پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 18:46

کد خبر 999765

یک‌شنبه 18 اسفند 1404 - 08:52:00


میرشایمر: منتظر نابودی اعتبار آمریکا باشید


کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

«جان مرشایمر» تحلیلگر برجسته روابط بین‌الملل بر این باور است که جنگ کنونی علیه ایران به اختیار ترامپ نبوده و حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکا بوده است. وی در تحلیلی تاکید می‌کند زمان به نفع ایران است و اعتبار آمریکا در این جنگ نابود خواهد شد.


حمله تجاوزکارانة مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و ترور ناجوانمردانه رهبر معظم انقلاب اسلامی بازتاب‌های بسیار گسترده‌ای در جهان به دنبال داشته است. اعتراضات ضد جنگ در جهان شعله‌ور شده است، بازارهای پولی و مالی در جهان ضررهای تریلیون دلاری متحمل شده‌اند. تنگة هرمز عملاً بسته شده است و جریان انرژی در جهان به صورت کامل مختل شده است. اعتراض‌ها به حماقت ترامپ و نتانیاهو نیز در داخل و خارج آمریکا روز به روز بیشتر می‌شود. دراین میان «جان مرشایمر» نظریه پرداز برجسته روابط بین‌الملل هم در اظهاراتی تاکید کرده است ترامپ غلام حلقه به گوش اسرائیل است و این جنگ حاصل طراحی لابی صهیونیستی علیه ایران است. به گفته وی جنگ با ایران به نفع آمریکا نیست، اعتبار این کشور را نابود می‌کند و در نهایت جهان با یک ایران هسته‌ای رو به رو خواهیم بود.پروفسور «جان مرشایمر»، ن بر این باور است که جنگ کنونی علیه ایران حتی اگر باعث ایجاد خساراتی در ایران شود، در نهایت صدمات و خسارات بسیار سنگین‌تری را در سطوح سیاسی و اقتصادی بر آمریکا و دیگر کشورهای جهان، تحمیل خواهد کرد.


 مرشایمر در تحلیل مفصلی دربارة جنگ آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان می‌گوید: جنگ کنونی علیه ایران حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکاست و اعضای اصلی کابینه ترامپ در واقع وکلای اسرائیل و موظف هستند تا منافع آن را تأمین کنند؛ این جنگ در نهایت اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد و ممکن است ایران را به یک قدرت هسته‌ای مسجل تبدیل کند.


تغییر رژیم غیر ممکن است
به گزارش فارس مرشایمر تأکید می‌کند آشفتگی و تناقض‌گویی مقامات آمریکایی درباره اهداف جنگ، خود علامتِ نداشتن هدف روشن آمریکاست و به همین دلیل ترامپ در عمل به پیاده‌نظام راهبرد اسرائیل تبدیل شده است و تیم مدیریتی او یعنی «کوشنر و ویتکاف»، نه نماینده منافع آمریکا بلکه «وکلای اسرائیل» هستند. از نگاه این متفکر برجسته روابط بین‌الملل، مشکل اساسی این جنگ آن است که اهدافی که آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کنند اساساً بدون تغییر نظام سیاسی در ایران قابل تحقق نیستند، در حالی که خودِ این هدف نیز غیرممکن است. وی توضیح می‌دهد که نابودی موشک‌های بالستیک ایران، از بین بردن توان غنی‌سازی هسته‌ای و قطع کامل ارتباط ایران با بازیگران منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حماس و انصارالله، اهدافی هستند که تنها در صورتی محقق می‌شوند که ساختار قدرت در ایران تغییر کند. در غیر این صورت حتی اگر حملات هوائی بخشی از زیرساخت‌ها را نابود کند، ایران می‌تواند خیلی زود آن‌ها را بازسازی کند. به همین دلیل مرشایمر استدلال می‌کند که حملات نظامی در سطح راهبردی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند، زیرا ریشه سیاست‌های امنیتی ایران در ساختار سیاسی و محاسبات راهبردی آن کشور است، نه صرفاً در چند تأسیسات یا انبار موشکی.جمع‌بندی او در این بخش آن است که آمریکا و اسرائیل فقط می‌تواند خسارت‌های مادی و جانی وارد کنند، اما نه قادر به حذف پایدار توان نظامی ایران هستند و نه می‌توانند نظام سیاسی مطلوب خود را در این کشور مستقر کنند؛ در نتیجه تحقق اهداف اعلامی این جنگ از نظر راهبردی غیرممکن است.

زمان به نفع ایران است
از منظر مرشایمر، روایت دولت ترامپ درباره توان نظامی آمریکا بیشتر یک «بلوف سیاسی» است تا بازتاب واقعی ظرفیت‌های نظامی. او به اظهارات ترامپ مبنی بر داشتن «سلاح‌های نامحدود برای یک جنگ طولانی» اشاره می‌کند و می‌گوید چنین ادعایی با واقعیت‌های نظامی سازگار نیست. به گفته او حتی فرماندهان نظامی آمریکا پیش از آغاز جنگ هشدار داده بودند که ذخایر مهمات و تسلیحات آمریکا محدود است. به همین دلیل مرشایمر معتقد است ادعای «توان نامحدود» بیشتر بخشی از جنگ روانی و لفاظی سیاسی است.
در نهایت مرشایمر توضیح می‌دهد که چنین جنگی نه تنها در جهت تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل پیش نخواهد رفت بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت. این متفکر برجسته روابط بین‌الملل توضیج می‌دهد: فشار نظامی و احساس تهدید وجودی انگیزه ایران برای توسعه توان بازدارندگی، از جمله حرکت به سمت گزینه هسته‌ای، را بیشتر می‌کند. بنابراین تنها کاری که ایران باید انجام دهد این است که در برابر ضربات اولیه دوام بیاورد؛ در این صورت گذر زمان به نفع تهران عمل خواهد کرد و داشته‌های نظامی آمریکا و اسرائیل به پایان خواهد رسید.در این حالت به عقیده مرشایمر دونالد ترامپ در وضعیتی گرفتار می‌شود که خروج آبرومندانه از آن بسیار دشوار است. اگر جنگ طولانی شود و ایران همچنان به حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه ادامه دهد، واشنگتن با یک دوراهی دشوار روبه‌رو خواهد شد: یا باید عقب‌نشینی کند و عملاً شکست را بپذیرد، یا برای تغییر موازنه به سمت تشدید جنگ حرکت کند که قطعا برای آمریکا غیرممکن و فاجعه‌بار خواهد بود.

ضربات چند بعدی جنگ به آمریکا
از نگاه مرشایمر، چنین جنگی در نهایت به آمریکا در چند سطح آسیب خواهد زد. نخست، از نظر نظامی و صنعتی، مصرف گسترده مهمات و تجهیزات می‌تواند ذخایر راهبردی آمریکا را کاهش دهد و توان این کشور برای رقابت با قدرت‌هایی مانند چین یا ادامه حمایت از اوکراین را تضعیف کند. دوم، از نظر اقتصادی، گسترش جنگ می‌تواند به اختلال در بازار انرژی، آسیب به زیرساخت‌های نفتی منطقه خلیج‌فارس و حتی بسته شدن مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود که پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی و در نهایت برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت.سوم، از نظر سیاسی و راهبردی، چنین جنگی اعتبار آمریکا را تضعیف کرده و نشان می‌دهد که واشنگتن وارد درگیری‌ای شده که نه اهداف روشنی دارد و نه راهبردی برای پایان آن. در نتیجه مرشایمر جمع‌بندی می‌کند که حتی اگر آمریکا در کوتاه‌مدت ضرباتی چند وارد کند، در بلندمدت این ایران است که با حفظ بقا و فرسایش قدرت طرف مقابل، برنده واقعی این میدان خواهد بود، در حالی که آمریکا با هزینه‌های سنگین و بیدون هیچ دستاوردی از این بحران خارج خواهد شد.

 
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط