پنجشنبه 01 اسفند 1404 - 06:43
غربزدگی؛ سنگی بر گور جلال
هم میهن/متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
قابل تأملترین میراث جلال در داستاننویسی، سفرنامهنویسی و مردمنگاری جلوهگر است
ناصر فکوهی-استاد انسان شناسی دانشگاه تهران| در نوشتار کوتاهی که در اینجا بهیاد و برای احترام به خاطره و سهم پراهمیت جلال آل احمد در فرهنگ ایران دارم، ابتدا مایلم با سخنی کوتاه از موضوع احمد فردید گذر کنم: استاد گرانقدر و دوست گرامی، داریوش آشوری که از نزدیک ایشان را میشناخت، آنچه شایسته بوده، با دقت و عدالت همیشگی خود، در نقد او بیان کرده است و به خوانندگانی که شاید این مطلب آشوری را نخوانده اند، تاکید میکنم برای درک آن «پدیده» ـ که من بارها در قالبها و مباحث آسیب شناسی فرهنگی خود با عنوان «فردیدیسم» و «نوفردیدیسم» به آن اشاره کرده ام ـ بخوانند تا بیشک بتوانند درباره آنچه فردید بود و آنچه نبود، داده ها و تحلیلهای لازم را بهدست بیاورند. اما زمانی که از جلال حرف به میان می آید بهویژه میبینم او را در مرکز «غربزدگی»، مینشانند و در کنار آدمی چون «فردید»، بهنظر من جفای بزرگی روی میدهد. نه آنکه، جلال در ارائه و مطرحکردن این «نامفهوم» تاثیری نداشت، اما نه آنقدر که بهدلایل خاصی، بر آن تاکید میشود. دقیقاً برای درک این دلایل است که باید نگاهی به نقش فردید داشته باشیم و موضع خود را با شخصیت و نقش او روشن کنیم. در این راه نیاز هست که بر چند نکته تاکید کنم که هم سالهاست روشن هستند، هم بههیچرو آنها را در زمره توهین و اتهام ـ به خصوص درباره شخصی که خود تقریباً به تمام شخصیتهای ارزشمند ایران و بسیاری از بزرگان جهان با زبانی زشت توهین میکرد ـ قرار نمیدهم. چراکه جلال بهباور من، از بسیاری جهات در نقطه ای دقیقاً 180درجه مخالف فردید قرار میگیرد.
جلال؛ قربانی غربزدگی
فردید نه تحصیلات مشخص و استواری داشت، نه به طورعام شناختی از غرب و فلسفه و نه به ویژه شناختی خاص از آن مفاهیم و شخصیتهایی که ادعا میکرد؛ از هایدگر تا سارتر و از اگزیستانسیالیسم تا فناوری و مدرنیته. اینکه شخصیتی چون فردید، غرب را بدون هیچ حد و مرز و سایه روشنی، به کلی«فاسد» بداند، تنها از افرادی چون او بر می آمد و می آید. فردید، شخصیتی به شدت -درست برخلاف جلال- فرصت طلب و بنده سیاست بازان بود. در زمان رژیم شاه، طرفدار حزب رستاخیز و پسازانقلاب طرفدار حاکمیت جدید شد؛ البته هرگز جز به صورتی استثنایی، جدی گرفته نشد و ارزش او در تاریخ فرهنگ ایران بدون هیچ مبالغه ای به یک «ضدالگو» خلاصه میشود. فردید دقیقاً همان اندازه بی ریشه، بی پایه و بیگانه از علم و اندیشه بود که «مفهومی» که ادعا میکرد ساخته است. شاید هم این کار تصنعی واقعاً تنها از او بر میآمد؛ یعنی «غربزدگی».
به هر رو، با رویکرد اجتماعیای که من به این «نامفهوم» یعنی موضوع «غربزدگی» دارم، چه بخواهیم و چه نه، پای فردید به میان کشیده میشود. فردید از پیشازانقلاب تا پسازآن، همواره نمادی از ضدیت با روشنفکران و ضدیت با اندیشمندان غربی پیشرو و مترقی و مخالف سیاستهای قدرتهای کشورهایشان نظیر سارتر بود. او همچنین بر آن بود که با طرفداری افراطی از شاه، سپس حاکمیت اسلامی، موقعیتی را که به نادرست به مثابه «استاد»، «متفکر» و «فیلسوف شفاهی» برای خود به دست آورده بود، تثبیت کند. درحالیکه منشأ و سرنوشت او شباهتی نسبتاً کامل با همین واژه «غربزدگی» که من آن را به مثابه یک «نامفهوم ضدمدرنیته و ارتجاعی» تعبیر میکنم، داشت. هدف فردید همچون مطرح شدن همین «غربزدگی» نه مبارزه با کاستیها و آسیبهای مدرنیته در فرهنگ بومی یا سیاستهای استعماری غرب در ایران یا شرق، بلکه آن بود که جایگاه مبارزه شایسته اندیشمندان کشور خود را برای بهدستآوردن هویتی ریشه دار و مقابله با نفوذ گفتمانهای استعماری، به سود صاحبان قدرت و شاید بهگمان خودش به نمایندگی از آنان، تصاحب کند تا بتواند بهاینترتیب این رویکردهای نظری ارزشمند را به انحراف بکشاند.
آنچه در «غربزدگی» فردیدی، ادعای اصلی را تشکیل میدهد، در بین دو جنگ جهانی در چارچوب مبارزات ضداستعماری، سپس از دهه 1950 با عناوین درست و مفاهیمی قابلدفاع چون «شرق شناسی»، «مطالعات پسااستعماری»، «جهان سومگرایی» و... مطرح شده بود. ازجمله در میان اندیشمندان ارزشمند «سیاه بودگی» چون فرانتس فانون و امه سزر؛ یا در میان اندیشمندان مطالعات پسااستعماری نظیر ادوارد سعید و طلال اسد؛ یا حتی در میان متفکران سنتگراییدینی نظیر رنه گنون و سیدحسین نصر؛ یا در میان دین شناسان ارزشمندی چون هانری کربن، یا در رویکرد نواندیشان و اصلاح طلبان دینی چون شریعتی و سروش. ازاینرو نباید شگفت زده شد که در گرایشهای غالب استبدادی و استبدادپرور که بهدنبال کنار گذاشتن روشنفکران حقیقی و میدان دادن به افراد حقیر و چاپلوس بوده و هستنند، میدان به امثال فردید داده شود تا او را بهمثابه الگویی برای همه این گروهها نشان دهند و اندیشه آنها را نیز مبارزه با مفهومی بیریشه و ناموجود در زبانهای اروپایی، چون«غربزدگی» اعلام کنند و افزون بر این تلاش نمایند که هم مدرنیته و اندیشه جهانی پیشرو، هم نوزاییهای بومی، تأمل و نقد متفکرانه مدرنیته را به رویکردهای فردیدی، یعنی آکنده از بداخلاقی، بداندیشی، خودمحوربینی، توهم، حسادت، کینه توزی، بدخواهی و آلوده به سودجوییهای سیاسی و ایدئولوژیک آلوده کنند تا بهتر بتوانند همه آنها را مورد یورش قرار دهند. جلال در اینجا، بیشتر از آکه بنیانگذار این «ایده» باشد، قربانی آن بود.
غربزدگی؛ خام ترین وجه اندیشه جلال
بنابراین این اشاره لازم بود تا به نکتهای اساسی برسم و آن اینکه، «غربزدگی» آنجا که در اندیشه و قلم جلال می آید، بهباور من یک انحراف شاید ناگزیر اما ناپایدار بود که در خام ترین بخش این زندگی و اندیشه بروز میکرد و جایگاهی در منشأ، سرشت، سرنوشت و نقش اجتماعی و فرهنگی او نداشت: چطور ممکن است کسی به کامو، یونسکو، ژید، سارتر، شاملو، نیما و... باور و گرایش داشته باشد و آلوده به آن بداندیشی باشد که «غرب» را در کلیتاش پلید بداند و اندیشه و دستاوردهایش را از بن و ریشه، بی پایه بپندارد؟ «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» بهنظر من بخشهایی از اندیشه آل احمد هستند اما بخشهایی در تضاد با زندگی و کردار و آنچه او به فرهنگ ما افزود؛ بخشهایی که همچون «سنگی بر گور» او سنگینی میکنند اما باید نادیده شان گرفت. همان اندازه نادیده که نوسانهای او را از خانوادهای مذهبی به حزب توده و حزب زحمتکشان و باز بهسوی مذهب.
جلال را باید بهدلیل سهم بزرگش در ادبیات ایران و نقش مهمی که در دهه 1340 در روشنفکری ایران داشت، ستود. او را باید بهدلیل سفرنامه ها و روایتهای مردمنگرانه اش ستود که ارزشی پایه گذار در این علم داشتند؛ کارهایی در رده کارهای ساعدی و گلشیری در ادبیات و تقوایی و گلستان در سینما. امروز میتوان جلال را به مثابه الگویی از اخلاق، شرافتمندی، وفاداری به دوستان خود و علاقمند منتقد به اندیشه های نو در زمانه خودش مطرح کرد؛ اما درباره تاثیر فردید بر جلال یا سایر اندیشمندان باید با تردید بسیار سخن گفت زیرا از زمانه ای صحبت میکنیم که چه در جهان و چه در ایران، مبارزه با سیاستهای هژمونیک غربی به گونهای مُد تبدیل شده بود و سخنگفتن از خطرات و لزوم مبارزه با «ماشینیسم» رویکردی رایج میان روشنفکران و بسیاری از نخبگان فکری بود و این امر به ویژه در جهان سوم بهچشم میخورد. ازاینرو، در این موضوعها نمیتوان فردید را نه چندان منحصربه فرد دانست، نه به خصوص چندان عمیق که بتوان ادعای «تاثیرگذاری» او بر جلال یا هر روشنفکر و صاحباندیشه ای در ایران را مطرح کرد. حلقه تاثیرگذاری فردید آنجا هم که وجود داشت، از حد مریدانی شبیه به خودش، پیشتر نمیرفت. کمااینکه این نکته را درباره ساعدی یا شاملو نیز میتوان گفت: آیا امروز میتوان مبنای قضاوت درباره سهم عظیم ساعدی در ادبیات ایران را در سخنرانی اش در شبهای گوته قرار داد یا مبنای قضاوت خود درباره شخصیت بیمانندی همچون شاملو را سخنرانی معروفش درباره شاهنامه یا موسیقی ایرانی؟ هر ناظر بیطرفی به این پرسشها پاسخ منفی میدهد. اینکه ما در زندگی انسانهای شرافتمندی که بزرگترین خدمات را به فرهنگ خود کرده اند، نقاط سیاه را بجوییم و بزرگ کنیم، پیشینه ای طولانی مدت -چه در ایران، چه حتی در غرب- دارد اما عموماً به این رویکردها، اهمیتی داده نمیشود و مبنای ارزیابی و ارزشگذاری بر کار فرهنگی اندیشمندان، جریان عمومی و اصلی کار آنهاست. از این لحاظ غربزدگی و دشمنی با روشنفکران «غربزده» را نمیتوان جزئی پراهمیت در سرگذشت و سهم فرهنگی آل احمد دانست، ولو اینکه به اشتباه درباره اش قلمفرسایی کرده باشد؛ این را من گرایشی میدانم از جنس همان گرایش سیاسی اش به حزب توده. اما هرگز نمیتوان شخصیتی همچون جلال را که روشنفکری تمام عیار، ولو با بسیاری باورهای سنتی بود، یک ضدروشنفکر و ضدمدرن دانست و او را در کنار شخصیتی چون فردید قرار داد.
غربزدگی؛ عامل رواج آمریکاگرایی
اما درباره غربزدگی و سرنوشتاش در ایران نیز بگوییم که سرمنشأ فکری ـ و نه اینکه چهکسی نخستینبار این واژه را بهکار برد ـ را باید در روشنفکران سنتگرای اسلامی دانست که ریشه در رنه گنون داشتند و باطنی گرایی او. اما خود مفهوم را باید از این سرمنشأ کاملاً جدا کرد. بهنظر من معنویت گرایی، سنتگرایی، عرفان یا هر نوع اندیشه دینی باطنگرا را با تمام مخالفتهایش با «غرب» یا «انحطاط» غربی یا با «فناوری» و «ماشینیسم» نمیتوان بههیچرو با مفهوم بی معنایی چون غربزدگی مقایسه کرد. یک راه ساده برای اینکار یافتن واژهای معادل اینواژه در زبانهای اروپایی است. استاد ارجمند، دکتر مرتضی کُتبی مترجم کتاب «غربزدگی» در فرانسه این واژه را occidentalite آورده که یک واژه سازی است که غرب را به بیماری تشبیه کند؛ زیرا اصولاً چنین واژهای وجود نداشت و ندارد.
آلن گرش، پژوهشگر فرانسوی در سال 1988 در لوموند دیپلماتیک در معرفی ترجمه کتاب «غربزدگی» ضمن آنکه از شریعتی به عنوان پیشتاز این اندیشه بومی جهان سومگرا در ایران یاد میکند، این کتاب را واکنشی میداند که همزمان با واکنشهای ضداستعماری و ضدامپریالیستی جهان سوم و در ایران دوره دیکتاتوری شاه، ظاهر میشود و بر برخی از سخنان مبتذل نویسنده ازجمله درباره هنر اروپایی (پیکاسو و دالی) نیز تاکید میکند. در انگلیسی نیز در ترجمه واژه «غربزدگی»، از واژه occidentosis و از توضیح A Plague from the West استفاده میشود که یکی نوآوری زبانی و دیگری توضیحی است که بگوید «یک طاعون غربی»، اما ما اثری از واژه occidentalism (غربگرایی) یا americanism (آمریکاگرایی) نمیبینیم. دلیل این امر آن است که نقد دینی بر غرب اصولاً از مفهوم شرق و غرب حرکت نمیکرد و نقد ضداستعماری و ضدامپریالیستی نیز -چه در جنبشها، چه در ادبیات اعتراضی جهان سومی یا غربی- مبنا را بر مفاهیم بی معنایی چون «شرق» و «غرب» از لحاظ یکپارچگی عقیدتی نمیگذاشتند و از ابتدا تا امروز «سیاست غرب» را از روشنفکران و گرایشهای فکری غربی که اغلب در کنار کشورهای جهانسوم با قدرتمندان غربی مبارزه میکردند، جدا میدانستند.
«غربزدگی» را شاید بتوان یک رویکرد و شاید بیشاز هر چیزی یک کینه توزی نسبت به «شکل» غرب و نه «محتوایش»، آنهم در بخشهایی از آن در زمانهایی مشخص، دانست و روشن است که این مفهوم یا بهتر است بگوییم نامفهوم با فرآیندهای صوریگرایی که در 50سال اخیر شاهدش بوده ایم، نه تنها هرگز نتوانست موفقیتی بیابد، بلکه هرچه بیشتر میتوان آن را عامل رواج همین صوریگرایی و تقلید از غرب که به آن نام «غربگرایی» یا «آمریکاگرایی» داده اند، دانست. امروز کمتر کشوری را میتوان در منطقه خاورمیانه یافت که همچون ما که این واژه را ابداع کرده ایم، تااینحد و از هر لحاظ، مفتون و مرعوب غرب به ویژه آمریکا باشد. من بارها در همین سالهای اخیر از جریان قدرتمند نوعی «ترامپیسم ایرانی» سخن به میان آورده ام که بدترین نمونه و نمونه پوپولیستی همین غربگرایی است. بگذریم که ما نمونه ای روشن از «فردیدیسم» را با مشخصات شخصیتی تقریباً شبیه به فردید هم در سالهای اخیر داشته ایم اما به هر رو اینها مستقیما ربطی به «غربزدگی» که در قالب جریانی ضدآزادیخواهانه، ضدروشنفکرانه، ضدمدرن و ضدتجدد بیشاز نیمقرن است در ایران وجود داشته و دارد، ندارند. البته این را نیز نمیتوان منکر شد که جریان غربزدگی زمینه را برای آنها تا حدی آماده کرده است.
ادبیات؛ میراث محترم جلال
اما اگر خواسته باشم از میراث فرهنگی جلال در سپهر فکری ایرانی بگویم، باید گفت: بی شک اهمیتی که امروز به جلال داده میشود، بیشتر بهایندلیل است که او را با حسنشهرتش، با اصرار بنیانگذار «غربزدگی» و ضدیت با غرب معرفی کنند. دراینزمینه «فردید» از هیچ لحاظ قابل نمایش نیست و بهاصطلاح «ویترین زیبایی» بهحساب نمی آید. اهمیت آل احمد بهنظر من نه در نظریات سطحی او در دو کتاب «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» که آنها را شاید بتوان معادل مکتوب جریان فعالیتهای سیاسی پرنوسان او دانست، بلکه در سهماش در داستان نویسی، ادبیات، نثر خاص او، سفرنامه نویسی و در ادبیات مردم نگاری است. اما آیا باید ازاینلحاظ او را در آن حد بالاتر از ساعدی، شاملو، نیما، گلشیری، فروغ و گلستان، در نسل جدیدتر و برتر از هدایت و جمالزاده در نسل قدیمتر دانست که چنین مورد احترام و الگوی رسمی قرار بگیرد و برایش بزرگراه، خیابان، میدان، بوستان و... تاسیس شود؟ کاری که حتی برای همسرش، سیمین دانشور نشد؟ گمان نمیکنم. به سختی میتوانم بپذیرم که سهم او در ادبیات ایران بالاتر از همسرش باشد. در عرصه ادبیات، بی شک قله های بلندتری از آل احمد داشتهایم: از هدایت، نیما، فروغ و شاملو گرفته تا گلشیری و ساعدی. بنابراین فکر میکنم امروز سخن گفتن از آل احمد، اگر در خدمت بازگرداندن آبرو و حیثیت روشنفکری باشد که کاش میتوانست عمری بلند داشته باشد (و باز همچون ساعدی که عمرش به این جهان نبود) کاری بسیار شایسته و بایسته است؛ اما اگر برای آن باشد که در تبلیغات بهاصطلاح «ضدغربی» مشارکت کنیم که نه ضدغرب که در جهت گسترش شیوه های مصرفگرایی و مبتذلترین اندیشه ها و سبکهای زندگی غربی در ایران، بهاسم مبارزه با «غربزدگی» هستند، بهنظرم بهتر است از این کار اجتناب کنیم و سنگینی این سنگ بدنامی «غربزدگی» را بر گور روشنفکری که نام «نویسنده» بهترین آرزویش بود، سنگینتر نکنیم.
پربیننده ترین
-
عکس مسی درآمد؛ آخرین توپ طلا با آرایشگر ویژه!
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
10 جایزه 5 میلیون تومانی برای کاربران آخرین خبر (مهلت شرکت در مسابقه تا 9 آذر تمدید شد.)
-
چراغ قوه همه کاره ( پاور بانک، شیشه شکن و ... )
-
هشدار آبفای کشور به مردم؛ هیچ ماموری فعلا برای قرائت کنتور آب مراجعه نمیکند
-
آخرین وضعیت راهها در چهارمین روز از سال جدید؛ محور چالوس از شنبه دوباره بسته میشود
-
جارو شارژی !! دیگه نگران نظافت ماشین نباشید
-
زنده؛ بیرانوند در یک قدمی استقلال
-
"دنا پلاس اتومات" بخریم یا "تارا اتومات؟"/ مقایسه اختصاصی "آخرینخودرو" از دو خودروی پرطرفدار
-
فشار آبرو چند برابر کن ....
-
فرمانده کل قوا: ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد همانگونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد
-
چالش/ بازیکن داخل تصویر رو حدس بزن (16)
-
5 نشانه ضعیف شدن ریه ها و بهترین روش تقویت آن چیست؟
-
لندکروزر یا ۲۰۶؟ / مقایسه جالب "آخرینخودرو" به بهانه سخنان جنجالی میرسلیم
-
پایان زودهنگام گنبد آهنین؟ اسرائیل مجبور به جیرهبندی موشکها شد
-
سپ، برترین شرکت در خاورمیانه شد
-
گردونه را بچرخانید، بیتکوین دریافت کنید
-
واکنش عراقچی به تجاوز امروز آمریکا به تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان
آخرین اخبار
-
مدیرعامل تراکتور: به زودی دروازهبان آزاد جذب میکنیم
-
مشاهدۀ ۲ قلاده یوزپلنگ آسیایی در منطقۀ توران
-
تاثیر خروج افغانها بر بازار مسکن
-
رهبر انقلاب: مردم، رئیسجمهور را حمایت کنند؛ رئیسجمهور پُرکار و پرتلاش و پیگیر است
-
سعید دقیقی: 95 درصد تیم پیکان تغییر کرده است
-
رسانه اسرائیلی: نتانیاهو ۷ بار از حصول آتشبس جلوگیری کرده است
-
ستاره فرانسوی برای بازگشت عذرخواهی کرد
-
خلیفه اصل: باید برای همه تیمها VAR باشد تا حق تیمی پایمال نشود
-
معرفی نامزدهای بهترین فیلم پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان سینما
-
روضه جانسوز امام رضا علیه السلام
-
سعید دقیقی: پیکان تنها نماینده واقعی استان تهران است
-
آمار فاجعهبار وینیسیوس؛ خبری از گل نیست
-
نماهنگ «صحن ایران» به مناسبت سالروز شهادت امام رضا (ع)
-
شیائومی ۱۶ قبل از هر گوشی دیگری در دنیا به تراشه قدرتمند کوالکام مجهز میشود
-
نکتهای بسیار جانسوز در زندگی امام رضا علیهالسلام
سایر اخبار مرتبط
نظرات
ثبت نظر
مهمترین اخبار
تاثیر خروج افغانها بر بازار مسکن
یکشنبه 03 شهریور 1404 - 14:29:47
برنامه افزایش سرمایه بانکهای دولتی تا سقف ۲۰۰ همت
یکشنبه 03 شهریور 1404 - 14:03:47
ریپل به داراییهای برتر جهان پیوست
یکشنبه 03 شهریور 1404 - 13:44:57
هشدار چینی برای صادرکنندگان فولاد ایران
یکشنبه 03 شهریور 1404 - 13:04:00
تخصیص و تامین ارز بانک مرکزی برای واردات امسال از ۲۱.۲ میلیارد دلار گذشت
یکشنبه 03 شهریور 1404 - 12:49:00