پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 19:43

کد خبر 996518

سه‌شنبه 13 اسفند 1404 - 23:18:00


مقام‌های پیشین آمریکایی: ترامپ هیچ طرحی برای پس از حمله به ایران ندارد


آخرین خبر/ متن پیش رو در روزنامه العربی الجدید منتشر شده است. آخرین خبر جهت اطلاع مخاطبان از مطالب منتشر شده در رسانه‌های خارجی آن را ترجمه کرده است و انتشارش به معنای تایید محتوای آن نیست

واشنگتن-محمد بدیوی| در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده با ادعاهایی دروغین درباره در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای از سوی نظام صدام حسین، جهان را برای حمله به عراق بسیج کرد. اکنون، پس از نزدیک به ۲۳ سال، دولت دونالد ترامپ جنگی را علیه ایران آغاز کرده و بار دیگر ادعاهایی مشابه و اثبات‌نشده را تکرار می‌کند. در هر دو جنگ، واشنگتن ــ چنان‌که خود اعلام کرده ــ تغییر نظام را هدف گرفته است؛ با این تفاوت که در بار نخست، با طرح‌هایی تفصیلی برای جنگ و روز پس از آن، و نیز با نیروی زمینی کامل، به خاورمیانه آمد، اما امروز بدون حضور هیچ نیروی آمریکایی بر زمین حمله می‌کند؛ آن هم در حالی که نشانه‌ها متناقض است و رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، از مردم ایران می‌خواهد پس از پایان حملات، خودشان ادامه کار را بر عهده بگیرند و حتی به الگوی ونزوئلا اشاره می‌کند. ترامپ روز یکشنبه به روزنامه نیویورک تایمز گفت که «سه گزینه بسیار خوب» برای رهبری ایران در نظر دارد، اما نامی از آنها نبرد. او افزود: «الان آنها را فاش نمی‌کنم. بگذارید اول کار را تمام کنیم.»

با گذشت سه روز از آغاز جنگ علیه ایران، با وجود کشته شدن شماری از فرماندهان ایرانی و نیز فراخوان‌های مکرر ترامپ از سپاه پاسداران، ارتش و پلیس ایران برای زمین گذاشتن سلاح ــ با این هشدار که در غیر این صورت با مرگ روبه‌رو خواهند شد ــ و نیز با وجود ادعای او مبنی بر اینکه هزاران نفر خواستار دریافت امان شده‌اند، هنوز هیچ نشانه‌ای از شکاف در صفوف داخلی ایران دیده نمی‌شود.

طرح‌های ترامپ برای «فردای» جنگ
روزنامه العربی الجدید دیدگاه‌های چهار مقام ارشد پیشین آمریکایی در وزارتخانه‌های دفاع و خارجه را جویا شده است؛ مقام‌هایی که همگی از نبودِ طرح‌های واقعی آمریکا برای روز پس از حمله به ایران سخن گفته‌اند و هشدار داده‌اند که فقدان یک برنامه انتقالی می‌تواند به هرج‌ومرجی تازه بینجامد؛ هرج‌ومرجی که پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن دامنه‌ای جهانی خواهد داشت.

ویلیام لورنس، دیپلمات پیشین آمریکایی و مدیر مطالعات منطقه‌ای در شورای روابط آمریکایی ـ عربی، در گفت‌وگو با العربی الجدید گفت که ترامپ اهداف متعددی را دنبال می‌کند. او افزود: «ساده‌ترین بیان این است که او یا خواهان تغییر نظام است، یا می‌خواهد رفتار نظام را مطابق مطالبات آمریکا تغییر دهد، آن هم نه از مسیر مذاکره. اینها مطالبه‌اند، نه مذاکره.» به گفته او، اهداف فرعی نیز عبارت‌اند از: «تعطیل کامل برنامه هسته‌ای نظامی، غنی‌سازی و کل صنعت هسته‌ای ایران؛ رفع تهدید موشک‌های بالستیک ایران علیه کشورهای همسایه؛ متوقف کردن فعالیت نیروهای نیابتی ایران در منطقه؛ و توانمندسازی غیرنظامیان ایرانی و مخالفان برای تغییر نظام.» او ادامه داد: «به همین دلیل ترامپ در ویدئویی که منتشر کرد و نزدیک به هشت دقیقه طول کشید، کاملاً روشن از مردم ایران خواست منتظر بمانند تا بمباران پایان یابد و سپس زمام امور را به دست بگیرند. آمریکا و اسرائیل احتمالاً برنامه‌هایی برای تشویق این روند دارند؛ یعنی حمایت از کسانی در داخل ایران که می‌خواهند چنین کاری انجام دهند.»
لورنس همچنین گفت زمان‌بندی حمله بر مبنای این تصور تنظیم شده بود که با «حذف رهبری» می‌توان به تغییر نظام کمک کرد. او در پاسخ به این پرسش که آیا حملات آمریکا بدون حضور نیروی زمینی برای تغییر نظام کافی است یا نه، گفت: «نه، این کار بسیار بسیار دشوار است. نهایت کاری که می‌توانند بکنند این است که تا حدی رهبری عالی را تضعیف کنند و به بهترین نتیجه ممکن امید ببندند، اما به‌طور کلی نمی‌توان تنها از هوا یک نظام را تغییر داد.»

لورنس همچنین، با استناد به آنچه «بحث‌های داخلی در نهادهای حکومتی» خواند، از وجود سردرگمی شدید در داخل دولت ترامپ، جامعه اطلاعاتی و نیروهای ویژه درباره طرح مرحله پس از کشته شدن رهبر ایران، [آیت الله] علی خامنه‌ای، و روز بعد از پایان حملات خبر داد. او گفت: «ترامپ کمتر به این علاقه دارد که چه کسی بر سر کار خواهد آمد و بیشتر به دنبال نتیجه‌ای شبیه آن چیزی است که در ونزوئلا رخ داد؛ یعنی وضعیتی که بتواند از طریق فشار، تهدید و عملیات پنهان، بر کسی که قدرت را در دست می‌گیرد کنترل اعمال کند. بنابراین، از نظر ترجیحات و امکان‌های تحقق اهداف، برنامه‌هایی وجود دارد، اما به نظر نمی‌رسد آنها طرحی ساعت‌به‌ساعت یا روزبه‌روز برای شکل دادن به یک نظام جدید داشته باشند. و حتی اگر چنین طرحی هم وجود داشته باشد، بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.»

او همچنین به «شکاف‌های قابل‌توجه میان اهداف آمریکا و اسرائیل» اشاره کرد و گفت: «واشنگتن می‌خواست عملیات به چهار روز بمباران محدود بماند، در حالی که اسرائیلی‌ها دست‌کم دو هفته حمله می‌خواهند؛ حملاتی که هزاران هدف نظامی را در بر گیرد و ارتش و نیروی دریایی ایران را تا حد امکان از کار بیندازد.» او افزود: «حتی اگر این عملیات برآیند طرح‌های مشترک آمریکا و اسرائیل باشد، اهداف ــ یا دست‌کم اولویت‌ها ــ کاملاً یکسان نیستند. و در روزها و هفته‌های آینده، بر سر تغییر شرایط، اولویت‌ها و وضعیت‌های اضطراری، گفت‌وگوها میان دو طرف ادامه خواهد یافت، زیرا اسرائیلی‌ها عموماً خواهان نتایجی دراماتیک‌تر از آمریکایی‌ها هستند.»

لورنس در ادامه گفت که اگر ترامپ به اندازه کافی احساس کند «پیروز شده»، شانس بقای نظام ایران بیشتر خواهد شد؛ زیرا در آن صورت ممکن است ورق را برگرداند و نیروهایش را بیرون بکشد. او گفت: «ایرانی‌ها می‌توانند مواضع خود را طوری تنظیم کنند که به نظر برسد ترامپ به چیزی که می‌خواست رسیده است. همان‌طور که دانمارکی‌ها در موضوع گرینلند چنین کردند؛ کاری کردند که ترامپ احساس کند برنده شده. حکومت ونزوئلا هم، البته در سطحی کمتر، همین کار را کرد. ترامپ دنبال همین است، و ایرانی‌ها هم راه‌هایی دارند که نسخه‌ای از خواسته او را به او بدهند. مشکل اینجاست که ایرانی‌ها احترام می‌خواهند، اما ترامپ دقیقاً عکس آن را به آنها می‌دهد؛ بنابراین باید راهی برای این سازگاری پیدا کنند، بی‌آنکه ترامپ به آنها احترام بگذارد.» او افزود: «یا تا پای جان خواهند جنگید، یا راهی برای خروج از این درگیری پیدا می‌کنند که ترامپ به اندازه کافی احساس پیروزی کند تا عقب‌نشینی کرده و منازعه را خاتمه دهد. هرچه زودتر گزینه دوم را انتخاب کنند، برای خودشان و برای متحدان عرب آمریکا بهتر است. این البته چیزی نیست که بنیامین نتانیاهو می‌خواهد. بنابراین، نتانیاهو خواهد کوشید تنش میان ایران و آمریکا و نیز میان ایران و کشورهای عربی را شعله‌ور نگه دارد تا درگیری تا حد ممکن طولانی و ملتهب باقی بماند.»

تردید نسبت به موفقیت ترامپ
لورنس کورب، دستیار پیشین وزیر دفاع آمریکا، نیز معتقد است که دولت ترامپ برای «روز بعد» هیچ طرحی ندارد. او در گفت‌وگو با العربی الجدید گفت: «این همان پرسش اصلی است: چه کسی در قدرت خواهد بود؟ آیا برنامه‌ای آمریکایی یا اسرائیلی وجود دارد، یا ترکیبی از هر دو؟ اینها سؤال‌هایی بود که باید پیش از جنگ مطرح می‌شد و به گمان من، مطرح نشد.» او افزود ترامپ از تغییر نظام این را می‌خواهد که «در ایران نظامی متفاوت روی کار بیاید که روابط به‌مراتب بهتری با آمریکا داشته باشد؛ چه دموکراتیک باشد و چه اقتدارگرا، مهم این است که دوست آمریکا و اسرائیل باشد.»

کورب همچنین در این‌باره که آیا ترامپ پس از موفقیت در حذف فرماندهان ایرانی می‌تواند هدف اعلام‌شده خود، یعنی تغییر نظام، را محقق کند یا نه، ابراز تردید کرد و گفت: «باید ببینیم ایران چگونه واکنش نشان می‌دهد. آیا می‌پذیرد یا وارد یک درگیری طولانی می‌شود؟ به‌ویژه آنکه برای دولت ترامپ، حضور نیروی زمینی در میدان بسیار دشوار خواهد بود.» او وضعیت ایران را با عراق مقایسه کرد و گفت: «ایران کشوری بزرگ‌تر است؛ بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و از نظر نظامی بسیار نیرومندتر از عراق در سال ۲۰۰۳ است. آمریکا نیز هیچ نیروی زمینی در آنجا ندارد، و تازه، با اتکا به قدرت هوایی هم سقفی برای آنچه می‌توان به دست آورد وجود دارد. پس از مدتی، کار به نقطه فرسایش و عدم توازن می‌رسد و این یک چالش واقعی خواهد بود. ترامپ نیروی زمینی نمی‌خواهد، چون چنین چیزی به جنگی زمینی، آشفته و پرهزینه برای آمریکا منجر می‌شود.»

در مقابل، مارک کیمیت، تحلیلگر نظامی و معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه، معتقد است هدف واقعی آمریکا، نه تغییر نظام، بلکه همکاری با «دولتی جدید در ایران» برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای، برنامه‌های موشک‌های بالستیک و فعالیت نیروهای نیابتی در منطقه است. او در گفت‌وگو با العربی الجدید گفت: «برنامه مرحله بعد، همکاری با حکومتی همکار است. تغییر نظام بخشی از طرح‌های آمریکا نیست، همان‌طور که تحمیل یک دولت دست‌نشانده یا همسو نیز هدف واشنگتن نیست. با این حال، آمریکا بی‌تردید امیدوار است هر حکومتی که پدیدار می‌شود، قادر به همکاری با آن باشد. و اگر مردم ایران بخواهند حکومت خود را تغییر دهند، این به خودشان مربوط است.»

آمادگی بیشتر ایران
جیسون اچ. کمپبل، تحلیلگر نظامی متخصص در مسائل خاورمیانه، نیز توانایی دولت ترامپ را برای تحقق هدفش، یعنی سرنگونی نظام ایران، بعید دانست. او در گفت‌وگو با العربی الجدید اشاره کرد که ایرانی‌ها این بار، در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن گذشته، آمادگی بسیار بهتری از خود نشان داده‌اند؛ چنان‌که بسیار سریع‌تر از آن زمان، موشک‌هایی به سوی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی در خلیج فارس شلیک کردند. به گفته او، در ژوئن گذشته، پس از حمله آمریکا، واکنش ایران حدود ۱۸ ساعت طول کشیده بود. او افزود: «حملات آمریکا آشکارا با هدف قطع سرِ نظام انجام شد، و این از پیام‌های ترامپ، که از مردم ایران خواست قدرت را در دست بگیرند، کاملاً روشن بود.»

او ادامه داد: «میان قطع سرِ نظام و سرنگونی کامل نظام، فاصله بسیار زیادی وجود دارد. تاریخ به ما می‌آموزد که حملات هوایی به‌تنهایی، به‌ندرت به تغییر موفق نظام‌ها منجر شده‌اند. با این برتری هوایی می‌توان به نظارت و حمله به پایگاه‌ها و اهداف بزرگ نظامی ادامه داد، اما در کشوری به بزرگی ایران با ۹۰ میلیون نفر جمعیت، اگر هدف سرنگونی نظام صرفاً از راه حملات هوایی باشد، به عوامل بسیار بیشتری نیاز دارید که آمریکا در حال حاضر در اختیار ندارد.»

کمپبل، که عضو ارشد مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن است و پیش‌تر در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ در دفتر وزیر دفاع آمریکا فعالیت کرده، همچنین گفت از این موضوع تا حدی شگفت‌زده شده که ایران تنها به حمله به پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکایی در کشورهای خلیج فارس بسنده نکرده، بلکه به‌طور فزاینده برخی مناطق غیرنظامی را نیز هدف قرار داده است. او گفت: «به نظر من، این نشان می‌دهد که ایران امیدوار است از این روش برای فشار بر آمریکا استفاده کند تا حملات خود را متوقف کند.»

او بار دیگر تأکید کرد که حملات آمریکا آشکارا با هدف قطع سرِ نظام انجام شد؛ به‌ویژه از خلال فراخوان صریح ترامپ از مردم ایران برای آنکه منتظر بمانند و سپس رهبری را بر عهده بگیرند. او افزود: «در روزها و هفته‌های آینده خواهیم فهمید جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه تاب‌آوری دارد. [آیت الله] خامنه‌ای در اواخر دهه هشتاد زندگی خود بود... روشن بود که انتقال قدرت در حال رخ دادن است، اما اکنون این انتقال در شرایطی بسیار دشوار انجام می‌شود. کشته شدن او می‌تواند تکان‌دهنده باشد، اما ضرورت یافتن جانشین برای او از مدتی پیش مطرح بوده است.»

زنجیره‌ای از رویدادها که ممکن است از کنترل خارج شود
کمپبل بر این باور نیست که آمریکا بتواند به‌آسانی نظام ایران را تغییر دهد. او همچنین معتقد است واشنگتن هیچ طرحی برای «روز بعد» ندارد و هشدار داد که آمریکا، حتی اگر همچنان بازیگر اصلی باقی بماند، نخواهد توانست مسیر رویدادها را کنترل کند. او گفت: «به‌گمان من، دولت ترامپ زنجیره‌ای از رویدادها را به راه انداخته که از کنترل خارج خواهد شد. شاید همچنان اثرگذارترین بازیگر باقی بماند، اما از کنترل روند امور ناتوان خواهد بود. به نظرم، این همان خطری است که رئیس‌جمهور ترامپ پذیرفته است؛ زیرا حتی اگر هم موفق شود، آنچه پس از آن رخ خواهد داد نامشخص است.»

او ادامه داد: «سناریوهای احتمالی بسیارند و تقریباً همه آنها به دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی اشاره دارند. آیا نظام سقوط خواهد کرد؟ آیا دولت آمریکا برای فردای آن آماده است؟ قطعاً نه. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آنها برنامه‌ای جامع برای آنچه پس از این رخ می‌دهد داشته باشند. ترامپ گفته است که این مسئله را به مردم ایران واگذار می‌کند تا از فرصت استفاده کنند، و روشن است که در صورت فروپاشی نظام، آمریکا تلاش خواهد کرد روند امور را به سمتی خاص سوق دهد، اما در وضعیت فعلی، نفوذ آن برای تعیین آنچه بعداً رخ خواهد داد بسیار محدود خواهد بود.»

کمپبل در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است نظام ایران با دولت ترامپ به توافقی تن دهد، گفت: «پرسش اینجاست که راه‌حل دیپلماتیک چیست؟ و چه نوع توافقی حاضرند بپذیرند، به‌ویژه آنکه دولت آمریکا پیش از حملات، حداکثر مطالبات خود را مطرح کرده بود. اما درباره این سناریو که رهبر جدید و مقام‌های ارشد ایران با توافقی موافقت کنند که بیشتر به سود آمریکا باشد؟ شاید. اما با اطمینان به شما می‌گویم که این توافق به بهای بقای خودِ نظام نخواهد بود. جمهوری اسلامی در جامعه ریشه دارد و رهبری آن هیچ سناریویی را که به پایان موجودیتش بینجامد نخواهد پذیرفت. نسل بعدی رهبری ممکن است برای توافقی بهتر برای آمریکا آماده باشد، اما نه به قیمت خود نظام.»

 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط