شنبه 24 مرداد 1405 - 18:47

کد خبر 348711

یک‌شنبه 01 بهمن 1402 - 08:03:51


داستانک/ خدای گرگ ها و گوسفندها


آخرین خبر/ نانوایی شلوغ بود و چوپان،مدام این‌پا و آن‌پا می‌کرد،

نانوا به او گفت:چرا اینقدر نگرانی؟

گفت:گوسفندانم را رها کرده‌ام و آمده‌ام نان بخرم،می‌ترسم گرگ‌ها شکمشان را پاره کنند!

نانوا گفت:چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده‌ای؟

گفت:سپرده‌ام،اما او خدای«گرگها»هم هست.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط