یک‌شنبه 25 مرداد 1405 - 01:39

کد خبر 273829

دوشنبه 22 آبان 1402 - 08:30:00


فراموشی نام من است


خراسان/ شاید از شنیدن مجموعه شعر «آداب شقه شدن در خانه پدرم ذبیح» کمی تعجب کنید اما زمانی که متوجه شوید شاعر این کتاب اهل کشور افغانستان است و به جنگ‌های متداول این کشور آگاهی داشته باشید این علامت تعجب در ذهنتان، رنگ می‌بازد.
«پزشکان داروهای تازه‌تری را کشف کردند و من دردهای تازه‌تری را» این شروع کتاب «آداب شقه شدن در خانه پدرم ذبیح» است که سال ۱۴۰۱ نشر سیب سرخ منتشرکرده است. وقتی کتابی با یک چنین سطرهای متفاوت و قابل‌تأملی آغاز می‌شود قطعاً انتظار مخاطب را از خودش بالابرده و کار مؤلف را در ادامه سخت‌تر می‌کند. حالا بماند که اغلب شاعران بهترین شعرهایشان را در پیشانی و پایان کتاب می‌گذارند که رسول سیمیا هم از این قاعده مستثنا نیست. از این‌که بگذریم؛ اما مجموعه شعر سیمیا آن‌قدر شاعرانگی‌های لازم را در خود دارد که در فرازهایی از کتاب روح شنونده را صیقل دهد: «برای ادا کردن نامم به ماشینی چهار نفره فکر کن /که چطور هفده نفر را در خود چپانده/ و در سراشیبی یک جاده پر گردوغبار/ در مرز دوغارون ترمز بریده است» یکی از ویژگی‌های یک کتاب خوب این است که وقتی کسی آن را می‌خواند و نویسنده‌اش را نمی‌شناسند از لابه‌لای کلمه‌ها به جغرافیا و اصالت مؤلف پی ببرد بی‌آن که کتاب، نیازی به مقدمه و معرفی نگارنده‌اش داشته باشد. رسول سیمیا بدون آنکه اصراری بر این کار داشته باشد به دلیل این‌که در شعر نقش خودش را بازی می‌کند این حس را به شنونده منتقل می‌کند: «ما دو آواره با چشم‌های بادامی /بزرگ‌ترین جرم قرن بودیم» یا در این سطرها می‌گوید: «ای باد مسافر/یک‌شب سیاه/ که ماه به شکل چشم‌هایمان گریان بود/مادرکلان افتاده بر ساقه شکسته ریواسی خواب آوارگی‌ات را می‌دید/خوابی پاره و زخمی از اوغان های کوچی اشترسوار»

 تأثیر نام کتاب بر مخاطب
 در دوره‌ای که شاعران برای انتخاب نام کتاب‌هایشان از ترکیب‌ها به کلمه و از کلمه به حروف رسیده‌اند رسول سیمیا، یک سطر بلند و هفت‌کلمه‌ای را برای عنوان کتابش انتخاب می‌کند. مثلاً اسم یکی از کتاب‌های حسین جنتی از شاعران شناخته‌شده هم‌عصر ما «ن» است و همین یک حرف نه‌تنها در ذهن مخاطب باقی می‌ماند بلکه با تلفظ «نون» ایهام زیبایی می سازد یا «ب کوچک» که نام یکی از کتاب‌های امین فقیری ست. سیمیا اسم نیمه بلندی را برای کتابش انتخاب کرده واحتمالا اگر از خودش هم بپرسند به «آداب شقه شدن» اکتفا کند و چهار کلمه بعدی را سانسور کند. این ‌یکی از آسیب‌ها در نشر یک کتاب است. طولانی بودن نام کتاب هم از دیدگاه زیبایی‌های بصری به کتاب ضربه می‌زند و هم به‌زحمت در ذهن شنونده به یاد می‌ماند.

کلمات خنثی
 شاعر این مجموعه شعر سپید از آن دسته شاعرانی ست که در سرودن شعر، یک کل منسجم برایش مهم‌تر از جزئیاتی با ظرافت‌های شاعرانه و موجز است و همین دیدگاه باعث شده است در بسیاری از سطرهای این کتاب، کلامش به طولانی شود و بسیاری از کلمه‌ها حشو به شمار آید به‌طوری‌که در بعضی از شعرها اگر کلمه و گاه حتی سطری حذف شود اتفاق خاصی نمی‌افتد: در سطر «شنبه/ موتور هوندای من /و زیبایی‌ات را گرفته بودند» کلمه «موتور» حشو بوده و در «هوندا» مستتر است طوری‌که اگر حذف شود اتفاق خاصی نمی‌افتاد. تکرار حرف ربط «و» هم آسیب دیگری است که حد آن در کتاب رعایت نشده است: «کبوتری پرواز نمی‌کند/و هیچ زائری /کفش‌هایش را در کیسه‌ای پنهان نمی‌کند/و من آن درخت خشکیده کنار حوض ام...» در بخشی دیگر از کتاب، حرف «و» نه‌تنها نقشی ندارد بلکه تکرار آن کاملاً اضافه و زبان شعر را دچار مشکلاتی کرده است.

 درآمیختن واژگان محلی و معیار
این کتاب سرشار از واژگان و ترکیب‌های محلی است. درآمیختن این کلمات با زبان معیار به قوام و خاص بودن کتاب کمک کرده است، واژگانی همچون «آوشار» «اوغان» «مادر کلان» «عسگر صاحب»«گاو گم» «ایلاگویی» «لیش» و ...به صمیمیت زبان کمک کرده و خوانش کتاب را برای مخاطب لذت‌بخش کرده است.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط