پنج‌شنبه 24 آبان 1403 - 11:08

کد خبر 698133

چهارشنبه 23 آبان 1403 - 15:43:00


رسیدگی به پرونده جنایت اسیدی خیابان بهمن مشهد


خراسان/ فیلترشکنی در پرونده جنایت اسیدی در حالی به صدور کیفرخواست از سوی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد انجامید که رمزگشایی از پیامک های زهرآلود به عصیان خشم گره خورده بود.

آخرین ماه زمستان گذشته در تقویم روزگار سپری می شد اما افکار مغشوش، ذهن جوان ۳۴ ساله را به هم ریخته بود. دوباره گوشی تلفن همسرش را بررسی کرد. مشاهده پیامک های زهرآلود، همه وجودش را به عصیان می کشید.
چندین بار انگشتانش بر روی حروف صفحه کلید نمایشگر گوشی لغزید و پیامک هایی لبریز از خشم و توهین برای طرف مقابل فرستاد و او را تهدید به انتقامی هولناک کرد اما باز هم آرام و قرار نداشت. یک بار راهی فروشگاه جواد شد و با او به مشاجره لفظی پرداخت و برخی از لوازم مغازه را به هم ریخت.
«احمد» مدعی بود پیامک‌های زننده او را در گوشی همسرش دیده است! ولی این درگیری لفظی با میانجیگری افراد حاضر در فروشگاه محصولات فرهنگی (کافی نت) به پایان رسید. 
بعد از این ماجرا «احمد» به سراغ پدرزنش رفت که به خاطر اعتیاد شدید به مواد مخدر کارتن‌خواب شده بود و در پاتوق های مصرف مواد پرسه می‌زد. او بالاخره غلامرضا معروف به «غلام موشی» را پیدا کرد و پرده از ماجرایی تلخ برداشت. او از پیامک های زهرآلودی سخن گفت که بر افکارش نقش بسته بود و به شدت آزارش می داد. طولی نکشید که «احمد» نقشه هولناک «اسیدپاشی» را بازگو کرد و بدین ترتیب «غلام موشی» به حمایت از داماد خود، تصمیم وحشتناکی گرفت.
همه مقدمات با تهیه ظرف حاوی اسید فراهم شده بود و عقربه های ساعت دقایق اولیه بامداد بیست‌وششم اسفند را نشان می‌دادند که «احمد» موتورسیکلت خود را در ابتدای خیابان بهمن چهار متوقف کرد. در این هنگام «غلام موشی» (پدرزن کارتن خواب) در حالی از ترک موتورسیکلت پیاده شد که ظرف حدود ۲ لیتری حاوی اسید را به دست گرفته بود. او که می دانست متصدی فروشگاه خدمات رایانه‌ای هنوز هم مشغول کار است به آرامی وارد فروشگاه شد و در یک لحظه ظرف حاوی اسید را روی سر و صورت و پیکر «جواد» پاشید و بی‌درنگ از مغازه بیرون پرید.
«احمد» با موتورسیکلت روشن منتظر پدرزنش ایستاده بود که او در تاریکی شب بر ترک موتورسیکلت نشست و این گونه از صحنه حادثه گریختند.
لحظاتی بعد با فریادهای دلخراش «جواد» اهالی محل و رهگذران به یاری او شتافتند و این جوان ۳۲ ساله را به بیمارستان امام رضا(ع) انتقال دادند اما او در آخرین روز سال ۱۴۰۲ بر اثر عوارض ناشی از اسید جان سپرد.
طولی نکشید که تحقیقات میدانی گسترده‌ای با حضور قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پزشکی قانونی و محل وقوع جنایت آغاز شد و ریشه یابی جنایت اسیدی در حالی ادامه یافت که در بررسی دوربین‌های مداربسته، اسنادی از حضور موتورسواری به نام «احمد-ع» به دست آمد. این جوان پس از ردیابی های اطلاعاتی در منزل مسکونی‌اش دستگیر شد و در همان بازجویی‌های اولیه به سوءظن‌های ناشی از پیامک های زهرآلود اعتراف کرد و به بیان زوایای پنهان این جنایت هولناک پرداخت.
از سوی دیگر فیلترشکن این ماجرای جنایی در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی قرار گرفت و گروهی از افسران ورزیده با راهنمایی ها و دستورهای ویژه قاضی دکتر صادق صفری در جست وجوی «غلام موشی» برآمدند چرا که طبق بررسی‌های نامحسوس و بازبینی دوربین‌های مداربسته «احمد» نقش مستقیم در ماجرای اسیدپاشی نداشت و او همه این رویدادها را به پدرزن کارتن‌خواب خود نسبت می داد.
بالاخره این معمای پیچیده جنایی که بنا به ادعای «احمد-ع» به روابط خیانت بار گره خورده بود، به پاتوق های استعمال مواد مخدر رسید و کارآگاهان شب های زیادی را به فضاهای سبز یا پاتوق های خلافکاران سر می‌زدند تا این که گروه تجسس کلانتری خواجه ربیع مشهد نیز به شاخه‌ای از عملیات ردزنی وارد شدند و با بهره‌گیری از تجربیات قاضی صفری به رصدهای اطلاعاتی ادامه دادند تا این که دوم تیر سال ۱۴۰۳  بالاخره «غلامرضا-م» معروف به «غلام موشی» اسیر چنگال عدالت شد و گروه عملیاتی افسران تجسس با هدایت مستقیم سرهنگ شجاعی (رئیس کلانتری خواجه ربیع) وی را در یکی از پاتوق‌های مصرف مواد مخدر به دام انداختند.
او در بازسازی صحنه جنایت نیز که در حضور قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد انجام شد به صراحت ماجرای اسیدپاشی را پذیرفت اما ادعا کرد دامادش او را فریب داده است چرا که تصور می کرد درون دبه پلاستیکی «الکل صنعتی» وجود دارد.
او که در محل وقوع قتل، صحنه حادثه را تشریح می کرد، ادامه داد: آن روز در حال جمع‌آوری ضایعات بودم که دامادم نزد من آمد و با نشان دادن پیامک‌های شرم‌آور مدعی شد که صاحب کلوپ (سی دی فروشی) همواره دخترت را تهدید می کند که از من طلاق بگیرد و با او ازدواج کند! ولی وقتی دید من خمار هستم مقداری شیشه برایم خرید و سپس ۲ ظرف پلاستیکی را به دستم داد و مرا با موتورسیکلت به خیابان بهمن چهار رساند که من هم ظرف اسید را روی متصدی فروشگاه خالی کردم و ...
پس از تکمیل این پرونده جنایی و رمزگشایی از پیامک های زهرآلود با فیلترشکنی در ماجرای جنایت اسیدی، کیفرخواست این پرونده در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد صادر شد و به این ترتیب پرونده قتل تکان‌دهنده در مسیر دادگاه کیفری یک خراسان رضوی قرار گرفت تا محاکمه عاملان جنایت وحشتناک به اتهام ارتکاب قتل عمدی و معاونت در جنایت آغاز شود.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط