پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 19:27

کد خبر 997431

پنج‌شنبه 15 اسفند 1404 - 00:37:28


ترامپ علیه «دکترین پاول»؛ جنگی تازه، بی‌آن‌که راهبردی روشن در کار باشد


آخرین خبر/ متن پیش رو در روزنامه الاخبار منتشر شده و آخرین خبر جهت اطلاع مخاطبان از مطالب منتشر شده در رسانه‌های خارجی آن را ترجمه و منتشر کرده و به معنای تایید محتوای آن نیست

 سلسله عملیات به‌اصطلاح «غافلگیرکننده» آمریکا نشان می‌دهد که رویکرد دونالد ترامپ بیش از پیش بر جنگ‌های سریع استوار شده؛ جنگ‌هایی که با «شانه خالی کردن» از پیامدهای آن برای کشورها و نظام بین‌الملل همراه است. با این حال، انتظار می‌رود این راهبرد در ایران به «شکست» بینجامد و تمرکز واشنگتن را از اولویت‌هایش در خارج از خاورمیانه منحرف کند.

ریم هانی-الاخبار| بر پایه درس‌هایی که از جنگ ویتنام گرفته شد، در خلال جنگ خلیج فارس در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، رویکردی تازه در جنگ‌های آمریکا شکل گرفت که به «دکترین پاول» معروف شد؛ رویکردی که کالین پاول، ژنرال و وزیر خارجه پیشین آمریکا، آن را تدوین کرد. این دکترین بر آن استوار بود که زور باید تنها به‌عنوان «آخرین راه‌حل» و پس از ناکامی همه ابزارهای «غیرخشونت‌آمیز» به کار گرفته شود. حتی زمانی هم که جنگ ضروری می‌شود، باید هدفی «مشخص» داشته باشد، با قاطعیت برای تحقق همان هدف پیش برده شود، از «راهبرد خروجی روشن» برخوردار باشد و از پشتیبانی افکار عمومی نیز بهره‌مند شود. پاول بعدها نوشت که فرماندهان نظامی نمی‌توانند «بی‌سروصدا تسلیم جنگی نیم‌بند شوند که بر پایه دلایلی نسنجیده آغاز شده؛ دلایلی که مردم آمریکا نه می‌توانند آن را بفهمند و نه از آن حمایت کنند.»

هرچند برخی منتقدان با این رویکرد مخالفت می‌کردند و می‌گفتند جنگ بر مبنای اصل «همه‌چیز یا هیچ‌چیز» می‌تواند مانع استفاده از زور برای دستیابی به اهدافی محدود اما «مهم» شود، اما حامیان آن استدلال داشتند که مداخلات پی‌درپی، از جمله اقداماتی که دولت کلینتون در سومالی، هائیتی و یوگسلاوی سابق انجام داد، نمونه‌ای روشن از استفاده نادرست از نیروی نظامی بود؛ مداخلاتی که خطر شکست یا فرو رفتن در «باتلاق» را به همراه داشت.

با این حال، دو جنگ آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳ به آزمون‌های اصلی این رویکرد بدل شدند. در آن زمان، دولت جورج دبلیو بوش کوشید «دکترین پاول» را در هر دو مورد به کار ببندد؛ به این معنا که جنگ فقط بر پایه توجیهاتی «سنجیده» اعلام شود و رئیس‌جمهور نیز سرمایه سیاسی قابل‌توجهی صرف اقناع افکار عمومی آمریکا درباره معقول بودن این تصمیم‌ها کند. اما وقتی امور مطابق «نقشه» پیش نرفت، این بحث شکل گرفت که آیا مشکل از «اجرای نادرست دکترین پاول» بوده یا از «برداشت نادرست از خود این رویکرد».

امروز اما به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، برای پرهیز از پیامدهای «مشابه»، نسخه‌ای «معکوس» از این راهبرد را برگزیده است؛ نسخه‌ای که بر ابهام و غافلگیری تکیه دارد و، به نوشته گزارشی که اخیراً فارن افرز منتشر کرده، زور را «یکی از چند ابزار موجود برای افزایش نفوذ، تشدید غافلگیری و دستیابی به نتیجه» می‌داند.

حامیان این ارزیابی می‌گویند هیچ‌یک از درگیری‌های دوران ریاست‌جمهوری ترامپ با کارزاری برای جلب حمایت افکار عمومی، یا حتی رأی‌گیری در کنگره، همراه نبوده است. افزون بر این، دولت او از تعیین اهداف روشن برای به‌کارگیری زور نیز پرهیز کرده است. هنگامی که ترامپ اعلام کرد جنگ با ایران آغاز شده، مدعی شد هدف، «دفاع از مردم آمریکا از طریق از میان بردن تهدیدهای قریب‌الوقوع ناشی از رژیم ایران» است؛ این در حالی است که بنا بر همان منبع، ایران نه در حال غنی‌سازی اورانیوم است و نه موشک‌هایی در اختیار دارد که بتوانند به خاک آمریکا برسند.

ترامپ همچنین به عملیات نظامی کوتاه و شدید گرایش دارد؛ عملیاتی که فقط از انواع مشخصی از قدرت، به‌ویژه نیروی هوایی و نیروهای ویژه، استفاده می‌کنند و نیروهای زمینی متعارف را کنار می‌گذارند. بنابراین، اگر هزینه تغییر رژیم در ایران، استقرار گسترده نیروهای نظامی باشد، از همان ابتدا روشن بود که آمریکا حاضر به پرداخت چنین هزینه‌ای نیست؛ و این یعنی رئیس‌جمهور آمریکا «در نهایت به چیزی کمتر از آن رضایت خواهد داد». در مجموع، هرچند شیوه ترامپ در شماری از پرونده‌ها نوعی «پیشرفت» به همراه داشته، اما حمله به ایران در حال حاضر پرمخاطره‌ترین مانور او در سیاست خارجی به شمار می‌رود؛ زیرا «تحمیل تغییر رژیم در کشوری بزرگ‌تر و پرجمعیت‌تر از عراق یا افغانستان، از طریق عملیاتی فاقد هرگونه نیروی زمینی یا متحد محلی روشن، و در برابر دستگاه امنیتی جاافتاده، کاری بسیار دشوار خواهد بود». افزون بر این، به نوشته گزارش، «احتمال سناریوهای کابوس‌وار ــ ..تا فروغلتیدن در هرج‌ومرج داخلی ــ بسیار بیشتر از احتمال خوش‌بینانه یک خیزش دموکراتیک است».

گرایش ترامپ به آن‌که نخست بمباران کند و سپس از پیامدهای بعدی آن دست بشوید، متحدانش را نگران کرده است
این برداشت در میان شمار زیادی از ناظران غربی نیز دیده می‌شود؛ ناظرانی که معتقدند تنها «چند ساعت» پس از آغاز حملات نظامی به ایران کافی بود تا آمریکا بار دیگر در موقعیتی آشنا اما نگران‌کننده قرار گیرد. در همین چارچوب، واشنگتن پست در گزارشی نوشت که «لحظات پیروزی» در گذشته همواره با تلاش برای پر کردن خلأ قدرت همراه بوده است؛ تلاشی که از طریق اعزام هزاران نیرو، صرف میلیاردها دلار و کوشش برای حمایت از دموکراسی‌های نوپا صورت می‌گرفت، یا در مورد ونزوئلا، با رها کردن «دولتی بی‌سر» در قدرت. به نوشته این روزنامه، چنین تلاش‌هایی همواره با سرخوردگی‌های گسترده همراه بوده و در نهایت به شکل‌گیری کشورهایی انجامیده که یا همچنان درگیر منازعه‌اند، یا علیه نقش آمریکا شوریده‌اند، یا به‌سختی می‌توان آنها را متحدان نیرومند واشنگتن به شمار آورد.

این گزارش می‌افزاید: «به نظر می‌رسد دونالد ترامپ در قبال ایران رویکردی کاملاً متفاوت در پیش گرفته، زیرا قصد ندارد از نیروهای آمریکایی برای هدایت مسیر این کشور استفاده کند.» گزارش سپس می‌گوید «گرایش او به آن‌که نخست بمباران کند و بعد از هر آنچه در ادامه در ایران رخ می‌دهد دست بشوید، موجب نگرانی متحدان آمریکا شده است». همچنین مقام‌های امنیتی در خاورمیانه و اروپا هشدار داده‌اند که واشنگتن در حال رها کردن مهار منازعه‌ای است که می‌تواند از مرزها فراتر رود، تجارت جهانی را مختل کند و به اقدامات تلافی‌جویانه نامتقارن، از جمله حملات تروریستی، بینجامد؛ آن هم در شرایطی که هیچ تضمینی وجود ندارد که نخبگان فعلی باقی‌مانده در نهایت همچنان قدرت را در دست نگیرند.

واشنگتن پست همچنین به نقل از منابع آگاه نوشته است که پیش از آغاز حملات ایرانی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، چندین سناریو درباره «حکومت پس از [آیت الله] خامنه‌ای» را بررسی کرده و به این جمع‌بندی رسیده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «در بهترین موقعیت برای در اختیار گرفتن قدرت» قرار دارد، در حالی که اپوزیسیون، به دلیل نداشتن رهبری روشن، کمترین بخت را دارد. با وجود اظهارات ترامپ درباره «رهبری آینده»، یک مقام ارشد کاخ سفید به همین روزنامه گفته است که «رئیس‌جمهور خود را متعهد به گفت‌وگوی فوری با شورای حاکم تازه‌اعلام‌شده نمی‌داند و فقط تلویحاً گفته است که در نهایت با آنها گفت‌وگو خواهد کرد»، در حالی که عملیات بمباران فعلاً «بی‌وقفه» ادامه خواهد داشت.

اما مهم‌ترین متغیر برای بسیاری از تحلیلگران نظامی، در حال حاضر، به مخاطرات مربوط به ذخایر مهماتی آمریکا و اسرائیل بازمی‌گردد؛ ذخایری که، بر اساس محاسبات آمریکایی، باید در جبهه‌های مختلف، به‌ویژه در رویارویی با چین، به کار گرفته شوند. در این چارچوب، وال‌استریت ژورنال گزارش داده است که واشنگتن برای نابودی توان موشکی و پهپادی ایران، پیش از آنکه موشک‌های رهگیرش به پایان برسند، شتاب گرفته است. این روزنامه می‌نویسد هرچند اندازه دقیق ذخایر آمریکا محرمانه است، اما درگیری‌های مکرر با ایران و متحدانش در خاورمیانه «موجب فرسایش ذخایر پدافند هوایی آمریکا در منطقه شده است».

کیلی گریگو از «مرکز پژوهشی استیمسون» در این‌باره می‌گوید: «یکی از چالش‌ها این است که این منابع را می‌توان خیلی سریع تمام کرد. ما آنها را با نرخی مصرف می‌کنیم که از سرعت تولیدشان بیشتر است.» این در حالی است که پنتاگون بر حفظ ذخیره کافی از موشک‌های رهگیر سامانه «تاد» تأکید دارد؛ سامانه‌ای که نیروهای آمریکایی در کره جنوبی و گوام نیز برای بازدارندگی در برابر کره شمالی و چین از آن استفاده می‌کنند. افزون بر این، پنتاگون در رقابت با زمان برای بازسازی ذخایر موشک‌های رهگیر «پاتریوت» و «استاندارد میسل» نیز قرار دارد؛ موشک‌هایی که برای مقابله با موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به کار گرفته می‌شوند.

به نوشته همین منبع، کمبود فقط به موشک‌های رهگیر محدود نمی‌شود. آمریکا همچنین در حال مصرف موشک‌های دریایی «تاماهاوک کروز» است که با نام «TLAMs» شناخته می‌شوند و در مقیاسی وسیع علیه «انصارالله» در یمن، در جنگ با ایران و در حملات انجام‌شده در نیجریه به‌کار رفته‌اند. شایان ذکر است که این تسلیحات برای هدف قرار دادن زیرساخت‌ها بسیار مناسب‌اند و انتظار می‌رود در هفته‌های نخست هر درگیری احتمالی با چین، تقاضا برای آنها بالا باشد.

در کنار آمریکا، اسرائیل نیز ظاهراً نگرانی‌های خاص خود را درباره ذخایر تسلیحاتی‌اش دارد. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکایی نوشته است که «تعداد موشک‌های رهگیر پدافند هوایی از نوع آرو-۳ همچنان پایین است و اسرائیل همچنین با کمبود موشک‌های بالستیک هواپرتاب روبه‌روست»؛ همان سلاحی که به گفته گزارش، اسرائیل در تابستان امسال برای نابودی سکوهای پرتاب موشک ایران و سال گذشته برای حمله به فرماندهان حماس در قطر از آن استفاده کرده بود. جاناتان کنریکوس، سخنگوی پیشین ارتش اسرائیل، نیز به این روزنامه گفته است که «تا این لحظه از حجم موشک‌هایی که ایرانی‌ها توانسته‌اند شلیک کنند، ناامید شده است.»


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط