شنبه 24 مرداد 1405 - 19:54

کد خبر 335877

چهارشنبه 20 دی 1402 - 09:27:03


پهلوان پیراستن چاپلوسی از ادب فارسی


خراسان/ میرزا تقی خان امیرکبیر، زاده فراهان اراک است. شهرت امیرکبیر در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران به دوره‌ای کوتاه یعنی 3 سال و یک ماه و 27 روز بر می‌گردد اما همین مدت کوتاه به‌قدری چشم‌گیر است که دوستان و دشمنانش سال‌هاست به هوش و نبوغ سیاسی و اندیشه ترقی‌جویانه‌اش بالیده و اعتراف کرده‌اند. امیرکبیر (1185-1230 ش)پرورش یافته محضر شخصیت بزرگ تاریخ و صدر اعظم دوره قاجار یعنی قائم مقام فراهانی است که در وصف امیرکبیر گفته است: «این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌گذارد.»
ابوالقاسم قائم مقام فراهانی (۱۱۵۸ - ۱۲۱۴ ش) را علاوه بر سیاست، در حوزه ادبیات با منشآت (نامه‌ها) می‌شناسیم. همان نامه‌هایی که با نثری زیبا و دلکش خطاب به افراد مختلف نوشته شده است. در منشآت، قدرت و لطافت زبانی ادبی قائم مقام را تحت تأثیر شاهکار نثر قرن هفتم یعنی گلستان سعدی به‌خوبی می‌بینیم. امیرکبیر نیز به‌واسطه تعلیمات برگرفته از آموزگار یگانه خود یعنی قائم مقام است که در نامه‌نگاری چنین مهارت خاصی دارد. نامه‌های امیرکبیر شامل مجموعه قابل توجهی است که به شخصیت‌های مهم مملکتی مثل ناصرالدین شاه و افراد سیاسی و نظامی نوشته است. بی تردید سبک نوشتاری این نامه‌ها به ادبیات نامه‌نگاری و ساده‌سازی زبان فارسی کمک کرد تا نویسندگان از بیماری متکلف‌نویسی و تصنع‌آفرینی بیهوده بپرهیزند. در این باره اعتماد السلطنه از قول امیرکبیر می‌گوید: «میرزا ابوالقاسم قائم مقام در تعلیم و مشق خط من مواظبتی به کمال داشت. من خود همت کرده، خطی تحصیل نمودم و در حفظ کردن منشآت میرزا ابوالقاسم، اصراری داشتم و همان برای من سوادی شد.» از این نکته می‌توان به ذوق ادبی، قریحه نویسندگی و حساسیت او به مسائل زبانی پی برد. کسی که از سرچشمه زلالی مثل قائم مقام فراهانی سرشار شده بود، در دوره‌های بعد به خدمات شایان توجهی در نشر و گسترش فرهنگ و زبان مردمان کشور همت گماشت.

روزنامه «وقایع اتفاقیه»
نقش امیرکبیر در تغییر و تحولات زبان فارسی با مدیریت روزنامه وقایع اتفاقیه ملموس‌تر می‌شود به طوری که اولین شماره این روزنامه سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ شمسی و به همت امیرکبیر انتشار می‌یابد. هدف او از انتشار روزنامه «اطلاع یافتن دولت از اوضاع جهان و دیگر پرورش عقلانی مردم و آشنا کردن آن‌ها با دانش جدید و احوال دیگر کشورها بود تا بر دانش و بینش آن‌ها بیفزاید.» نکته جالب در نظارت و مداومت بر انجام کارها این که امیرکبیر دستور می‌دهد اشتراک روزنامه وقایع اتفاقیه برای افراد شاغل در دستگاه دولتی که بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند، اجباری شود. محتوای این روزنامه، اخبار داخلی و خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ را شامل می‌شد. هنوز یک سال از انتشار اولین شماره  نمی‌گذشت که در شماره ۴۹ خبر تحریف‌شده‌ای از مرگ امیرکبیر منتشر شد.

نکوهش شعر تفننی و تصنعی
روزگار امیرکبیر دوره پرشتاب پیشرفت کشورهای اروپایی است. او خوب می دانست که نسخه پیشرفت ایران در تلفیق دستاوردهای جدید با فرهنگ سنتی، فقط ابزار و فناوری و صنعت کافی نیست. دوراندیشی شخصیت‌هایی مانند امیرکبیر ایجاب می‌کرد که در زبان ارتباطی و گفت و گوی افراد نیز متأثر از این اوضاع اجتماعی تغییرات جدی ایجاد کنند. عصر جدید، اندیشه و زبان نوینی را رقم زده بود. به همین دلیل امیرکبیر استفاده طمع‌ورزانه و چاپلوسانه از القاب و عنوان‌های فرمایشی را ناشی از ضعف اخلاقی و موجب زیان‌های ذلت‌بار فرهنگی اجتماعی می‌دانست. امیرکبیر کسی بود که «در نامیدن دیگران به گفتن واژه «جناب» اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت»؛ در این زمان، سنت مدح و ستایش‌های نابجا از افراد در جای جای متون ادبی دیده می‌شود. شاعران و نویسندگان هم‌عصر امیرکبیر می‌کوشند با سرودن قصایدی زبان به مدح و ثنای صدر اعظم کشور باز کنند ولی با واکنش منفی او مواجه می‌شوند. یکی از مواجهه‌های ثبت شده در تاریخ، واکنش تند و صریح امیرکبیر به قصیده‌سرای بزرگ این دوره یعنی میرزا حبیب ا... شیرازی متخلص به قاآنی است که در نخستین نشست صدارت امیرکبیر اتفاق می افتد. قاآنی از شاعران مطرح و نامدار دربار فتحعلی‌شاه و نیز محمدشاه بود که با لقب «حسان‌العجم» در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه هم حضور داشت. او شاید اولین شاعر ایرانی باشد که به زبان فرانسه تسلط داشت و در ریاضیات، کلام، حکمت و منطق نیز مسلط و چیره دست بود. قاآنی روزی قصیده بلند و غرّایی در مدح و ستایش امیرکبیر می‌سراید و امیر کبیر را جانشین وزیر ظالم قبلی یعنی حاج میرزا آقاسی قلمداد می‌کند:
نسیم خلد می‌رود مگر ز جویبارها
که بوی مشک می‌دهد هوای مرغزارها
فراز خاک و خشت‌ها، دمیده سبزکشت‌ها
چه‌کشت‌ها بهشت‌ها نه ده نه صد هزارها ...
ز سعیِ صدرِ نامور، مِهین امیر دادگر
کزو گشوده باب و در، ز حصن و از حصارها
به جای «ظالمی شقی» نشسته «عادلی تقی»
که مؤمنان متقی، کنند افتخارها
امیر شه، امین شه، یسار شه، یمین شه
که سر ز آفرین شه، به عرش سوده بارها...

ولی این چرب‌زبانی‌ها  در امیر کبیر بی نیاز از مدح، کمترین تأثیر مثبتی نمی‌گذارد. او که خریدار چنین تعابیر و توصیفات عقل کور کن و دل‌فریبی نبود «به تملّق گویی‌های خادمان، چنان برآشفت که در جا مستمری وی را قطع کرد و گفت: تو که تا دیروز مدح میرزا آقاسی می‌گفتی و امروز که او نیست، ظالم شقی‌اش می‌خوانی و این بار مدح من می گویی!» قاآنی همان شاعری بود که حاج میرزا آقاسی را "قلب گیتی"، "انسان کامل" و "خواجه دو جهان" خوانده بود!
پس از این اتفاق نکته‌آموز که به قطع شدن مقرری قاآنی انجامید، اعتضاد السلطنه وساطت کرد تا بلکه امیرکبیر از این کار چشم‌پوشی کند. امیرکبیر وقتی از مهارت‌های عجیب قاآنی خبردار شد، به ویژه از تسلطی که او به زبان فرانسه داشت، برقراری حقوق قاآنی را به ترجمه کتابی در زمینه فلاحت (کشاورزی) از زبان فرانسه به زبان فارسی مشروط کرد. البته پس از این که امیرکبیر مغضوب و معزول دربار ناصرالدین شاه می‌شود، زخم کهنه قاآنی سرباز می‌کند و در اشعارش از امیرکبیر به «خصم خانگی» و «اهرمن خو و بد گوهر» یاد می‌کند.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط