چهارشنبه 30 بهمن 1404 - 23:07

کد خبر 114884

سه‌شنبه 13 تیر 1402 - 21:15:00


ترس از رقابت


صبح نو/متن پیش رو در «صبح نو» منتشر شده و انتشارش در «آخرین خبر» به معنای تایید آن نیست

جریان چپ که این روزها خود را «اصلاح‌طلب» معرفی می‌کنند از همان ابتدای انقلاب، رفتار سینوسی و افراط‌ و تفریط داشته‌اند و حتی به‌زعم برخی کنشگران، این جریان حزبی بقای خود را در بی‌ثباتی دنبال می‌کنند، از این جهت میانه‌ای با ثبات در مسیر، شفافیت در مواضع و صداقت در گفتار ندارند. این جریان که در ابتدای انقلاب با عنوان «چپ‌گرا» درصدد برابری در توزیع ثروت بودند، ارتباط با دنیا را تقبیح می‌کردند و حتی از دیوار سفارت بالا می‌رفتند، در اواخر دهه هفتاد به کلی پوست‌اندازی کردند و به‌ اقتضای شرایط حاکم، در گردشی 180 درجه‌ای، خواهان هضم در نظم جدید بین‌المللی شدند و حتی معتقد بودند باید دروازه‌های کشور به روی دیگر کشورها باز شود تا هر چه می‌خواهند روانه بازار ایران کنند و به‌ عبارتی ایران، بازار مصرفی دیگر کشورها شود. این رویه را حتی خود آمریکا هم هرگز نپذیرفته و اجرایی نکرده است چه آنکه هر زمان شاهد ورود کالایی مشابه تولید داخل به کشورش باشد، با تشدید تعرفه ورودی، مانع آن می‌شود.


این چرخش آشکار در مشی اقتصادی و سیاسی جریان چپ همواره وجود داشته است و شاید نقطه عطف آن را در جریان فتنه 1388 شاهد بودیم به طوری که در محافل خصوصی و غیرعلنی خود صراحتا از «ممکن نبودن تقلب در انتخابات» سخن می‌گفتند؛ اما همین موضع را هرگز حاضر نشده‌اند آشکار بگویند و از ظلمی که به مردم و نظام اسلامی کردند، سخن به ‌میان آورند. با وجود این رویه، چهار سال پس از آن فتنه سنگین، با سعه‌صدر نظام در انتخابات 1392 شرکت کردند، برنده این رقابت شدند و هیچ سطل‌ آشغالی آتش نگرفت. در سال 1396 نیز این جریان مجددا پیروز انتخابات شد به طوری که در دهه 90 تقریبا همه کرسی‌های اجرایی، تقنینی و حتی شورای شهر، در اختیار جریان چپ آن روزها و به اصطلاح اصلاح‌طلبان امروز قرار داشت. سال 1400 نیز قدرت را در حالی تحویل دادند که تورم کشور نزدیک به 60 درصد یعنی بی‌سابقه‌ترین تورم بود، ضریب جینی میل به یک که نهایت شکاف طبقاتی و نابرابری توزیع ثروت را نشان می‌داد، سرمایه‌گذاری کشور کاهش شدید یافته بود و ذخایر استراتژیک در آستانه اتمام قرار داشت.


این جریان که باید درباره عملکرد ضعیف خود در دهه 90 به مردم توضیح می‌‌دادند و عذرخواهی می‌کردند، در چرخشی طلب‌کارانه، اقدام به تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 کردند، البته با تبلیغات سنگینی که این جریان با همراهی رسانه‌های اپوزیسیون داشتند و حتی به‌رغم شرایط کرونایی، نتوانستند به هدف‌گذاری خود مبنی بر «تحریم خاموش» مردم در انتخابات دست پیدا کنند. با این حال، طی 20 ماه گذشته در مقام اپوزیسیون دولت حاکم ظاهر شده‌اند؛ اما همه ماجرا به اینجا ختم نشد یعنی به اپوزیسیون دولت حاکم بسنده نکردند و در مقام اپوزیسیون نظام قرار گرفتند و به جای آنکه توضیح دهند وضع معیشتی نتیجه هشت سال کشورداری آنهاست، نظام را مقصر جلوه دادند و سیاست خارجی کشور را عامل وضعیت نابسامان اقتصادی معرفی کردند؛ اما هرگز نگفتند فرمان سیاست خارجی کشور در دهه 90 به میل و اختیار آنها چرخید، ولی خروجی «تقریبا هیچ»ی بود که رئیس کل بانک مرکزی خودشان اذعان کرد. 

باهنر چه گفت؟
شکست پروژه آشوب پاییز 1401 که به گفته رئیس سازمان اطلاعات سپاه «سرویس‌های اطلاعاتی نزدیک به 20 کشور در آن مشارکت و نقش‌آفرینی داشت» تجربه بزرگی برای جریان حزبی موسوم به اصلاح‌طلبان شد که راه‌حل حتما «خیابان» نیست و باید آن را در «صندوق» جست‌وجو کرد. این تجربه دال مرکزی توصیه اخیر محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به جریان چپ بود که در گفت‌وگویی تأکید کرده بود: «من جبهه اصلاحات را نصیحت می‌کنم که به صندوق رأی بازگردند.  حتی برخی از سران این جبهه به این جمع‌بندی هم رسیدند که تنها راه حیات در عرصه سیاسی، صندوق رأی است و با لشکرکشی در خیابان و اغتشاش راه به جایی نمی‌برند. خارجی‌های گردن‌کلفت به جایی نرسیدند و این‌ها هم در این صورت رقیب خود را نظام تعریف کرده و خارج از نظام خواهند بود. در این صورت دیگر باید جوابگوی هسته سخت نظام باشند.» این اظهارات باهنر با واکنش سراسیمه و البته تند و گاها منطقی جریان موسوم به اصلاح‌طلبان مواجه شد.

چرا حمله؟
این سوال اساسی مطرح است که جریان حزبی اصلاح‌طلبان چرا باید به باهنر حمله کنند؟ چه حرفی زده است که نباید می‌زد؟ آیا غیر از این است که حرف برخی کنشگران این جریان را گفته است که معتقدند باید وارد انتخابات شوند؟ به گفته محمدعلی وکیلی از کنشگران این جریان، «با وجود اینکه مردم از بعضی مسائل ناراحت هستند؛ اما همین مردم در این شش، هفت ماهه سال گذشته فهمیدند که جمهوری اسلامی هیچ جایگزینی ندارد و هویت اپوزیسیون منفعت‌طلب خارج‌نشین برایشان روشن شد.» حال باید پرسید چرا باید از چنین اظهاراتی ناراحت باشند؟ این جریان بارها از طریق تریبون‌های ریز و درشت به نظام، دولت و بخش‌های مختلف کشور هشدار داده‌اند و می‌دهند، حالا یک فعال سیاسی از منظر شخصی خود به این جریان هشدار داده است، نباید تا این سطح موجب سراسیمگی شود و این‌چنین به وی حمله کنند، چه آنکه حرف باهنر خطا نیست و حتی هسته سخت اصلاحات هم متوجه شده‌اند راه غیر از «صندوق»، خیابان است و نتیجه «خیابان» هم مشخص است و حالا اگر واقعا «اصلاح‌طلبان» به دنبال اصلاحات واقعی هستند، به فکر «اصلاح» امور و روندهایی که به‌زعم آنها نیاز به اصلاح دارد از طرق قانونی باشند که این طریق نیز از صندوق می گذرد.

آدرس غلط
اینکه افرادی امثال جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران، خطاب به باهنر مدعی شوند «شرایطی که در آن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن توسط همفکران شما با اهرم نظارت استصوابی و برخلاف اصول مسلم قانون اساسی از مردم سلب شده و اصلاح‌طلبی نیز جرم محسوب می‌شود، جامعه را چه کسی به سمت تحریم سوق می‌دهد؟» نشان می‌دهد این جریان اعتقادی به صداقت ندارد چه آنکه دهه 90 با همین سازوکارهای قانونی، تقریبا همه مناصب اجرایی و تقنینی را در اختیار داشتند. حال بهتر است به جای دادن آدرس غلط و خط‌ و نشان کشیدن، به قاعده همان ادعای مطالبه «توسعه سیاسی»، پای صندوق‌ها حاضر شوند.



پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط