پنج‌شنبه 01 اسفند 1404 - 18:45

کد خبر 99242

سه‌شنبه 30 خرداد 1402 - 19:10:00


چرا استراتژی احیای برجام ناکام ماند؟


دنیای اقتصاد/متن پیش رو در «دنیای اقتصاد» منتشر شده و انتشارش در «آخرین خبر» به معنای تایید آن نیست

هادی خسروشاهین، پژوهشگر مسائل بین‌الملل در پلن سوم این نشست و در پاسخ به این پرسش که استراتژی دولت بایدن در قبال ایران چیست و چرا تاکنون به موفقیتی نرسیده است، گفت: در حوزه استراتژی دولت بایدن باید به یک مقوله مهم توجه کرد و آن هم به فلسفه برنامه جامع اقدام مشترک بازمی‌گردد. بر این اساس باید گفت که برجام ذیل مقوله‌ای تحت عنوان حل معمای ایران در ایالات متحده آمریکا مطرح است. به عبارت دیگر حل مساله هسته‌ای از نگاه آمریکایی‌ها اولین مرحله در فرآیند حل معمای ایران است.این معما در واقع اجزای متعددی را تشکیل می‌دهد که شامل برنامه هسته‌ای، نقش منطقه‌ای و برنامه موشکی است. با در نظر گرفتن این مقدمات دولت اوباما در سال 2015 توافق با ایران را به امضا رساند که خودش ذیل یک استراتژی چند توافقی یا حل تدریجی و گام به گام معمای ایران تعریف می‌شد. یعنی قرار بود معمای ایران از حوزه‌ای که پیچیدگی کمتری داشت، آغاز شود تا بعد وارد مراحل سخت‌تر شود.

یعنی این دولت امیدوار بود که با امضای این توافق، در آینده توافقات دیگری حاصل شود. وی یادآور شد: در آن مقطع زمانی خود اوباما و صریح‌تر از آن فیلیپ هاموند وزیر خارجه وقت بریتانیا سخنانی را مطرح می‌کنند که بر این مساله تصریح دارند. اوباما می‌گوید که محتمل است تاثیرات جانبی این توافق باعث شود که در آینده کل معمای ایران حل شود. همچنین هاموند تصریح می‌کند که این توافق صرفا برای مهار برنامه هسته‌ای ایران نبود بلکه به‌طور بالقوه شرایط را مهیا می‌کرد که روابط ایران و غرب به ثبات و آرامش برسد. با این حال سیاست خارجی دولت اوباما به دلایل متعددی ناکام ماند و دولت ترامپ به دلیل همین ناکامی در مه ‌2018 از برجام خارج شد. البته با این فرض که بتواند از طریق کمپین فشار حداکثری استراتژی تک توافقی را به پیش ببرد. در این چارچوب قرار بود همه موضوعات مرتبط با معمای برجام در قالب یک توافق حل و فصل شود. اما این استراتژی هم با موفقیت روبه‌رو نشد.

وی ادامه داد: قبل از اینکه دولت بایدن روی کار بیاید؛ پژوهش مهمی توسط ایلان گلدنبرگ و همکارانش در مرکز امنیت آمریکای نوین تهیه می‌شود. این گزارش در اوت 2020 به جیک سالیوان مسوول ستاد انتخاباتی بایدن داده می‌شود. بر پایه همین گزارش بایدن در سپتامبر 2020 مصاحبه‌ای با سی‌ان‌ان انجام می‌دهد که نشانه‌ای از آن است که قرار است بایدن پس از استقرار در کاخ سفید در 20 ژانویه 2021 استراتژی پیشنهادی گلدنبرگ را مورد پیگیری قرار دهد. بر این اساس وقتی به دور چهارم مذاکرات هسته‌ای در دولت روحانی می‌رسیم، آمریکایی‌ها بند همکاری‌های آینده را مطرح می‌کنند. این هم نشانه‌ای دیگر از پیگیری استراتژی گلدنبرگ در این دولت است. البته خود گلدنبرگ نیز در تیم رابرت مالی جای می‌گیرد. حال این سوال مهم مطرح می‌شود که در گزارش تحقیقی و پیشنهادی گلدنبرگ و همکارانش چه چیزی آمده است؟

 ردپای استراتژی محدودسازی تنش
خسروشاهین گفت‌: استراتژی گلدنبرگ با محدودسازی تنش آغاز می‌شود. قرار بود در بازه زمانی زمستان و بهار 2021 محدود‌سازی تنش در قالب معافیت‌های تحریمی در حوزه حقوق بشر دوستانه و رفع ممنوعیت سفر مقامات ایرانی از جمله آقای ظریف به آمریکا انجام شود. در مرحله بعدی هم باید مذاکراتی آغاز می‌شد که طی آن احیای برجام به سکوی پرش برای توافقات بعدی تبدیل شود.گلدنبرگ در این گزارش این تصور را دارد که می‌توان از پاییز 2021 مذاکرات دو مسیره را با ایران آغاز کند.یک مسیر از این مذاکرات به توافق «بیشتر در برابر بیشتر» در حوزه هسته‌ای منتهی می‌شود و در مسیر دیگر شکل‌دهی به مجمع گفت‌وگوهای منطقه‌ای و توافقات متعدد در حوزه‌های منطقه‌ای مورد پیگیری قرار می‌گیرد. بر این اساس دولت بایدن در حوزه معمای ایران به‌دنبال استراتژی تک - چند توافقی است.

  3 ضربه مهم به استراتژی بایدن
این پژوهشگر مسائل بین‌الملل تصریح کرد: استراتژی آمریکایی‌ها در ماه‌های گذشته با ضربات متعددی مواجه می‌شود. اولین ضربه با حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 به این برنامه وارد می‌شود. باید توجه داشته باشیم که برجام 2015 ماحصل دورانی است که میان قدرت‌های بزرگ اجماع، همکاری و هماهنگی وجود دارد اما وقتی جنگ رخ می‌دهد، این همکاری از میان می‌رود و به این ترتیب‌سازوکار 1+5 در عمل از کار می‌افتد. روس‌ها از این به بعد انگیزه‌هایی دارند که این مذاکرات را دائما با تاخیر و تعلیق مواجه می‌کند. دومین ضربه در اوت 2022 وارد می‌شود.

در این مقطع زمانی رسانه‌های غربی از تعمیق همکاری‌های نظامی ایران و روسیه رونمایی می‌کنند. اما سومین ضربه با شروع ناآرامی‌های ایران در سپتامبر 2022 به برنامه بایدن وارد می‌شود.این سه ضربه باعث شد که برنامه جامع اقدام مشترک و احیای آن با هزینه‌های زیادی در واشنگتن مواجه شود. ما اکنون در شرایطی صحبت می‌کنیم که هرگونه قدم برداشتن در راستای احیای برجام می‌تواند به منزله افزایش فشار بر دولت بایدن در کاپیتول هیل (کنگره) تمام شود. کنگره آمریکا در شرایطی که همکاری میان تهران و مسکو ادامه دارد و ناآرامی‌ها نیز هزینه هرگونه معامله را افزایش داده است، قادر به تایید هیچ نوع توافقی نیست.

 پلن‌های جانشین برجام
وای ادامه داد: در این شرایط پلن‌های مختلفی از سوی کارشناسان و تینک تنک‌های آمریکایی مطرح می‌شود. اولین پلنی که در آمریکا مطرح شد، پلن بی بود.این پلن فشارهای سیاسی (اسنپ بک)، اقتصادی (افزایش تحریم‌ها به‌ویژه در حوزه نفتی) و نظامی (حملات سایبری و نظامی متعارف به تاسیسات هسته‌ای ایران) را پوشش می‌داد. اما همزمان پلن دیگری نیزتوسط کارشناسان مطرح شد و عناوین متعددی هم برای آن می‌گذارند: پلن سی، پلن بی‌ دیپلماتیک، توافق جدید. در این چارچوب موضوع مهم دیگری مطرح می‌شود که پلن اول یعنی احیای برجام امروز با هزینه‌های سیاسی مواجه است. اما پلن بی ‌نیز برنامه ایده‌آلی نیست و دربرگیرنده هزینه‌های متعدد است؛ چون اگر یک نبرد سخت یا فشارهای سیاسی و اقتصادی آغاز شود، در مقابل ایران نیز ممکن است غنی‌سازی 90درصدی را آغاز کند، از ان‌پی‌تی خارج شود و با استراتژی تغییر زمین بازی، اعمال تحریم‌های ثانویه سخت‌تر را با هزینه‌های گزاف روبه‌رو کند.حتی یک نبرد سخت می‌تواند به فعال شدن شبکه بازدارندگی منطقه‌ای ایران منجر شود و به همین دلیل هر حرکت نظامی علیه تاسیسات نظامی ایران، خود به خود آمریکا و اسرائیل را با جنگ بزرگ منطقه‌ای مواجه می‌کند. بنابراین ضروری است در این شرایط به‌دنبال گزینه سوم رفت.

 عادی کردن روابط یا همکاری راهبردی؟

خسروشاهین در واکنش به سخنان قهرمان‌پور مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها در قالب حل معمای ایران هیچ‌گاه به‌دنبال روابط راهبردی با ایران نبودند، گفت: مقصود من از حل معمای ایران، برقراری روابط راهبردی میان تهران و واشنگتن نبود. اگر شما همان گزارش 10‌هزار کلمه‌ای ایلان گلدنبرگ و همکارانش را در مرکز امنیت آمریکای نوین ملاحظه کنید؛ مقدمه آن باآسیب‌شناسی برجام آغاز می‌شود. یعنی سعی می‌شود به این سوال پاسخ دهد که چه شد برجام پایدار نماند؟یا چه نقاط ضعفی داشت که باعث شد ترامپ در مه ‌2018 از آن خارج شود؟ گلدنبرگ در پاسخ به این سوال به چند مورد مشخص اشاره می‌کند: اینکه برجام برخلاف انتظار دولت اوباما به توافق بعدی منجر نشد. البته در اواخر سال 1394 و پس از اجرای برجام نیز اوباما طی نامه‌ای به ایران خواستار حل سایر مسائل می‌شود که البته به مقصود مورد نظر هم نمی‌رسد.

در مقاله اخیر خانم سوزان ملونی در شماره مارس و آوریل 2023 فارن‌افرز نیز تاکید می‌شود که شکست برجام فقط شکست همین توافق نیست، بلکه به معنای شکست تلاش‌های چند دهه‌ای غرب و آمریکا برای عادی کردن روابط و همکاری و تعامل (نه روابط راهبردی) با ایران است. اتفاقا خانم ملونی در سال 2015 در قالب پژوهشگر موسسه بروکینگز از طرفداران امضای برنامه جامع اقدام مشترک بود اما در این مقاله با احیای برجام مخالفت می‌کند. بر این پایه باید تاکید کنم مقصود من از حل معمای ایران از نظر آمریکا برقراری روابط راهبردی نیست بلکه ارتقای روابط به سطحی از همکاری و تعامل است؛ آن هم با این هدف که بخشی از دارایی‌ها، تاسیسات، امکانات و تجهیزات آمریکا از منطقه خاورمیانه آزاد و شرایط برای رقابت محوری و کانونی با چین مهیا شود. این در واقع هدف غایی سه دولت آمریکا؛ اوباما، ترامپ و بایدن در قبال ایران بوده است.

 محدودسازی تنش تاریخچه دارد
وی در ادامه درباره مشخصات و ویژگی‌های پلن جدید آمریکایی‌ها در قبال ایران گفت: هدف غایی از پلن سی یا پلن بی‌ دیپلماتیک محدودسازی تنش است و همان‌طور که قبلا اشاره کردم ردپای این محدودسازی تنش نه به ماه اخیر بلکه به همان گزارش گلدنبرگ در اوت 2020 بازمی‌گردد؛ بنابراین ما با پدیده‌ای خلق‌الساعه مواجه نیستیم. اما در همین زمینه می‌توانیم کمی جلوتر بیاییم و به تاریخ 20 نوامبر 2021 (9 روز قبل از آغاز مذاکرات در دولت رئیسی) برسیم. در این تاریخ ریچارد هاس در پروژکت سیندیکیت مقاله‌ای تحت عنوان توافق ضمنی یا کنترل تسلیحات بدون توافق می‌نویسد.

او البته در این مقاله اشاره نمی‌کند که سابقه چنین توافق ضمنی یا نانوشته‌ای چیست ولی به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین موارد در این زمینه در تاریخ روابط بین‌الملل به بحران موشکی کوبا در 1962 باشد.در این بحران شوروی و آمریکا به یک توافق ضمنی می‌رسند که بر اساس آن مسکو موشک‌های هسته‌ای خود را از کوبا و واشنگتن نیز در مقابل موشک‌های هسته‌ای خود را از ترکیه خارج کند. بنابراین در گام دوم ردپای توافق سی به همین مقاله هاس بازمی‌گردد. اما این پلن می‌تواند طیفی از توافقات را دربرگیرد و لزوما شامل توافق کمتر در برابر کمتر نمی‌شود.

وی افزود: با این همه از اوایل مارس 2023 نیز اندیشکده‌های آمریکایی مثل مرکز استیمسون، شورای آتلانتیک، انجمن کنترل سلاح و... بحث توافق موقت را به میان کشیدند. فراموش نکنیم که تصمیم‌گیری در آمریکا از پایین به بالا انجام می‌شود؛ یعنی در ابتدا طرحی در اندیشکده‌ها‌ مطرح می‌شود و سپس سر از کاخ سفید در می‌آورد. بنابراین در همان مقطع زمانی و حتی قبل‌تر مقالاتی نوشتم که ما احتمالا به سمت پلن سی خواهیم رفت. البته واژه پلن سی را اخیرا آقای هنری روم در مقاله‌ای بسیار جامع در فارن‌افرز مورد اشاره قرار داد(این مقاله یکی از مهم‌ترین و معتبرترین مقالاتی است که می‌تواند سیاست جدید آمریکا در قبال ایران را توضیح دهد) اما این واژه را در آذر 1400 و در پژوهشی برای اندیشکده‌ای در تهران و تحت‌تاثیر مقاله هاس به کار بردم که البته انتشار محدودی داشت.

 پرونده ایران به شورای امنیت ملی رفته است؟
پژوهشگر مسائل بین‌الملل در ادامه به موضوع انتقال پرونده ایران به شورای امنیت ملی آمریکا پرداخت و گفت: پس از توفان فکری که در اوایل مارس توسط اندیشکده‌‌‌های آمریکایی انجام می‌شود، همزمان شاهد تحولات مهمی در واشنگتن هستیم. به نظر می‌رسد پرونده ایران از وزارت خارجه آمریکا به شورای امنیت ملی منتقل شده است. در واقع امروز دیگر پرونده ایران در دست رابرت مالی به عنوان نماینده امور ایران در وزارت خارجه نیست و ایشان به یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای صرف تبدیل شده است. مهم‌ترین شاهد در این زمینه به اولین جلسه توجیهی محرمانه دولت بایدن برای سنا در مورد پرونده ایران در ماه مه بازمی‌گردد.

وی افزود: در این جلسه از همه وزارتخانه‌ها و نهادها به جز آقای مالی نماینده‌ای حضور داشت (مالی غایب بزرگ این جلسه بود) و بهانه کاخ سفید برای این عدم‌حضور نیز که در نوع خود شوخی بامزه‌ای هم بود، مرخصی چند روزه وی بود. نشانه دوم هم مذاکرات غیرمستقیم مک گورک و علی باقری در 6 مه ‌در عمان بود؛ قبلا این مذاکرات با حضور مالی و باقری برگزار می‌شد. همه این‌ها نشان می‌دهد که پرونده ایران اکنون در دست مک گورک، هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه و شمال آفریقای شورای امنیت ملی است. این مساله را می‌توان به عنوان نمادی از تغییر فاز در سیاست آمریکا در قبال ایران تلقی کرد.

  توافق موقت طیفی از توافقات را در بر می‌گیرد
خسروشاهین همچنین درباره توافق موقت احتمالی گفت: در این چارچوب جدید طیفی از توافقات قابل بررسی است. یعنی توافق موقت را می‌توان در قالب سه گزینه بررسی کرد: اول چشم در برابر چشم: یعنی اینکه ایران با آژانس همکاری و در ازای آن امتیازاتی دریافت می‌کند. این توافق موقت می‌تواند در قالب یک توافق ضمنی و غیر‌رسمی نیز مورد پیگیری قرار گیرد. توافق دوم فریز در برابر فریز است؛ یعنی اینکه ایران بیشتر از 60‌درصد غنی‌سازی نمی‌کند آمریکا نیز در مقابل از اعمال تحریم‌های بیشترخودداری می‌کند. در این چارچوب نیز می‌تواند امتیازاتی بین طرفین رد و بدل شود. این نسخه از توافق موقت نیز قابلیت این را دارد که به‌صورت ضمنی و غیر‌رسمی مورد پیگیری قرار گیرد. وی ادامه داد: اما نسخه سوم همان توافق کمتر در برابر کمتر است که طی آن ایران 60‌درصد را تعلیق می‌کند؛ ذخایر و سانتریفیوژها در داخل باقی می‌ماند در مقابل آمریکا نیز معافیت‌های تحریمی در نظر می‌گیرد. این توافق می‌تواند در قالب‌های رسمی مورد پیگیری قرار گیرد. بنابراین در قالب پلن سی هر سه نسخه از توافق موقت قابل پیگیری است.

  بازی خراب کنی اسرائیل و محرمانگی‌ها در عالم دیپلماسی
خسروشاهین درباره بازی اسرائیل درخصوص توافق موقت هم تصریح کرد: تقریبا از 28 مه ‌که آمچای استین، خبرنگار اسرائیلی در توییتر خبر توافق موقت را منتشر کرد و سپس از اواخر مه ‌و اوایل ژوئن که سایر رسانه‌های اسرائیلی مانند آکسیوس و هاآرتص وارد گود می‌شوند و سرانجام با خبر سه‌شنبه هفته گذشته که نتانیاهو به‌طور غیررسمی وارد میدان شد و از مینی توافق تهران و واشنگتن خبر داد؛ شاهد بازی اخلال‌گرانه اسرائیل در توافق هستیم. اما چگونه؟ما سه دسته محرمانگی در عالم دیپلماسی داریم: استراتژیک (در اینجا سیاست خارجی شامل محرمانگی می‌شود به جای اینکه مذاکرات جنبه محرمانه بیابد)، عملیاتی‌(یعنی خود مذاکرات جنبه محرمانه دارد و در عالم دیپلماسی این جزو ضروریات است) و رسمی (یعنی مقامات ارشد سیاسی از موضوع محرمانه اطلاع دارند ولی آن را تکذیب می‌کنند). به نظر می‌رسد مذاکرات اخیر تهران و واشنگتن در قالب دوم و به احتمال کمتر در قالب اول مورد پیگیری طرفین بوده است.

دلیل آن هم مشخص است؛ امروز هر نوع تعاملی مثل توافق موقت و حتی تبادل زندانیان با ایران در فضای آمریکا و غرب هزینه‌زاست؛ فراموش نکنیم قبل از ناآرامی‌های ایران سه نفر از دستیاران مالی در اکتبر 2021 کناره‌گیری کردند و این تعداد در دوره ناآرامی‌های ایران نیز افزایش یافت و حتی به دلیل حساسیت‌های موجود فردی چون مالی نیز در حاشیه مذاکرات قرار گرفته است؛ در فضای موجود حتی بحث دانشگاهی و آکادمیک نیز در مورد تعامل با ایران هزینه‌زاست. دوم اینکه طرفین پیش از این تجربه تاثیرگذاری عوامل مخرب را پس از افشای محتوای مذاکرات به خصوص در مورد پیش‌نویس 35صفحه‌ای بورل در اوت 2022 داشتند. پس محرمانگی امری ضروری‌تر از گذشته بود. اما اسرائیل با افشای این اطلاعات که احتمالا عامل درز این اطلاعات نیز با توجه به جو ضد ایرانی حاکم بر واشنگتن از درون دولت بایدن بوده است، در تلاش است هزینه انجام این توافق را با بلند شدن سر و صداهای مخالف در کنگره افزایش دهد و سرانجام چنین توافقی را از مسیر خود منحرف کند.

  زمان به سود کیست؟
خسروشاهین در پاسخ به این پرسش که زمان اکنون به سود کدام توافق است،گفت: آنچه می‌توان با قاطعیت بیان کرد، این است که زمان به سود برجام و همین‌طور توافق گسترده و کلان یا بیشتر در برابر بیشتر نیست و این می‌تواند تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ادامه پیدا کند. البته از پیش هم مشخص بود؛ وقتی در 20 مه گروه 7 در بیانیه خلع سلاح تعهد خود را به اجرای تمام و کمال برجام فروکاست و تاکید کرد که دیگر برجام تنها منبع راهنما برای راهکارهای دیپلماتیک است، دیگر برنامه جامع اقدام مشترک روی میز قدرت‌های بزرگ یا آمریکا و شرکایش نیست. به همین دلیل هم پلن سی در این شرایط مطرح می‌شود که هدف آن محدودسازی تنش است.

 پلن بی؛‌ پشتوانه پلن سی
این پژوشگر مسائل بین‌الملل در بخش دیگری از این نشست تاکید کرد: از نگاه آمریکایی‌ها پلن سی بدون بازدارندگی معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهد. بر این اساس می‌توان گفت که دولت بایدن از پلن اول همان احیای برجام عبور کرده است، ولی در راستای بازدارندگی، پلن بی  ‌خود را به پشتوانه پلن سی تبدیل کرده است. بازدارندگی در واقع یکی از کلیدواژه‌های سند دفاع ملی آمریکاست که در اکتبر 2022 منتشر شد. در واقع آمریکایی‌ها فکر می‌کنند بازدارندگی در قالب اهرم‌های سیاسی، اقتصادی و قدرت سخت می‌تواند به پیشبرد پروژه محدودسازی تنش و به انجام رسیدن طیفی از توافقات موقت کمک کند. با این حال باید این نکته را هم در نظر گرفت که طرفین در یک نقطه تعادلی به بازدارندگی می‌رسند. یعنی ایران نیز اهرم‌های بازدارندگی دارد که مانع از عملیاتی شدن پلن بی‌ می‌شود و آن را در قامت یک پشتوانه برای پلن سی فرو می‌کاهد. اهرم‌های بازدارندگی ایران برنامه هسته‌ای، شبکه بازدارندگی و همچنین تعهدات پادمانی و فراپادمانی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

  توافق به کجا می‌انجامد؟
وی درباره چشم‌انداز توافق هم گفت: تصور من این است که توافق موقت با هدف محدودسازی تنش بسیار جدی است. البته در این پروسه نیز قرار نیست اتفاقات عجیب و غریبی بیفتد. یعنی در این قالب باید منتظر آزادسازی اموال بلوکه شدن ایران بدون لغو تحریم‌ها بود و چشم بستن بر صادرات نفت ایران نیز تداوم می‌یابد. این اتفاق پس از پیروزی بایدن و برای اعتماد‌سازی تاکنون بدون مجوزهای رسمی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا ادامه داشته است. پرهیز از افزایش تنش و تصاعد بحران و تلاش برای غلبه بر فضای بی‌اعتمادی اولویت کنونی دولت بایدن تا نوامبر 2024 خواهد بود.اما باید به نکته دیگری نیز توجه کرد اگر توافق موقت در قالب رسمی یعنی کمتر در برابر کمتر یا ضمنی و غیر‌رسمی یعنی چشم در برابر چشم و فریز در برابر فریز عملیاتی شود؛ طرفین دیگر روی یک طناب باریک حرکت خواهند کرد و حفظ تعادل در این مسیر پیچیدگی‌های مختص به خود را دارد.

این روند می‌تواند با خرابکاری از سوی اسرائیل کاملا برهم بخورد. خسروشاهین ادامه داد: نکته دیگر اینکه به جز بند غروب 18 اکتبر 2023 در مورد محدودیت‌های موشکی ایران، در سال 2025 و در اکتبر آن سال غروب اسنپ بک هم فرا می‌رسد و این امتیازی است که هیچ دولتی در آمریکا از آن صرف‌نظر نخواهد کرد. این امتیاز را آمریکایی‌ها با شگردهای دیپلماتیک از روسیه و چین گرفته‌اند چرا که منجر به دور زدن حق وتوی آنها در بازگشت قطعنامه‌های ذیل فصل هفتم منشور ملل علیه ایران می‌شود. بر این اساس پس از انتخابات آمریکا شاهد فشارهای دیپلماتیک از سوی کاخ سفید برای توافق بیشتر در برابر بیشتر یا برجام به‌روز شده خواهیم بود و برای پرهیز از یک تنش پر شدت قبل از اکتبر 2025 شاید طرفین بپذیرند به این سمت حرکت کنند.

  توافق موقت چه سودی برای تهران دارد؟
وی در مورد فواید توافق محدودسازی تنش نیز تاکید کرد: توافق رسمی یا غیر‌رسمی موقت باعث می‌شود که ایران به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد یا حداقل ظرفیت کنونی خود را حفظ کند.این توافق همچنین می‌تواند به بهبود موقعیت ژئوپلیتیک ایران به‌ویژه پس از عادی‌سازی روابط میان تهران و ریاض کمک کند. این توافق به‌طور بالقوه باعث می‌شود که ایران هسته‌ای به‌طور دوفکتو مورد پذیرش قرار گیرد. در عین حال ایران در ذیل این توافق زیرساخت‌های هسته‌ای خود را هم حفظ خواهد کرد. این توافق با قانون جامع راهبردی در مجلس نیز چندان مغایرتی ندارد. بند اول این قانون غنی‌سازی 20درصدی را الزامی می‌کند اما غنی‌سازی بالاتر از آن را برعهده دولت گذاشته است که بنا به شرایط درباره آن تصمیم‌گیری کند.

  آمریکا به سمت موازنه از راه دور می‌رود؟
خسروشاهین در پایان سخنان خود به چگونگی حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه پرداخت و گفت: ما دو سند مهم داریم که در اکتبر 2022 در آمریکا منتشر شد؛ اول سند امنیت ملی است که توسط کاخ سفید تهیه شد و دوم سند دفاع ملی که توسط پنتاگون تدوین می‌شود. در سند دفاع ملی به ترتیب نام چین 101 بار، روسیه 89بار و ایران 33بار تکرار می‌شود و همین مساله نشان‌دهنده جایگاه ایران در سیاست خارجی آمریکاست. این سند در عین حال بر مفهوم بازدارندگی یکپارچه تاکید می‌کند.

در سند امنیت ملی آمریکا نیز یک چارچوب جدید کاری منطقه‌ای پیشنهاد می‌شود که دارای 5بند است؛در بند دوم تاکید می‌شود که آمریکا از امنیت کشتیرانی در آبراه‌های بین‌المللی در منطقه به‌ویژه در تنگه هرمز و باب المندب حراست می‌کند. در بند چهارم نیز بر استفاده از الگوها و اهرم‌های بازدارندگی برای تامین همگرایی منطقه‌ای تاکید می‌شود. بر این پایه باید تاکید کنیم که آمریکایی‌ها الگوی جدیدی را برای بحث حضور نظامی در منطقه ما طرح‌ریزی کرده‌اند. این الگو متناسب با عدم‌حضور یا موازنه از راه دور، ریموت کنترل یا Offshore balancing  نیست.

چرا که برای چنین گزینه‌ای معمولا حدود 5هزار نیرو درنظر گرفته می‌شود؛حضور محدود هم شامل نمی‌شود چرا که این حضور هم تناسبی با بند دوم و چهارم سند امنیت ملی ندارد و در عین حال چنین حضوری حدود 10 تا 20‌هزار نیرو را دربر می‌گیرد و البته با حضور قوی هم نسبتی ندارد؛ در چنین حضوری آمریکا نیاز به استقرار 40 تا 50‌هزار نیرو در منطقه دارد. به نظر می‌رسد دولت بایدن بین حضور محدود و قوی سنتزی ایجاد کرده است که می‌توان آن را حضور محدود اما قوی نام‌گذاری کرد. در این مدل بین 20 تا 30‌هزار نیرو در منطقه می‌مانند.در این مدل سازمان‌های نظامی آمریکا یعنی سنتکام نیز به‌صورت چند‌جانبه یعنی با مشارکت اسرائیل و اعراب مدیریت و در عین حال بحث دفاع دسته‌جمعی ذیل موضوعاتی نظیر سپر دفاع موشکی در نظر گرفته می‌شود.

 



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط