پنج‌شنبه 29 مرداد 1405 - 18:47

کد خبر 999924

یک‌شنبه 18 اسفند 1404 - 11:03:34


سرمقاله آرمان امروز/ جنگ در آینه انتقادی مقامات پیشین کشورها


آرمان امروز/ «جنگ در آینه انتقادی مقامات پیشین کشورها» عنوان یادداشت روز در روزنامه آرمان امروز به قلم علی میرزامحمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

دولت ترامپ، با نادیده گرفتن هشدارهای مکرر کارشناسان و مقامات پیشین، دو جبهه نظامی گسترده را علیه ایران در سال ۱۴۰۴ گشود: «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ اسفند» (مشهور به جنگ رمضان). این درگیری‌ها که برخلاف تحلیل‌های مبتنی بر تجربه، بر پایه لفاظی‌های سیاسی و نادیده گرفتن توانمندی‌های راهبردی ایران آغاز شدند، اکنون به یک بحران مستمر تبدیل شده‌اند. هدف این یادداشت، واکاوی این تناقض است.
ما این تحلیل‌ها را در سه محور اصلی بررسی خواهیم کرد: قدرت واقعی ایران، هزینه‌های غیرقابل محاسبه جنگ، و ماهیت سیاست‌زده تصمیم‌گیری‌ها.

قدرت واقعی ایران در نگاه پیشینیان
بخش قابل توجهی از استدلال‌های پشتوانه جنگ‌های جاری، بر کم‌اهمیت جلوه دادن توانمندی‌های ایران استوار است. با این حال، اظهارات مقامات پیشین، از جمله تحلیلگران نظامی و مقامات سابق اطلاعاتی، این روایت را به چالش می‌کشند.
نفی ادعاهای هسته‌ای و توان موشکی: مقامات پیشین به خوبی می‌دانند که ادعاهای دولت ترامپ در مورد برنامه هسته‌ای ایران فاقد اعتبار است. این مقامات، برخلاف سیاستمداران امروز، بر این نکته تأکید داشتند که تهدید واقعی، در لفاظی‌های سیاسی نیست، بلکه در برآورد صحیح از ظرفیت‌های بازدارنده ایران است.
تحلیل شکست مداخله نظامی: کارشناسانی چون اسکات ریتر، با استناد به تجربیات جنگ‌های گذشته در خاورمیانه، پیش‌بینی کرده اند هرگونه مداخله نظامی علیه ایران به دلیل پیچیدگی‌های جغرافیایی و استراتژیک، به یک “فاجعه” ختم خواهد شد. وقوع جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان، این پیش‌بینی‌های مبتنی بر تجربه را به واقعیت تبدیل کرده است، جایی که هزینه‌های نظامی و سیاسی بر محاسبات اولیه سنگینی می‌کند.

تردید درباره ضرورت و هزینه جنگ
مقامات پیشین، نه تنها بر توانمندی ایران، بلکه بر هزینه گزاف انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ برای همه طرف‌ها تأکید دارند. این دیدگاه با رویکرد جنگ‌افروزانه فعلی در تضاد است.
پیش‌بینی هزینه فاجعه‌بار: ژنرال وستلی کلارک به صراحت هشدار می دهد که ورود به یک جنگ تمام‌عیار با ایران، نتیجه‌ای جز یک «فاجعه» نخواهد داشت. برایان مک‌گینس، گروهبان سابق نیروی دریایی آمریکا، نیز با حضور در صحن کنگره خطاب به نمایندگان فریاد می زند: «ما نمی‌خواهیم به‌خاطر اسرائیل وارد جنگ با ایران شویم.». این تحلیل‌ها که در زمان مطرح شدن، با بی‌اعتنایی مواجه شدند، اکنون با ادامه یافتن جنگ، به منبعی برای توجیه منتقدین داخلی تبدیل شده‌اند که می‌پرسند چرا هشدارهای نظامی های بازنشسته نادیده گرفته شد.
تحلیل انگیزه‌های داخلی اسرائیل: تحلیل مقامات پیشین عربی مانند ترکی الفیصل که معتقد است نتانیاهو بیش از آنکه به فکر امنیت باشد، به دنبال اهداف سیاسی داخلی برای بقای خود است، بر این نکته تأکید دارد که جنگ کنونی ممکن است کمتر ریشه در ضرورت‌های استراتژیک منطقه‌ای و بیشتر ریشه در منافع شخصی سیاسی داشته باشد. این دیدگاه، مشروعیت جنگ را از منظر بین‌المللی به شدت تضعیف می‌کند.

تحلیل تفاوت روایت‌ها
تفاوت اصلی میان تحلیل مقامات پیشین و تصمیم‌گیرندگان فعلی در «بلوغ استراتژیک» و «فاصله از هیجان و فشار سیاسی لحظه ای» نهفته است.
بلوغ استراتژیک: مقامات و تحلیلگران سابق، به واسطه سال‌ها کار در سطوح تصمیم‌گیری، از جزئیات شکست‌های پیشین، هزینه‌های غیرقابل محاسبه جنگ‌ها و ماهیت واقعی توانمندی‌های طرف مقابل (ایران) آگاهی عمیق‌تری دارند. در مقابل، مقامات فعلی گاه تحت تأثیر فشارهای لابی‌ها، ایدئولوژی‌ها یا نیازهای سیاسی کوتاه‌مدت قرار می‌گیرند. اظهارات مقامات پیشین عربی (مانند حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی نخست‌وزیر پیشین قطر)، که درباره لزوم اجتناب از درگیری مستقیم اعراب با ایران سخن می‌گفتند، نشان‌دهنده درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های خاورمیانه است. آن‌ها می‌دانند که هر درگیری مستقیم، ریسک بی‌ثباتی منطقه‌ای را افزایش می‌دهد، در حالی که سیاست فعلی این ریسک‌ها را نادیده انگاشته است.
فاصله از فشار سیاسی لحظه‌ای: با خروج از ساختارهای رسمی، مقامات سابق آزادی بیشتری برای بیان حقایق تلخ دارند. برای مثال، رابرت مالی نماینده پیشین آمریکا در امور ایران معتقد است «آمریکا حتی برای محافظت از مردم خود هم اقدامی انجام نداد» و کاملا هریس، معاون اول سابق آمریکا هشدار می دهد دونالد ترامپ، آمریکا را وارد جنگی کرده که مردم آن را نمی‌خواهند و کنگره باید به سرعت وارد عمل شود [و جلوی این جنگ را بگیرد].
جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان ۱۴۰۴، صرف‌نظر از توجیهات رسمی، اثبات کرده‌اند که تحلیل‌های مقامات پیشین نظامی و استراتژیک (مانند ریتر و کلارک) نه تنها صرفاً نظری نبود، بلکه پیش‌بینی‌های دقیقی از فاجعه جاری محسوب می‌شدند. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سال جاری، بر اساس درک عمیق از ابعاد استراتژیک و هزینه‌های غیرقابل بازگشت نبوده است.
در نهایت، نگاه به آرشیو اظهارات مقامات پیشین، نه یک تمرین تاریخ‌نگاری، بلکه یک آینه انتقادی است که به دولت‌های فعلی یادآوری می‌کند که تجربه، اغلب بصیرتی است که سیاست‌مداران کوتاه‌مدت از آن بی‌بهره‌اند. ادامه جنگ جاری، مهر تأییدی بر شکست مدل تصمیم‌گیری امروز و صحت تحلیل‌های نادیده‌گرفته شده دیروز است.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط