شنبه 24 مرداد 1405 - 21:02

کد خبر 323545

یک‌شنبه 10 دی 1402 - 19:15:00


داستانک/ "بدو شوپن، بدو" از سروش صحت_ قسمت آخر


آخرین خبر/ شوپن شکنجه گری شده بود که تمام انرژی و نیروی منو میگرفت اما وانمود میکردم از شنیدنش انرژی و نیرو میگیرم.‌
زندگی شوپن رو خوندم و فهمیدم توی 28 سالگی با ژرژ ساند که از 6 سال از خودش بزرگتر بوده ازدواج کرده،
فکر کردم شاید ژرژ ساند دری برای ورود به فضای شوپن باشه رفتم سراغ کتابای اون. میل نزدیک شدن به شوپن منو به اینطرف و اونطرف میبرد و به خیلی ها نزدیکم میکرد اما هیچوقت به خودش نزدیک نشدم. چرا یکبار نزدیک شدم یک شب شوپن به خوابم اومد. باورم نمیشد شوپن اومد صندلی گذاشت و کنارم نشست.‌

خوشحال و هیجان زده بودم گفتم: آقای شوپن چه خوب که دیدمتون من خیلی دلم میخواد با آثار شما ارتباط برقرار کنم ولی هرکاری میکنم نمیشه. به نظرتون راهی هست که از کارهای شما لذت ببرم؟شوپن سرش رو به علامت تایید تکون داد و شروع کرد به توضیح دادن اما چون به زبان فرانسه حرف میزد هیچی نفهمیدم. شوپن چند جمله ای گفت بعد بلند شد و رفت. هر چی صداش کردم شوپن، شوپن، شوپن نرو.... گوش نکرد و رفت.
چشمامو که باز کردم مادرم رو دیدم که بالای سرم بود و با تعجب نگاهم میکرد.
مدتی بعد توی خونمون مهمون داشتیم مجلس گرم شده بود و برادرم موزیک گذاشته بود و چند نفری میرقصیدن و بقیه حرف میزدن و همه چیز خوب و خوش بود. به برادرم گفتم من یه چیزی بزارم؟ صدای زن عموم رو شنیدم که گفت وای نه الان وقتش نیست... ولی من موزیک رو پخش کردم... بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا.... بیا بنویسیم روی برگ، روی آب، توی دفتر موج، رو دریا....
همه مات و مبهوت نگام میکردن. یکدفعه مادربزرگم با صدای بلند ادامه داد: با صدا میام، همه جا تو رو می نویسم...‌
 بقیه هم با مادربزرگم شروع کردن به خوندن. آخیش.... احساس رهایی کردم.
از خونه اومدم بیرون و دویدم ودویدم و دویدم. حس کردم شوپن هم کنار می دوئه.... میدونم باور کردی نیست ولی این بار خواب نبود، واقعا شوپن با ریه ی مریضش داشت کنارم میدوید. بهش گفتم جناب شوپن، من گاهی شجریان گوش میکنم، گاهی سوسن، گاهی لئونارد کوهن، یه وقتها آغاسی، گاهی پینک فلوید ولی متاسفانه با شما....‌
نگام کرد و گفت: اشکال نداره هر چی دوست داری گوش کن. بعد سوت زد ولی سوتش صدای پیانو میداد و یکی از والس هاش رو اجرا کرد.برای اولین بار خوشم اومد و تندتر دویدم.
دیگه شوپن نبود اما صدای والسش توی گوشم بود و چه کیفی داشت...‌
‌‌

پایان

قسمت قبل:

1402/10/09 - 15:20


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط