سه‌شنبه 06 مرداد 1405 - 07:52

کد خبر 996744

چهارشنبه 14 اسفند 1404 - 12:35:00


اقتصاد ترامپی در خلیج‌ فارس غرق می شود


فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

امروز جنگ تحمیلی جنایت‌کارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران وارد روز پنجم خود شد. گرچه تاکنون این جنگ تحمیلی به طور مستقیم به مرز‌های سرزمینی آمریکا اثری نداشته، اما تحلیلگران معتقدند جنگ اخیر تأثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد آمریکا می‌گذارد. این تبعات را می‌توان در چند بخش شامل ۱- قیمت انرژی (نفت و گاز)، ۲- اختلال در زنجیره تأمین و تجارت جهانی و ۳- هزینه‌های نظامی و امنیت ملی بررسی کرد. این اتفاقات گرچه در کوتاه‌مدت ممکن است شوک بزرگی به اقتصاد آمریکا وارد نکند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد اختلال در اقتصاد‌های خاورمیانه به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد آمریکا، اعتماد به دلار و اوراق‌قرضه آمریکایی، روند سرمایه‌گذاری در آمریکا اثرگذار خواهد بود که همه این اتفاقات علاوه بر انتقال به خانوار از طریق تورم، منجر به افزایش چشمگیر هزینه‌های دفاعی و نظامی آمریکا خواهد شد، موضوعی که در تشدید کسری بودجه و افزایش هزینه‌های جاری دولت کاملاً مؤثر است. در ادامه علاوه بر تبعات جنگ تحمیلی علیه ایران بر اقتصاد داخلی آمریکا، اثر اختلال در اقتصاد کشور‌های خاورمیانه نیز بر اقتصاد آمریکا بحث‌وبررسی می‌شود. 

افزایش قیمت انرژی
طی یک‌ماه اخیر روند افزایشی قیمت نفت در بازار‌های جهانی شروع شده بود که در روز‌های گذشته این نوسان به بالاترین مقدار خود رسیده است؛ به‌طوری که قیمت نفت برنت از حدود 66 دلار در یک‌ماه گذشته حالا به بیش از 82 دلار در هر بشکه تا روز گذشته رسیده است. این اختلال در قیمت نفت خام و در نتیجه افزایش قیمت بنزین و انرژی برای مصرف‌کنندگان و کسب‌وکار‌ها در آمریکا باعث افزایش هزینه‌ها می‌شود که مستقیماً بر تورم و قدرت خرید تأثیر می‌گذارد. در خصوص تأثیر جنگ اخیر بر جریان نفت و گاز گرچه خریداران اروپایی و آسیایی بیش از آمریکا زیان می‌کنند و آمریکا به واسطه نفت شیل و نفت ونزوئلا تا حدودی از تبعات این جنگ در امان مانده، اما این جنگ منجر به افزایش تقاضای محموله‌های گاز طبیعی مایع (LNG) آمریکا شده و این افزایش تقاضای صادراتی می‌تواند فشار بر قیمت گاز طبیعی در بازار داخلی آمریکا (Henry Hub) را به‌ویژه در فصول سرد که تقاضای گرمایشی بالاست، افزایش دهد. اثر ثانویه و مهم‌تر این اختلال افزایش قیمت تمام شده کالا‌های وارداتی آمریکا از سایر نقاط جهان و به‌ویژه از کشور‌های آسیایی و اروپاست که بیش از آمریکا به نفت و گاز خاورمیانه وابسته هستند. 

اختلال در زنجیره تأمین و تجارت جهانی
اختلال در زنجیره تأمین و تجارت جهانی دومین بخشی است که تحت‌تأثیر جنگ اخیر قرار گرفته است. جنگ اخیر ریسک‌های شدیدی بر فرایند کشتیرانی جهانی ایجاد کرده است. تنش‌ها، به‌ویژه در مسیر‌های تنگه هرمز، هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل کالا‌ها (واردات و صادرات) را افزایش داده و از طریق زنجیره‌های تأمین جهانی، صادرات کالا از آمریکا و واردات به این کشور را با تأخیر و اختلال مواجه می‌کند. این موضوع در جریان اختلال‌هایی که انصارالله یمن در جریان جنگ اسرائیل با غزه در تنگه باب‌المندب و دریای سرخ ایجاد کرده بود، به‌خوبی دیده شد. 
بر اساس گزارش یک مؤسسه تحقیقات انرژی، زمانی که انصارالله یمن در تنگه باب‌المندب و دریای سرخ اختلال ایجاد کرده بود، بسیاری از شرکت‌های بزرگ کشتیرانی (مانند مرسک، سی‌ام‌ای سی‌جی‌ام و هپگ - لوید) کشتی‌های خود را از مسیر مستقیم کانال سوئز / باب‌المندب منحرف کرده و آن‌ها را مجبور به‌دور زدن دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی نموده‌اند. محاسبات این مؤسسه نشان می‌دهد دورزدن دماغه امید نیک، زمان سفر بین آسیا و اروپا / آمریکای شمالی را ۱۰ تا ۲۰ روز افزایش می‌دهد. این مسیر طولانی‌تر به معنای مصرف سوخت بیشتر و افزایش هزینه‌های عملیاتی است. در نتیجه، نرخ حمل کانتینر‌ها از آسیا به اروپا و آمریکا چندین برابر شده است. 
این اختلال منجر به افزایش چشمگیر هزینه‌های کشتیرانی به واسطه تغییر مسیر و همچنین توقف در مسیر می‌شود. افزایش هزینه‌های بیمه و ریسک، شرکت‌های کشتیرانی را مجبور می‌کند حق بیمه ریسک جنگی خود را به‌شدت افزایش دهند تا ریسک حملات موشکی یا پهپادی را پوشش دهند. این افزایش هزینه مستقیماً به صاحبان کالا منتقل می‌شود. بلومبرگ در تازه‌ترین گزارش خود نوشته است بیش از نیمی از شرکت‌های بیمه دریایی جهانی، بیمه خطرات جنگی برای کشتی‌هایی را که وارد آب‌های خلیج‌فارس می‌شوند، متوقف خواهند کرد که همین امر منجر به افزایش قیمت نفت خواهد شد. 
تأخیر‌های چندهفته‌ای باعث می‌شود که کالا‌ها دیرتر به بازار‌های مقصد برسند که این امر می‌تواند بر تولید شرکت‌ها و موجودی فروشگاه‌ها تأثیر بگذارد. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، در نهایت به‌صورت افزایش قیمت کالا‌ها (کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده) در اروپا و آمریکا منعکس می‌شود. این امر در شرایطی که اقتصاد جهانی همچنان با تورم دست‌وپنجه نرم می‌کند، یک عامل فشار افزوده است. بر اساس گزارش بلومبرگ، با شروع جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، هزینه حمل‌ونقل دریایی گاز طبیعی مایع در اقیانوس اطلس ۱۰۰ درصد افزایش‌یافته و هزینه یک کشتی حامل این گاز در اقیانوس اطلس به بیش از ۲۰۰ هزار دلار در روز رسیده است. این گزارش می‌گوید تورم حمل‌ونقل انرژی را هم باید به لیست اقدامات تورم‌زایی اضافه کنیم. 
 
افزایش هزینه‌های نظامی و امنیت ملی
افزایش هزینه‌های نظامی و امنیت ملی بخش سوم تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل بر اقتصاد آمریکاست. تنش‌های مداوم و نیاز به حفظ حضور نظامی در منطقه، منجر به افزایش هزینه‌های مستقیم برای پنتاگون می‌شود. 
تحلیل جدید داده‌های میدان نبرد نشان می‌دهد که ایران با بهره‌گیری از راهبرد هوشمندانه «هزینه - اثربخشی»، توانسته متخاصمان را به ورطه یک جنگ فرسایشی بکشاند که در آن موازنه اقتصادی دفاع در برابر حمله کاملاً به‌هم‌ریخته است. 
کلی گریکو، کارشناس ارشد اندیشکده استیمسون در واشنگتن، در تحلیلی که توسط رسانه‌های معتبر بین‌المللی از جمله Semafor منتشر شده است، فاش می‌کند: به‌ازای هر 1 دلاری که ایران برای پهپاد‌ها هزینه کرده، امارات متحده عربی تقریباً 20 تا 28 دلار برای سرنگونی آن‌ها هزینه کرده است. 
یکسان نبودن قیمت تمام‌شده برای طرفین درگیر، تنها بخشی از حقیقت است، آنچه این معادله را به یک «تله استراتژیک» برای ائتلاف متخاصم تبدیل کرده، موضوع جایگزینی سریع تسلیحات است. هر موشک رهگیری که از سامانه‌های پیشرفته‌ای مانند پاتریوت شلیک می‌شود، یک دارایی راهبردی است که نمی‌توان آن را یک‌شبه جایگزین کرد. 
بررسی اعداد و ارقام نشان‌دهنده یک شکاف عمیق است؛ هزینه ساخت و تجهیز یک فروند موشک رهگیر پاتریوت (PAC-3) که برای مقابله با موشک‌های بالستیک به کار می‌رود، حدود 44 میلیون دلار برآورد می‌شود، این در حالی است که یک موشک بالستیک ایرانی با فناوری بومی، هزینه‌ای در حدود 250 هزار دلار برای کشور داشته است. 
نسبت 44 میلیون دلار در برابر 250 هزار دلار، یک اختلاف فاحش و معنادار است که تصویر روشنی از عمق بن‌بست پیشِ‌روی آمریکا و متحدانش ترسیم می‌کند، این تنها یک درگیری نظامی صرف نیست؛ این نبردی برای به چالش کشیدن موازنه هزینه‌ها و صبر سیاسی است، وقتی هزینه دفاع برای یک طرف چندین برابر هزینه حمله برای طرف دیگر باشد، قواعد بازی تغییر می‌کند و دوام معادلات پیشین غیرممکن می‌شود. 
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در اظهاراتی که بازتاب گسترده‌ای داشت، به توانمندی خیره‌کننده ایران در تولید انبوه موشک اذعان کرد. روبیو گفت: «طبق برخی تخمین‌ها، ایرانی‌ها ماهانه بیش از 100 فروند از این موشک‌ها را تولید می‌کنند.» او سپس این رقم را با توانایی محدود غرب مقایسه کرد: «این را با شش یا هفت موشک رهگیری که ما می‌توانیم در ماه تولید کنیم، مقایسه کنید.» نسبت هزینه‌ها (20 به یک در پهپاد‌ها و 176 به یک در موشک‌های بالستیک) و شکاف عمیق در توان تولید ماهانه (7 به 100)، همگی گواه این حقیقت است که تأمین کمک‌های نظامی و امنیتی به متحدان منطقه‌ای (مانند اسرائیل) مستقیماً بر بودجه فدرال تأثیر می‌گذارد. 
این اتفاقات علاوه بر تشدید کسری بودجه آمریکا، یک نتیجه دیگری نیز دارد. باتوجه‌به اینکه شرکت‌های آمریکایی، روسی و چینی بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده تسلیحات جنگی هستند، عبور موشک‌ها و پهپاد‌های ارزان‌قیمت ایران از سد‌های دفاعی آمریکا اعتماد به تسلیحات گران‌قیمت آمریکایی را به طور قابل‌توجهی کاهش می‌دهد. همچنین این اتفاق، رقابت قدرت‌ها برای دستیابی به فناوری‌های متقابل برای مقابله با تهدیدات احتمالی آمریکا در آینده را افزایش می‌دهد. 

تبعات جنگ بر منافع آمریکا در خاورمیانه 
علاوه بر اثرات مستقیم جنگ تحمیلی علیه ایران به اقتصاد آمریکا، درگیری منطقه خاورمیانه در میانه یک جنگ بزرگ، به طور غیرمستقیم نیز هزینه‌های هنگفتی به اقتصاد آمریکا وارد می‌کند. در خصوص اثرات جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر اقتصاد و منافع آمریکا می‌توان این موضوع را به تفکیک کشور‌های مختلف خاورمیانه نیز بررسی کرد. 

1-   عربستان سعودی
پس از صهیونیست‌ها که بیشترین روابط امنیتی و نظامی را با آمریکا دارند، عربستان سعودی از مهم‌ترین شرکای تجاری و امنیتی آمریکا در منطقه است. عربستان سعودی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در آمریکاست. جنگ اخیر به‌شدت بر هزینه‌های آمریکا و عربستان سعودی در حوزه‌های زیرساخت، انرژی و به طور ویژه بر افزایش هزینه‌های امنیتی و نظامی افزوده است. 
بر اساس گزارش‌های تجاری، حجم تجارت کالایی بین آمریکا و عربستان سعودی در سال‌های اخیر بین ۳۰ تا ۴۵ میلیارد دلار در نوسان بوده است. همچنین حجم تجارت خدمات (سفر و گردشگری، خدمات مالی و فناوری) بین دو کشور نیز سالانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار است. به عبارتی، حجم تجارت کالا و خدمات عربستان و آمریکا سالانه به 60 تا 65 میلیارد دلار می‌رسد. عمده صادرات آمریکا مربوط به ماشین‌آلات، تجهیزات حمل‌ونقل و محصولات کشاورزی بوده و واردات اصلی شامل نفت خام و محصولات پتروشیمی است. البته در یک دهه اخیر به واسطه جهش تولید نفت شیل آمریکا، حجم واردات نفت آمریکا از عربستان سعودی به‌شدت کاهش یافته است. شرکت‌های نفتی آمریکایی در طول دهه‌ها سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در حوزه انرژی عربستان سعودی انجام داده‌اند و البته در حال حاضر در حوزه خدمات فنی و مهندسی در حوزه زیرساخت و فناوری و در پروژه‌های عظیم عربستان ۲۰۳۰ (مانند NEOM)، پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر و بخش سرگرمی و گردشگری سرمایه‌گذاری کرده‌اند. حوزه دفاعی بخش دیگری از همکاری‌های سرمایه‌گذاری آمریکا در عربستان از طریق انتقال فناوری است. گرچه تصور اولیه این است که عمده سرمایه‌گذاری‌ها و منابع از سمت عربستان سعودی به آمریکا در جریان است، اما تخریب زیرساخت‌های حوزه انرژی عربستان و اختلال در جریان انرژی منطقه تأثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد آمریکا می‌گذارد که بخشی از آن تاکنون آشکار شده و بخش مهم‌تر با طولانی‌شدن جنگ رخ خواهد داد. 

2-   امارات 
علاوه بر اینکه اماراتی‌ها سرمایه‌گذاری‌های کلانی در آمریکا انجام داده‌اند، آمریکایی‌ها نیز در حوزه‌های نظامی، املاک و مستغلات، فناوری و استارتاپ‌ها، خدمات مالی و حوزه انرژی در امارات سرمایه‌گذاری انجام داده‌اند. در حال حاضر دبی به‌عنوان یک هاب مالی منطقه‌ای، مرکز فعالیت بانک‌ها و شرکت‌های مالی آمریکایی است. این روابط تا آنجایی است که خانواده ترامپ نیز در حوزه املاک و مستغلات امارات متحده عربی سرمایه‌گذاری کرده است. همچنین نگاه آمریکا به کشور‌های خاورمیانه به‌ویژه امارات و رژیم صهیونیستی به‌عنوان هاب هوش مصنوعی و هاب مالی و هاب شرکت‌های نوپا و فناوری بوده و سرمایه‌گذاری‌های مشترکی بین آمریکا و امارات و اسرائیل در این منطقه انجام شده است. آسیب بیشتر و اختلال در اقتصاد نفتی خاورمیانه تأثیر شگرفی بر میزان سرمایه‌گذاری این کشور‌ها در آمریکا می‌تواند داشته باشد. به عبارتی، با اختلال طولانی‌مدت در جریان انرژی این کشور‌ها، آن‌ها با کاهش درآمد‌های نفتی و افزایش کسری بودجه روبه‌رو می‌شوند که این موضوع مستقیماً می‌تواند بر روند سرمایه‌گذاری این کشور‌ها در آمریکا اثر منفی بگذارد. 

3-   قطر
صندوق سرمایه‌گذاری قطر (QIA) یکی از بزرگ‌ترین صندوق‌های ثروت ملی جهان است که سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در بخش‌های مختلف اقتصادی آمریکا (املاک، فناوری و سرگرمی) انجام داده است. همچنین این کشور در جریان سفر ترامپ به خاورمیانه نیز تعهدات بسیار بزرگی برای سرمایه‌گذاری در این کشور متحمل شده است. بخش دوم مربوط به حضور شرکت‌های آمریکایی در توسعه میادین عظیم گاز طبیعی قطر است. بخش سوم مربوط به تجارت دوجانبه است. درحالی‌که صادرات آمریکا به قطر شامل هواپیما، ماشین‌آلات و تجهیزات بوده، این کشور واردکننده گاز طبیعی مایع (LNG) و محصولات پتروشیمی از قطر است. 

4-   کویت
همکاری‌های آمریکا با کویت در حوزه‌های انرژی و نفت، حوزه امنیتی و سرمایه‌گذاری و تجارت کالا و خدمات است. شرکت‌های بزرگ انرژی آمریکایی (مانند شرکت‌های خدمات نفتی و مهندسی) اغلب در پروژه‌های بزرگ اکتشاف، تولید و پالایشگاهی کویت مشارکت دارند. کویت یکی از سرمایه‌گذاران مهم در بازار‌های مالی آمریکا است. صندوق ذخیره ارزی این کشور میلیارد‌ها دلار دارایی را در اوراق خزانه‌داری آمریکا، سهام و املاک و مستغلات سرمایه‌گذاری کرده است که به حفظ نقدینگی و ثبات بازار‌های مالی آمریکا کمک می‌کند. شرکت‌های آمریکایی در پروژه‌های زیرساختی بزرگ در کویت، از جمله توسعه فرودگاه‌ها، بنادر و پروژه‌های شهری، مشارکت می‌کنند. 

5-  رژیم صهیونیستی
برخلاف کشور‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس، گرچه رژیم صهیونیستی سهم زیادی در تجارت دوجانبه و سرمایه‌گذاری در آمریکا ندارد، اما برای آمریکا رژیم صهیونیستی یک هاب بزرگ استارتاپ‌هاست. بسیاری از مراکز تحقیق‌وتوسعه (R&D) آمریکا و بسیاری از غول‌های فناوری آمریکا (مانند گوگل، اپل، مایکروسافت، اینتل) در سرزمین‌های اشغالی مستقر هستند. صادرات آمریکا به رژیم صهیونیستی شامل هواپیما، تجهیزات دفاعی، محصولات صنعتی بوده و واردات آمریکا از این رژیم شامل تجهیزات پزشکی، الماس (فراوری شده)، قطعات الکترونیکی و نرم‌افزار است. شلیک هدفمند به قلب شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکا در اسرائیل از سوی ایران هزینه‌های هنگفتی برای آن‌ها ایجاد کرده که نمونه بارز آن در جنگ 12 روزه مشاهده شد. افزایش خسارت‌ها به اقتصاد اسرائیل منجر به افزایش کمک‌های آمریکا به این رژیم نیز خواهد شد. طبق داده‌های رسمی آمریکا، اسرائیل بزرگ‌ترین دریافت‌کننده کمک‌های دولتی از آمریکاست، به‌طوری که رقم کمک‌های نظامی و غیرنظامی آمریکا به اسرائیل در چند دهه اخیر به بیش از 400 میلیارد دلار رسیده است. 
 
 
 


پربیننده ترین


سایر اخبار مرتبط