شنبه 17 فروردین 1404 - 18:14

کد خبر 859104

شنبه 17 فروردین 1404 - 15:30:00


سرمقاله صبح نو/ چند دلیل برای رد شرارت خارجی


صبح نو/ «چند دلیل برای رد شرارت خارجی» عنوان یادداشت روز در روزنامه صبح نو به قلم محبوبه نیاورانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

تهدید، تحریم و تعرفه استراتژی پرخطر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش است، سیاستی که از نقش سنتی آمریکا به‌عنوان متحدی قابل‌اعتماد و محافظ نظم جهانی فاصله گرفته و به قدرتی بدل شده که دیگر تمایلی به حفظ نظم گذشته ندارد و حتی آن را تهدید می‌کند مانند جنگ تعرفه‌ای ترامپ که دنیا را به هم ریخته است. سیاست‌های ترامپ تا به امروز موجب چالش‌های اقتصادی و دیپلماتیک شده و واکنش‌های تلافی‌جویانه کشورهای هدف، خطر تشدید تنش‌های بین‌المللی را افزایش داده است.در این میان ایران نیز از استراتژی «مرد دیوانه» ترامپ بی‌نصیب نمانده و تهدیدهای او بر کشورمان سایه افکنده است. در مقابل اما ایران با سیاست «مردم عاقل» و در سایه تدبیر و نگرش‌ دوراندیشانه رهبر معظم انقلاب در بازی لفاظانه ترامپ نیفتاده است و با اقتدار کامل سیاست‌های خود را در چارچوب دیپلماسی و نظم بین‌المللی پیش گرفته است. همچنانکه در مقابل تهدیدهای ترامپ به سازمان ملل شکایت کرده و یا در رایزنی با همسایگان و سایر کشورها تبعات این‌گونه سیاست‌ورزی ترامپ را گوشزد می‌کند. ترامپ نشان داده که یک سیاستمدار معمولی نیست. او بی‌ثبات‌ترین سیاستمدار جهان است و صفر تا صد آن زیر پنج دقیقه است. ترامپ یک شومن است که زیستش در عرصه مدیا است و هر نوع نتیجه و دستاوردی را تنها برای فروش در رسانه می‌خواهد. بنابراین با چنین سیاستمداری نمی‌توان وارد مذاکره شد، چراکه اهل صبر و مدارا نیست. او یک نتیجه فوری و سریع می‌خواهد تا آن را در رسانه نقد کند. ازاین‌رو است که استراتژی «مرد دیوانه» را از خود نشان می‌دهد که در سایه تهدید سریع به خواسته خود برسد. بنابراین با چنین سیاستمداری باید وارد معامله شد و نه مذاکره. به‌طور کلی آمریکایی‌ها بدعهد هستند و وقتی در مذاکره به نتایج مورد نظر خود می‌رسند زیر میز توافق می‌زنند. اصولا امتیاز نقد می‌گیرند؛ اما در دادن امتیاز، نسیه عمل می‌کنند. بنابراین با توجه به تجربه برجام و شخصیت ترامپ، مذاکره غیرممکن و امری بیهوده است. باید بر سر یک موضوع مشخص با او که تاجر مسلک نیز هست وارد معامله شد، امتیاز داد و امتیاز گرفت.و اما تهدید ترامپ به حمله نظامی نیز در قالب همین استراتژی ترامپ تعریف می‌شود که برای ارزیابی و میزان واقعی بودن آن باید به مؤلفه‌های بیشتری توجه داشت تا به نتیجه ملموس و قابل اندازه‌گیری و قابل سنجش رسید.
ماجرای «سیگنال گیت» که یک رسوایی امنیتی برای آمریکا بود، واقعیت دولت ترامپ را عیان کرد. لو رفتن اطلاعات دقیق درباره زمان حملات و سامانه‌های تسلیحاتی مورد استفاده در حمله به یمن و تبادل نظر یک گروه چت در پیام‌رسان رمزنگاری‌شده سیگنال که مقامات ارشد امنیت ملی دولت ترامپ در آن عضو بودند، فارغ از اینکه یک گاف و رسوایی امنیتی محسوب می‌شود، نگرانی برخی از این مقامات درباره حمله به یمن قابل تأمل است. تبادل نظر شرکت‌کنندگان در این چت گروهی، درباره مزایا و معایب حمله نظامی به یمن، ضعف آمریکا را در رویارویی نظامی آشکار می‌سازد چه برسد به آنکه حریف آن یک قدرت نظامی برجسته باشد. در این چت‌های لو رفته «جِی‌دی ونس» نگرانی خود را نسبت به این عملیات مطرح می‌‌کند با وجود تأیید اولیه ترامپ برای انجام حملات، ونس همچنان تلاش می‌کرد عملیات را به تأخیر بیندازد.
موضوع قابل سنجش دیگر، فارغ از میزان توانایی و آمادگی ایران از نظر نظامی که دشمنان نیز بر آن واقف هستند که در این مقال نمی‌گنجد؛ میزان یارگیری آمریکا در سطح جهانی علیه ایران است. ترامپ با به پا کردن «جنگ جهانی تعرفه» حتی متحدانش را در همراهی با سیاست‌هایش دچار تردید کرده است. 
این را می‌توان از موضع‌گیری سخنگوی کمیسیون اروپا هم فهمید که در واکنش به تهدید اخیر رئیس‌جمهوری آمریکا درباره ایران گفت: «در موضوع هسته‌ای ایران، برای راه‌حل دیپلماتیک، هیچ جایگزینی وجود ندارد.» از سوی دیگر با این جنگ تعرفه‌ای دنیا دیگر تحمل یک شوک اقتصادی دیگر ندارد. 
واضح است که با هرگونه حمله علیه ایران، امنیت خلیج فارس و انرژی جهانی به خطر می‌افتد و جهان با چالش اقتصادی جدیدتری مواجه می‌شود، ازاین‌رو هیچ کشوری از چنین جنگی با نتایج غیرقابل پیش‌بینی استقبال نخواهد کرد. موضوع بعدی تجربه رفتار غیر متعهدانه آمریکا در مقابل اوکراین است که کشورها را در تکیه و اعتماد به آمریکا دچار شک و تردید می‌کند. ازاین‌رو است که کشورهای عربی منطقه علنا مخالفت خود را با حمله نظامی به ایران اعلام کرده‌اند، چراکه می‌دانند تبعات این حمله بر روند توسعه و امنیت این کشورها تأثیر بسزایی خواهد داشت و در مقابل مانند زلنسکی نیز ممکن است تنها بمانند.
نکته بعدی، هدف آمریکا از حمله است. ایران امروز خطری برای منافع ملی آمریکا محسوب نمی‌شود که بخواهد در صدر اولویت سیاست خارجی این کشور قرار بگیرد و هزینه هنگفت نظامی برای مقابله با آن خرج کند. هدف آمریکا جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران در آینده است که این «اطمینان» می‌شود در یک معامله سیاسی که در بالا ذکر شد به طرف مقابل داده شود. با توجه به هدف آمریکا در حمله به ایران که جلوگیری از هسته‌ای شدن است باید حمله‌اش به گونه‌ای باشد که دستیابی ایران به بمب هسته‌ای را طولانی‌تر کند؛ اما آیا چنین حمله‌ای امکان‌پذیر است؟ ایران کشور پهناوری است با سایت‌های هسته‌ای و نظامی متعدد. اگر آمریکا نتواند با حمله نظامی، ذخایر اورانیوم ایران را از بین ببرد پس از این حمله دیگر ایران الزامی به تعهدات هسته‌ای خود نخواهد داشت. از سوی دیگر ایران تنها کشوری است که به یک پایگاه آمریکایی حمله و توانایی نظامی خود را ثابت کرده است. 
پیش از این آمریکا نیز یک تجربه شکست نظامی از ایران در ماجرای کودتای طبس را دارد. از سوی دیگر، از آنجا که ایران به‌عنوان یک کشور الگو در سیاست مبارزه با استکبار و آمریکاستیزی شناخته می‌شود، در نتیجه نامعلوم این حمله و عدم دستیابی آمریکا به اهدافش، این الگوی ایران در سطح جهان تکثیر می‌شود و آمریکا را در نزد افکارعمومی جهان منفورتر خواهد کرد. بنابراین همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید کردند احتمال شرارت خارجی کم است و اگر عقلانیتی در دیگر سیاستمداران آمریکایی وجود داشته باشد، افسار «مرد دیوانه» را خواهند کشید. ترامپ به دنبال حفظ هژمون آمریکا در جهان است و اگر وارد قمار جنگ با ایران شود، سال‌ها کشور خود را از رقبایش عقب می‌اندازد. 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط