شنبه 24 مرداد 1405 - 20:29

کد خبر 326784

چهارشنبه 13 دی 1402 - 09:00:00


نیما از دهکده یوش تا شهر تهران


خراسان/ به مناسبت سالروز درگذشت نیمایوشیج نگاهی گذرا به برخی آثار او داشته ایم
علی اسفندیاری یا همان نیما یوشیج(۱۲۷۶ –۱۳۳۸) را شعردوستان به‌خوبی می‌شناسند. لقب «پدر شعر نوی فارسی» نقش جریان‌ساز و تحول‌آفرین نیما را در تاریخ شعر فارسی نشان می‌دهد. شناخت ما از شعر نیما بدون آگاهی از اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در اواخر قرن 13 و سراسر قرن 14 بسیار سطحی و ناقص خواهد بود. انقلاب مشروطه(1285ش/ 1324 ق) نقطه خوبی است که بدانیم نظام سیاسی ایران پوست اندازی کرد و از سلطنت مطلقه به نظام مشروطه و تاسیس مجلس و تبعیت از قانون تغییر یافت. نیما در این ایام، کودکی 10 ساله است که در دهکده سرسبز «یوش» مازندران و برفراز کوه‌های رفیع، زندگی کوچ نشینی را می‌گذراند و در 12 سالگی با خانواده‌اش به تهران می‌آید و با زبان و ادبیات فرانسه در 20 سالگی آشنا می‌شود.

 «قصه رنگ‌پریده»
سال 1300 در بردارنده اتفاق مهمی در زندگی نیماست، چون اولین اثر ادبی خود یعنی مثنوی بلند «قصه رنگ پریده» را چاپ می‌کند.
«من ندانم با که گویم شرحِ درد/قصه‌ رنگِ پریده، خونِ سرد/ هر که با من همره و پیمانه شد/ عاقبت شیدا دل و دیوانه شد/ قصه‌ام عشاق را دل‌خون کند/ عاقبت خواننده را مجنون کند/ آتشِ عشق است و گیرد در کسی/ کو   ز سوزِ عشق، می‌سوزد بسی... »
این مثنوی بلند که نشانگر هنرمندی نیما در شعر کلاسیک است، پیش‌زمینه ای است برای چاپ مجموعه شعر «افسانه» که سال 1301 منتشر شد. «افسانه» فضای متفاوتی دارد و از نخستین شعرهای روایی نیما به شمار می آید که از دو روایت کامل و تعدادی پاره روایت تشکیل شده ‌است:
در شبِ تیره، دیوانه‌ای کاو
دل به رنگی گریزان سپرده
در درْۀ سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه گیاهی فسرده
می‌کند داستانی غم‌آور...

قُقنوس در مِه
سال 1303این دوره آشوبناک، مجلس شورای ملی رای به عزل احمدشاه می‌دهد و رضاخان را به سلطنت می‌نشاند. نیما دو سال بعد یعنی 1305 در 29 سالگی با عالیه جهانگیر، خواهرزاده جهانگیرخان صوراسرافیل ازدواج می‌کند. با همسرش به آمل و سپس به رشت برمی‌گردد. سرودن شعرهای متعدد و حکایت‌های کوتاه تمثیلی محصول این دوران است تا سال 1314 که بازگشت دوباره نیما به تهران و یک سال بعد مشغول تدریس ادبیات در مدرسه صنعتی ایران و آلمان است. نقطه عطف زندگی هنری نیما سال 1316و سرودن شعر «ققنوس» است:
قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه جهان،
آواره مانده از وزش بادهای سرد،
بر شاخ خیزران،
بنشسته است فرد.
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان...
 «ققنوس» شاخص‌ترین اثر متجددانه نیماست که در هیاهو و مخالفت سرسختانه سنت‌گرایان گُل می‌کند و شناسنامه شعر نوی فارسی می‌شود. «ققنوس» بعدها یعنی اردیبهشت ۱۳۱۹ در مجله موسیقی چاپ می‌شود.

بانگ ناقوس
پرونده شعرهای نیما تا سال 1323 به شعر «ناقوس» می‌رسد:
 بانگ بلندِ دلکشِ ناقوس
در خلوت سحر
بشکافته‌ست خرمن خاکسترهوا
وزراه هر شکافته با زخمه های خود
دیوارهای سرد سحر را
هر لحظه می درد
مانند مرغ ابر
کاندر فضای خامش مرداب‌های دور
آزاد می‌پرد...
«ناقوس» انعکاسی است نمادین از اوضاع مِه گرفته سیاسی. بانگ ناقوس در گوش خفتگان طنین‌انداز می‌شود به امید بیداری! تجربیات شعری نیما بعدها با سرودن شعرهایی مثل «آی آدم‌ها»، «شب است»، «مرغ آمین»، «داروگ»، «ری را»، «هست شب» و... تکمیل می شود. این شعرها پایه‌گذار جریانی در شعر معاصر است که به شعرهای نمادین(سمبولیک) همراه با مفاهیم و مضامین اجتماعی مشهور می شود. پس از کودتای 28 مرداد 1332 دوران دل‌آزاری نیما از زد و بندهای دنیای سیاست است. در کنج انزوای سال 1325 گفته است: «زیاد می‌نویسم و کم انتشار می‌دهم». نیما سال های آخر بیشتر به «یوش»، سرزمین آرمانی و کودکی‌اش پناه می‌برد. عاقبت، زمستان سرد یوش بیمارش می‌کند و سرانجام 13 دی 1338 برای همیشه چشمان تیزبین نیما، این نابغه شعر نو به دست مرگ بسته می‌شود.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط