شنبه 24 مرداد 1405 - 20:16

کد خبر 330959

شنبه 16 دی 1402 - 16:41:14


داستانک/ گرگ بی لیاقت


آخرین خبر/ گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی میگشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.

لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. 

گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برایت کافی است!

وقتی به فرد نالایقی خدمت میکنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط