پنجشنبه 01 اسفند 1404 - 00:22
سرمقاله فرهیختگان/ طرد سیستماتیک، خشم شهری و جنبشهای ریزومی
فرهیختگان/ « طرد سیستماتیک، خشم شهری و جنبشهای ریزومی » عنوان یادداشت روزنامه فرهیختگان به قلم سیدجواد نقوی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
وقایع اعتراضی فرانسه در چه چهارچوبی قابل صورتبندی است؟
با نگاهی به واکنشهایی مختلف به اعتراضات فرانسه چند مساله خیلی واضح است. ظاهرا در مساله فرانسه بیش آن که به چیستی و چرایی آن توجه شود به چه میتوان از آن برداشت کرد ربط پیدا کرده است. حال آنکه مساله فرانسه بیش از آنکه با چند سطح قابل بیان باشد درگیری نهفته در جدل تاریخی پنهان در لایههای مختلف اجتماعی است. قبل از ورود به بحث لازم است یادآوری شود اعتراضات سال گذشته در کشور ما ابعاد وسیعی را برای تحلیل طلب میکرد اما در آن مقطع شاهد آن بودیم تحلیلها بیش از آنکه چندلایه و دقیق باشد مثل وضعیت کنونی تقلیلگرایی ویژهای را شکل داده بود و آن زمان به جهت شرایط ویژه توان پردازش برخی موارد وجود نداشت اما با فاصله گرفتن از آن مقطع و با روبهرو شدن با اعتراضات فرانسه مجددا شاهد آن هستیم که علیالظاهر بحثها بیش از آنکه واقعی باشد حاصل نوعی علاقه شخصی یا درگیری تفسیرهای خاص سیاسی است. به همین خاطر قصد داریم درباره ابعاد اعتراضات فرانسه و حجم بالای خشونت آن از جنبه حکمرانی بحثی را شکل دهیم.
حکمرانی تکبعدی در فرانسه
بحث از حکمرانی متاخر بهشدت وسیع و پیچیده است. حکمرانیها به جهت تغییرات وسیعی که وجود دارد باید مدام در حال تصمیمگیریهایی خاصی باشند و توان تصمیمات در ساحتهای سیاسی واجتماعی و فرهنگی را به دقت بررسی کنند؛ چراکه این تصمیمات در کوتاهمدت و بلندمدت تاثیراتی مهمی در ساحت حکمرانی دارد به همین جهت بررسی ابعاد اعتراضاتی مثل فرانسه در سطوح مختلفی قابل بحث است. برای ورود به بحث فرانسه لازم است بدانیم چرا فرانسه در سالهای اخیر دچار چنین اعتراضاتی میشود. فرانسه به لحاظ حکمرانی در تفکر اداره دولت خود از جذب مهاجران بهعنوان یکی از امتیازها برای افزایش بهرهوری در اقتصاد ملی حساب میکند و به این جهت یکی از کشورهای بهنسبت مهاجرپذیر است و در ساحت حکمرانی تاکید خاصی بر جذب مهاجر دارد تا بتواند کسریهای خود در اشکال مختلف را برطرف کند اما مساله از این همین سیاست و تدابیری که در مقابل آن ایجاد شده شروع میشود. یعنی درمقابل هجوم مهاجرها چه باید کرد؟ آیا اقتصاد ملی با پذیرش صرفا مهاجران برطرف میشود یا نوع رفتار و سیاستورزی که برای مهاجران در نظر گرفته میشود هم دارای اهمیت است. برای مثال شرح یک واقعه تا حدودی میتواند کمک کند مساله تکبعدی بودن در فرانسه شفافتر شود. در نوامبر سال 2015 حملاتی در چند نقطه پاریس شکل گرفت و منجر به کشته و مصدوم شدن افرادی شد. از لحظه اول این حادثه عمدهتحلیلهایی صورت گرفت و تاکید داشتند این حادثه کار مسلمانان افراطی و مهاجر است. حتی رسانههای مختلف در فرانسه و سایر نقاط جهان این حادثه را به تفکر افراطی در اسلام که بیرون از مرزهای فرانسه شکل گرفته است ربط میدانند اما اکنون مشخص شده همه عاملان حملات نوامبر سال 2015 در فرانسه متولد شده بودند. درواقع تمام آنچه بهعنوان برساخت از این حادثه نشان داده شد غلط بود و در حقیقت همه عاملان این حادثه شهروند تربیتشده سیستم فکری فرانسه بودهاند که به علت طرد و تحقیر مداوم دست به چنین رفتاری زدهاند. هرچند هر اقدام تروریستیای با هر دین یا ایدئولوژیای غلط و منسوخ است اما حمیت تکگزاره نشانگر فاصلهای است که حکمرانی فرانسه درقبال سیستم مهاجرپذیری شکل داده است. از طرفی ادعا مبنیبر اینکه با رفتن به فرانسه مهاجران زندگی خوبی را خواهند داشت در سایه تحقیر مداوم آنها علیالخصوص اگر از طرف مسلمانان باشند ظاهرا امری بدیهی است. به تعریفی ظاهرا دولت فرانسه درهای خود را رو به مسلمانان جهان باز کرده است اما از طرفی آنها را به رسمیت نمیشناسد. مسلمانان فرانسوی که اکثریت قریب به اتفاق آنها از پیشینه آفریقایی (کشورهای عربی آفریقایشمالی و همچنین آفریقای زیر صحرای آفریقا) هستند، با تبعیض گستردهای روبهرو هستند. بهطور مثال نرخ بیکاری این مسلمانان سهبرابر بیشتر از میانگین ملی درآمد سالانه 30 درصد بهطور طبیعی کمتر است. درحالیکه آخرین آمارها نشان میدهد جمعیت مسلمانان در فرانسه افزایشی بوده است، هرچند گزارشهای مختلفی از میزان دقیق مسلمانان در فرانسه قابل سنجش نیست اما حدود 10 تا 18 درصد از جمعیت این کشور را همیشه شامل شده است که درصد کمی به حساب نمیآید و نمیتوان از منظر حکمرانی آنها را اقلیت در نظر گرفت و حتما نیازمند به رسمیت شناخته شدن آنهاست. آنچه تا اینجای متن مشخص شده نگارنده تلاش کرده است نشان دهد مسلمانان توسط حکومت فرانسه به رسمیت شناخته نمیشوند و همیشه مورد تحقیر و طرد بودند تا آنجایی که مشابه حادثه فعلی که برای جوان 17 ساله اتفاق افتاده در سال 2009 هم در حومه پاریس برای دو نوجوان رقم خورده و اعتراضات گستردهای را به همراه داشته است. اما باز هم باعث آن نشده است که حکمرانی در فرانسه در رفتار خود با مسلمان تجدیدنظر کند. جالبتر آنکه این نگاه تحقیرآمیز نهتنها در تفکر حکمرانی فرانسه بلکه در جامعه فرهنگی و ادبی فرانسه هم همیشه موجهایی علیه مسلمانان وجود داشته است. موجهایی که تند و بهشدت رادیکالی بودهاند. باز هم برای تقریر ذهن مثالی را بیان میکنم. میشل ولبک، نویسنده فرانسوی در سال 2015 رمانی به نام «تسلیم» را منتشر میکند که از رمانهای پرفروش فرانسه است. داستان رمان به این شرح است: «در بهار ۲۰۲۲ در کشور «مهد آزادی»، دو نیروی بزرگ در برابر هم قرار گرفتهاند: گروه راست افراطی «جبهه ملی» و بنیادگرایان «اخوانالمسلمین». احزاب بزرگ برای گریز از خطر راستگرایان، باعث پیروزی اسلامگرایان در انتخابات ریاستجمهوری میشوند. به محض اینکه محمد بن آبس، رهبر اخوانالمسلمین فرانسه میشود، نظام سکولار را لغو کرده و شریعت و احکام اسلامی را در کشور جاری میسازد. همانطور که مشخص است ولبک بهعنوان یکی از اهالی پرطرفدار در جامعه فرهنگی فرانسه مسلمانان را خطری برای تهدید آزادی و اصل سکولاریسم قلمداد میکند و درحال هشدار است که اگر آنها به رسمیت شناخته شوند آینده فرانسه را به سمت خاصی هدایت میکنند. یک چنین رمانی که حاصل نوعی تخیل درباره آینده کشور فرانسه است نشاندهنده اتمسفری است که علیه مسلمانان نه بهعنوان یک شهروند بلکه بهعنوان یک خطر برای نابود کردن کشور و آرمانهای آن یاد میشود حتما برگرفته از سالها تحقیر و عدم پذیرش است چراکه ولبک این رمان را در زبانی استعاری و تلنگرگونه نوشته و قصد دارد نشان دهد آینده فرانسه سکولار در گرو عدم رسمیت دادن به مسلمانان و سیاست طرد است. اتفاقی که با امثال این رمان شکل میگیرد و شاهد فرهنگی هستیم که نشان از یک گسل وسیعی در فرانسه است؛ گسلی که نهتنها حاکمیت قصد ندارد مسلمانان را در سیاست ادغام بپذیرد بلکه بخشی از بدنه جامعه هم آینده کشوری که ادعای آرمانهای وسیعی دارند را در حضور مسلمانان ناممکن میدانند و این نگاه همان تفکر تکبعدی حکمرانی در فرانسه است.
طرد سیستماتیک
آنچه مشخص است در جامعه فرانسه مسلمانان به لحاظ معرفتی و اجتماعی با طرد اجتماعی روبهرو هستند که ماحصل این طرد اجتماعی بیارتباط با خشونتهای اخیر نیست. برای نمونه کافی است تفاوت مدل محل استقرار مهاجران در دو شهر پاریس و برلین را مقایسه کنیم. حاشیه رانده شدن و احساس تعلق در نسل دومهای ترک و آفریقای شمالی در برلین و پاریس بهعلاوه بررسی تاثیر جغرافیای شهر بر روابط اقلیتهای قومی با محیط شهری. با وجود اینکه فرانسه و آلمان رویکردهای متفاوتی در حوزه شهروندی در پیش گرفتهاند اما تجربههای حاشیهنشینی و طرد نسل دوم در این دو شهر تقریبا مشابه است. در هر دو جامعه، اقلیتهای قومی و مذهبی نسل دوم آفریقای شمالی یا ترک از جریان اصلی جامعه حذف شدهاند. درواقع جغرافیای برلین و پاریس بر احساس تعلق قومی به جوامعی که در آن زندگی میکنند و نحوه درک آنها از تجربههای نژادپرستی و طرد شدن تاثیر میگذارد. اینکه چه کسی به شهر تعلق دارد و چه کسی ندارد توسط گفتمانها و ساختارهای دولتی میانجیگری میشود و گفتمانهای یکپارچهسازی ملی در سطح محلی منعکس میشود. برای نسل دوم، مخصوصا آنهایی که بهدلیل پیشینههای قومی یا مذهبی خود در معرض تبعیض و طرد بودهاند، سطح محلی (شهر) برای هویتیابی و احساس تعلق، از سطوح ملی مهمتر است.
با اینکه پاریس و برلین هر دو از نظر مهاجرپذیری تنوع بالایی دارند اما جغرافیای شهریشان بهوضوح متفاوت است؛ در برلین، محلههای سنتی مهاجران در مرکز شهرند، درحالیکه در پاریس مهاجران بیشتر در حلقههای بیرونی و حومهشهرها و مناطق 18, 19 و 20 زندگی میکنند. درک وضعیت اسفبار اقلیتهای قومی در فرانسه مستلزم درک ایدئولوژی جمهوریخواه فرانسه است که «نژاد و قومیت» را بهرسمیت نمیشناسد. علیرغم سابقه طولانی مهاجرت در فرانسه، این مساله همچنان بهعنوان مشکلی اجتماعی مطرح میشود و با وجود تعلق قانونی آنها به فرانسه، معمولا «خارجی» تلقی میشوند و «فرانسوی نبودن» آنها توسط دیگران به چالش کشیده میشود و حتی شواهد نشان میدهد که بسیاری از جوامع در حاشیه پاریس تحقیر شدهاند.این وضعیت همان طرد معنی میشود که بهنوعی از مهمترین عوامل بروز خشونت در فرانسه و پاریس است. برای آنکه بیشتر بحث طردشدگی را توضیح دهیم، ابتدا باید با ساحت نظری آن آشنا شویم.
مصطفی دیکچ، مولف کتاب «خشم شهری و شورش طردشدگان» تعریف دقیقی از این مفهوم دارد. به باور او طردشدگی وضعیتی است که در آن گروههای اجتماعی بهصورت سیستماتیک از حقوق، مزایا و فرصتهای برابر با دیگر افراد جامعه محروم میشوند و این محرومیت از حقوق برابر هماره مستظهر به ایدئولوژیهای سیاسی مختلف است که بهمثابه نظام مشروعیتبخشی است و این امر طرد را موجه میسازد. تعریف دیکچ بهخوبی نشانگر وضعیت خاص فرانسه است، بهتعبیری حکمرانی این کشور بهطور سیستماتیک مسلمانان و مهاجران را نسبت به امر ملی یا حکومت فرانسه در حاشیه قرار میدهد و این وضعیت نسبت به سکونت جغرافیایی آنها در حومه پاریس و شهرهای دیگر فرانسه بهوضوح روشن است. البته لازم به توضیح است که علاوه بر مسلمانان، قومیتها و نژادهای دیگری هم در حومه کلانشهرهای فرانسه جزئی از طردشدگان هستند اما بحث درباره مسلمان بهنوعی چون درگیری معرفتی هم در پس خود دارد، کمی بیشتر نمایان است.
طرد اجتماعی و خشم
اما در پس این طردشدگی و از لحظه شروع آن تا لحظه انفجار و خشم که تبدیل به اعتراضات رادیکال میشود، چه اتفاقی رقم زده میشود؟ وقتی فرانسه و سایر نقاط دنیا با چنین وضعیتی روبهرو میشوند، برای توضیح آن باید به بحثهای گئورگ زیمل و والتر بنیامین در حوزه شهر و شهرنشینی دقت کرد. زیمل اعتقاد دارد شهرهای مدرن بهدلیل خاصیتی که ذات آنهاست و نوعی تکرار را در خود جای داده برای انسان شهری دلزدگی را ایجاد میکند که خروجی آن ملال شهری است؛ ملال شهری از عوامل بیگانگی شهروند از شهر است، زیرا شهروند مداوم با تکرار و تکرار روبهرو میشود و این وضعیت او را در موقعیتی قرار میدهد که بین خواستههایش و موقعیت رقمخورده فاصله است و او مجبور میشود تن به این شرایط سخت بدهد. در ادامه این بحث والتر بنیامین معتقد است تخیل کمک میکند انسان شهری از وضعیت ملالآور فاصله بگیرد، یعنی شهروند با استفاده از تخیل به موقعیت بکر و تجربه نو دسترسی مییابد اما اگر بعد از مدتی نتواند این موقعیت بکر را عینی کند، دچار شرایط سختتری میشود و شهروند با یک تجربه تلخ این بار دچار دلزدگی وسیعیتر خواهد شد که این دلزدگی، تجربه شخصی سخت و بدی را بههمراه خواهد داشت. این تجربه به این جهت که باعث نابودی تخیل فردی و رقم زدن تجربه دشواری بوده به خشم علیه وضعیت تبدیل میشود. این خشم همان نقطهای است که شهروند طردشده بارها در آن موقعیت قرار گرفته و هربار بیشتر تحقیر شده است. شهروند طردشده نابرابری و توزیع نامناسب را کاملا لمس و بهطور وسیعی تلاش کرده است که بتواند خود را از این وضعیت نجات دهد اما هیچ گاه نتوانسته با تلاش خود مسیری جدید را پیدا کند. به همین خاطر در شرایط تحقیرشدگی و سرخوردگی مداوم دست به اعتراض میزند که شاید فتح بابی برای رهایی باشد اما باز هم اتمسفر حکمرانی در فرانسه و ایضا اتمسفر معرفتی علیه اوست. اینجاست که خشونت پدیدار میشود و این خشونت حاصل طردشدگی مداوم است.
آزادیبیان و خشم شهری
نکتهای که درباره فرانسه به آن کمتر توجه شده است و مورد خاص تلقی میشود، بحث آزادیبیان و صداهای مخالف است. هرچند حکمرانی فرانسه علیالظاهر در بحث رسانهای سانسور وسیعی ندارد و به طریقی صداهای مختلفی را پوشش میدهد ولی شاهدیم که هیچ گاه مانع از وجود اعتراضات شهری نشده و هرگز بستری برای تغییرات حکمرانی نبوده است. بهنظر میرسد این کشور در این حوزه هم دچار نوعی تقلیلگرایی بوده و صرفا آزادیبیان را در سطح کلاسیک فهمیده است که باید صدای معترض را پوشش دهد ولی در ساحت اجرایی هیچ تغییراتی حاصل نمیشود. آنچه در این تقلیلگرایی وجود دارد ظاهرا با پارادایم جامعه شبکهای به معنایی که کاستلز مطرح کرده، آشنا نبوده و رسانه و قدرت را صرفا در سطح پوشش خبری و آنچه نوعی برساخت خبری است، متوجه شده. حال آنکه در سطح جهان فعلی کنشگران دیگر نیازمند حضور یا پذیرش در سطح رسانههای کلاسیک یا رسانههای خبری ثابت نیستند و توانایی دارند قصه و داستان خود را روایت کند و پوشش آنچه را مطلوب است در سطح زیست روزمره خود داشته باشند. بهواقع جامعه شبکهای جدید از رسالت و رسانههای گذشته تمرکززدایی کرده و نشان داده برای ظهور اشکال جدید از ارتباطات نیازمند پیوندهای خاص گذشته در حوزه جمعی نیست و هر کاربر میتواند نقش یک کارشناس یا تحلیلگر خبری را ایفا و حتی از زمان و مکان اعتبارزدایی کند و هر آنچه دوست دارد نشر دهد. این تغییرات گسترده در حوزه ارتباطی آن بحث آزادیبیان و معنای صدای مخالف بوده که از کار انداخته است؛ چراکه دیگر مورد پذیرش جمعی نیست و از طرفی نتوانسته خود را از سیاست طرد بهسمت سیاست ادغام سوق دهد و بیشتر نقش مخدر را بازی کرده، پس طبیعی است که اگر رقیب این بستر کلاسیک در هر گونهای بتواند خود را جایگزین کند، موفقتر است اما بهمراتب از شکل سنتیاش رادیکالتر خواهد بود، زیرا محدوده آن وسیعتر و نفی هژمونی سلطه آن بیشتر است. بهنظر میرسد سیاستهای نابرابری شهری -که درقبال مسلمانان و دیگر نژادها و قومیتها و ادیان در فرانسه وجود دارد- باعث شکلگیری خشم و اعتراضات گسترده شده است و نوعی تقلیلدهی آزادیبیان به پوشش صرف و مدام تاکید بر شکل خاصی از پوشش که تاثیری در واقعیت سیستماتیک حکمرانی فرانسه نداشته و عدم توجه به جامعه شبکهای جدید باعث شده شبکهای از خشم علیه حکمرانی در فرانسه فعال شود که دیگر توان تحمل موقعیت خود را ندارد و بیشتر قصد دارد با رفتارهای رادیکال فضا را از وضعیت فعلی نجات دهد.
فرانسه واقعی یا فرانسهای که دوست دارند؟
اما آنچه در داخل کشور و از طریق بسیاری شبهروشنفکران و روزنامههای دستراستی اقتصادی درحال مطرح شدن است، با واقعیتی که در فرانسه در جریان است، فاصله زیادی دارد و این کشور را نه در موقعیت جهانی، بلکه بهمثابه موردی متمایز تفسیر میکند.
اعتراضات خشن شهری فرانسه یک اعتراض به بیعدالتی صرف نیست
جملهای که یکی از معترضان در حومه شهر لیون در فرانسه در مقابل سرکوب جوانان به دست پلیس گفت، اینچنین است: «جنگ الجزایر هنوز تمام نشده است.» این جمله نشان میدهد مساله در فرانسه فقط نابرابری یا طردهایی که در حوزه علوم اجتماعی به آنها تحت عنوان اصطلاح توجه میشود نیست. این بحران هرچند در قالب شهری و درقالب سیاستورزی غلط حکمرانی در طول سه دهه گذشته بهسرعت رشد کرده است، اما یک بحران معرفتی است که گویی قصد دارد انتقام چند سال استعمار شدن الجزایر بهدست فرانسه را جبران کند و این درحالی است که این جملات از نسل سوم مهاجران زده میشود که بسیاری از آنها در فرانسه بهدنیا آمدند و طبق قانون، شهروند فرانسوی حساب میشوند. این نگاه نشان از بحران وسیع معرفتی در سطح حکمرانی فرانسه میدهد که بهنظر نمیرسد صرفا بتوان به عدمتوجه به بحث برابری آن را صورتبندی کرد. بلکه بهنوعی جنگی در لایههای نامرئی جامعه فرانسه، که گسل وسیعی است، در جریان میباشد که فرانسه در دام آن بهجهت مهاجرت گستردهای که رقم زده گرفتار شده و قطعا فروکاست آن به نابرابری و عدالت درست نیست؛ هرچند این دو مولفه عصر بسیاری دارد اما گویی جنگ اصلی نوعی جنگ هویتی است که خود را چند ماه یا چند سالی نمایان میکند.
هویت محلی و جریان جهانی
بهنظر میرسد فرانسه هرچند در 50 سال اخیر تلاش کرده در جریان جهانی نقش پویایی بازی کند و حتی سیاست جذب مهاجر را هم در راستای قدرتمندتر شدن در امر جهانی دیده است، اما درحقیقت نتوانسته مهاجران علیالخصوص مسلمانان را با مولفههای خاص خود به جریان جهانی متصل کند؛ چراکه عمده مهاجران دارای هویت و فرهنگ خاصی بودهاند و پذیرش تمام و کمال مولفههای حکمرانی فرانسه برای آنها بهجهت انسانی و معرفتی قابل قبول نبوده است. همچنین فرانسه هم بهجهت سیاستهای اقتصادی دستراستی یا بازارآزادیاش، کمتر روی بحثهای هویتی و محلی تامل کرده است و حال آنکه قطار پرسرعت امر جهانی فرانسه دیگر مسافران مطیع ندارد و آنها دیگر حاضر نیستند هویتهای محلی خود را فدای شکلی از توسعه خاص اقتصادی کنند.
قدرت و محرومان
نسخههای کلاسیک استعماری و استعمارنو بهراحتی شهروندان کشورهایی که هزاران کیلومتر دورتر از فرانسه بودند را باورپذیر میکرد که هیچراهی برای عبور از محرومیت نیست بهجز پیوستن به شبکه قدرت جهانی و بازیگران قدرتمند آن مثل فرانسه که سلطه خود را شکل میدادند. اما در شرایط فعلی فرانسه در بسیاری از حومههای شهرهای بزرگ خودش شهرکها و شبهشهرهایی دارد که هیچ نسبتی با کلانشهرهای فرانسه ندارند و گویی به تعبیری دو جهان متفاوت را رقم زدهاند. بسیار از متفکران و اهالی مختلف فرهنگ یا حتی مهاجران معتقدند اگر کسی در حومه این شهرها رفتوآمد کند اصلا برایش باورپذیر نیست که این قسمتها، بخشی از خاک فرانسه است و تفاوت فاحشی را نشان میدهد. دیگر فرانسه سلطه خاص رسانهاش، توانایی آن را ندارد که حتی شهروندانی که در سرزمین خودش زندگی میکنند را برای افق مطلوب خود تربیت کند و بهنوعی شدت خشم وسیع علیه صدها خودرو و ساختمان اداری موجود، نشان از آن است که بسیاری از شهروندان که طرد شدهاند و محرومیت را بهدنبال دارند، در افق شهری هم قائل به پذیرش شهر مشترک نیستند؛ چراکه آنها ظاهرا با واقعیت شهرهای وسیع فرانسه فاصله دارند و این شهرها را متعلق به خودشان نمیدانند.
دولت ملت در خطر فروپاشی معرفتی
کنش شهروندان طردشده نشان میدهد آنها در افق شهروندان به شکل یک دولتملت بهمعنای عام آن نمیاندیشند؛ چراکه معتقدند دولتملت خودش نوعی ابزار کنترل و عدمتوجه به آنها شده است. کنشهای خشن دو سال اخیر فرانسه از اعتراضات حتی اعتراضات به افزایش سن بازنشستگی، نشان میدهد بحث فراتر از طردشدگان یا مسلمانان و حتی نژادهاست. شهروندان در فرانسه همانطورکه قبلتر گفتیم از منظر زیمل، دلزدگی پیدا کردهاند و بهجهت سیستم عصبی توان باورپذیری به ایده دولتملت را از دست دادهاند، به همین جهت آنها با فرمی بهشدت متفاوت از قبل ظاهر میشوند که بتوانند خود را از وضعیت فعلی به وضعیت بهتر نزدیک کنند.
جنبشهای ریزومی
نمیتوان با برچسب شورش اعتراضات فرانسه را صورتبندی کرد، جدا از بحثهای متفاوتی که تا حدودی بیان شد، بهنظر میرسد چون حجم مدلهای مهاجرت در فرانسه وسیع و متکثر بوده، هرکدام از مهاجران با رویایی به آنچه درنظر داشتند، از مهاجرت حالا بهعلت شرایط بد تکرار شونده، مدام کنشهایی تند دارند و به تعبیر دلوز، ابداعکننده واژه ریزوم، جنبشهایی را شاهد هستیم که بیشتر تفاوت دارند از آنچه در معنای کلاسیک مدنظر بوده است. این جنبشها البته به شکلی هرچند ضد تمرکز هستند اما خاستگاهی صرفا پستمدرنی ندارند، بلکه چون از درون هویتی برخاستهاند بیشتر بهدنبال نشان دادن تفاوت به معنا و شکلی دیگرند تا ترویج بیمعنایی که بتوان آن را در خشونت دستهبندی کرد و برای آن پایانی زود متصور شد.
نتیجهگیری
بهنظر میرسد اعتراضات فرانسه نه صرفا یک اعتراض خشن ساده است، بلکه نوعی حالت خاص از حکمرانی است و بهجهت آنکه در داخل کشور ما برای بسیاری مزایا یا معایبی در اشکال سیاسی دارد، مورد سنجش حقیقی قرار نمیگیرد. حالت خاص فرانسه از این نظر اهمیت دارد که فرانسه نه یک کشور، بلکه نوعی جهانبینی در عرصه کشورداری است. توجه خاص به فرانسه بهشدت میتواند به ما کمک کند، به همین منظور بحرانهای فرانسه نه از نگاه تطبیقدهی، بلکه از آن نگاه که بحرانی است و قابلیت درک و فهم حکمرانی مدرن در عصر تحولات پیچیده را دارد، حائز اهمیت است.
امید است در داخل کشور ما بهجای سکوت یا گرفتن مواضعی مثل آشوب و شورش یا صرفا مقایسههایی درباره رفتار پلیس با معترضان، کلیه ساحت درگیری را دقت کنند تا بیشتر با فضای خاص جهان فعلی آشنا شوند.
پربیننده ترین
-
عکس مسی درآمد؛ آخرین توپ طلا با آرایشگر ویژه!
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
چراغ قوه همه کاره ( پاور بانک، شیشه شکن و ... )
-
هشدار آبفای کشور به مردم؛ هیچ ماموری فعلا برای قرائت کنتور آب مراجعه نمیکند
-
آخرین وضعیت راهها در چهارمین روز از سال جدید؛ محور چالوس از شنبه دوباره بسته میشود
-
جارو شارژی !! دیگه نگران نظافت ماشین نباشید
-
زنده؛ بیرانوند در یک قدمی استقلال
-
"دنا پلاس اتومات" بخریم یا "تارا اتومات؟"/ مقایسه اختصاصی "آخرینخودرو" از دو خودروی پرطرفدار
-
فشار آبرو چند برابر کن ....
-
فرمانده کل قوا: ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد همانگونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد
-
چالش/ بازیکن داخل تصویر رو حدس بزن (16)
-
5 نشانه ضعیف شدن ریه ها و بهترین روش تقویت آن چیست؟
-
لندکروزر یا ۲۰۶؟ / مقایسه جالب "آخرینخودرو" به بهانه سخنان جنجالی میرسلیم
-
پایان زودهنگام گنبد آهنین؟ اسرائیل مجبور به جیرهبندی موشکها شد
-
سپ، برترین شرکت در خاورمیانه شد
-
گردونه را بچرخانید، بیتکوین دریافت کنید
-
واکنش عراقچی به تجاوز امروز آمریکا به تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان
آخرین اخبار
-
شوک 40 میلیون یورویی به سیتی در اتحاد
-
استقلال نگران سربازی ابوالفضل جلالی نیست
-
یوونتوس روی مدافع آرسنال دست گذاشت
-
حرکت خزندۀ رژیمصهیونیستی برای تصاحب کرانۀ باختری
-
بازگشت جاهطلبانه گربههای سیاه به لیگ برتر
-
حمله شهرکنشینان صهیونیست به بنگویر
-
نقش «بازیهای محلی» در جذب گردشگر و حفظ فرهنگ بومی
-
گل دوم تاتنهام به منچسترسیتی توسط پالینیا
-
انسانهای صدساله توانایی شگفتانگیزی در اجتناب از بیماریها دارند
-
کشف کوتوله سفیدی که دستهبندیها را به چالش کشیده است
-
مهاجم پیشین تراکتور تبریز لژیونر شد
-
افتخار بده ماشین رو من برات پارک کنم!
-
گل اول تاتنهام به منچسترسیتی توسط برنان جانسون در دقیقه 35
-
دمای امشب و فردای مشهد چند درجه خواهد بود؟
-
تظاهرات شهروندان کرهجنوبی در حمایت از غزه
سایر اخبار مرتبط
نظرات
ثبت نظر
مهمترین اخبار
سود ۳۰۰ میلیونی برای وام جدید مسکن
شنبه 02 شهریور 1404 - 14:46:22
وزارت کار برای ارتقای عدالت در بیمه کارگران ساختمانی وارد عمل شد
شنبه 02 شهریور 1404 - 14:42:48
قیمت برنج ایرانی تا ۱۵۸ هزار تومان کاهش یافت
شنبه 02 شهریور 1404 - 14:36:14
ردیابی ۱۴۰ هزار تراکنش مشکوک و شناسایی ۱۱۹ شرکت صوری در اجرای برنامه جامع مبارزه با پولشویی
شنبه 02 شهریور 1404 - 14:09:00
افزایش ۶۰ درصد ذخیره سوخت نیروگاه؛ زمستان ۱۴۰۳ تکرار نمی شود
شنبه 02 شهریور 1404 - 14:17:00