پنج‌شنبه 01 اسفند 1404 - 19:55

کد خبر 98230

سه‌شنبه 30 خرداد 1402 - 11:05:00


تفاهم نانوشته ایران و آمریکا در شرایط سخت و پیچیده


دنیای اقتصاد/متن پیش رو در «دنیای اقتصاد» منتشر شده و انتشارش در «آخرین خبر» به معنای تایید آن نیست

رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بین‌الملل، دیگر سخنرانی بود که در نشستی با عنوان «گشایش هسته ای در راه است؟» به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت. قهرمانپور با گریزی به استراتژی چراغ خاموش ایران و آمریکا برای رسیدن به مدلی از توافق بر سر برجام گفت: موضوع هسته‌ای به دلیل طولانی شدن و عدم‌حل و فصل در طول دو سال گذشته هم در آمریکا و هم در ایران گره خورده است. از سال ۱۳۸۲ که مساله هسته‌ای شروع شده تا امروز که خرداد ۱۴۰۲ است،  نزدیک ۲۰ سال می‌گذرد. عموما حل و فصل پرونده‌های هسته‌ای در جهان طولانی بوده است،  از جمله پرونده هسته‌ای برزیل که از ۱۹۶۹ شروع شد و پس از ۲۰سال در سال ۱۹۸۹ همراه با آرژانتین این برنامه را متوقف کردند و دوباره از ۲۰۰۲ شروع کردند. بنابراین وقتی پرونده طولانی و پیچیده شده است،  در نتیجه سیاستمداران نیز محتاط شده‌اند.

قهرمانپور افزود: به‌رغم نشانه‌هایی مبنی بر تبادل پیام و رفت و آمدهای دیپلماتیک در طول هفته‌های گذشته،  اما همچنان مقامات دو طرف این مذاکرات را تایید نکرده‌اند،  چون فاصله ایجاد شده به‌خصوص بعد از جنگ اوکراین و تند شدن مواضع اروپا زیاد شده است. بنابراین وقتی یک سیاستمدار در چنین شرایطی قرار می‌گیرد،  ریسک نمی‌کند که درخصوص رسیدن به توافق مجدد اطلاع‌رسانی کند. در داخل آمریکا با نزدیک شدن به انتخابات مقدماتی ریاست‌جمهوری و همچنین مصوباتی که کنگره تصویب کرده شرایط برای دولت بایدن سخت شده است. در ایران نیز سال اول طلایی ریاست جمهوری دولت رئیسی به پایان رسیده و طبیعتا اگر بخواهد توافقی صورت دهد باید همه اصولگرایان را متقاعد کند.

اصولگراها هم از ۱۳۹۴ تاکنون مواضعشان در قبال برجام برای افکار عمومی روشن شده و طبیعتا اگر بخواهند از توافق حمایت کنند،  باید برای افکار عمومی روشن کنند که چرا در آن مقطع مخالفت کردند و بیان این هم به آسانی نیست. این پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل با اشاره به اینکه به‌خاطر همین شرایط سخت و پیچیده است که ممکن است اساسا توافق مکتوبی شکل نگیرد،  اظهار کرد: دو طرف به قدری از یکدیگر فاصله دارند که می‌گویند تو همان جا که هستی متوقف شو و من هم در همین نقطه متوقف می‌شوم که نوعی تفاهم نانوشته صورت بگیرد. بنابراین در چشم‌انداز کوتاه‌مدت همچنان شاهد این پیچیدگی خواهیم بود.

  فلسفه ۱+۵ زیر سوال رفته است
قهرمانپور در بخش دوم اظهارات خود در پاسخ به این سوال که چرا دیگر نقش ۱+۵ در مذاکرات هسته‌ای پررنگ نیست و ما شاهد مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با وساطت بازیگران خارج از برجام هستیم،  گفت: قبل از پاسخ به این سوال باید به این نکته در اظهارات آقای متقی اشاره کنم که آمریکایی‌ها از ۲۰۱۰ که مذاکرات عمان شروع شد به نوعی حق غنی‌سازی ایران را پذیرفته‌اند،  اما هیچ‌گاه آن را بر اساس یک سند رسمی به رسمیت نخواهند شناخت. بنابراین ما باید قدردان تلاش‌های کسانی باشیم که در طول این سال‌ها برای صنعت هسته‌ای ایران زحمت کشیده‌اند. فضای سیاست‌زده حاکم بر جامعه ایران یکی از دلایل به طول انجامیدن پرونده هسته‌ای ایران بوده است. اظهاراتی که درخصوص افراد و تیم‌های هسته‌ای در طول این سال‌ها تحت عباراتی چون اینها نمی‌دانستند چه‌کار می‌کنند و معنای واژگان را نمی‌دانستند،  ظلم به [کارگزاران] برنامه هسته‌ای است.

یکی از دلایل آن نیز این بوده که ما نتوانسته‌ایم در داخل اجماع ایجاد کنیم. این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بازگشت به سوال مجری درخصوص وضعیت بازیگران دخیل در پرونده هسته‌ای ایران اظهار کرد: جنگ اوکراین،  اعتراضات سال گذشته در ایران و تحولات داخلی آمریکا به عنوان سه دلیل این مساله که آقای خسروشاهین به درستی به آن اشاره کردند‌ را باید به یک دلیل دیگر نیز ارتباط داد و آن به نتیجه نرسیدن مذاکرات وین در طول نزدیک به دو سال مذاکره است. باوری در آمریکا و اروپا شکل گرفت که برخلاف آنچه آنها فکر می‌کردند،  یکدست شدن ساختار قدرت در داخل ایران الزاما منجر به توافق نخواهد شد. این عامل هم باعث شد تا انگیزه آمریکا و مخصوصا اروپا برای توافق کمتر بشود.

وی ادامه داد: در مورد سایر بازیگران از جمله چین باید گفت که پکن هیچ‌گاه در مذاکرات هسته‌ای با تمام توان شرکت نکرد،  اما همیشه رویکردش کمک به حل و فصل این مساله بوده است. در مورد روسیه هم برخلاف تصوری که در مورد کارشکنی همیشگی مسکو در مذاکرات مطرح شده،  واقعیت این است که این‌گونه نبوده،  اما بعد از جنگ اوکراین مساله هسته‌ای برای آنها به مراتب متفاوت‌تر از قبل از حمله به اوکراین است.

این مساله در محورها و صف‌بندی‌های داخل اروپا نیز دارای پیامد بوده و در شرایط کنونی همگی به‌اتفاق بر خطر مسکو تاکید می‌کنند و آن را یک تهدید مستقیم می‌دانند و هرگونه کمک به این کشور را نیز تهدیدی مستقیم علیه امنیت اروپا می‌دانند. به این دلیل است که اروپا به‌خاطر جنگ اوکراین و مساله ناآرامی‌ها و حقوق بشر در ایران،  از آن دو محور مماشات- رویکرد سخت خارج شده و رویکرد واحدی را اتخاذ کرده است. همان منطقی که در مورد روسیه پس از جنگ اوکراین شکل گرفته است.

رحمن قهرمانپور در ادامه با اشاره به رویکرد سایر بازیگران گفت: در مورد عربستان و امارات هم باید گفت که این دو کشور همواره بر آمریکا فشار وارد می‌کردند که مساله هسته‌ای ایران را حل کنید و منافع و ملاحظات شورای همکاری را نیز مدنظر قرار دهید. اما هیچ‌گاه در مذاکرات شرکت داده نشدند. وقتی عربستان و امارات دیدند که آمریکا قادر به حل این مساله نیست به‌صورت دوجانبه وارد تنش‌زدایی با ایران شدند. بنابراین دغدغه و فشار سابق بر این دوکشور برداشته شده است. اما در مورد اسرائیل به دلیل شرایط خاصی که این بازیگر دارد همچنان بر مواضع قبلی اصرار می‌کند. بنابراین جمع‌بندی این است که به نسبت دو سال قبل بازیگرانی که طرفدار توافق و کاهش تنش بودند کمتر شده و بنابراین زمینه برای توافق نانوشته بیشتر شده و امکانی برای حل اختلافات که بسیار هم زیاد است وجود ندارد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در بخش سوم اظهاراتش در نشست نقد و نظر مجموعه رسانه‌ای «دنیای‌اقتصاد» در پاسخ به این سوال که چشم‌انداز مذاکرات با توجه به فضای مبهم کنونی چگونه است،  افزود: آینده به سمت یک توافق غیرمکتوب پیش می‌رود و اخباری که ظرف روزهای گذشته منتشر شده من را قدری خوش‌بین کرده است. اما طبیعتا ما با توافق مکتوب فاصله داریم،  چرا که برجام بر مبنای مدل ۲۰۱۵ خودش تمام شده است. این توافق نانوشته از نظر واشنگتن قرار است جاده صاف‌کن یک توافق جامع‌تر و طولانی‌تر باشد و آغاز یک فرآیند است و آمریکایی‌ها منتظرند فضا بهتر شود.


قهرمانپور در پاسخ به این سوال که در این فضا چه باید کرد و چه توصیه‌ای می‌توان به سیاستگذاران داد،  گفت: بین دیپلماسی و سیاست خارجی هسته‌ای یک تفاوت ریز وجود دارد که باید به آن دقت کنیم. مساله هسته‌ای اصلی‌ترین تهدید امنیت بین‌الملل است و اصلا قابل مقایسه با منازعات مرزی و سرزمینی هم نیست. بعد از جنگ جهانی دوم حدود ۳۰ کشور به دنبال فعالیت‌های هسته‌ای رفته‌اند؛ اما تقریبا می‌توان گفت ۸۰‌درصد آنها یا خود از این مسیر منصرف شده‌اند،  مانند سوئد و آفریقای جنوبی یا آمریکا در آنها خرابکاری هسته‌ای کرده مثل سوئیس،  آلمان و تایوان،  یا اسرائیل در آنها خرابکاری کرده مثل مصر،  سوریه و عراق. تنها در این بین چهار کشور هسته‌ای شده‌اند که سه تای آنها خارج از ان‌پی‌تی بوده‌اند یعنی هند و پاکستان و اسرائیل و کره شمالی نیز تنها کشوری است که هسته‌ای شده ولی در عین حال منزوی شده است.

وی ادامه داد: یعنی وقتی صحبت از این می‌شود که دیپلماسی باید پشتوانه داشته باشد باید نیم‌نگاهی داشته باشیم به آن چیزی که در صحنه عمل پیش آمده است. در دنیا مدلی که شبیه مدل برنامه هسته‌ای ایران باشد و با تفاهم حل و فصل شده باشد،  فقط مدل برزیل و آرژانتین است که آن هم تنها بر اساس مدل همکاری دوجانبه بین خودشان محقق شد. بنابراین صحنه بسیار پیچیده است و مساله هسته‌ای یک مساله عادی سیاست خارجی نیست که تهدیدی معمولی از آن منظور شود. چون تهدید مستقیم علیه امنیت بین‌الملل است،  برای قدرت‌های بزرگ بسیار مهم است. حتی چین و روسیه هم تمایل ندارند تعداد اعضای کلوب هسته‌ای زیاد شود. تنها کشوری که به صورت رسمی در آستانه هسته‌ای شدن است و چند مدل غنی‌سازی دارد و مورد تایید آژانس است، ژاپن است. رحمن قهرمانپور با بیان اینکه چه باید کرد،  اظهار کرد: سوال واقعا دشواری است،  به هر حال نمی‌توان گفت راه‌حل ساده‌ای وجود دارد. اینکه برآورد آمریکا و ایران چیست و چه ابزارهایی برای رسیدن به توافق موقت دارند یک مساله است و واقعیت چیزی دیگر. مساله سیاست همیشه مساله هزینه-فایده است.

طبیعتا دو طرف نمی‌خواهند کاری کنند که وضعیت از کنترل خارج شود. این سخت بودن شرایط خود را در وضعیت کنونی نشان داده است. یعنی کسانی که سال‌ها مخالف مذاکره و توافق بودند اکنون در حال مذاکره هستند. این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه باید دید این واقع‌بین شدن افراد چه هزینه‌ای داشته و اگر قرار است تجربه جدیدی را به دیگران تجویز کنیم که سفت بایست،  نترس و توافق نکن، چه پیامدهایی خواهد داشت،  ادامه داد: همه ما این مسائل را به خوبی می‌دانیم که طرف مقابل زورگو است،  این را چینی‌ها نیز می‌دانند و از دهه ۱۹۸۰ که سیاست درهای باز را شروع کردند متوجه این واقعیت بودند.

ولی چرا چینی‌ها موفق شدند این آمریکای زورگو را وادار کنند امتیاز بدهد، چرا ما نشدیم و دیگران نیز نشدند. ما باید این را به بحث بگذاریم. وقتی در داخل مشکلات وجود دارد و اجماعی وجود ندارد،  در این شرایط دست سیاستمدار نیز بسته است و هر سیاستمداری چه دیروزی چه امروزی و چه یکی دیگر تنها به پشتوانه نیروی سیاست داخلی است که  قادر است در صحنه سیاست جهانی مذاکره کند. وقتی در سیاست خارجی صدای واحدی وجود ندارد،  ناظر خارجی نیز به خوبی این مساله را می‌فهمد. بنابراین باید این شرایط ساختاری و داخلی را سر و سامان داد.

 



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط