پنج‌شنبه 01 اسفند 1404 - 11:00

کد خبر 104975

دوشنبه 05 تیر 1402 - 09:57:05


سرمقاله اعتماد/ عبرت‌های شورش روسیه


اعتماد/ « عبرت‌های شورش روسیه » عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد نوشته جعفر گلابی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

دنیا برای زیستن جای امنی نیست و شاید تعبیر رساتر این باشد که جهان خطرناک‌تر از آن است که به تصور بیاید.برای این معنا هزار حادثه از گذشته‌های دور تا همین دیروز را می‌توان مثال زد. درست است که شورش نیروهای واگنر علیه مسکو ظاهرا تمام شده است ولی چه کسی تصور می‌کرد که روسیه با آن همه اقتدار نظامی و امنیتی در اوج یک جنگ تعیین‌کننده که عاقبتش مشخص نیست ناگهان با یک تمرد غافلگیرکننده روبه‌رو شود؟ روسیه لرزید و جهان نگران خطرهای جنگ داخلی یک کشور هسته‌ای شد.دو سال پیش هواداران دونالد ترامپ به کنگره حمله کردند تا نتیجه انتخابات را برگردانند که در آن 5 نفر کشته و1500 نفر زخمی و 800 نفر بازداشت شدند و بیم یک هرج و مرج گسترده در امریکای ابرقدرت در نظر تحلیلگران بعید نیامد؟ داستان موحش داعش را هیچ کس از یاد نبرده است و هزاران بمبی که این سو و آن سوی جهان منفجر شدند و هنوز هم می‌شوند تنها گوشه‌ای از خطرناکی جهان را نشان می‌دهد.همین سه سال پیش بود که کرونا آمد و جان 7 میلیون انسان را گرفت و نفس بشریت در سینه حبس شد.همین چند ماه گذشته زلزله ترکیه 50 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد.اینها مثال‌های نقد و بزرگ و خطرناک بودن جهانند و اگر بخواهیم ظهور و سقوط خونین هزاران امپراتوری و حکومت در طول تاریخ را شرح دهیم و بیماری‌های مسری و سیل‌ها و توفان‌ها و زلزله‌های مهیب را به آن اضافه کنیم بر هیچ عاقلی پوشیده نمی‌ماند که جان‌ها و حکومت‌ها و ثروت‌ها به مویی بندند و گاهی از غرش شیری و وزیدن بادی و تکان نهنگی و نفوذ پشه‌ای در دماغ بینوایی همه‌ چیز به هم می‌ریزد چنانکه گویی فقط برگی از درخت افتاده است! در چنین جهانی چه باید کرد و چگونه باید زیست؟وقتی می‌بینیم که روزگار قهار ابرقدرتی را به ساعتی در هم می‌کوبد و مقتدری را به چاهی می‌کشاند و میلیاردها نفر را ماه‌ها در خانه‌ها حبس می‌کند آیا راهی جز درنگ و تامل و تفکر برای‌مان باقی می‌ماند؟ فلک چگونه و با چه زبانی و چند میلیارد بار تکرار کند که از عاقبت‌ها هراس کنید و از غرور و خشونت و تفرعن  و تکبر و منیت دست‌ بردارید؟  
اگر روسیه به عنوان بزرگ‌ترین کشور جهان و دومین قدرت هسته‌ای ناگهان کابوس فروپاشی جدید را تا عمق جان خود احساس می‌کند دیگر کشورها باید محاسبه نفس کنند که تا چه حد در معرض خطرند و نکته اینجاست که بسیاری از خطرها صدا ندارند و خبر هم نمی‌کنند.تنها کشورهایی آرامش نسبی دارند و روی کاغذ، خطر نزدیکی متوجه‌شان نیست که از ریشه‌ای‌ترین ارکان آرامش یعنی رضایت مردم برخوردارند.رضایتی که تنها با جاری شدن اراده ملت در همه تصمیم‌ها و خصوصا سیاست‌های کلان حاصل شدنی است.دولتمردان روس سیاستمداران کاهل و جاهلی نیستند و گاهی زیرکی‌شان غربی‌ها را متحیر می‌کند ولی تنها بخشی از سیاست به دانش و خلاقیت و حتی شجاعت تصمیم‌گیران یک کشور بازمی‌گردد.اساس استحکام داخلی منوط به خرد جمعی است، خردی که از طرف مردم قابل تشخیص است. این مردمند که از طریق انتخابات آزاد می‌توانند تعهد و تخصص مدیران کشور را بسنجند والا نادان‌ترین و کوچک‌ترین سیاستمداران هم خود را شایسته رهبری جهان می‌دانند! وقایع روسیه و انواع حوادث چند سال گذشته در داخل و اطراف و اکناف بیش از هر زمان دیگر نشان می‌دهد که ما سخت در خطریم و کشور نیازمند استحکام مردمی و رفع تهدیدها از سرچشمه‌هاست. اگر رضایت و اراده مردم در کشور تعیین‌کننده باشد، اولا اکثر تهدیدها بلاموضوع می‌شوند و دوم اقتدار ناشی از متن ملت انرژی و توان دفع چندین تهدید بزرگ و همزمان را دارد.این یک تحلیل نیست، یک اطلاع روشن است که در زمان جنگ لمس شد و مردم توانستند دشمن خارجی و تروریسم گسترده و کم سابقه در سطح جهان را همزمان دفع کنند. روی کاغذ اوکراین باید طی یکی، دو هفته سقوط می‌کرد ولی دیدیم که چنین نشد، چراکه در محاسبات سیاستمداران روس مردم در جایگاه شایسته خود نیستند.اگر اکثریت روس‌ها خطر گسترش ناتو به شرق را احساس می‌کردند چه بسا داستان عقب راندن ناپلئون و هیتلر از اطراف مسکو تا قلب اروپا دوباره پیش می‌آمد.ولی پیداست که جوش و خروش بایسته‌ای برای دفاع از میهن در میان ملت روس پدید نیامده است و نظامیان هم ظاهرا احساس چنین حمایتی از ملت را ندارند و کسی نشنیده که در اوکراین حماسه‌ای از طرف روس‌ها خلق شده باشد.چگونه ممکن است مردم حامی نظام روسیه باشند و امکان هرج و مرج و فروپاشی ولو در حد تصور در ذهن‌ها بعید ننماید؟!  ایران کشور مقتدری است و امکان ارتقای قدرت خود و تولید امنیت پایدار را هم دارد ولی انتخابات کم رمق و حداقلی تهدیدهای عمیق را افزایش داده است و اگر از جایی که تصورش نمی‌رود چالش ناگهانی پیش بیاید حمایت مردم واقعا یک نیاز حیاتی است. آیا این نیاز حیاتی اکنون فعلیت دارد یا در متن حادثه باید غیبت مردم را احساس کرد؟به گذشت زمان و دفع برخی چالش‌ها دلخوش نباشیم، ما تنها زمانی از خطرات ناگهانی و بزرگ و کوبنده آسوده و ایمن خواهیم بود که رضایت و رفاه مردم حاصل شده باشد.حمایتی که بدون آن هر میزان از استحکام ظاهری آسیب‌پذیرخواهد بود.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط