پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 19:54

کد خبر 994931

دوشنبه 12 اسفند 1404 - 08:21:00


حمله زمینی به تل‌آویو؟


فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

سیدمهدی طالبی|  ایران در روز دوم جنگ (یکشنبه 10 اسفند 1404، اول مارس 2026) حملات خود به دشمن را ادامه و گسترش داد. تهران که تنها دو الی سه ساعت پس از آغاز جنگ، تمام پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا در کشور‌های عربی و همچنین سرزمین‌های اشغالی را زیر ضربه برد، درحال تکمیل این مأموریت و رفتن به سراغ پایگاه‌های غیر رسمی و رزور است. 
هدف از این حملات خارج‌کردن پایگاه‌های نظامی آمریکا از چرخه عملیاتی، مسدودکردن امکان ورود تدارکات آمریکایی به منطقه و عمل به وعده جنگ فراگیر است. پس از این اقدامات، نوبت به تمرکز کامل بر رژیم صهیونیستی خواهد رسید. در این گزارش به اقدامات مهم روز گذشته نیرو‌های مسلح ایران پرداخته شده است. 

حمله به شمال فلسطین اشغالی
محور حملات ایران به سرزمین‌های اشغالی، مناطق مرکزی آن به‌ویژه تل‌آویو اصلی‌ترین شهر صهیونیست‌هاست. از عصر دیروز اما محور حملات برای مدتی به سمت شمال سرزمین‌های اشغالی چرخید. به نظر می‌رسد هدف‌گیری شمال، پاسخی به حملات علیه مواضع نظامی ایران در مرز‌های غرب کشور باشد. دیروز در حمله به مرز مهران، 22 مرزبان ایرانی به شهادت رسیدند. این حمله به همراه تمرکز صورت گرفته بر استان‌های مرزی نشان می‌داد که دشمن درحال تضعیف استحکامات دفاعی غرب کشور است تا از این طریق معبری برای نفوذ یا فضایی برای فعالیت گروهک‌های تجزیه‌طلب ایجاد کند. این گروهک‌ها که در اقلیم کردستان عراق مستقرند، در سال 1401 نیز مترصد استفاده از ناآرامی‌های داخلی و حمله به استان‌های مرزی بودند که با حملات پیشدستانه سپاه پاسداران با موشک‌های کروز، پهپاد‌های انتحاری و توپخانه قادر به اجرایی کردن طراحی خود نشدند. 
 اواخر جنگ 12 روزه نیز دشمن قصد داشت با حمله به پایگاه بالگردی کرمانشاه و هدف قرار دادن بالگرد‌های تهاجمی کبرا و همچنین بمباران پادگان‌های مرتبط با لشگر 16 زرهی قزوین، مانند پادگان تیپ زنجان این لشگر، راه را برای تحرکات این گروه‌ها باز کند که در آن نوبت نیز نفوذ تروریست‌ها ناکام ماند. 
دشمن امید دارد با برهم‌زدن اوضاع داخلی ایران، به خیابان کشاندن اغتشاشگران و هسته‌های نفوذی و استفاده از پوشش حملات هوایی از خارج، راه را برای تهاجم به جداره مرزی هموار کند؛ هدف از این حملات کشاندن نبرد به عرصه زمینی و بهره‌برداری مؤثر از پوشش هوایی ائتلاف آمریکایی - رژیم صهیونیستی است. بدون این پیوست زمینی، دشمن قادر به نقدکردن حملات هوایی خود نیست. 
در مقابل این سیاست، ایران به طور متقابل به شمال سرزمین‌های اشغالی حمله کرده تا بتواند به‌وسیله این حملات، مواضع نظامی را تضعیف کرده و با به آشوب کشیدن این منطقه، راه را برای ورود احتمالی و زمینی مقاومت لبنان و یا یورش هسته‌های خفته مقاومت در سوریه به شمال فلسطین اشغالی هموار کند. 
اگر قرار بر حملات مرزی و ورود به محیط سرزمینی باشد، کار مقاومت علیه رژیم صهیونیستی بسیار آسان‌تر است. ایران وسیع در مقابل فلسطین اشغالی کوچک و قوای پرشمار مقاومت لبنان در مقابل قوای نه‌چندان زیاد تجزیه‌طلبان در این معادله قرار دارند. 
ورود زمینی مقاومت لبنان به شمال سرزمین‌های اشغالی تمام ماجرا نیست؛ زیرا پس از این حمله دیگر جبهه‌ها گشوده شده و از این نقاط نیز به‌صورت زمینی به فلسطین اشغالی حمله خواهد شد؛ در سوی دیگر رژیم صهیونیستی که کارش در جنگ‌های جداگانه با مقاومت لبنان و ایران به وخامت کشید در این مقطع باید هم‌زمان به مصاف با هر دو آن‌ها رفته و فشار جبهه‌های دیگر را هم تحمل کند. این فضا برای موجودیتی فاقد عمق استراتژیک کافی که در اصل تمام دارایی‌هایش در 6 هزار کیلومتر مربع تجمیع شده‌اند، مرگبار خواهد بود. 

هدف‌گیری ناو لینکلن
سپاه در اطلاعیه شماره ۷ عملیات وعده صادق ۴ اعلام کرد با 4 موشک بالستیک به‌صورت هدفمند به ناو هواپیمابر آبرهام لینکلن حمله کرده است. یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با الجزیره هرچند وقوع حمله را تأیید اما ادعا کرد که این حمله خساراتی نداشت. 
این ناو که در 400 کیلومتری سواحل جنوبی ایران مستقر شده بود، طی روز‌های منتهی به جنگ، از سواحل جنوب ایران فاصله گرفت؛ اعداد متفاوتی درباره فاصله این ناو با سواحل ایران پس از عقب نشینی مطرح شد که از 700 تا 1000 و 1850 کیلومتر را در بر می‌گرفت. 
به نظر می‌رسد باتوجه‌به ضرورت داشتن امکان عملیات جنگنده‌های ناونشین آمریکایی علیه ایران، این ناو در فاصله بین 700 تا 1000 کیلومتری مستقر بوده و عدد‌های بالاتر از جمله 1850 کیلومتر درست نیستند. دلیل قرار داشتن در این فاصله، محدودیت شعاع عملیاتی جنگنده‌ها در وضعیت حمل سلاح برای حمله به هدف و بازگشت به ناو است. جنگنده‌ها باید برای رفت و برگشت سوخت به اندازه کافی حمل کنند و با حمل مهمات سنگین، طی فواصل به سوخت بیشتری نیاز دارند که از برد نهایی می‌کاهد. محدودیت عملیاتی لینکلن برای فاصله گرفتن به اندازه کافی از سواحل ایران، کار تهران را برای حمله به آن تسهیل کرد. 
به نظر می‌رسد ایران فعلاً در حال اجرای سیاستی در برابر ناو هواپیمابر آمریکاست که پیش‌ازاین یمن در برابر آن‌ها اجرا کرده بود. بر این مبنا، شلیک‌های مداومی به‌وسیله موشک‌های بالستیک تاکتیکی و پهپاد‌ها صورت می‌گیرد تا ناو هواپیمابر و ناو‌های محافظ آن قدرت عملیاتی خود برای تهاجم ازدست‌داده و با فرورفتن در لاک دفاعی، به‌مرور فرسوده شوند. 
اگر ناو لینکلن به همراه ناو‌های محافظ خود، تعداد زیادی از موشک‌های رهگیر خود را از دست بدهد، این به معنای بلادفاع شدن و ضرورت عقب‌نشینی‌اش از میدان جنگ است؛ اتفاقی که در میدان به‌مراتب کوچک‌تر یمن برای دو ناو هواپیمابر آمریکا رخ داد. 

بیت شمش اسرائیل
این شهرک در استان اورشلیم واقع شده است. روز گذشته اصابت موشک‌های ایرانی به این منطقه باعث شد تا رژیم صهیونیستی به کشته‌شدن 8 نفر اعتراف کند. این اعتراف به تلفات درحالی است که تل‌آویو به طور سنتی همواره کشته و زخمی‌های خود را تا حد ممکن کتمان می‌کند. تصاویر منتشر شده جنازه افراد متعددی را نشان می‌دهد که از زیرآوار‌ها بیرون کشیده شده‌اند. حمله موفق به این منطقه که در مرکز فلسطین اشغالی واقع شده، دسترسی و تسلط ایران به آسمان منطقه را نشان می‌دهد. استان اورشلیم، پس از تل‌آویو و حیفا سومین نقطه تجمع صهیونیست‌هاست. 

 ساختار نظامی - امنیتی ایران
از نظر نظامی برای حملات به خارج از کشور و از لحاظ امنیتی برای حفاظت از داخل، ایران تنها از قوای کلاسیک بهره نمی‌برد، بلکه به‌موازات این قوا، تهران دارای نیرو‌های شبه‌نظامی برای نبرد‌های نامتقارن است. 
این نیرو گرچه از نظر تسلیحاتی از قوای کلاسیک ضعیف‌تر به نظر می‌رسد؛ اما می‌تواند در برابر دشمن مقاومت کند؛ چه اینکه حزب‌الله لبنان باوجودآنکه قوای کلاسیکی نداشت، در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی کرد و پس از آن مانع از اجرای خلع سلاح خود توسط بخشی از دولت شد. در نبرد نامتقارن نیز می‌توان ضربات وحشتناک عمقی به دشمن وارد کرد. به لحاظ اطلاعاتی نیز در نبرد نامتقارن، نوع خاصی اما مؤثری از جمع‌آوری اطلاعات وجود دارد. ایران هم اکنون با هر دو قوای خود در میدان حضور یافته است. وجود این دو بال کلاسیک و نامتقارن، غلبه خارجی و داخلی را بر ایران دشوار می‌سازد. 

نکات
1-   هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در حاشیه جنوبی خلیج فارس و وقوع درگیری دریایی به دلیلی برای مسدودشدن تنگه هرمز تبدیل شده است. سپاه پاسداران از روز اول جنگ در بیانیه‌ای به کشتی‌های مختلف هشدار داده که «به دلیل فضای ناامن موجود در اطراف این تنگه به دلیل تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل و پاسخ‌های ایران»، عبور از این تنگه در حال حاضر امن نیست. 
این عملاً به معنای مسدودشدن کامل تنگه هرمز است. روز گذشته یک نفتکش که با تخطی از توصیه‌ها قصد عبور از تنگه را داشت، بر اثر انفجار در آتش سوخت. 
2-   شهر‌های مهم منطقه آسیب دیده‌اند که این در درون خود، زیان به منافع اقتصادی آمریکا را درپی دارد. آن‌ها برای ایجاد امنیت به آمریکا اتکا کردند؛ اما واشنگتن خود به عامل ناامنی آن‌ها تبدیل شده است. 
3-   وعده جنگ فراگیر محقق شد که شاخصه‌اش ایران بود و برای شکل‌گیری آن، تهران می‌بایست به پایگاه‌های آمریکا در تمام منطقه حمله می‌کرد. مرحله بعدی جنگ منطقه‌ای است که شاخص آن تهاجم سراسری محور مقاومت به مواضع دشمن است.
4-   یک نقشه ترامپ به آتش کشیدن منطقه بود تا اگر خواست عقب نشینی کرده و خود سالم بماند. با این حال احساس می‌کرد این به آتش کشیدن حدودی دارد. ایران درحال فراتر رفتن ازآن چیزی است که آمریکا می‌اندیشید. 
5-   شهر‌های موشکی ایران در نیروی هوافضا و نیروی دریایی که بار اصلی را بر دوش می‌کشند، زیرزمینی هستند. به این معنا که نیروی هوافضا داخل شهر‌های گسترده خود دارای ذخایر موشکی، پهپادی و پدافندی است؛ این کمک می‌کند با وجود آسیب‌ها، قوای اصلی تهاجمی کشور سالم باقی بمانند. از سوی دیگر، تأسیسات رو زمینی نیز بسیار گسترده و پراکنده هستند، و هدف‌گیری آن‌ها به راحتی که تصور می‌شود نیست. 
6-  رژیم صهیونیستی با وجود کمک‌های آمریکا، در بمباران‌های غزه و لبنان دچار کمبود مهمات شد و تهاجم به جغرافیای وسیع ایران، مشکلات بیشتری دارد. در ایران عمق جغرافیا، عمق تأسیسات زیرزمینی و وسعت پایگاه‌های روزمینی گسترده است. 
 
 
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط