چهارشنبه 07 مرداد 1405 - 08:14

کد خبر 1003933

جمعه 23 اسفند 1404 - 15:00:49


هوای بارانی، راهپیمایی روز قدس و تجدید پیمان کرمانی‌ها


ایرنا/ امروز، کرمان نه فقط شهری که زیر بارش سنگین آسمان، که میدانی بود برای نمایش اقتدار و ایمان، رعد و برق آسمان، هم‌آوا با فریادهای کوبنده مردم، در هم آمیخت تا در روز جهانی قدس، حماسه‌ای دیگر از مقاومت و ایستادگی را به ثبت برساند. مردمی که شب گذشته تا سحر در مناجات و عبادت بودند، امروز با همان شور و اراده، در صفوفی به هم پیوسته، پیام انزجار از ظلم و حمایت از فلسطین و سرزمینمان ایران را فریاد زدند.

آسمان کرمان امروز شاهد بارشی بی‌وقفه بود، اما این باران الهی نتوانست شور و شوق مردم ولایتمدار این دیار را در حمایت از مردم مظلوم جهان خاموش کند. راهپیمایی روز جهانی قدس امسال، در میان اندوه شهادت و شب زنده‌داری‌های قدر، و در فضایی که عطر معنویت هنوز در هوا پراکنده بود، جلوه‌ای دیگر یافت.

از حوالی ساعت ۹ صبح، خیابان‌های منتهی به مصلی امام علی(ع) کرمان مملو از جمعیتی شد که با عشق و اراده، باران را به جان خریدند تا بار دیگر ندای حق‌طلبی سر دهند. حضور اقشار مختلف مردم، از جوانان پرشور تا پیشکسوتان انقلاب، نشان از عمق پیوند ناگسستنی آنان با آرمان فلسطین داشت. تجربه‌های سال‌ها حضور در راهپیمایی‌ها، جایی برای تردید باقی نگذاشته بود؛ گویی بیست و دوم بهمن ماه در خاطره‌ها تداعی می‌شد؛ روزی که پیمان‌ها تازه می‌شود و عشق به وطن و آرمان‌های دینی، جاری‌تر از همیشه بود.

پرچم‌های «لبیک یا خامنه‌ای» و «مرگ بر آمریکا» در دست‌ها، گواهی بود بر اقتدار ملی و ایستادگی در برابر ظالمان. شعارهایی چون «آمریکا آمریکا مرگ به نیرنگ تو»، «ایران به حکم قرآن ترس از کسی ندارد»، «نه سازش نه تسلیم، نابودی اسرائیل» و «جنگ جنگ تا پیروزی» در فضا طنین‌انداز بود و فریاد نفرت‌ از رژیم صهیونیستی را به گوش جهانیان می‌رساند.

نکته قابل توجه در این میان، مقاومت مثال‌زدنی مردم در برابر شرایط جوی بود. باران، که شاید برای بسیاری موجب دلزدگی می‌شد، در اینجا به نمادی از استقامت و پایداری تبدیل شده بود. گویی قطرات باران، اشک شوقی بود برای دیدن این همه اراده در حمایت از مردم بی‌دفاع فلسطین که امسال در شرایط جنگ تحمیلی رژیم جنایتکار آمریکایی صهیونیستی با تمام وجود درکش می‌کردیم.

تصاویر نمادین ترامپ و نتانیاهو که در میان جمعیت با نفرت سنگ‌باران و لگدمال می‌شد، نشان از خشم فروخورده مردم نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش داشت. این حرکات، نمادی بود از انزجار عمیق از نژادپرستی و ظلمی که بر مردم فلسطین و اکنون سرزمینمان ایران روا داشته می‌شود.

حضور مردمی که تا سحر در مراسم شب قدر بیدار بودند و با وجود خستگی، در این راهپیمایی شرکت کردند، نشان از اولویت‌بخشی به آرمان‌های انقلاب و حمایت از مظلومان داشت. این حضور، تجدید عهدی بود با شهدا و امام شهدا، و پیمانی دوباره با ولایت بود.

در میان شعارهای شورانگیز «ما همه سرباز توایم خامنه‌ای، گوش به فرمان توایم» و «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد، ارتش عالم نتواند که جوابم دهد»، عزم و اراده‌ای راسخ برای دفاع از اسلام و انقلاب موج می‌زد. این راهپیمایی، فراتر از یک گردهمایی سیاسی، جلوه‌ای از ایمان، بصیرت و شجاعت مردمی بود که هیچ هراسی از تهدیدات دشمنان ندارند و همواره آماده دفاع از آرمان‌های خود هستند.

در میان انبوه جمعیت، نگاه‌ها خیره می‌شد به کودکانی که با دستان کوچکشان، پرچم‌های رنگی فلسطین و ایران را به اهتزاز درآورده بودند. مادرانشان، گاه با صبوری، گاه با لبخندی از افتخار، آن‌ها را در آغوش گرفته و در مسیر راهپیمایی هدایت می‌کردند. صورت‌های خیس از باران، اما مصممشان، گویی قصه‌ی آینده‌ای روشن را روایت می‌کرد؛ آینده‌ای که در آن، فلسطین آزاد و کودکانش در امنیت خواهند زیست.

برخی از این کودکان، با پاهای کوچکشان، تلاش می‌کردند تا از موانع عبور کنند و همرنگ با دیگران، شعار «مرگ بر اسرائیل» را سر دهند. این حضور، نشان از ریشه‌دار بودن آرمان فلسطین در نسل‌های آینده داشت؛ آرمان‌هایی که از گهواره تا گور، با این ملت همراه بوده است.

استوانه‌های مقاومت؛ پیران و مادران در خط مقدم
در سوی دیگر، قامت‌های استوار اما خمیده‌ی پیرمردان و پیرزنانی خودنمایی می‌کرد که سال‌ها از عمرشان را در راه انقلاب و دفاع از آرمان‌هایش سپری کرده بودند. آن‌ها که شاید توان راهپیمایی طولانی را نداشتند، اما با حضورشان، کوله‌باری از تجربه و مقاومت را به نمایش می‌گذاشتند. چهره‌های پر از چین و چروکشان، گویی تاریخ مبارزات این ملت را روایت می‌کرد. در میانشان، مادری بود که با عصایی در دست، با چهره‌ای مصمم، شعار «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد…» را زمزمه می‌کرد؛ مادری که فرزندانش را در راه انقلاب فدا کرده بود و امروز، خود در صف اول حامیان مقاومت ایستاده بود. لبخندهایشان، خستگی را از چهره جوانان ربوده و اراده‌شان، انگیزه‌ای مضاعف به جمعیت می‌بخشید. آن‌ها، استوانه‌های بودند که ستون‌های این انقلاب بر پایشان بنا شده است.

فرهنگ همدلی زیر چتر باران
در میان ازدحام جمعیت، صحنه‌هایی از همدلی و کمک متقابل نیز به چشم می‌خورد. افرادی که چترهایشان را به روی دیگران باز می‌کردند، یا به افراد مسن‌تر در عبور از موانع کمک می‌کردند. شاید باران، نمادی از سختی‌ها بود، اما این سختی‌ها، مردم را در کنار هم قرار داده و انسجامشان را بیشتر کرده بود. تبادل نگاه‌های پر از مهر، لبخندهای دوستانه و تعارفات ساده، همه و همه نشان از این داشت که این راهپیمایی، فقط یک رویداد سیاسی نبود، بلکه جشن وحدت و همدلی یک ملت در دفاع از ارزش‌هایشان بود.

خروش خاموش اما پرصلابت
حتی در میان کسانی که به دلیل شرایط جسمانی، توانایی فریاد زدن نداشتند، نگاه‌ها و سکوت‌های پرمعنایشان، گویای عمق همراهی و همدردی‌شان بود. چشمانی که با حسرت به جنایات اسرائیل در ایرانیان می‌نگریستند و در دل، آرزوی رهایی همه آزادگان جهان را داشتند. سکوت آن‌ها، سکوت رضا نبود، بلکه سکوتی از سر اندوه و انزجار بود که در انتظار روزی به سر می‌بردند که این سکوت، به فریادی رهایی‌بخش بدل شود.

راهپیمایی امروز کرمان، قاب کوچکی از عظمت ملتی بود که عشق به خدا، وطن و انسانیت را در رگ‌هایش جاری دارد. حضور کودکان، پیران و مادران، نشان از پیوند عمیق نسلی با آرمان‌های انقلاب و دفاع از مظلوم داشت. این حماسه، زیر باران، معنایی نو یافت و ثابت کرد که ایمان و اراده، قوی‌تر از هر مانع طبیعی و غیرطبیعی است.


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط