یکشنبه 25 مرداد 1405 - 02:10
اتو، تشک، تاید؛ سکانسی از زندگی خوابگاهی دانشجویان!
ایرنا/ اولین بار بود توی زندگی ام که چمدان دار میشدم. از ذوق اینکه چمدان را بکشم توی خیابانهای تهران و صدای چرخهایش بشود سمفونی استقلالم، کیف میکردم. بین آن همه شهر و رشته، خواسته بودم بیایم پایتخت و تجربه خیلی خیلی بزرگی را برای خودم دست چین کنم. یکی نبود بگوید دخترجان میوه که نیست دست چین کنی دلت نخواست نخوری. حرف یک عمر زندگی است. خوابگاه که خانه خاله نیست. راستی راستی هم نبود. اصلا خانه نبود که خاله داشته باشد یا نداشته باشد. چندین طبقه ساختمان بود که تازه همان اول کار یکی از اتاقهایش هم به ما نرسید و گفتند ورودیها خیلی زیاد شدهاند و طبقه سوم را باید باز کنند که تمیزکاری میخواهد. یک شب را باید دندان روی جگر میگذاشتیم و خیاری کنار هم میخوابیدیم تا فردا عصر که اتاقهای ترگل و ورگلمان را تحویل بدهند. فردا عصر هرکداممان روی تخت خودش نشسته بود و به همه وسایلی نگاه میکرد که از خانه آورده بود و اینکه چطور جایش بدهد که نه سیخ بسوزد نه کباب؟! و بیشترمان به بیشمار وسیله ای فکر میکردیم که باید بیاوریم. من بیشتر به اتو، تشک و تاید فکر میکردم. هر سه شان «ت» داشت اما هیچ ربطی هم بهم نداشتند. آن موقع نمیدانستم بین این ها تاید قرار است زندگیام را عوض کند، آن هم به چه عظمتی. هفته اول که اینهمه دختر نازک نارنجی رفته بودند خوابگاه، کسی برایشان از قاعده قانون ها حرفی نمیزد. خیلی زود بوی زباله دستشویی وحمام و اشپزخانه بلند شد. کفشهای عرق کرده دم اتاق ها منظره غریبی شده بود که فقط خود خوابگاهی ها میدانند چه مکافاتی است. هنوز کسی به ما نگفته بود خوابگاه خانه خاله نیست و باید سر نظم اداره شود تا این ریختی بو نگیرد. ولی حالا که این همه زباله تولید شده بود و رد کفش روی همه موزاییک های حمام وسرویسها به چشم میخورد، چاره ما نازک نارنجی ها چه بود؟!
حماسه تاید!
بقیه را نمیدانم. من که تا آن روز حتی یکبار هم توی زندگی ام آشغال نبرده بودم دم در. دست به فرچه دستشویی هم نزده بودم. اصلا از فکرش همه سلول هایم جیغ میکشیدند. هنوز من توی این فکرها بودم و بقیه هم داشتند دودوتا چهار تا میکردند برگردند شهرشان و انصراف بدهند یا نه که اتاق کرمانی ها، حماسه آفریدند! چهارتا کرمانی داشتیم که همان اول باهم یک اتاق گرفته بودند و قال تفاوت های فرهنگی و شهری را به خوبی کنده بودند. یک شب دیدیم روسری هایشان را بستند دور دهان و دماغشان و راهی سرویس و حمامها شدند. چهارتایی سطل سطل آب پر کردند و کم کم بوی تاید توی خوابگاه پیچید. کیسه های بزرگ زباله را دوتایی کشان کشان بردند پایین و نفس همه مان باز شد. هرکداممان دوتا چشم داشتیم و چهارتای دیگر هم قرض کرده بودیم و به نازک نارنجی بودن خودمان بیش از پیش اعتراف میکردیم. توی وجود همه مان یک ترک ریز افتاده بود. آنها دختر بودند ما هم دختر بودیم؟!
قرار نبود خیلی خودمان فکر کنیم. یک هفته بی قانونی تمام شد و خیلی زود نظافت بین همه اتاقها تقسیم شد. حالا دیگر چه اعتراف میکردیم چه نمیکردیم قرار بود عین همان کارهایی که کرمانی ها داوطلبانه رفتند سراغش همه ما انجام بدهیم.
تحول و تاید!
سلول های وجودم حسابی قشقرق به پا کرده بودند. من هم دیدم چاره ای نیست. با وعده حمام بعد از نظافت، راضیشان کرده بودم. خیلی هم بد نیست آدم دستشویی را بشورد که مال خانه اش نیست و روزانه ده ها آدم از آن استفاده میکنند.
نه فقط دستشویی که، حمام با آن موهایی که پیچیده بود دور چاه گیرش و آشپزخانه با سینکی که همیشه خدا آشغال تویش جمع میشد انتظارم را میکشید. احساس میکردم با پای خودم دارم میروم که خودکشی کنم و یک تن تاید هم از پس شستن لباسهایم برنمیآید دیگر. بالاخره وسط شوخی و مسخره بازی با بچه های اتاق، وارد گود شدیم. با ایش و آخ و ای وای، کار را یکسره کردیم و بعد هم یک ساعت حماممان را طول دادیم. اما فردایش ما آدم دیگری شده بودیم. هفته بعد و هفته بعدتر و بعدترش هم نظافت تکرار شد. انقدر تکرار شد که دیگر یاد گرفته بودیم لباس چرک هایمان را وقت نظافت بپوشیم و بعد هم بیندازیمشان توی تشت و با دوتا پا رویش بپربپر کنیم تا خوب کف و تاید قاطی اش بشود و تمیز شود.
کم کم دیگر وقت نمیکردیم وسواس بازی دربیاوریم و دست و پایمان را میشستیم و به اتاق برمیگشتیم. انگار نه انگار که همان دخترهای نازک نارنجی اول سال بودیم. دو ماهی گذشت و بالاخره بلیط هایمان راگرفتیم که برویم خانه و دوباره صدای چرخ چمدان هایمان توی خیابان های تهران می پیچید. وقتی رسیدم، چایی لب دوز مامان را که خوردم و حسابی که بوی غذای مامان پز را در ریه هایم فرو بردم. گفتم :« من میخوام دستشویی خونه رو بشورم. »
احساس میکردم اگر دست بزنم شاخهای مامان قشنگ زیر انگشتم میآید. آنقدر متحول شده بودم که دیگر شستن دستشویی خانه خودمان هیچ کاری برایم نداشت. مقابل چشم های چهارتا شده مامانم رفتم شستم و بعد هم لباسهایم را عوض کردم، همین. شانس آوردم وقتی برگشتم خوابگاه قوانین عوض شده بود و ما فقط دیگر آشپزخانه را نظافت میکردیم و الا نمیدانم دفعه بعدی که خانه میرفتم چه حسناتی از خودم بروز میدادم که مامان شاخ دربیاورد و آنطور بمن نگاه کند انگار جای دخترش، یک ابر دختر دیده!
پربیننده ترین
-
عکس مسی درآمد؛ آخرین توپ طلا با آرایشگر ویژه!
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
چراغ قوه همه کاره ( پاور بانک، شیشه شکن و ... )
-
هشدار آبفای کشور به مردم؛ هیچ ماموری فعلا برای قرائت کنتور آب مراجعه نمیکند
-
آخرین وضعیت راهها در چهارمین روز از سال جدید؛ محور چالوس از شنبه دوباره بسته میشود
-
جارو شارژی !! دیگه نگران نظافت ماشین نباشید
-
زنده؛ بیرانوند در یک قدمی استقلال
-
"دنا پلاس اتومات" بخریم یا "تارا اتومات؟"/ مقایسه اختصاصی "آخرینخودرو" از دو خودروی پرطرفدار
-
فشار آبرو چند برابر کن ....
-
فرمانده کل قوا: ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد همانگونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد
-
چالش/ بازیکن داخل تصویر رو حدس بزن (16)
-
5 نشانه ضعیف شدن ریه ها و بهترین روش تقویت آن چیست؟
-
لندکروزر یا ۲۰۶؟ / مقایسه جالب "آخرینخودرو" به بهانه سخنان جنجالی میرسلیم
-
پایان زودهنگام گنبد آهنین؟ اسرائیل مجبور به جیرهبندی موشکها شد
-
سپ، برترین شرکت در خاورمیانه شد
-
گردونه را بچرخانید، بیتکوین دریافت کنید
-
واکنش عراقچی به تجاوز امروز آمریکا به تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان
آخرین اخبار
-
خسارت به موزه باستانشناسی درهشهر در حملات دشمن
-
اعلام همبستگی کشتی آسیا؛ ایران همواره یکی از ارکان کشتی جهان است
-
نیویورک تایمز: ناو جرالد فورد ۳۰ ساعت در آتش میسوخت
-
توزیع میوه شب عید در ایلام تا ۱۵ فروردین ادامه دارد
-
چالش عجیب یونایتد برای فروش برونو به عربستان
-
منابع و جزئیات آزمون دکتری ۱۴۰۶ اعلام شد
-
توصیههای آتشنشانی برای برگزاری چهارشنبهسوری متفاوت در شرایط جنگی
-
واکاوی سناریوهای ادامه لیگ برتر در پرسپولیس
-
خشم کشورهای عربی منطقه از دولت ترامپ
-
معاون وزیر نیرو: قطعی طولانیمدت برق نداریم
-
عارف: در صورت تکرار «فروغ جاویدان»، «مرصاد ۲» را تکرار میکنیم
-
وداع مردم شیراز با پیکر مطهر 5 شهید مدافع میهن
-
عکس/ آثار تجاوز به مناطق مسکونی تهران
-
نجات ۱۵ نفر از کارمندان و مشتریان یک بانک و منازل مسکونی از زیر آوار
-
بهادری جهرمی: استیصال دشمنان نشان از این دارد که کدام طرف نزدیک پیروزی است
سایر اخبار مرتبط
نظرات
ثبت نظر
مهمترین اخبار
معاون وزیر نیرو: قطعی طولانیمدت برق نداریم
سهشنبه 27 اسفند 1404 - 12:49:00
نجات ۱۵ نفر از کارمندان و مشتریان یک بانک و منازل مسکونی از زیر آوار
سهشنبه 27 اسفند 1404 - 12:08:40
مجوزهای کسب و کار به مدت سه ماه تمدید شد
سهشنبه 27 اسفند 1404 - 12:04:50
اطلاعیه درگاه ملی مجوزها درخصوص اختلال در فرآیند صدور مجوزها
سهشنبه 27 اسفند 1404 - 11:42:37
تسهیلات ویژه گمرکی برای ترخیص شبانهروزی دارو و تجهیزات پزشکی
سهشنبه 27 اسفند 1404 - 11:31:21