازتاب زیادی در رسانه‌ها داشته است: «به رییسی گفتم مکران قرار است به دوبی و شانگهای تبدیل شود.» هرچند تا امروز مکران تبدیل به شانگهای و دوبی نشده، اما با سمت جدیدی که در بنیاد مستضعفان گرفته، به نظر می‌رسد که دیگر زمانی برای شانگهای و دوبی کردن سواحل مکران نداشته باشد و باید به جای رفتن به مکران، به ساختمان مرکزی بنیاد مستضعفان در بلوار آفریقای تهران برود؛ محله‌ای که با وظیفه ذاتی این بنیاد همخوانی که ندارد هیچ، در تضاد معنایی و مفهومی نیز قرار دارد.


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط