سه‌شنبه 06 مرداد 1405 - 05:29

کد خبر 995989

سه‌شنبه 13 اسفند 1404 - 11:12:50


سرمقاله فرهیختگان/ آبروی ایران


فرهیختگان/ «آبروی ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم زهرا طیبی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

تاریخ معاصر ایران منهای 47 سال گذشته را که ورق بزنید، سرنوشت زمامدارانش چندان درخشان نبوده است. بعد از مظفرالدین‌شاه که به خاطر بیماری قند در ایران درگذشت هیچ کدام از رهبران ایران، مرگشان در کشور رقم نخورده است و جالب‌تر آنکه در هنگامی که کشور با بحران‌هایی مثل جنگ جهانی و نفوذ اجنبی دست و پنجه نرم می‌کرده است، آن‌ها با مرگ طبیعی در کشوری دور از ایران مرده‌اند، این مرگ‌ها اثبات می‌کرد که ایران در دست چه نااهلانی قرار داشته که قدر و قیمت خاک و مردمش را نمی‌دانستند و حفظ جانشان بر هرچیز دیگر اولویت داشته است. پیش از یک قرن گذشته هم، شاهان زیادی نبودند که در جریان مبارزه با بیگانه و برای حفظ تمامیت ارضی کشور، جانشان را ازدست‌داده باشند. در این میان و در نقطه عطف تاریخ معاصر ایران؛ در انقلاب اسلامی ایران، نام دومین رهبر انقلاب اسلامی به عنوان فرمانده‌ای که در جدال با دشمنانش در دفاع از کشورش و در همین خاک، جانش را از دست داد و به شهادت رسید، ثبت شده است. سیدعلی خامنه‌ای تنها رهبر ایران است که نامش در کنار کوروش هخامنشی و پیروز اول ساسانی به عنوان رهبرانی که به دست قدرت خارجی کشته شدند، ثبت شده است. در این میان کسانی که مدعی‌اند به دنبال زنده کردن غرور آریایی تاریخی در ایرانند، در کشور بیگانه، در فرار و در تبعید مرگ را تجربه کردند.

تاریخ معاصر تا پیش از انقلاب، غرور‌انگیز نبود
مظفرالدین‌شاه آخرین شاه قاجار است که در ایران درگذشت. او در سن 54 سالگی به خاطر بیماری ارثی قند جانش را از دست داد. پس از آن حکومت قاجار و شاهانش در سیکل بی‌کفایتی افتادند و دست بیگانه در حکومت قاجار پررنگ شد. محمدعلی شاه قاجار که در ظاهر دیکتاتوری خودساخته‌ای داشت نهایتاً با فشار قدرت‌های خارجی حکومت را ر‌ها کرد و به خارج از ایران رفت و بعد از آن هم حکومت به دست فرزند خردسالش افتاد. نهایتاً هم در سال 1304 در ایتالیا مرد. 
احمدشاه فرزند خردسال محمدعلی شاه هم چندان پایبند حکومت‌داری نبود و بیشتر اوقات در خارج از کشور در سفر بود. تیرماه سال 1288 به روسیه پناهنده شد، خلع سلطنت شد و در فرانسه هم مرد. همین بی‌تفاوتی و بی‌کفایتی شاهان قاجار بود که شرایط را برای کودتای انگلیسی و روی کار آوردن حکومت دست‌نشانده پهلوی فراهم کرد. به‌رغم نمایش‌ها اما رضاخان به‌محض آنکه شرایط برای سلطنت و ماندن در قدرت سخت شد، به دستور همان قدرت‌های خارجی، سلطنت را ر‌ها کرد و به تبعید رفت و در همان تبعیدگاه در ژوهانسبورگ آفریقا، مرد. فرزند رضاخان که پس از او قدرت را در اختیار گرفت هم سرنوشتی مشابه پدر داشت. او راه کشور‌های خارجی را بسیار بیشتر از کشور ایران، بلد بود. به‌محض سخت‌شدن شرایط، چمدانش را می‌بست، سوار هواپیما می‌شد و از کشور خارج می‌شد. نهایتاً خروج دائمی او از کشور با خواست مردم ایران محقق شد و محمدرضا هم در کشوری غیر از ایران و در اثر سرطان مرد. 
همین شرایط خودباخته شاهان و دست‌درازی بیگانه به کشور، خروشی مردمی به رهبری امام خمینی را رقم زد که برای مقابله با همین وادادگی و جولان بیگانه در کشور به مبارزه با رژیم حاکم پرداخت. انقلاب اسلامی ایران بعد از نزدیک به یک قرن، حکومتی را در ایران روی کار آورد که مقابل تحقیر غرور ملی ایرانی به دست قدرت‌های خارجی ایستاد، بر مبنای استقلال و توانمندی ایرانی پیش رفت و جلوی دست‌درازی بیگانه به کشور را گرفت. امام خمینی چه در دوران مبارزه و چه در دوران رهبری، پای این اصل اساسی ایستاد و حتی در دوران دفاع مقدس ۸ساله و با وجود شرایط سخت داخل کشور، امام و مردم اجازه ندادند، ذره‌ای از خاک کشور به دست دشمن بیفتد. اتفاقی که در تاریخ ایران، کم‌سابقه بوده است. 

زمامداری در قواره ایران 
حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب نیز پس از امام همین مسیر را ادامه داد. انقلاب اسلامی ایران پس از امام خمینی نیز شرایطی به‌مراتب سخت‌تر برای حفظ استقلال ملی تجربه کرد. جدای از تحریم‌های شدید اقتصادی، بار‌ها با فتنه‌های داخلی که با هدایت اتاق فکر‌های دشمن طرح‌ریزی شده بود، مقابله کرد. چندین بار تا آستانه جنگ نظامی پیش رفت، اما اجازه نداد که استقلال و تمامیت ارضی ایران، مورد تعرض و تهدید دشمن قرار بگیرد. این روحیه تنها مختص به شروع جنگ اخیر علیه ایران نبود. پیش‌ازاین در سال‌های اخیر و در هنگامه‌ای که برخی از کارگزاران به خطا منافع خود یا جناحشان را بر دیگر موضوعات اولویت می‌دادند، برای رهبری معظم انقلاب، خطی جز ایران و حفظ آن اولویت نداشت و این روحیه حتی در کوچک‌ترین تصمیمات سیاسی نیز خودش را نشان می‌داد. بالاگرفتن تهدید‌ها علیه ایران اما باعث شد این نگاه رهبری انقلاب نسبت به ایران در چشم مردم و جهان پررنگ شود. پس از شروع تهدیدات دشمنان ایران و اعمال فشار همه‌جانبه برای تسلیم ایران، در دوران ترامپ، رهبر انقلاب، راست‌قامت و استوار در مقابل لفاظی‌های آمریکا و نیروی نیابتی‌اش اسرائیل، ایستاد و نبرد را علیه بیگانه آغاز کرد. ایران با رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ تهدید‌های کشوری را داد که حتی بزرگ‌ترین و مدعی‌ترین قدرت‌های جهان، در مقابل تحقیر‌ها و توهین‌های او سکوت اختیار کرده بودند. رهبر انقلاب اما برای جلوگیری از این تحقیر ملی و بلعیده‌شدن ایران توسط قدرت زورگویی مثل آمریکا مقابل کوچک‌ترین لفاظی‌های او ایستاد و پیش از آنکه جنگ به فاز نظامی برسد، نبرد را آغاز کرد. در آخرین مورد و هنگامی که رئیس‌جمهور آمریکا با حرکت ناو‌های بزرگ آمریکا و با ادعای داشتن بزرگ‌ترین ارتش دنیا، به نمایش قدرت مشغول بود، پاسخ دریافت کرد که بزرگ‌تر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا می‌فرستد. از زمان جنگ 12 روزه تا شروع جنگ تازه علیه ایران، این رهبری معظم انقلاب بود که طرح‌ریزی اتاق فکر‌های دشمن را برای به‌زانودرآوردن ایرانیان نقش‌برآب کرد. پس از آنکه صهیونیست‌ها فرماندهان ایرانی را ترور کردند این آیت‌الله خامنه‌ای بود که اجازه نداد شیرازه نیرو‌های نظامی از هم بپاشد، در هنگامه شروع جنگ نیز ایشان بود که خدعه‌های دشمن را یکی پس از دیگری برای مردم و سیاست‌مداران برملا می‌کرد. همین ایستادن تمام‌قد مقابل پروژه‌های دشمن بود که دشمنان ایران را به سمت ترور رهبری معظم انقلاب برد. رهبر انقلاب در مبارزه‌ای تمام‌عیار با دشمنان ایران به شهادت رسید و تبدیل به تنها رهبری شد که در طول تاریخ معاصر ایران در نبرد با دشمن جانش را فدای ایران کرده است. برخلاف تصور عموم از تاریخ ایران، در طول تاریخ رهبران و شاهان زیادی وجود ندارند که در نبرد با دشمن برای حفظ تمامیت ارضی ایران جانشان را ازدست‌داده باشند، اگرچه ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی‌اش در تندباد حوادث همیشه آماج حمله و دست‌درازی قدرت‌های خارجی بوده است، اما اکثر زمامداران کشور در هنگامه این بحران‌ها، فرار را برقرار ترجیح دادند و ایران را به دست بیگانگان سپردند. همین موقعیت جغرافیایی ایران را نیازمند حضور رهبر و زمامداری می‌کرد که به‌محض سخت‌شدن شرایط، شجاعت مقابله با قدرت متجاوز را داشته باشد. در طول تاریخ چندهزارساله ایران اما تنها سه رهبر بودند که در میدان نبرد جانشان را از دست دادند؛
 1. کوروش هخامنشی در نبرد با ماساژت‌ها در شمال شرق ایران، زخمی می‌شود و جانش را از دست می‌دهد. 
2. پیروز اول ساسانی که به مبارزه با هیتالیان که به مرز‌های شرقی ایران حمله کرده بودند، می‌رود و همانجا جانش را از دست می‌دهد. 
3. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبرمعظم انقلاب که در نبرد با اسرائیل و آمریکا، به شهادت رسید. 
با این‌همه رهبری معظم انقلاب تنها فرمانده در تاریخ معاصر ایران است که به مرگ طبیعی از دنیا نرفته، بلکه شجاعانه، در نزاع با بیگانه و برای حفظ تمامیت ارضی ایران در کشورش جانش را فدا کرده است و برخلاف لفاظی‌های جماعت مدعی دوستدار تاریخ آریایی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای بیش از دیگر رهبران و فرماندهان تاریخ، غرور آریایی و ملی را در ایران زنده کرد و به رخ جهانیان کشاند. 


پربیننده ترین

آخرین اخبار


سایر اخبار مرتبط