سهشنبه 06 مرداد 1405 - 11:39
انفجار در «میدان نیلوفر» تهران؛ دو برداشت از دو جنگ در سالهای 1366 و 1404
پیام ما/متن پیش رو در پیام ما منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
شیما وزوایی| «فرناز» و «آزاده» در انفجار میدان نیلوفر تهران در خانه بودند، یکی در جنگ ۱۴۰۴ و دیگری در جنگ ۱۳۶۶. هر دو در زمان خود جوان و آگاهاند. آنها از شکسته شدن شیشههای خانه و آن لحظههای بحرانی نجات خود و دیگران میگویند. اما در این دو برداشت، جز متفاوت بودن زمانه برای زن بودن، تفاوتهای دیگری هم هست: یکی، تفاوت فناوریهای استفادهشده در موشکباران تهران و دیگری، تفاوت در دسترسی به اطلاع آزاد و اعتماد به رسانهها که میتواند در پاسخدادن به بحران، حیاتی باشد. گفتوگو با این دو زن بهشکل روایت بازنویسی شده است.
فرناز، تهران، میدان نیلوفر، ۱۴۰۴
من طراح شهری هستم و برای یک شرکت خصوصی کار میکنم. امروز هم از خانه و پشت کامپیوتر پای کار بودم و برای همین نتوانستم زودتر با شما صحبت کنم. دوستانم به من میگویند تو شبیه جوکِ آن پلیسِ کرهشمالی هستی؛ همانی که سرچهاراه ایستاده و هیچ عابری از خیابان رد نمیشود، اما خانمپلیسه به وظیفه خودش عمل میکند و سوتزنان کارش را ادامه میدهد. از یکشنبه، ۱۰ اسفند، که در خیابان ما انفجار رخ داد، هنوز نتوانستیم شیشهها را تعمیر کنیم. پنجرهسازها یا از تهران رفتند و یا کار نمیکنند. برای همین، پنجرهها را که از جا درآمدهاند، با نایلون پوشاندهایم. پشت میز شام نشسته بودیم و اتفاقاً داشتیم درباره ترسیدن و نترسیدن از بمباران صحبت میکردیم که ناگهان صدای انفجار آمد. برقها قطع شدند و در خانه که کنار میز شام بود، از جا درآمد. اولش در تاریکی ندیدم شیشهها خرد شده. اصلاً سوت و صدای هواپیما را نشنیدیم. چند بار آمدم از روی زمین بلند شوم که دوباره چیزی منفجر میشد و موج و غبارش از در داخل خانه میشد. من حتی نمیدانستم چیزی به اسم موشک سهفاز وجود دارد و باید صبر کنم تا انفجارها تمام شود. اگر میدانستم آنقدر برای بلند شدن، که خطرناک هم بود، تلاش نمیکردم. شاید کل ماجرا ۱۰ دقیقه طول کشید. واقعاً چرا اطلاعی از تفاوت این انفجارها و شیوه پناهگیری و… نداشتم؟ احساس میکنم پناه گرفتنم در آن لحظات بحرانی از خاطرات کودکیام و تمرینهای مدرسه میآمد. از همه بیشتر سعی داشتم روی پاهایم بایستم و خودم را به حیوان همراه خانگیام برسانم و نجاتش دهم؛ نه سگ و گربه که یک لاکپشت کوچک داریم.
این را بگویم که همه آن حرفها که سر میز شام زده بودیم، در واقعیت شکل دیگری است. بعد از انفجار هم تجربهام عجیب بود. مسجد محل ما شکلی از قدرت محلی بودن دارد. در دوران کرونا هم آنها کارها را پیش میبردند. اولین نیروهای کمک، لباسشخصیهایی که به نظر من به مسجد نزدیک بودند، رسیدند. درواقع، چندان خبری از نیروهای رسمی مثل پلیس و هلالاحمر نبود. نمیدانستم به چه کسی زنگ بزنم. میشنیدم که آدمهای سیاهپوش در بلندگوهایشان چیزی میگفتند، اما تحتتأثیر انفجار گوشهایم اصلاً نمیشنید. احساس آرامش نمیکردم. خیلی غمناک است. یادم است در محل هم جوانی عکسی گرفت و او را نگه داشتند که «عکس را داری برای کی میفرستی؟»
برای من مسئله این است که کسانی مثل من، احساس دوگانهای داریم. انگار بههرحال میدانستیم این جنگ شکل میگیرد و باز دلمان میخواهد اینجا در شهر یا در این کشتی در حال غرق شدن بمانیم. البته نمیخواهم رمانتیکش کنم. اما بههرحال این انتخاب ما است. اما باید بگویم که من کاملاً احساس عدم اتصال دارم. سالهاست که احساس فاصله میکنم. نه به تلویزیون اعتماد دارم -اصلاً نگاهش نمیکنم- و نه حتی به ماهواره. این روزها وقتی خبرگزاریها را از سر اجبار میخوانم، احساس توریستی بودن دارم. آنقدر به تیترها و بیانهای متنقاض و سوگیرانه میخندیم که شاید وقت نمیکنیم به بخشهای جدی برسیم یا حتی پیدا کنیم که جایی هم کسی از مردم و پناه گرفتن و روشهای در امان بودن چیزی نوشته و آموزشی داده؟ اطلاعرسانی درست و سریعی هست؟ راهنمایی هست که پر از اظهارنظر نباشد؟
آزاده، تهران، میدان نیلوفر، ۱۳۶۶
دلم نمیخواهد به جنگ، نوستالژیک فکر کنم. روایت من خیلی ساده است. یک قصه است مثل قصه همه آدمهای آن روزهای تهران. اصلاً چنین روایتی تعریف کردن دارد؟ من مهندس کامپیوتر بودم، اما در سالهای جنگ که طولانی هم شده بود و دلم میخواست متوقف شود، سه فرزند کوچک داشتم که باید از آنها مراقبت میکردم. بنابراین، کار نمیکردم. یادم است بمباران تهران با موشکباران خیلی تفاوت داشت. زمان بمباران هواپیماها ساعت مشخصی در آسمان تهران پرواز میکردند و بهشکلی غیر هدفمند شهر را بمباران میکردند. تلویزیون به مردم میگفت ساکت باشند و از پنجره دور شوند و حتی سیگار کنار پنجره روشن نکنند. صدای آژیر کاملاً مشخص بود. ما هم همین کار را میکردیم. اما موشکباران متفاوت بود. بچهها را جمع میکردم در هال و باهم میخوابیدیم و بچهها با صدا از خواب پریدند. هیچ نمیتوانستیم برای موشکباران آماده باشیم. اثرات تجربه موشکباران هنوز هم روی روان فرزندانم که بزرگ و بالغ شدهاند، باقی است. شیشهها را چسبهای پهن زده بودیم و الگوهای خاصی داشتیم که به ما آموزش میدادند و همه هم همین کار را میکردیم. امسال هم که میخواستم خانه را امن کنم، از همان الگوها که در ذهنم بود، برای چسب زدن استفاده کردم. اما نمیدانم برای موج انفجار موشکهای این روزها این کار تأثیری هم دارد یا نه؟
فردای انفجار بچهها را برداشتم و رفتیم جای موشک را دیدیم. موج از پایین میآمد و شیشههای زیرزمین ما هم برای همین شکسته بود. یادم است احساس من آن زمان با این روزها خیلی تفاوت داشت. انگار خطها واضحتر بودند، همفکرتر و همنظرتر بودیم؛ هرچند که درباره شرایط سیاسی و عقاید سیاسیمان اصلاً همسو نبودیم. مثلاً یادم است همیشه از نیروهای انتظامی احساس فاصله میکردم، از همان دوران دانشجویی بعد و قبل از انقلاب. اما در سالهای جنگ به نیروهای رسمی اعتماد زیادی داشتم و احساس امنیت میکردم. درواقع، به اطلاعاتی که به ما میرسید، شک نمیکردم. میتوانستیم اطلاعات جنگ را از تبلیغات جنگ جدا کنیم. حتی اگر فقط برنامههای تلویزیونی بودند. جالب است امروز اینهمه رسانه وجود دارد و اینهمه اطلاعات و سویههای مختلف، اما قدرت جدا کردن اطلاعات و تبلیغات را از هم ندارم. کسی هست که به ما راست بگوید؟
پربیننده ترین
-
عکس مسی درآمد؛ آخرین توپ طلا با آرایشگر ویژه!
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
چراغ قوه همه کاره ( پاور بانک، شیشه شکن و ... )
-
هشدار آبفای کشور به مردم؛ هیچ ماموری فعلا برای قرائت کنتور آب مراجعه نمیکند
-
آخرین وضعیت راهها در چهارمین روز از سال جدید؛ محور چالوس از شنبه دوباره بسته میشود
-
جارو شارژی !! دیگه نگران نظافت ماشین نباشید
-
زنده؛ بیرانوند در یک قدمی استقلال
-
"دنا پلاس اتومات" بخریم یا "تارا اتومات؟"/ مقایسه اختصاصی "آخرینخودرو" از دو خودروی پرطرفدار
-
فشار آبرو چند برابر کن ....
-
فرمانده کل قوا: ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد همانگونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد
-
چالش/ بازیکن داخل تصویر رو حدس بزن (16)
-
5 نشانه ضعیف شدن ریه ها و بهترین روش تقویت آن چیست؟
-
لندکروزر یا ۲۰۶؟ / مقایسه جالب "آخرینخودرو" به بهانه سخنان جنجالی میرسلیم
-
پایان زودهنگام گنبد آهنین؟ اسرائیل مجبور به جیرهبندی موشکها شد
-
سپ، برترین شرکت در خاورمیانه شد
-
گردونه را بچرخانید، بیتکوین دریافت کنید
-
واکنش عراقچی به تجاوز امروز آمریکا به تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان
آخرین اخبار
-
عکس/ تجاوز هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ورزشگاه بعثت
-
فرار دیدنی یک زرافه که توسط دسته شیرها غافلگیر شده بود!
-
بابک خواجه پاشا : کار کردن با اسلحه کار من نیست مگر برای ایران!
-
هوشنگ توکلی: رهبر انقلاب شهادت را برای استقلال وطن برگزید
-
عکس/ اجتماع میلیونی مردم یمن در محکومیت ترور رهبر شهید انقلاب و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران
-
سوگنامه آرمان درویش در سوگ رهبر انقلاب/ برای او که شکوه نهگفتن را معنی کرد
-
عکس/ تشییع پیکر شهدای حملات آمریکایی - صهیونیستی در شیراز
-
بابک خواجهپاشا: در روزهای سخت، ژن ایرانیها فعال میشود؛ همه کنار خاکشان میایستند
-
عکس/ تشییع پیکر شهدای حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی در قم
-
عوامل جنایت جنگی میناب شناسایی شدند؛ انتقام سخت در راه است
-
عکس/ تشییع پیکر شهدای حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی در اصفهان
-
تشییع و خاکسپاری شهید حملات آمریکایی- صهیونی در دشتستان
-
نماهنگ «کجایی؟» با صدای محمد معتمدی
-
عکس/ خسارات ناشی از تجاوز هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تهران
-
صوت/ تند خوانی «جزء شانزدهم قرآن» با صدای استاد معتز آقایی
سایر اخبار مرتبط
نظرات
ثبت نظر
مهمترین اخبار
گزارش صداوسیما از وفور کالاهای اساسی در بازار
پنجشنبه 15 اسفند 1404 - 14:48:56
احتمال تعویق سررسید چکها و اقساط بانکی؛ جزئیات هفته آینده اعلام میشود
پنجشنبه 15 اسفند 1404 - 14:37:43
عیدی 5 میلیون بازنشسته واریز شد؛ علت عدم واریز عیدی برخی بازنشستگان
پنجشنبه 15 اسفند 1404 - 14:22:28
بیش از ۲۳ هزار پرواز جهانی لغو شد
پنجشنبه 15 اسفند 1404 - 14:15:20
مدیرعامل اتحادیه مرغداران: در هیچ نقطه ای از کشور کمبود مرغ نداریم
پنجشنبه 15 اسفند 1404 - 14:13:30