شنبه 24 مرداد 1405 - 21:22

کد خبر 318488

چهارشنبه 06 دی 1402 - 12:00:00


داستانک/ همیشه سعى کن براى خوشحالیت ببخشى


آخرین خبر/ استادی با شاگردش از باغى میگذشت، چشمشان به یک کفش کهنه افتاد. شاگرد گفت: گمان میکنم این کفش کارگرى است که در این باغ کار میکند، بیا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم...!
استاد گفت:چرا براى خنده خود او را ناراحت کنیم! بیا کارى که میگویم انجام بده و عکس العملش را ببین، مقدارى پول درون ان قرار بده! شاگرد هم پذیرفت و بعد از قرار دادن پول، مخفى شدند.
کارگر براى تعویض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همینکه پا درون کفش گذاشت متوجه شیئى درون کفش شد و بعد از وارسى، پول ها را دید و با گریه، فریاد زد خدایا شکرت ،خدایى که هیچ وقت بندگانت را فراموش نمیکنى، میدانى که همسر مریض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رویی به نزد انها باز گردم و همینطور اشک می ریخت.استاد به شاگردش گفت: همیشه سعى کن براى خوشحالیت ببخشى نه اینکه بستانی... 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط