شنبه 03 اسفند 1404 - 08:48

کد خبر 68759

پنج‌شنبه 04 خرداد 1402 - 17:10:00


مهره هسته‌ای چطور به شطرنج قدرت برگشت؟


فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و انتشارش در آخرین خبر به معنای تایید آن نیست

 بعد از آنکه توافق برجام در سال 94 به امضا رسید بدعهدی‌های طرف‌های غربی نیز کاملا عیان شد. آمریکا بر موج تحریم‌های ضدایرانی به‌ویژه در دوره ترامپ افزود و دولت‌های اروپایی هم برای جبران بدعهدی شریک نه‌تنها هیچ اقدامی انجام نداده، بلکه به تعهدات برجامی خود نیز پایبند نمانده و همچنان از نظام تحریمی آمریکا حمایت می‌کردند. حجم بدعهدی‌های طرف غربی در مذاکرات به‌حدی بود که ولی‌الله‌ سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی عواید حاصل از برجام برای کشور را تقریبا صفر توصیف کرد. در سوی مقابل اما ایران تمامی تعهدات برجامی خود را انجام داده و بدون اینکه دستاویز برای الزام غربی‌ها به اجرای توافق داشته باشد برگ برنده خود را از دست داده بود. تداوم این مسیر منفعلانه باعث شد آمریکا در دوره ترامپ ترغیب به کنار گذاشتن کامل برجام داشته و در سال 97 به‌طور کامل از آن خارج شود؛ چراکه اهداف خود را از برجام محقق‌شده دیده و توجیهی برای پرداختن هزینه سیاسی تداوم برجام در مقابل کنگره نیز نمی‌دید. آنچه باعث می‌شد این تصور ضدایرانی کنار گذاشته شود تنها اتخاذ یک راهبرد تقابلی و فعالانه از جانب تهران بود. راهبردی که به طرف غربی نشان دهد تداوم مسیر سابق دیگر قرار نیست بی‌هزینه باشد. ایده تصویب قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها نیز با چنین هدفی در دستور کار قرار گرفت. مطابق این قانون ایران در پاسخ به بدعهدی غربی‌ها باید گام‌به‌گام از تعهدات برجامی خود می‌کاست که همین امر صورت پذیرفت و اقدامات محدودیت‌زای برجامی که دیگر لزومی به اجرای آن نبود، متوقف شد. بعد از گذشت چندسال از این ماجرا برخی با نادیده گرفتن بدعهدی غربی‌ها زبان به انتقاد اقدام فعالانه مجلس گشوده و آن را عاملی محدودیت‌زا در مسیر دستاوردهای برجامی توصیف می‌کنند، حال آنکه تا پیش از این اقدام برجام عملا از کارکرد افتاده بود و آنچه دولت‌های اروپایی و آمریکا را بار دیگر پای میز مذاکره کشاند همین اقدامات تقابلی ایران بوده است. ایجاد پویایی مجدد برای احیای برجام اساسا پس از آن صورت گرفت که ایران شیوه دیپلماسی خود را تغییر داد و به‌سمت احیای برگ‌های برنده خود رفت. مرور این مسیر طی‌شده ماهیت تحسین‌برانگیز و راهبردی اقدام مجلس را به‌وضوح نشان می‌دهد. رهبر انقلاب نیز روز گذشته در دیدار با نمایندگان مجلس این‌گونه از قانون اقدام راهبردی لغو تحریم‌ها تمجید کردند: «برخی از این قوانینی که شما در مجلس تصویب کردید، قوانین راهبردی است برای کشور که واقعا جای احترام و تمجید دارد. قانون اقدام راهبردی کشور را از سرگردانی در قضیه‌ هسته‌ای نجات داد. این قانون کاملا مشخص کرد که باید چه کار کنیم، الان هم داریم نشانه‌هایش را در دنیا مشاهده می‌کنیم.» در ادامه ضمن بررسی چرایی اهمیت اقدام مجلس در تصویب قانون «اقدام راهبردی لغو تحریم‌ها» به‌مرور استراتژی مشابهی پرداخته‌ایم که دولت آمریکا از همان روزهای ابتدایی مذاکرات با هدف امتیاز‌گیری هرچه بیشتر از ایران آن را به‌کار گرفت.

  قانونی که ضامن بقای روند مذاکرات شد
قانون موسوم به اقدام راهبردی که از ابعاد آن گفتیم و زمینه‌های تدوینش را بازخوانی کردیم و به ‌مرور شرایط ایران و کشورهای به‌ظاهر عضو برجام در زمان تصویب این قانون در تهران پرداختیم؛ مصوبه‌ای که تصویبش در روزهایی به سرانجام رسید که تیتر یک رسانه‌های ایران به ترور محسن فخری‌زاده، پنجمین دانشمند هسته‌ای شهید که در روز روشن در کشور ترور ‌شد، اختصاص پیدا کرده بود. نکته‌ای که بعد از گذشت حدود دو سال درباره این مصوبه مجلس وجود دارد آن که به راحتی می‌توان با بررسی شرایط مذاکرات قبل و بعد از تصویب این قانون در مجلس ایران، به این قضاوت رسید که مصوبه نمایندگان تحت عنوان «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» درنهایت روند مذاکرات را متوقف کرده یا اتفاقا برعکس، باعث تداوم آن شده است. روندی که در ادامه به آن می‌پردازیم. نکته دیگر درباره روش‌های بررسی نتیجه‌بخش بودن یا نبودن قانون تصویب‌شده از سوی مجلس، محتوای گفت‌‌وگویی ا‌ست که کاظم غریب‌آبادی، سفیر وقت ایران در سازمان‌های بین‌المللی و یکی از اعضای وقت هیات مذاکره‌کننده کشورمان در وین درخصوص قانون اقدام راهبردی با سایت دفتر رهبر انقلاب داشت. 
غریب‌آبادی در گفت‌وگوی مفصلش با رسانه دفتر رهبری، درباره روند مذاکرات تا آن زمان و تعدادی از شاخص‌ترین اقدامات دولت آمریکا که با ماهیت گفت‌وگوهای وین تعارض داشت گفت: «مواضع بالادستی نظام»، «دستاوردهای هسته‌ای کشور» و «قانون اقدام راهبردی مجلس شورای اسلامی» موقعیت مناسبی را برای جمهوری اسلامی ایران در هر مذاکره‌ای فراهم کرده است. طبیعتا طرف‌های مقابل تلاش خواهند کرد تا با توسل به ابزارهای مختلف مانع بهره‌مندی ما از موقعیت تقویت‌شده شوند، اما مهم این است که ما با «طراحی و برنامه‌ریزی مناسب» و «پرهیز از عجله» حداکثر بهره‌برداری را به‌عمل آوریم.» این نکات غریب‌آبادی درباره لزوم «پرهیز از عجله» در مذاکرات درحالی مطرح می‌شد که رئیس‌جمهور وقت تقریبا هر هفته بین سخنرانی‌های روزمره‌ خود گریزی هم به روند مذاکرات می‌زد و از نزدیک بودن توافق خبر می‌داد. مساله‌ای که نشان می‌داد تیم مذاکره‌کننده از سوی تهران و دفتر ریاست‌جمهوری تحت فشار است تا هرچه سریع‌تر و پیش از تمام شدن دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی، مذاکرات را «به نتیجه» برساند. با همه اینها شاهد بودیم بعد از تصویب قانون اقدام راهبردی در مجلس، نه‌تنها روند مذاکرات متوقف نشد، بلکه تهدیدات طرف‌های مذاکره درباره امکان استفاده‌شان از مکانیسم ماشه یا تصویب قطعنامه‌هایی علیه ایران با هدف عقب‌نشینی تهران هم عملی نشد و دولت‌های غربی همچنان مذاکره را تنها راه جلوگیری از روند رو به توسعه برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌دانستند. غیر از آن، با تغییر دولت در ایران هم روند مذاکرات متوقف نشد. نکته دیگری که غریب‌آبادی هم در گفت‌وگوی دو سال قبلش با سایت دفتر رهبری به آن اشاره کرد، بحث اثرات «دستاوردهای هسته‌ای کشور» بر روند گفت‌وگوهای وین بود که در دولت جدید هم می‌شد نشانه‌های آن را دید. از پیگیری‌های مداوم آژانس برای برقراری ارتباط مستقیم با تهران و برنامه‌ریزی سفر برای برگزاری جلسه حضوری با مقامات کشورمان، تا پیغام و پسغام‌های مقامات غربی برای اظهار تمایل نسبت به تداوم روند گفت‌وگوها. اتفاقی که حتی پاییز سال گذشته و در اوج ناآرامی‌های داخلی ایران هم تکرار شد و نشان می‌داد غربی‌ها، همزمان با اینکه مشغول حمایت همه‌جانبه از جریانات ضدایرانی هستند، باور ندارند اتفاقات داخلی ایران بتواند به جمهوری اسلامی ضربه بزند. همان‌طور که در همان ایام دیدیم ویدیویی از بایدن دست به دست شد که در حاشیه نشستی، بعد از آنکه براندازان از او می‌خواهند اعلام کند برجام تمام شده و روند مذاکرات با ایران را متوقف کند، از پاسخ مورد علاقه آنها طفره می‌رود و می‌گوید برجام مرده ولی به دلایلی نمی‌توانیم آن را اعلام کنیم. تقریبا یک هفته بعد از آن بود که مقامات وزارت خارجه کشورمان از دریافت پیام غیرمستقیم آمریکایی‌ها برای ازسرگیری روند مذاکرات خبر دادند. مساله‌ای که ثابت کرد، نه قانون راهبردی مجلس و نه هیچ‌یک از تصمیم‌های دیگر ایران برای تسریع روند توسعه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود، موجب توقف روند مذاکرات نشده‌اند. 

  قانون‌شکنان مدعی
حسن روحانی بهمن سال 1401 در دیدار با جمعی از معاونان و وزرای خود در دولت تدبیر و امید مدعی می‌شود که شروط ایران برای رفع برخی تحریم‌های غیرهسته‌ای نیز پذیرفته شده بود اما تصویب مصوبه اقدام راهبردی مجلس مانع آن شد. او درحالی چنین ادعایی را مطرح می‌کند که مسیر اعتماد به طرف‌های غربی برای برداشتن تحریم‌های هسته‌ای یک‌بار توسط دولت روحانی طی شده و بی‌نتیجه مانده بود. رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم اما با نادیده گرفتن این تجربه درمورد تحریم‌های هسته‌ای با اظهاراتی که نشان‌دهنده توهین او به حافظه مردم است، ادعای برداشته شدن تحریم‌های هسته‌ای را نیز مطرح می‌کند و با دستاویز قرار دادن آن قانون اقدام راهبردی مجلس را زیر سوال می‌برد. روحانی در شرایطی این قانون را مانع رفع تحریم‌ها توصیف می‌کند که حتی به مفاد آن نیز پایبند نبوده است. پیش از این در گزارشی که با عنوان «گاف بزرگ عراقچی» در «فرهیختگان» منتشر شد به این موضوع پرداختیم که «تیم مذاکره‌کننده وقت به سرپرستی عباس عراقچی در ششمین دور از مذاکرات وین در خرداد 1400 تعهداتی را پذیرفته بود که در مواردی حتی در تعارض و تناقض با متن اصلی برجام است، مثلا در متن برجام در بخش مرتبط با اقدامات داوطلبانه ایران و گروه 1+5، به تعداد سانتریفیوژهای ایران اشاره شده و برای فعالیت‌های مرتبط با سانتریفیوژهای ایران از واژه کیپ (keep) استفاده شده است. مطابق معنای این واژه ایران حق دارد در فعالیت‌های هسته‌ای‌اش سانتریفیوژهای خود را حفظ کرده و غنی‌سازی مثلا 3.6 درصدی داشته باشد. در سند مرتبط با مذاکرات وین 6 این بند برجام مجددا نقل شده است، اما با یک تفاوت مهم، در متن وین 6 به‌جای کیپ از واژه return به‌معنی بازگشت برای سانتریفیوژها استفاده شده است؛ به‌عبارت ساده‌تر، مطابق این بند اصلاحی ایران اگر غنی‌سازی 60 درصدی انجام داده است، باید اورانیوم 60 درصد غنی‌شده خود و همچنین سانتریفیوژهای پیشرفته IR8 خود را Destroy (نابود) کند و بازگردد به غنی‌سازی 3.6 درصد. درصورتی‌که طبق بند برجامی ایران می‌توانست تاسیسات خود را نهایتا تعطیل کند، بدون آنکه دست به نابودی اورانیوم 60 درصد غنی‌سازی‌شده خود بزند.» این موارد نشان می‌دهد دولت روحانی نه‌تنها به مفاد قانون اقدام راهبردی که بر غنی‌سازی 20 درصدی تاکید دارد پایبند نبوده، بلکه حتی گام را فراتر نهاده و وعده‌های فرا برجامی نیز به طرف غربی داده است. با وجود این آمریکا به‌عنوان طرف خاطی برجام همچنان برای بازگشت به برجام دست رد به سینه روحانی زده است. مرور مسیر طی‌شده در فرآیند مذاکرات این گزاره را بیشتر آشکار می‌کند که برخلاف ادعای روحانی این اقدامات فعالانه‌ای همچون قانون راهبردی لغو تحریم‌ها بوده که طرف غربی را پای میز مذاکره نگه داشته؛ قانونی که منعی در مسیر یک توافق قوی ایجاد نکرده و اقدامی رو به جلو محسوب می‌شود که مورد تقدیر رهبر انقلاب نیز قرار گرفته است. 

  قانون اقدام راهبردی؛ مدلی که واشنگتن بارها از آن بهره برده بود
برای آنکه دریابیم تصویب قانون اقدام راهبردی در مجلس چگونه دست تیم مذاکره‌کننده ایران را پر می‌کند بد نیست چند نمونه مشابه از رفتارهای طرف آمریکایی در میز مذاکرات بازخوانی کنیم که طی آن واشنگتن سعی در تحت فشار قرار دادن ایران با استفاده از اهرم کنگره آمریکا داشته است. بعد از آنکه ایران و آمریکا در جریان مذاکرات هسته‌ای به توافق موقت ژنو دست پیدا کردند طرف آمریکایی در فضای رسانه‌ای متنی با عنوان گزاره برگ یا Fact sheet منتشر کرد که در آن نتایج توافق به نحوی روایت شده بود که تصویری پیروزمندانه به نفع کاخ سفید روایت شود. این امر اولا با این هدف صورت گرفت که از فشارهای کنگره کاسته و اتهام عقب‌نشینی را از روی تیم مذاکره‌کننده آمریکا بردارد. هدف دیگر این مدل روایت یکجانبه این بود که آمریکا در ادامه مذاکرات ابزار امتیاز‌گیری در مقابل ایران داشته باشد. آمریکایی‌ها همچنین بارها در طی مذاکرات با هدف جلوگیری از تحقق ایران فشارهای کنگره را مورد اشاره قرار داده و از ایران درخواست عقب‌نشینی داشتند. دیپلمات‌های آمریکایی به این شیوه هرگونه مطالبه ایران را به کنگره حواله داده و هزینه فشارهای یک نهاد داخلی آمریکا را به ایران تحمیل می‌کردند. در همین راستا بعد از آنکه ایران بدون نقض توافق‌نامه ژنو یک سانتریفیوژ IR8 در سایت نطنز راه‌اندازی می‌کند وندی شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا به آن واکنش نشان داده و در جلسه تیم مذاکره‌کننده ایرانی اقدام ایران را تحریک‌کننده توصیف کرده این خواسته را مطرح می‌کند که با توجه به فشار‌های کنگره ایران این سانتریفیوژ را از نطنز خارج کند. بهمن ماه سال 94 درحالی‌که تیم‌های مذاکره‌کننده ایران، اروپا و آمریکا در زوریخ سوئیس در حال گفت‌وگو بودند به یک‌باره جان کری وارد اتاق مذاکره شده و با هدف تحت فشار قرار دادن تهران خطاب به تیم مذاکره‌کننده ایرانی می‌گوید: «لطف کنید از آقای ظریف خواهش کنید که در ایران با رهبری، رئیس‌جمهور یا هر کسی که تصمیم می‌گیرد، صحبت کند و بگوید آمریکا به آخرین حد خود رسیده است. الان زمان تصمیم‌گیری است. الان دو طرف باید آخرین تصمیم خود را بگیرند. ما آخرین تصمیم خود را گرفته‌ایم. پیشنهادی داده‌ایم که دیگر از آن نمی‌توانیم فراتر برویم.» کری در ادامه این ادبیات به ظاهر ملتمسانه را این‌گونه به اهرم فشار کنگره مزین می‌کند: « فراموش نکنید ما و شما در خلا مذاکره نمی‌کنیم. موفقیت‌های اخیر ایران در یمن، لبنان، سوریه، عراق و... نزد بسیاری از محافل آمریکا دردسرساز شده و کنگره و دیگران را حساس کرده است. با چنین فضایی نیل به یک توافق هسته‌ای آسان نیست.» نقطه اوج بهره‌برداری آمریکا از اهرم کنگره را می‌توان در تقلیل ماهیت برجام از یک معاهده حقوقی به یک تفاهمنامه مشاهده کرد. هنگامی که نشست‌های وین (۱۴) پایان یافت، یکی از موضوعاتی که خود را بیش از گذشته نمایاند در این پرسش خلاصه شده بود که «متنی که بر سر آن توافق می‌شود، از چه ماهیتی باید برخوردار باشد؛ معاهده، تفاهمنامه، پیمان یا قرارداد؟» هیات مذاکره‌کننده آمریکایی تکلیف خود را به دلیل مشکلی که دولت آقای اوباما با اکثریت کنگره متعلق به جریان سیاسی مقابل داشت، به این گونه روشن کرد که نمی‌توانند از عنوان پیمان استفاده کنند، زیرا در آن صورت سند باید به کنگره ارجاع شده و روند خاصی را طی کند. آمریکایی‌ها برای اجتناب از رفتن به کنگره و کسب موافقت ساختار تقنینی خود، علاقه ندارند توافق نهایی در قالب یک پیمان یا توافقنامه باشد و یک «سند سیاسی» را ترجیح می‌دهند. لذا عنوان «برنامه اقدام جامع» را توصیه می‌کنند. ظریف ضمن موافقت کلی با حفظ شکل ساختاری «برنامه» برای هر گونه توافقی عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)» را پیشنهاد کرد که در ادامه مورد موافقت بقیه اعضای «پنج به اضافه یک» نیز واقع شد. مرور فرآیند مذاکرات نشان می‌دهد که طرف آمریکایی بارها از اهرم کنگره برای فشار بر ایران و طفره رفتن از تعهدات خود استفاده کرده است. در تقابل با چنین مواجهه‌ای طبعا ایران نیز باید حداقل راهبردی مشابه را در پیش گرفته و نهادهای داخلی را برای به توازن رساندن میز مذاکرات فعال‌تر کند. اگر قرار باشد با چنین عینکی به ماجرا نگاه کنیم آن زمان قانون اقدام راهبردی نه‌تنها مانع توافق با آمریکا تلقی نشده بلکه اهرمی است در جهت ایجاد توازن در میز مذاکره که چه‌بسا اگر زودتر از خروج ترامپ از برجام فعال می‌شد نوع مواجه کاخ سفید با برجام را نیز تغییر می‌داد. 
 
 
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط